قصد از نوشتن این پست این بود که بگیم بچه های دانشگاه تهران همشون سیاسی نیستن. بینشون آدمهای اهل دل زیاد پیدا میشه.


قسمت شد امشب که شب جمعه باشه بریم بهشت زهرا دعای کمیل و زیارت شهدا به همراه مداحی حاج سعید حدادیان. حالا جدای از اینکه رفتیم سر مزار ۷۲ تن از شهدای دولت رجایی و شهید بهشتی و باهنر و بعد از اونجا رفتیم سر مزار شهید چمران و نماز جماعت و شروع دعای کمیل و ...

نمیخواستم سیاسی باشه ولی شد.

حاج سعید مابین دعای کمیل میگفتن که بچه های جبهه هیچ قانون اساسی رو نگاه نکرده بودند و تو هیچ کتابی دنبال دایره اختیارات ولی فقیه نگشته بودند. ولی وقتی ازشون می پرسیدی که بخاطر چی اومدی؟ جبهه میگفتن: به عشق ولایت فقیه به عشق امام

حالا کجا رفت اون حب ولایت فقیه؟

خطاب به ما می گفتند: چرا توی کوی دانشگاه امسال این اتفاقات افتاد؟ چرا قبح توهین به ولایت فقیه شکسته شد؟ چرا ما با وجود این همه اهانت هنوز داریم توی کوی قدم می زنیم و راه می ریم؟

و اون موقع بود که از خودم خجالت کشیدم. خجالت کشیدم برای اینکه دارم شب و روز جایی زندگی می کنم و قدم برمی دارم که همه جوره دارن ولی فقیه رو زیر سوال می برن. توهین های پی در پی و ... و ما داریم کنارشون زندگی می کنیم و عین خیالمونم نیست.

آخرش دعا کردیم که خود شهدا به این آشوبگران و خراب کاران نظم و وحدت کشورمون سیلی بزنند.

انشاالله