امروز روز خدا بود. آسمان اهواز بارانی است. امروز کارون سیراب است. و ده روز دیگر حسین و عباس تشنه لب شهید می شوند. صلی الله علیک یا ابا عبد الله.
آه که چقدر دل می گیرد در این هوای بارانی. امروز همه رخت عزا بر تن می کنیم و به خاطر این ماتم آسمان اهواز هم گریه می کند.
پس رو در بقیع به زهرا خطاب کرد وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
کای مونس شکسته دلان حال ما ببین ما را اسیر بی کس و بی آشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند بر ورطه عقوبت اهل بلا ببین
تن های کشتگان همه بر خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکه کربلا ببین
آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام یک نیزه اش ز باد مخالف جدا ببین
...........
این کشته فتاده به هامون حسین توست این صید دست و پا زده در خون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی دود از زمین رسانه به گردون حسین توست
این قالب تپان که چنین مانده بر زمین شاه شهید نا شده مدفون حسین توست
این شاه کم سپاه که با خیل اشک و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
پانوشت:
- در ادامه مطلب شعری از آقای علیرضا قزوه رو گذاشتم. خیلی قشنگه
ادامه مطلب










