و بازمانده نسل هزار حنجره ام
هنوز عهد و مرامی و جان نیمه تمامی که داشتم را دارم
به همرهان که جفا می کنند می گویم
که تا به چشمه نور حیات روزنه ایست .....
تمام بود و نبودم و بند بند وجودم فدای خامنه ایست ....
پانوشت:
- گفتم وسط بحث های من و بردیا یه شعری خونده باشم تا یه کم نفسم چاق بشه! البته بحث کردن منو از پا ننداخته! هیچ وقت هم نخواهد انداخت!
- هرچند به مذاق بردیا خوش نمیاد! می دونم! ولی چون وبلاگ خورشید عالمتاب متعلق به همس باید مراتب ذائقه خواننده های وبلاگ رو رعایت می کردیم!
- آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
