تبليغاتX
خورشید عالم تاب

از برادرم کمال تشکر رو دارم که این کاستی رو با حداقل شرایط موجود برطرف کرده است. بنده بعد از مراسم سریع خودم رو به لب تاپم رسوندم تا با مطلب جدید و آپلود کردن عکس ها وبلاگ را به روز کنم ولی متاسفانه بعد از ۵/۵ ساعت به دلیل حجم زیاد عکس ها نتوانستم آنها را در اختیار شما قرار دهم.


دیروز روز ۱۳ آبان سال ۱۳۸۸ است. طبق برنامه های قبلی قرار بود که امروز تجمع هایی بر ضد دولت و نظام صورت بگیرد. از آنجا که دانشگاه تهران همیشه مراسم های جدایی برگزار می کند ما هم ترجیح دادیم که به آنجا برویم و گزارش های تصویری تهیه کنیم.

متاسفانه صبح، دیر از خواب بیدار شدم  سریع وسایلم (که شامل تمام ابزار خبرنگاری از جمله دوربین، دفترچه یادداشت، خودکار و بیسکوییت بود)  را جمع کردم و به طرف دانشگاه به راه افتادم. سرویس دانشگاه مارا عقب تر از مکان معمول پیاده کرد. از آنجا تا ابتدای خیابان طالقانی که همان خیابان قدس و درب شرقی دانشگاه می شد پیاده رفتم. نیروهای پلیس و گارد ضد شورش تمام خیابان را پر کرده بودند هنوز نرسیده بودم که دیدم دختری با موهای باز روی زانو نشسته و خودش را می زند و جیغ و داد می کرد. پلیس سریع دورش را گرفت و روسری اش را برایش آوردند. حال دانشجویان در داخل پردیس مرکزی شعار می دادند که: ولش کن ولش کن ولش کن

خواستم عکس بگیرم ولی نتوانستم چون هر لحظه ممکن بود که دوربین عزیز و نازم را از من بگیرند به همین خاطر از کارم پشیمان شدم.

اول فکر کردم که نمی توانم وارد پردیس شوم ولی بعد از کمی تامل فهمیدم که می توان از درب پزشکی وارد شد. در حال تصمیم گرفتن بودم که صحنه ی ناهنجاری را دیدم که دانشجویان از داخل به بیرون سنگ پرتاب می کردند. خود را در خطر دیدم. با افزایش شتاب به پاهایم توانستم خودم را به درب پزشکی برسانم. حال همان قدر که بالا رفتم باید از داخل از این طرف حصار دانشگاه پاییم می آمدم. نزدیک درب شرقی که رسیدم کفش گلی دختری که بالای سکو ایستاده بود به لباسم برخورد کرد و من هم گلی شدم. یک لحظه ایستادم و نظری به چهره اش انداختم. جدای از اینکه چه آدمی بود گفت: اشکال نداره تو جنگ ازین چیزا پیش میاد دیگه.

با حالتی عصبانی به راه خود ادامه دادم ولی کمی آن طرفتر از حرفش خنده ام گرفت.

جمع زیادی از داخل در پشت درب شرقی جمع شده بودند و شعار می دادند که به دلیل تکراری بودن از ذکر آنها خودداری می کنم.

این هم تجمع دانشجویان معترض در پشت درب شرقی از زاویه ای دیگر

نیروهای ضد شورش در پشت در به صف و منظم  و مرتب ایستاده بودند تا امر از تو یک اشارت از ما به سر دویدن را از طرف فرمانده خود بشنوند.

به سختی عکس می گرفتم هر لحظه ممکن بود که یک نیروی امنیتی دوربینمو بقاپه به خاطر همین زیاد نمیتونستم از نزدیک عکس بگیرم.بعد از ۱۵ دقیقه ای که پشت در شرقی بودند تصمیم گرفتند که به طرف درب اصلی حرکت کنند. در میان راه که داشتیم می رفتیم جوانکی دیدم که تصویر تجمع را بر روی کاغذ ترسیم می کرد. با اجازه ازش عکس گرفتم.

یک مسئله جالب وجود داشت که جمعیت معترض از خیابان مسقف روبه روی دانشکده حقوق رفتند. و این باعث می شد که طنین الله اکبرشان حسابی بپیچد. که در نهایت شور هیجانی دیگر ایجاد می کرد. که کاذب بود.

در این فصل هرکسی که آنفولانزا گرفته ماسک میزاره. حالا یعنی همه ی اینها آنفولانزا داشتن؟ یا خودشونو زدن به آنفولانزا داشتن؟ حالا خوبه که ازشون نگرفتم

بعد از اینکه به درب اصلی رسیدیم هرکسی تلاش می کرد که خود را به یک ارتفاع و بلندی برساند تا جمعیت را بهتر ببیند. به همین خاطر با هر مصیبت و سختی که بود از دکه ها بالا می رفتند.

این هم انتقال به ارتفاعی دیگر. البته مقصودشان روبان کشی بود.

پس از رسیدن شروع کردند به شعار دادن هرچیزی که به ذهنشون می رسید.

مرگ بر دیکتاتور چه ... چه دکتر. (به علت کریه بودن شعار آن را به صورت کامل بیان نمی کنیم)

به علت وجود فیلم بردار هایی از بیرون این شعار را نیز سر می دادند:

مزدور چقدر گرفتی دوربین به دست گرفتی

همچنین نه شرقی نه غربی دولت سبز

موسوی (دست دست دست) خاتمی (دست دست دست) کروبی (دست دست دست) صانعی (دست دست دست)

یکی از حرکات واقعا زشتی که انجام می دادند پرتاب سنگ به طرف نیروهای ضد شورش بود. دریغ از اینکه نمی دونستند که تمام لباسهاشون ضد همه چیه. یا شاید هم می دونستند و ....

بعد کمی استراحت وقتی که گوشه ای ایستاده بودم و مشغول خوردن ویفر شکلاتی متوجه سوت و کف شدم با کمی دقت دیدم که به پرچم ایران روبان سبز بسته اند و آن را بالا می برند. یکی از دخترایی که پیشم بود گفت: وای چقدر پرچم خوشگل شده؟ پیش خودم گفتم: آخه کجاش خوشکل شده؟

تنها چیزی که اینجا تداعی می شد مبحث آویزون شدن بود.

یکم عقب تر اومدم و دوباره و دوباره مثل همیشه نظریه خودم اثبات شد که همیشه جمع حاشیه(تماشاچی)  بیشتر از خود متن هستند.

احساس گرسنگی بهم دست داد و همچنین ساعت به ساعت ناهار نزدیک شده بود. تصمیم گرفتم که به طرف سلف برم و ناهار بخورم بعد برگردم. همین طور که داشتم به طرف سلف می رفتم دیدم که جمع ۵۰-۶۰ نفری دختر و پسر داشتن به طرف بالا فرار می کردند. از هر کدومشون می پرسیدم که چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟ هیچ کدوم نمی دونستند که چرا فرار کردند.

این بود که سوژه دوم خندیدنم بوجود اومد و تا سلف خندیدم. بعدا فهمیدم که دیلیلش سردادن شعار علیه رهبر بوده و نیروهای ضد شورش یکم ترسوندنشون. اینم عکس جمعیتی که فرار کردند و الان در حال بازگشت بودند.

یکی از آقایون محترمی که از اونجا میگذشت گفت به به اینا میخوان نظامو عوض کنن؟

خلاصه به سلف رسیدیم و حسابی دلی از عزا درآوردیم اینم غذای سلف روز ۱۳ آبان

بعد از سلف سریع برگشتم به طرف درب اصلی. اتفاق خاصی نیفتاده بود یکم روبان کشی ها بیشتر شده بود. دخترا جلو و پسرا عقب رفته بودند و تعداد آدم هایی به نرده ها آویزون شده بود بیشتر شده بود.

بعد از مدتی تصمیم گرفتند که یه خستگی در کنند به خاطر همین اندکی نشستند و شعر "یار دبستانی من" رو خوندند. گفتند حالا نشسته هم بخونیم اشکال نداره.

اینم عکس نیروهای ضد شورش که بصورت ردیف ایستاده اند. حالا همه تجمع کننده ها اینور وایسادن نمیدونم چرا نیروها اونوری وایسادن...

اینجا بود که با شنیدن یک شعار بسیار ناراحت شدم. خود جمله مشکلی نداشت ولی اینکه از زبان چه کسی این شعار گفته میشه ناراحت کننده بود.

یا حجه بن الحسن ریشه ظلمو بکن

مسئله ی ناراحت کننده ی دیگری که وجود داشت کارایی بود که بعضی دختران برای خود نمایی انجام می دادند. برای مثال عکس زیر که این دختر خانوم به بهونه ی پوشاندن صورتش که از دوربین ها در امان باشد مقنعه ی خود را جوری پیچانده بود که موهایش از پشت بیرون بیفتند. و این را خودم به عینه دیدم که هربار چک می کرد که آیا موهایش بیرون است یا نه؟

در گوشه ای ایستاده بودم که دیدم چند نفری مشغول بحث کردن هستند. کم کم خودشان مرا وارد بحث کردند. بعد از بحثی که زیاد مفید نبود. متوجه شدم که یکی از آقایون که عصبانی هم شده بود می گفت: کی دوربین داره بیاد از این ...(فحش) که داره از ما فیلم برداری می کنه عکس بگیره. گفتم: خب چه اشکال داره اینهمه دارن فیلم و عکس می گیرن از این ور حالا اون از اون طرف می گیره.

اونجا موندن فایده نداشت. جمع خسته کننده شده بود. چیز خاصی اتفاق نمی افتاد. تصمیم گرفتم که به بیرون از پردیس برم و از اونجا هم خبر بگیرم به محض اینکه از در بیرون رفتم انتظامات بلند گفت: هرکی که بیرون رفت دیگه نمی تونه برگرده تو. امروز دیگه دانشگاه تعطیله

رسیدم به جمعیت بسیجی که پرشور بودند و با صدایی بلند تر از صدای سبز شعار می دادند. الله اکبر الله اکبر الله اکبر

فکر می کنم که بهتره اینجا یکم سکوت کنم . اینجا آرامش خاصی داشتم

 

ایشون هم بلندگو تشریف داشتند.

وقتی که رسیدیم میدان انقلاب تصادف یک موتوری با یک عابر پیاده رخ داد که من از این صحنه عکس گرفتم. متاسفانه یکی از موتورسواران بسیجی که افراطی هم بود مرا در حال عکس گرفتن دید. برخورد خوبی با من نداشت. با صدای بلند می گفت عکس را پاک کن. گفتم برای چی؟ دلیلی نداشت خیلی اصرار کرد. من همانجا عکس را پاک کردم بعد گفتم: هیچ دیلیلی واسه این حرفتون نداشتید.

همان جا بود که از این جور آدم ها متنفر شدم. حالم گرفته شد. خیلی ناراحت شدم. ممکن بود اگه همچین برخوردی باهام نمیشد بیشتر می موندم.

بازم دعای همیشگی

خدا آخر عاقبت همه ی ما رو ختم به خیر کنه   

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 21:49 |

دیروز روز ۱۳ آبان سال ۱۳۸۸ است. طبق برنامه های قبلی قرار بود که امروز تجمع هایی بر ضد دولت و نظام صورت بگیرد. از آنجا که دانشگاه تهران همیشه مراسم های جدایی برگزار می کند ما هم ترجیح دادیم که به آنجا برویم و گزارش های تصویری تهیه کنیم.

متاسفانه صبح، دیر از خواب بیدار شدم  سریع وسایلم (که شامل تمام ابزار خبرنگاری از جمله دوربین، دفترچه یادداشت، خودکار و بیسکوییت بود)  را جمع کردم و به طرف دانشگاه به راه افتادم. سرویس دانشگاه مارا عقب تر از مکان معمول پیاده کرد. از آنجا تا ابتدای خیابان طالقانی که همان خیابان قدس و درب شرقی دانشگاه می شد پیاده رفتم. نیروهای پلیس و گارد ضد شورش تمام خیابان را پر کرده بودند هنوز نرسیده بودم که دیدم دختری با موهای باز روی زانو نشسته و خودش را می زند و جیغ و داد می کرد. پلیس سریع دورش را گرفت و روسری اش را برایش آوردند. حال دانشجویان در داخل پردیس مرکزی شعار می دادند که: ولش کن ولش کن ولش کن

خواستم عکس بگیرم ولی نتوانستم چون هر لحظه ممکن بود که دوربین عزیز و نازم را از من بگیرند به همین خاطر از کارم پشیمان شدم.

اول فکر کردم که نمی توانم وارد پردیس شوم ولی بعد از کمی تامل فهمیدم که می توان از درب پزشکی وارد شد. در حال تصمیم گرفتن بودم که صحنه ی ناهنجاری را دیدم که دانشجویان از داخل به بیرون سنگ پرتاب می کردند. خود را در خطر دیدم. با افزایش شتاب به پاهایم توانستم خودم را به درب پزشکی برسانم. حال همان قدر که بالا رفتم باید از داخل از این طرف حصار دانشگاه پاییم می آمدم. نزدیک درب شرقی که رسیدم کفش گلی دختری که بالای سکو ایستاده بود به لباسم برخورد کرد و من هم گلی شدم. یک لحظه ایستادم و نظری به چهره اش انداختم. جدای از اینکه چه آدمی بود گفت: اشکال نداره تو جنگ ازین چیزا پیش میاد دیگه.

با حالتی عصبانی به راه خود ادامه دادم ولی کمی آن طرفتر از حرفش خنده ام گرفت.

جمع زیادی از داخل در پشت درب شرقی جمع شده بودند و شعار می دادند که به دلیل تکراری بودن از ذکر آنها خودداری می کنم.


 پانوشت مدیر وبلاگ:

  1. با تشکر فراوان از آبجی خودم که اینقدر قشنگ و زیبا مطالب و خاطرات رو بازگو و انعکاس میده
  2. ما کماکان منتظر ادامه مطالب هستیم
  3. خدمت دوستان عرض کنم که به علت مشکل در آپلود عکس ها آبجی بنده در این پست کمی مایوس شده اند که من از ایشون می خوام حتی اگه شده بدون عکس این مطلب رو گزارش بده
  4. ضمنا از طرف برخی بسیجی های خودسر برخورد بدی با ایشون شده که شدیدا باعث ناراحتی ایشون شده که گزارش اون متعاقبا اعلام و به نظر خوانندگان خواهد رسید.
+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 15:55 |

حنظله یکی از یاران باوفای پیامبر بود فردای شب زفاف درحالی که غسل بر او واجب شده بود ندای فراخوان پیغمبر را برای مبارزه با کفار در جبهه جهاد حق علیه باطل لبیک گفت و در رکاب پیامبر به میدان جنگ رفت!

حنظله تازه ازدواج کرده بود! وقتی از کنار همسرش برخاست! فکر کرد غسل را بعدا هم می تواند انجام بدهد! اما اگر دستور رسول خدا را به تاخیر بیندازد مرتکب گناهی بس بزرگ شده که سرانجام آن دوزخ و خشم خداست! برای همین بدون تعلل لباس رزم پوشید و به همراه سپاهیان محمد رسول الله راهی جبهه شد!

حنظله شهید شد! و پیامبر لقب او را حنظله غسیل الملائکه گذاشت! یعنی کسی که ملائکه او را غسل دادند!

از حنظله پسری به دنیا آمد که اسم او را عبدلله گذاشتند! عبدلله فرزند شهید بود! آن هم چه شهیدی! عبدلله بن حنظله غسیل الملائکه! گذشت و عبدلله بزرگ شد! ....... تا هنگام قیام کربلا ..... امام حسین او را به یاری فراخواند! آن هم بر علیه یزید شراب خوار و میمون باز!

عبدلله دست رد به سینه امام حسین زد و به او گفت: شما هر دو مسلمان هستید و من در جنگ بین دو مسلمان شرکت نمی کنم!


پانوشت:

  1. میلاد مسعود هشتمین ستاره آسمان ولایت و امام را به ساحت مقدس آقا امام زمان (عج) روحی و ارواحنا لتراب مقدمه فدا و محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین حضرت آیه الله العظمی امام خامنه ای و تمامی مسلمین و شیعیان و محبان اهل بیت و شفایافتگان بارگاه ملکوتی اش چه مسلمان و چه غیر مسلمان و همه دوستان و هم وبلاگی های خودم تبریک و تهنیت عرض می کنم.
  2. توی این عالم هستی که همش رو به فناست       به خدا یه دل دارم اونم مال امام رضاست
  3. یک سر حرفم با بردیا است!
  4. اینکه حنظله در کدام جنگ شهید شد را فراموش کردم ولی اگر اشتباه نکنم جنگ احد بود!
  5. پسر نوح با بدان بنشست          خاندان نبوتش گم شد
  6. عطار گفته که می خواد یه پست انتقادی درباره صدا و سیما بنویسه! منتظریم! خدا یه طوری بنویسه که فیلترمون نکنن!
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 17:12 |

سلام.

من خودم یک دانش آموز هستم در مقطع سوم دبیرستان؛13 آبان هم روز ماست نه روز جنبش یا جناح خاصی...

میخواهم این روز به خوبی و خوشی و پاکی شروع شود و با غروب خورشید و چشمک ستاره ها به پایان برسد و احساس امنیت و آسایش خاطر داشته باشم نه آن که با شعار ضد حکومت و تظاهرات غیر قانونی و شعارهای زشت و ناپسند و در آخر اغتشاش رو به رو شوم...


مردم انقلابی اسلامی ایران هوشیار باشید؛دشمن کمین کرده است.


اختصاصي فارس/ ايران در بودجه 2010 پنتاگون(1)
بودجه 55 ميليون دلاري پنتاگون براي جنگ نرم در ايران

خبرگزاري فارس: پنتاگون در لايحه‌اي با عنوان‌ "قانون قربانيان سانسور در ايران " براي جنگ نرم عليه انقلاب اسلامي و براندازي آن، عبور از فيلترينگ و شبكه سازي اغتشاشگران بودجه 55 ميليون دلاري در سال 2010 اختصاص داد.


به گزارش خبرگزاري فارس، كميته‌ نيروهاي مسلح مجلس نمايندگان آمريكا (HASK) در لايحه بودجه سال 2010 پنتاگون براي نفوذ در ايران، مقابله با فيلترينگ سايت‌هاي ضد ايراني، تحريك قربانيان سانسور در ايران، آموزش الكترونيكي ايرانيان مخالف نظام براي براندازي نرم و شبكه سازي اينترنتي براي اغتشاشگران بعد از انتخابات رياست جمهوري، ارائه آموزش‌هاي لازم رسانه‌اي و كامپيوتري براي راه اندازي سايت‌ها جهت اطلاع رساني، بودجه 55 مليون دلاري تصويب كرد.


فارس: فرمانده سپاه سيدالشهداي استان تهران با اشاره به حوادث تلخ و قانون شكنانه پس از انتخابات گفت: كانون فتنه اعلام كرده كه در روز 13 آبان شيطنت‌هايي را خواهد داشت. در اين زمينه نيز بايد هوشيار باشيم و غفلت نكنيم.


سردار جوكار در نشست خبري اعلام كرد:
حضور 3 ميليون بسيجي در راهپيمايي 13 آبان

خبرگزاري فارس: رئيس بسيج دانش‌‌آموزي و فرهنگيان گفت: سه ميليون دانش‌آموز بسيجي در مراسم مبارزه با استكبار جهاني در راهپيمايي روز 13 آبان حضوري سازمان يافته خواهند داشت.





اعلامیه های جنبش سبز را در ادامه مطلب ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مخلوق در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 15:52 |

قصد از نوشتن این پست این بود که بگیم بچه های دانشگاه تهران همشون سیاسی نیستن. بینشون آدمهای اهل دل زیاد پیدا میشه.


قسمت شد امشب که شب جمعه باشه بریم بهشت زهرا دعای کمیل و زیارت شهدا به همراه مداحی حاج سعید حدادیان. حالا جدای از اینکه رفتیم سر مزار ۷۲ تن از شهدای دولت رجایی و شهید بهشتی و باهنر و بعد از اونجا رفتیم سر مزار شهید چمران و نماز جماعت و شروع دعای کمیل و ...

نمیخواستم سیاسی باشه ولی شد.

حاج سعید مابین دعای کمیل میگفتن که بچه های جبهه هیچ قانون اساسی رو نگاه نکرده بودند و تو هیچ کتابی دنبال دایره اختیارات ولی فقیه نگشته بودند. ولی وقتی ازشون می پرسیدی که بخاطر چی اومدی؟ جبهه میگفتن: به عشق ولایت فقیه به عشق امام

حالا کجا رفت اون حب ولایت فقیه؟

خطاب به ما می گفتند: چرا توی کوی دانشگاه امسال این اتفاقات افتاد؟ چرا قبح توهین به ولایت فقیه شکسته شد؟ چرا ما با وجود این همه اهانت هنوز داریم توی کوی قدم می زنیم و راه می ریم؟

و اون موقع بود که از خودم خجالت کشیدم. خجالت کشیدم برای اینکه دارم شب و روز جایی زندگی می کنم و قدم برمی دارم که همه جوره دارن ولی فقیه رو زیر سوال می برن. توهین های پی در پی و ... و ما داریم کنارشون زندگی می کنیم و عین خیالمونم نیست.

آخرش دعا کردیم که خود شهدا به این آشوبگران و خراب کاران نظم و وحدت کشورمون سیلی بزنند.

انشاالله 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 0:34 |

سلام سلام سلام

بعد از مدت ها اومدم تا اینکه هم حضور خودمو اعلام کنم و بگم هنوز هستم و نیز ۲ مطلب را به عرض شما خوانندگان وبلاگ برسونم.


اول اینکه ولادت حضرت معصومه (س) و روز قشنگ دختره (یکم دیره ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است) که به تمام خوانندگان دختر وبلاگ تبریک میگم.

و دوم اینکه ۱۳ آبان  قراره خبرهایی بشه. خبرهایی از نوع سبز. و من با مطلب جدید و عکس های جدید در خدمتتون خواهم بود.

تا اون موقع حق نگه دارتون 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 23:11 |

سلام.

واقعاً متاسفم برای افکار پلیدی که این جنبش همواره با خود به همراه داشته است،زیرا که با این اعمال ناپسند و پلید خود؛بیشتر ذات ملعون خویش را نمایان می کنند...سپاه اراده کند این گروهک ناچیز را از صحنه ی روزگار محو خواهد کرد(مطمئن باشید)





مرگ بر هر چی تروریسته>>>>>

از اول تا آخـــــــــــــر بیانیه ای که صادر کردند،دروغ اســـــــــــــــــــــــــــــــــت



(برای شادی روح شهیدان گرانقدر این مرز و بوم صلوات)

بیانیه جدید گروهک تروریستی جندالله را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مخلوق در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 10:44 |
برادر عزیزم! بردیا جان!

در ابتدا شهادت جانگداز امام جعفر صادق(ع) رو به همه دوستان

و محبان اهل بیت تسلیت عرض می کنم!

آجرک الله یا بقیه الله ....

  1. در مورد سازمان های جاسوسی موساد و سیا و رسانه های خبری مثل BBC بحث زیادی ندارم. گفتی به هم چه ربطی دارن؟ خدمت شما عارضم که ربط این دو بسی مستقیم است! به بیان دیگر رسانه ها در خدمت سازمان های جاسوسی هستند! چطور اینها به هم ربطی ندارن؟ در دنیای توسعه یافته امروزی قوی ترین جاسوسان دنیا فقط از روی اخبار رسانه ها قوی ترین تحلیل ها و برنامه ریزی ها رو انجام میدن! می تونی کتاب " شکار جاسوس" رو بخونی که خاطرات یک مقام ارشد در سازمان جاسوسی کشور انگلیسه (اسمشو یادم رفت) ...! این کتاب مال دهه 1950 تا اگه اشتباه نکنم 1980 میلادیه! الان که دنیا خیلی پیشرفت کرده! اگر کمی بیشتر دقت کنی هماهنگی جوامع خبری و جاسوسی رو به وضوح خواهی دید! حالا با این وضع سوال من یه نکته داشت! چرا خبرنگاران و روزنامه نگاران اصلاح طلب بعد از ضربه زدن به نظام سر از سازمان های خبری آمریکا و انگلیس در میارن؟؟ چرا سر از کشورهای آسیای شرقی در نمیارن؟ جواب این سوال خیلی روشنه .....
  2. اما گفتی: تقصیر ماست که این خبرنگارا فرار می کنن! در اصل منظورت این بود که ما اونا رو فراری میدیم! به نظر تو اگه ابن عباس (یکی از سرداران بزرگ سپاه امام حسن) از توی اردوگاه جنگی امام حسن(ع) به سپاه معاویه پناهنده شد تقصیر امام حسن بود؟؟؟؟ این چه استدلالیه که تو میکنی؟ چرا تو خودفروختگی و نوکر مئابی اینا رو به پای نظام می نویسی؟؟؟ البته نظر من اینه که این افراد خریداری شده توسط دشمنان ضعیف النفس هستند و با فقدان خدا مواجهند! با استدلالی که تو کردی می توانیم بگوییم وجود منافقین در جامعه اسلامی (زمان صدر اسلام) ناشی از عملکرد غلط پیغمبر و بقیه ائمه بوده! بردیا قضاوت کن ......!


پانوشت:

  1. ولایت چیست؟ در خون غوطه خوردن              کلید سینه بر مولا سپردن
  2. از جناب محبوب بسیار تشکر میکنم که در بحث های ما به طور فعال شرکت می کنن! قلمت کوبنده بادا!
  3. جناب بردیا! شما که ترجمه قرآن رو یک بار از اول تا ته خوندی ..... توی قرآن نوشته در زمین سیر کنید و از تاریخ و گذشته عبرت بگیرید! " فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبت المکذبین ..." (سوره آل عمران آیه ۱۳۷ در سوره نحل هم تاکید شده است آیه ۳۶)
  4. روزی خواهد رسید که انتقام داغی رو که منافقین بر سینه خانوم فاطمه زهرا نشاندند از آنها بگیریم. و آن روز چقدر سخت خواهد بود برایشان...
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 8:23 |

۱۵ مهر احمدی نژاد با لری کینگ یه مصاحبه داشت که هرچقدر لری کینگ سعی کرد تا احمدی نژاد رو مغلوب کنه یا اونو به چلش بندازه نه تنها موفق نشد بلکه مغلوب استدلال های قوی و نافذ احمدی نژاد شد!! اما برادرم عطار سوال کرده که این کار حزبیه یا ملی؟؟؟؟ برادرم عطار یک سوال از شما دارم: وقتی روزنامه های اصلاح طلب برعلیه انرژی هسته ای ما تبلیغات گسترده راه می اندازند این قضیه حزبیه یا ملی؟

چرا که ملی نباشه؟؟؟ طرف مقابل آقای رئیس جمهور یک خبرنگار خارجیه! که دائم سعی می کنه تا برعلیه دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی تبلیغات منفی کنه! در حقیقت لری کینگ دائما سعی می کنه تا در صحبت های رئیس جمهور منتخب ایران مطلبی را پیدا کنه تا بر علیه منافع نظام جمهوری اسلامی تلبلیغ کنه! حالا دفاع رئیس جمهور از منافع کشور ایران اسلامی عزیز ملیه یا حزبی؟ دفاع و حمایت از امنیت در کشور ما حزبیه یا ملی؟ وجود اتحاد و همبستگی بین رهبری و رئیس جمهور حزبیه یا ملی؟ برگزاری مانورهای قدرت توسط سپاه و ارتش در کشور ما به عنوان عامل بازدارنده در مقابل تهدیدات نظامی از طرف دشمنان ایران عزیز حزبیه یا ملی؟ تلاش برای دستیابی به انرژی هسته ای برای صنعت پیشرفت و توسعه حزبیه یا ملی؟

برادرم عطار و برادرم بردیا! من هم سوال دارم! که دوست دارم بعضیا به من جواب بدن! ارتباط بعضی آقایان با سفارت انگلیس در تهران و همکاری مستقیم اونا با اون سفارت حزبیه یا ملی؟ ارتباط مستقیم بعضی آقایان با بنیاد سوروس و بنیاد راگفلر و غیره و ذالک برای براندازی نظام حزبیه یا ملی؟ حضور کارمندان محلی سفارت انگلیس و فرانسه در شورش های خیابانی و اغتشاشات حزبیه یا ملی؟ ابراز نگرانی مقامات بلند پایه آمریکا و اروپا در مورد دستگیری بعضیها حزبیه یا ملی؟؟؟ چرا هر وقت یه روزنامه نگار زنجیره ای و اصلاحاتی بعد از کلی ضربه زدن به آبروی نظام فرار میکنه سر از سازمان سیا و موساد و بی بی سی و پناهندگی به آمریکا و غرب درمیاره؟! اینا حزبیه یا ملی؟


پانوشت:

  1. هرکه را کاو دور ماند از اصل خویش         بازجوید روزگار وصل خویش
  2. من برادرم عطار رو در کنار برادرم بردیا گذاشتم و دو طیف فکری رو به قضاوت نهادم! نه اینکه این دو را یک جریان سیاسی فرض کردم! البته هر دو ایرانی هستند و شکی نیست که منافع ایران عزیز براشون مهمتر از جریانات حزبی و گروهیه!
  3. به ملازمان سلطان که رساند این دعا را                  که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را       ز رقیب دیو سیرت به خدای خود پناهم                     مگر آن شهاب ثاقب مدید دهد خدا را
  4. امشب شب سه شنبه است برای غافلگیری اموات بلند صلوات
  5. تعجیل در امر فرج باز هم صلوات.
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 6:41 |

۱) نکته اول اینکه: دیروز مصاحبه اختصاصی خبرنگار مشهور (اسمش رو یادم رفت) با احمدی نژاد رو نگاه می کردم! تمام سعی خبرنگار این بود که احمدی نژاد رو در دام کلمات گیر بندازه! اما احمدی نژاد با زیرکی تمام جواب خبرنگار رو می داد! تا اینکه بالاخره بحث دمکراسی شد .... خیلی جالب بود! خبرنگار می خواست با طرح این سوال (برخورد با اغتشاشات اخیر) دمکراسی ایران رو زیر سوال ببره اما بدجوری رو دست خورد .... احمدی نژاد گفت: آمریکا مدعی دمکراسیه .... دمکراسی یعنی اکثریت ..... اکثریت به احمدی نژاد رای دادند ...... پس چرا آمریکا از اقلیت دقاع میکنه؟؟؟؟؟؟  خبرنگار وقتی دید مقهور هنرنمایی کلامی احمدی نژاد شده جز خندیدن چاره اغی دیگه نداشت .....

۲) انتقاد کردن خیلی راحته! اما مهم سواد جواب دادنه!!! به یکی از دوستام که خیلی مدعی انتقاد کردن بود پیشنهاد دادم چرا برای خودت یه وبلاگ درست نمی کنی؟؟ خیلی جواب قشنگی داد ...

گفت: من فقط بلدم انتقاد کنم ..... اما اگر کسی از من سوال پرسید بلد نیستم جواب بدهم. من هم در جوابش گفتم : خسته نباشید.

انتقاد کردن خیلی راحته!  ببینید: چرا آسفالت خیابون خرابه؟؟  چرا دل بعضیا کبابه؟ جای آشغالا تو آبه؟ چرا مرغ همسایه غازه؟ چرا جیب شلوار تو درازه؟؟؟ چرا دماغ بعضیا سوخته است؟؟؟ چرا تن بعضیا کوفته است؟؟؟ چرا زیپ شلوارت دوخته است؟


پانوشت:

  1. دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم؟       ترسد که ظلمی را زند در حق مظلومی رقم
  2. اون انتقادات رو از خودم در و کردم!!!
  3. خوب بید؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 14:43 |
شعبان بی مخ از توی قبر:   سه شنبه 14 مهر1388 ساعت: 16:39

آقا یعنی چه آقا چرا توهین می کونی. ما هم واس خودمون یه مرام و مسلکی داشتیم. خدا رو خوش نمی یاد ما رو با این بی مرام مقایسه کونی. به جون شوما نباشه به جون ننمون تنمون تو قبر لرزید وقتی خبر این تشابه رعب انگیز رو شنفتیم.
آبجی بی خیال. کوتا بیا

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 20:41 |

میشه سوال کنیم فرق میرحسین موسوی با شعبان بی مخ چیه؟؟؟

شعبان بی مخ

شعبان بی مخ با دار و دسته اراذل و اوباشش به خیابون می ریخت و همه جا رو تخریب می کرد!!! آتیش می زد! می کشت!!!! مورد حمایت دست های پشت پرده آمریکایی ها و انگلیسی ها بود!! که بعد از انقلاب هم فرار کرد رفت پیش اربابان خودش!!!!

حالا میرحسین هم با دار و دسته خودش (نمی دونم بگم اراذل و اوباش یا نه! چون هیچ کدوم که نماز خون نبودن!! برای تظاهر یک بار اومدن نماز جمعه همه هویت خودشونو لو دادن!! روزه هم نبودن!! چون اون روز کلی روزه خواری کردن!!! بعدش هم ریختند از مسجد گرفته تا بانک و مغازه هموطن خودشونو به آتیش کشیدند و خراب کردن) به خیابون ریخت و همون کاری رو کرد که شعبان بی مخ کرد!! تازه از رسانه های آمریکا و انگلیس هم به طور علنی مورد حمایت تبلیغاتی قرار گرفت!!

میرحسین موسوی

نمی دونم شعبان بی مخ مسجد آتیش زد یا نه؟؟؟؟؟؟ ولی میرحسین این کار رو کرد!!!

آقا جان لطفا توضیح بدید فرق شعبان بی مخ با میرحسین  چیه؟؟

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 13:13 |

بعد از کلی هرشب الله اکبر گفتن توی خوابگاه راس ساعت ۱۰ شب و ماجراهای روز قدس! خبر رسید که قراره روز دوشنبه دو وزیر دولت احمدی نژاد در دانشگاه حضور پیدا کنند. وزیر علوم و بهداشت. طی یک اطلاعیه  ای که از شب قبل در خوابگاه منتشر شده بود: ساعت ۱۰ صبح دانشجویان سبزی (منظورمون تره و تلخون و پیازچه نیست اشتباه نشه یه وقت!) روبه روی کتابخانه ی مرکزی برای تجمع حضور بهم برسانند.

امروز از آن روزهایی بود که انتظامات درب های دانشگاه کنترل شدیدی را اعمال می کردند و غیر دانشجو را راه نمی دادند. بعد از گذشتن از درب و انتظامات و ... وارد محوطه ی دانشگاه شدم.

جمعی که روبان سبز و بادکنک سبز به دست محوطه ی دانشگاه را گز می کردند و از این طرف به آن طرف می رفتند و شعار می دادند:

تجاوز شکنجه دیگر اثر ندارد / ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید باستیم / احمدی احمدی این آخرین پیامه جنبش فتح ایران آماده ی قیامه / دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد. 

در قسمت ورودی تالار علامه امینی چند بنر خوش آمد گویی که مربوط به وزیر علوم و بهداشت بود دیده می شد.

بیرون تالار را که دیدیم خواستیم درون تالار را هم ببینیم که چه خبر است متاسفانه به علت نداشتن کارت دعوت مارا راه ندادند.

محوطه ی دانشگاه خیلی شلوغ بود از استاد تا دانشجو برای تماشا آمده بودند. به صورت تخمینی دانشجویان سبزی ۲۵۰-۲۰۰ نفری بودند. و مابقی تماشاگر و چیزی که محوطه ی دانشگاه را شلوغ کرده بود همین جمع تماشاگر بودند.

برای پیدا کردن یه سایه (چون هوا بس ناجوانمردانه گرم بود) و جای خوبی که بتونم راحت تر جمعیت رو ببینم مجبور شدم جامو عوض کنم . که با یه صحنه ی جالب مواجه شدم جمعی از دختر و پسر بسیجی این طرف مشغول شعار دادن بودند.

آزادی اندیشه با شال سبز نمیشه / سبز شده رنگ ریا مهدی بیا مهدی بیا / مرگ بر ضد ولایت فقیه / مرگ بر دیکتاتور اجنبی / دانشجو حیا کن اغتشاشو رها کن / بازیچه حیا کن دانشگاه رو رها کن / مرگ بر منافق چه داخل چه خارج / دروغ گو دروغ گو ۷۲ کشته کو؟ / سبز فقط سبز نبی رهبر فقط سید علی

و یکی از شعار هایی که واقعا جالب و بجا بود این بود که:

آزادی اندیشه با بادکنک نمیشه

از مسایل حاشیه ای که به چشم می خورد بادکنک بازی سبزها و بالا گرفتن پرچم یا زهرا (س) و یا ابالفضل (ع) بسیجی ها بود.

حدود ساعت ۱۱:۳۰ بود که همگی پراکنده شدند.

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 15:54 |
برای بردیا! بردیا جان بخون!!! دروغ پردازی های کسانی رو ببین که شما و دوستانتان را به خاطر دنیا طلبی خودشون به خیابون کشیدند!!! اینها خیلی بیشتر از تو ترجمه قرآن را تا ته خوندن!!!!

جاسوس مشترك موساد و سيا، جزئيات فرار «الف-ش» شاهد ادعايي كروبي از كشور را فاش كرد و گفت سر«س» بايد بر شانه هاي ما باشد.
به گزراش كيهان عليرضا نوري زاده در گفت وگو با تلويزيون روژهه لات اظهار داشت: «آقاي ش گفته است كه من را كروبي از كشور خارج ساخت همچنان كه خانم مريم- ص را يكي از مجريان شبكه صداي آمريكا از ايران خارج ساخته است».
افشاي نقش كروبي در فرار شاهد دروغين وي- درباره ادعاي تجاوز به بازداشت شدگان- در حالي است كه كروبي پس از طرح ادعاي مذكور و دعوت شدن به كميته سه نفره قوه قضائيه جهت توضيح بيشتر و ارائه سند، با مظلوم نمايي ادعا كرد «الف- ش» پس از طرح ماجرا در ديدار با من، مفقود شده و هر بلايي سر وي بيايد، مسئوليتش با دادستاني است(!)
كروبي هنوز به ادعاي نوري زاده واكنشي نشان نداده است اما تحقيقات كميته 3 نفره قوه قضائيه نشان مي داد همزمان با ادعاي كروبي مبني بر مفقود شدن «الف-ش» و بي خبري از وي، محمد داوري سردبير سايت اعتمادملي(سحام نيوز) با «ش» در تماس بوده است.
نامبرده پس از خروج از كشور بلافاصله با راديو فردا به گفت وگو و طرح ادعا-سناريو-ي از پيش نوشته شده پرداخت.
نوري زاده در گفت وگوي خود و در ادامه گزافه گويي هاي 30 سال گذشته ضد انقلاب ورشكسته اظهار داشت: يقين دارم اگر 100 هزار نفر ده شب تظاهرات كنند كار جمهوري اسلامي تمام است.
از اینجا بخون!!
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 13:41 |

بردیای عزیز! عکس هایی که فرستادی عکس های درگیری ها بوده! بالاخره به هر دو طرف خسارت وارد شده! اما یکی در قالب اغتشاشگر خسارت می بیند و دیگری درقالب دفاع از انقلاب و مملکت و مردم خسارت می بیند! از هر دو طرف خون بر زمین ریخته شد! اما خون هایی که در راستای اهداف مستکبران و استعمارگران و پول پرستان به زمین ریخته شد به هدر رفت!! اما خون هایی که برای دفاع از انقلاب و دفاع از ایران اسلامی عزیز به زمین ریخته شد هیچ گاه بدون اجر نخواهد بود!!! ما برای آزادی از خود دفاع کردیم!!! دفاع ما از انقلاب است! از آرمان های امام خمینی!! چقدر زیبا استدلال کرده است آقای احمد توکلی در خطاب به موسوی و خاتمی و کروبی!!!

بردیای عزیز جریان نفاق مدعی پیروی از خط امام است؟؟؟؟ پس خوب دقت کن!!!

بسمه تعالي
برادر محترم جناب آقاي ميرحسين موسوي
برادر محترم جناب آقاي سيد محمد خاتمي
سلام عليكم
در دو سه ماه گذشته، حوادثي گزنده و تلخ بر كشور،انقلاب و مردم رفت كه حرف‌هاي شنيدني و لابد گفتني بسياري پيرامون آن‌ها وجود دارد كه بحث از آن‌ها در حوصله اين مقال نيست. قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم؛ چرا كه از مكاتبه با جناب آقاي كروبي اثر چنداني حاصل نشده است. ولي در روز قدس حوادثي رخ داد و به نام طرفداري از شما شعارهاي داده شد كه خود را ناچار از اين كار ديدم تا وجدان‌تان را در معرض سؤالاتي قرار دهم كه نه به من، بلكه به مردم توضيح دهيد. شما كه همواره به‌درستي گفته‌ايد پرسشگري ازصاحبان و طالبان قدرت امرمقدسي است، طبعا نبايد رنجشي پيدا كنيد؛ بلكه " فان الذكري تنفع المؤمنين " اما نكات قابل عرض:
1. در روز قدس كساني‌كه به حمايت شما اجتماع و راهپيمايي داشتند، و كم هم نبودند، شعار مي‌دادند:
* استقلال، آزادي ، جمهوري ايراني
* نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران
* مرگ بر...

* ما اهل كوفه نيستيم، پشت يزيد بايستيم
اين شعارها حاكي از استراتژي به ظاهر تازه‌اي است كه در سال‌هاي اول انقلاب هم به ميدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم ميدان را خالي كرد.اين استراتژي به وضوح با سه محور اعتقادي و استراتژيك امام در تضاد است. آن بزرگوار حتي در وصيت‌نامه‌شان نيز بر اين محورها تاكيد دارند. آيا امام نفرمود جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد؟ و اين را اساس سياست داخلي نمي شمرد؟ آيا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمايت از فلسطين را يكي از اركان سياست خارجي قرار نداد؟ آيا امام مكررا نفرمود پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟ آيا پردازنده نظريه ولايت فقيه و پايه‌گذار آن نبود؟

تاکید بر بند ۶ : 6. جناب آقاي خاتمي! شما و يا اطرافيان‌تان، زماني نفرينِ "مرگ بر آمريكا " را كه شعار برحق ملت ستمديده ايران بوده است، خشونت‌بار خوانديد. حالا نظرتان در باره شعارِ "مرگ بر ... " چيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 14:21 |
اول سلام

با عرض پوزش مجدد از تاخیری که داشتم!

  1. ما می دونستیم شما پسری! برای همین از حجاب دخترا ناراحتی! تو اونا رو لخت دوست داری تا غرایض شهوانی خودتو ارضا کنی! و اصولا هرکس که با نفس حجاب (نه چادر) مخالفه علتش همینه که دوست نداره امیال شهوانی خودشو کنترل کنه!
  2. دروغ گفتن کنتر نداره! بردیا جان! توی کدوم عکست بسیجیا زدن عابر بانک رو شکستند؟ صرفا عکس های درگیری هاست! اینا رو منم داشتم! خیلی به زحمت افتادی که اونا رو پیدا کردی! چهار تا اراذل و اوباش گمراه گیر افتادن برای اونا ناراحتی! به قول سارا چهارتا بچه قرتی که اگه شب شام نخورن گریه می کنن!
  3. البته ما دم از معصوم بودن نمی زنیم! اما در یک چیز هیچ شکی نداریم! اینکه دینمان اسلام است! مذهبمان شیعه! با دشمنان علی(ع) دشمنیم و با دوستان علی(ع) دوست! ۱۲ امام معصومند! و پیغمبر ما محمد(ص) و دخترش فاطمه (س) را دوست داریم و به آن ها عشق می ورزیم! در جنگ با دشمن تا آخرین قطه خونمان می جنگیم! همانطوری که شهدا جنگیدند! انقلاب ما یک انقلاب اسلامی است! با محوریت ولایت فقیه! تا وقتی هم که آمریکا و غربی ها بنای زورگویی با ما را داشته باشند سر هیچ کدام از حقوق مسلممان با آنها هیچ حرفی نداریم! از انقلابمان دفاع می کنیم! و با اغتشاشگران و اراذل و اوباش مذاکره نخواهیم کرد!
  4. اگه حتی به یک نفر تجاوز شده باشه مدرک نیاز داره که متاسفانه کروبی نتوانست ادعای خودشو ثابت کنه!
  5. در مورد ساختار ارتش و سپاه: گفتی ارتش وارد مافیای قدرت نشده! من بهت گفتم ارتش قراردادهای کلان اقتصادی داره! دقیقا مثل سپاه! هم ارتشیا وارد سیاست شدن و هم سپاهیا یه کم چشماتو بیشتر باز کنی می بینی! هم وارد وزارت کشور شدن و مسئولیت های کشوری گرفتن و هم وارد تجارت! فقط چون آمریکا و دشمنان ایران زمین روی سپاه زوم کردن شما اینو می گی! وگرنه اگه چشمتو باز کنی : چشم باز کن تا جهان بینی ....... آنچه نادیدنی است آن بینی!
  6. بیا به مردم بپیوند! مردم نظام جمهوریاسلامی خودشونو دوست دارن! مگه نمی بینی! هر سال روز ۲۲ بهمن چه راهپیمایی با شکوهی میشه!!! تو روز ۲۲ بهمن چون تعطیله میگیری می خوابی ولی داداش من مردم بیدارن! امسال ۲۲ بهمن نخواب اگه تهرانی برو روی پل حافظ خیابون انقلاب از بالا خیل عظیم جمعیت رو تماشا کن! بعد به مردم بپیوند! نخوردیم نون گندم ولی ۱۰ سال تهران زندگی کردم! امسال هم روز قدس باشکوه تر از سالهای گذشته راهپیمایی روز قدس برگزار شد و مردم شعار مرگ بر اسرائیل! مرگ بر آمریکا! مرگ بر منافق سر دادن! بیا به مردم بپیوند!
  7. فاسق! همه اونایی که گفتی هیچ کدوم ملاک نبودن! میر حسین و خاتمی و منتظری و صانعی و کروبی و مخملباف و ......... و طلحه و زبیر و میشناسی که! می دونی طلحه و زبیر کی بودن؟ تاریخ خوندی؟ همون قرآنی که تو ترجمشو تا آخر خوندی میگه:  فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبت المکذبین! منتظری اگه گمراه نمی شد که امام خمینی کنار نمی گذاشتش! حسن خمینی! پسر نوح با بدان بنشست ....... خاندان نبوتش گم شد! صانعی هم به پای منتظری نمیرسه برای همین به مثال حسن خمینی و منتظری کفایت کردم! ضمن اینکه نظرات فقهی صانعی رو یک جوجه طلبه با استدلال نقض میکنه!
  8. من قدرت مناظره شما رو به پشیزی نگرفتم...... چطور فکر کردی که ضعف کردم؟
  9. بند ۱۴ شما اصلا مفهوم نداشت!
  10. ملاک بیشتر بودن فساد در حال حاظر رو می خوای به عدد حساب کنی یا به درصد؟؟؟ البته زمان شاه جمعیت ایران خیلی کمتر بوده؟ اما ..... فساد علنی بوده! الان نمیگم نیست! توی همون قرآنی که شما ترجمه اونو تا ته خوندی در مورد زنا آیه داریم که: اگر ۴ نفر شاهد بالغ و عاقل بر زنای شخصی شهادت دادن بر اون شخص حد جاری میشه!  و توی همون قرآنی که شما ترجمشو تا ته خوندی گفته اگر هرکس توی خونه خودش هرکاری یا هرگناهی خواست انجام بده به شرطی که به همسایه ها و جامعه خودش آسیب یا هرگونه ضرری نرسونه آزاده و هیچ کس حق تجسس در مورد اونو نداره! بر پایه این دو استدلال برای شما نتیجه میگیرم که از نظر خدا ارتکاب گناه در منزل و جامعه دو مقوله جداگانه هستند و مجازات های اونا هم متفاوتند اگر هم اهل تفکر باشی می فهمی که تمام قوانین دین اسلام که مجازات دارند مربوط به جامعه و حق الناس اند! مثلا اگر کسی توی خونه مشروب بخوره به هیچ کس ربطی نداره ولی اگر اومد توی خیابون عربده مستی راه انداخت بهش حد جاری میشه! با این تفاسیر نسبت گناه زمان شاه بیشتر بوده! چون قمار خونه ها مجاز بودن! شراب فروشی ها و کاباره ها علنی بودن! هرچیزی هم که مجاز و علنی و دولت اونو به رسمیت بشناسه شابع شدن اون کار مجاز و علنی میشه! در حال حاظر مشروب خوردن و زنا توی خیابون مجازه؟؟؟؟ اگه غیرت تو و دوستات فرقی کرده به خودت مربوطه! چون توی خیابون زنا می بینی و ککت نمی گزه! و خیلی چیزای دیگه!
  11. من هیچ وقت خدا رو شکر نمی کنم که افراد لاابالی وارد دستگاه های دولتی شدن! و هر به کثافت کاری دست می زنن و آدمای کم فهم اونو به پای نظام می نویسن! البته هنوز کروبی ثابت نکرده که توی زندون بهشون تجاوز شده! ولی من هم زیاده روی ها رو قبول ندارم! رهبر هم قبول نداره! دیدی که اونایی که افراط کرده بودن دستگیر شدن!!!! البته ما همیشه دعا کردیم : اللهم اشغل الظالمین بالظالمین! به هر حال اونایی هم که افتادن زندون ظلم کردن .....
  12. من به سوالای تو جواب دادم ولی شما هیچ کدوم رو جواب ندادین!
  13. معیار ما قرآن و اهل بیتند! ما خودمان را معیار نمی دانیم! من برات آیه های قرآنی آوردم!!! شما که قرآن را یک بار تا ته خوندی!!!
  14. البته بهت توصیه می کنم دوباره ترجمه قرآن را تا ته بخونی!! ما هرسال ماه رمضون قرآن را تا ته می خونیم!! شما هم به یک بار بسنده نکن!! (خودت گفتی من قرآن را یک بار تا ته خوندم)
  15. توهم دشمن؟ دشمن تراشی؟ ما کی دشمن تراشی کردیم؟ توی اغتشاشات کارمندان محلی سفارت انگلیس توی هدایت اغتشاشات نقش موثر داشتند! این دشمن تراشیه؟ وقتی اوباما و مرکل و اسرائیل غاصب رسما از اغتشاشات حمایت مالی می کنن این دشمن تراشیه؟  فکر نمی کنی خیلی خوشبین هستی؟ یادآوری: وقتی انقلاب کردیم چرا آمریکا دارایی های ما رو مسدود کرد؟ نگاه کن! برای گرفتن حقمون محکم ایستادیم و اخیرا همین هواپیماهای جدیدی که وارد خطوط هوایی ایران شدند بخشی از حقمون بود که گرفتیم! انشاء الله بقیشو هم میگیریم!
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 16:51 |

بعد از غیبت تقریبا ۲ هفته ای با یه مطلب کوتاه درخدمت خوانندگان وبلاگ هستم.

دلیل تاخیرم امتحانات سخت و پشت سرهمه


از سالن مطالعه برای استراحت چند دقیقه ای برمیگشتم توی اتاق. حدود ساعت ۱۰ شب بود. صدای الله اکبر چند تا از بچه ها که توی تراس اتاقشون ایستاده بودند به گوش می رسید. تا دیشب که همه سرگرم درس خوندن بودند و صدای کسی درنمیومد ولی امروز اکثر دانشجوها امتحاناتشون تموم شده بود و بیکار شده بودند.

نتیجه ی اخلاقی اینکه: دانشجو جماعت نباید بیکار بماند.

ادامه... ماشاالله چه صدای رسایی هم داشتند. بعضی ها با تمسخر اینگونه جواب می دادند: الله اکبر سبحان الله سمع الله لمن حمده الله اکبر

بی اعتنا از کنار این ماجرا گذشتم و دوباره به سالن مطالعه برگشتم. ۱۵ دقیقه ای نگذشته بود که صداهای الله اکبر تبدیل شد به جیغ و داد. چون من تو زیرزمین ساختمون یعنی همون سالن مطالعه بودم از ماجرا اطلاعی نداشتم. به سرعت خودمو به طبقه اول رسوندم. صدا می آمد صدای دلنواز قطرات باران بر روی آسفالت نامهربان شهر بود.

باران هر لحظه شدید و شدیدتر می شد. و صدای جیغ دخترخانوم ها بلند و بلندتر

دوستم راست گفت. اینا می خواهند تخلیه شوند. چه با الله اکبر و چه با جیغ کشیدن زیر باران

بازهم دعای همیشگی:

خدا آخر و عاقبت مارو ختم به خیر کنه 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت 2:4 |

سلام..

اگه کامنت هاتو با سلام شروع کنی چیزی ازت کم نمیشه هان ....

خدا اون رفتگانتو رحمت کنه که داری حرف منو میزنی..

میدونی منشاء همه این اتفاقا چیه..؟؟ من میگم شخص پرستی!!!

میدونی یعنی چی ؟؟؟

فیلم اغما یادته...(((همون که دکتر بردیا نقش یه متخصص بی هوشی رو داشت))).. دکتر پژوهان تا زمانی که با خدا بود محبوب بود ولی از موقعی که الیاس اومد تو زندگیش،،،، شد مرید الیاس،،، تا جایی که با زبون روزه واسه خاطر الیاس به همه دروغ میگفت  ، به دخترش به همکاراش به مریضاش و. . . اونایی که از سر دلسوزی بهش ایراد میگرفتن رو به چشم دشمن نگاه میکرد و اتفاقایی رو که میدید چون تفکر الیاس پشتش بود ، همه تحلیلاش جهت دار شده بود و خلاف واقعیت تا جایی که از چشم همه افتاد و تا توبه نکرد درست نشد...

حالا هر کی میتونه پژوهان باشه ((احمدی، میر حیسن، کروبی و . . .)) اگه اشرافی گری ، پول پرستی ، دنیا طلبی، و . . . تو زندگی ما بجای خدا وارد شن ممکنه یه موفقیت هایی داشته باشیم ولی چون خدایی تو اون نیست پشیزی ارزش نداره...

همه چیز باید برای خدا و در سایه حق باشه تا برکت و روزی اون زیاد تر بشه ، این حرف من نیست حرف خداست که تو قرآن خوندید و فکر هم کنم که از حرف منو شما و مجیدو کیهانو بی بی سی صدای آمریکا . . . معتبر تر باشه..

به خود خدا این همه بدبختی ما فاصله گرفتن خواص ما از دین و ایمونمونه که خدا خودش تو قرآن گفته(( مردم به دین صاحبان حکومتشونن )) خواهشا اسلام ودین رو با این قاطی نکنید.. خواهشا .. به خدا اسلام و دینو خدا یه چیزه همه اینا یه چیز دیگه..

کی خدا گفته تهمت..؟؟

کی خدا گفته غیبت..؟؟

کی خدا گفته دروغ.. ؟؟

کی خدا گفته قتل .. ؟؟

 کی خدا گفته تجاوز..؟؟

کی خدا گفته هزار کثافت کاری دیگه..؟؟؟

دوباره از من سوال نکنی پس چرا به کوی حمله کردن...

ما باید تو مکتب نظر کنیم نه تو شخص... اشتباه مسلم احمدی بود که حرف رهبر رو زمین گذاشت و احسنت به کروبی که اون روز اون کارو در مقابل بیش از صد تا نماینده انجام داد..

خوب حالا اگه کروبی اون کار رو کرد باید بگیم چون اون کار رو کرده دیگه حرفش حقه و مو لا درزش نمیره و طبیعتا واسه احمدی هم همینطور...

هر وقت احمدی هم از اصول اسلام یک قدم خارج بشه دیگه حرفش یه پشیز واسه من دقت کن واسه من ارزشی نداره و همچنین هر کس دیگه اگه خارج بشه.. اصول هم مشخص و ثابته... ولی یه نکته خیلی مهمه اینه که خودت باید به این برسی نه اینکه به این برسوننت میدونی  وگرنه میشی همون پژوهانی که میگفت هر چی الیاس بگه ، همون حقه،، چون حق رو تو الیاس دیده بود نه الیاس رو تو حق ...

اگه حق رو توالیاس ببینی اگر الیاس اشتباه کرد چون دارید حق رو تو اون می بینید ، اشتباهش رو هم درست می بینید..

ولی اگه الیاس رو تو حق دیدید اگه اشتباهی بکنه از مسیر حق خارج میشه و براحتی خوب رو از بد تشخیص میدی..

اینم که میگم نه اینکه من علامه دهرم نه، به اندازه خودم میتونم تشخیص بدم و به نظر من این نوع تحلیل خیلی ارزش داره حتی اگه اشتباه از آب در بیاد...

یه مثال:: یکی از رفیقام تو دانشگاه میگفت:: حضرت علی هم اشتباه تصمیم گرفت چه برسه به اینا.. گفتم کدوم اشتباه،، گفت: همون که به مالک گفت از در خیمه معاویه بر گرد چون جوونم  در خطره ..

بهش گفتم اگه واسه انتخاب واحدت یه درسی رو فقط با یه استاد اونم تو روزی که هیچ کلاسی نداری  و اگه این درس پیش نیاز دو درس دیگه این ترمت باشه و اگه نگیری اونا حذف میشن رو بگیری و هفته ات خراب کنی آیا اشتباه کردی که این درس رو گرفتی؟؟؟    (( خوب مجبور بودی))

حضرت علی هم تصمیم نگرفت به تصمیم رسوندن و ترسی از جوونش نداشت که اگه داشت ابن ملجم رو از خواب بیدار نمی کرد یا وقتی تو مسجد تا ابن ملجم رو میدید میکشتش یا اصلا مسجد نمی اومد یا تو لیله المبیت که توقرآن خونیدی جای پیامبر نمی خوابید یا تو جنگ خندق به جنگ عمر ابن عبدود نمیرفت... اینو که بهش گفتم ،گفت: والا چی بگم؟؟   گفتم هیچی فقط هر چی میشنوی رو اول راجع بهش تحقیق کن...

اون تحلیل رفیقم مال یه شبکه خارجیه،، چون بدون اینکه بره و فک کنه میاد دهنشو وا میکنه هر چی اونا گفتن رو میگه...

و هزار مثال دیگه که جاش الان نیست...

یه مطلب دیگه:: مگه من کیم که ضد کروبی باشم..؟؟  کروبی رو وزارت اطلاعات و شورای نگهبان تایید کردن.. کروبی از مبارزین انقلاب ماست، نمی گم هم که قتل و تجاوز نیست، من از اول این ماجراها هم به مجید گفتم که کروبی ناخواسته افتاد تو یه جریانی  که راه برگشت نداشت،، البته از چند جنبه خوب شد که واقعیت ها رو ببینن ، رسیدگی کنن و مجازات کنن ولی از این جهت که همین ایرانی که همه ما دوسش داریم داره مضحکه همه میشه که این اصلا واسه آینده ما خوب نیست..

مثل همین اجلاسی که واسه دریای خزر گرفتن و ایران رو دعوت نکردن ، متکی گفته آقا یعنی چی؟؟ اونام گفتن شما بهتره به دعواهای خودتون برسید...

خوب این الان خوب شد... بعد همین آقای کروبی میگه :اینم سیاست خارجی ما همه دریای خزر رو از دست دادیم...

خدا وکیلی واسه این شلوغ بازی های سیاسی نیست،، وگرنه کی خوشش میآد سهم دریای خزر ایران کم بشه...

دیگه به چه زبونی بگم..

در مورد مجازات هم که مجرمین ((هر 2 طرف)) با یه تعهد نامه سوری آزاد میشن و تموم میشه..

امیدوارم دیگه از این چیزا نبینیم و همه عاقبت به خیر شیم و به راه راست هدایت شیم...

من میرم تهران واسه یه کار اداری تا حدودا یه هفته نیستم پس تا بعد....

خانم دکتر امیدوارم دیگه این بحث های ... تموم بشه.

راستی نهج البلاغه رو هم بخونید

یاعلی 

+ نوشته شده توسط عطار در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 15:23 |

اولا ممنون که غلط املایی منو گرفتی چون همیشه این کلمه ها رو می گفتم،، نمی نوشتم .. داشتم عذاب می کشیدم، شانسی نوشتم گفتم شاید یکیش درست از آب در میاد شانس رو که دیدی...

اولا خوشحالم از اینکه در مورد تحریک و تقلب و اینا دیگه حرفی به میون نمیاد آره می دونم حل شده...((خواهشا دیگه پیشو نگیر))

همه این فیلم ها رو دیدم..من تو دانشگاه از سال اول کارشناسی که ورودی 83 هستم 15 تا رفیق بودیم.. که 12 نفرشون مثل شما نگران پول نفت و طلا های توقیف شده و ... هستن ولی نمی دونم چرا فک میکنن من نیستم ولی 4 سال باهاشون زندگی کردم ، رفاقت کردم ، عشق کردمو حال.. ولی نه کافرشون کردم نه منافق نه آدم کش نه هیچ چیز دیگه با اینکه نه نماز میخوندن نه روزه، حرف هم که میزدن ((همون بحث خودشون)) یا فحش بود یا داد و بیداد و هوچی گری یا دروغو تهمت،، البته تو صدتایی که میگفتن 25 تاش درست بود.. اتفاقا یکیشون امروز صبح اس ام اس داد و همون چیزایی رو گفت که شما در مورد کروبی فرمودید تازه اضافه تر اینکه گفت(( 12 نفر ریختند تو دفتر حزب اعتماد ملی که شما تعداد نگفتی ،، شما گفتی زیر و رو کردن اون گفت همه چیز رو بردن،، شما نگفتی کسی رو گرفتن اون گفت بهشتی و الویری و پسر کروبی رو گرفتن)) که من گفتم بهشتی نه و پسر بهشتی، پسر کروبی هم دفعه سوم یا چهارم که میگیرن،، در نتیجه این گرفتن ها هیچ تاثیری نداره، چه فایده میگیرن نیم ساعت بعد ولش می کنن((فک کنم میخوان تو این نیم ساعت بهش تجاوز کنن))..

یه مطلب دیگه:: مدیر گروه ما که استاد ژنتیک ما بود یه پیر مرد 70 تا 73 ساله بود،، پیر بود هان.. یه روز سر کلاس به یکی از دختر ها گفت: خانم شما 4 جلسه غیبت کردی و حذفی میتونید برید..همه تعجب کردیم ،استادی که حضور غیاب نمیکنه، پیر هم هست، میاد سر کلاس درسشو میده و میره حتما داره اشتباه میکنه،، تو این سکوت عجیب کلاس استاد گفت :هنوز نشستی که پاشو دیگه.. بعد ادامه داد : فک کردی هرچه آدم پیرتر بدتر ، اون مال قدیماس،، پیرهای الان زرنگتر از 100 تا جوونن ،، پاشو وقت کلاسو نگیر..

اگه باور نداری میبرمت استاد رو هم ببین یا اگه خواستی خودت بری.. دانشگاه آزاد کرج ژنتیک (1) رشته میکروبیو لوژی..

یه مطلب دیگه..از یکی از پسرای فامیلتون که خدمت رفته و آموزشی رو خوب گذرونده بپرس که:: توی جنگ نوین یا همون جنگ شهری آیا حلوا خیرات میکنن یا نه؟؟؟

یعنی اگه کسی میره تو این درگیری ها، جو هم میگیردش ،با تمام وجود سنگ پرت میکنه، شیشه میشکونه و. . . تازه یه سری منافق هم مسلح اومدن که ضربه بزنن میتونن مطمئن باشن سالم برمیگردن خونه؟؟؟

بابا همینطور که صف اراذل رو از مردم جدا میکنید صف این اراذل رو هم از بسیجی ها جدا کنید.. خواسته زیادیه..

 اعتقاد قلبی خودم بر اینه که اصلا چرا اغتشاش که بعدش این سوء استفاده ها...

بابا من وقتی میگم با قتل مخالفم شما چطور از این نتیجه میگیری که موافق حمله به دانشجو هام اونم تو کوی...

میبخشید ،میبخشید ، میبخشید ،میبخشید ولی همه نتیجه گیرهاتون اینجوریه . میبخشید  

یه مسئله دیگه توروخدا هر کی هر کاری میکنه ننویسید به پای دین... به خدا ظلمه به دین

این مسائل چین و ترکیه و مصر و. . . اینا سیاسیه... ایران تو موضع قدرته ،،الان دارن لح لح میزنن واسه یه مذاکره با ایران..

بخدا تبلیغاته خودت برو تحلیل کن از اینو اون نشنو،، از اینو اونم نگو... بخدا تبلیغاته .. اخه من چدر بنویسم باید حرف بزنیم نه بنویسیم...!!

قضیه ماهیگیر رو که گفتم از یه آدم کاربلد پرسیدم ،چه شما خندت بگیره چه نگیره ،،اگه راه بهتری سراغ داری بگو ولی خنده دار نباشه... (( ولی این رو در نظر بگیر که 20 نفر شناسایی شده تو یه جمعیت 500 نفری تماشاچی..))

بعدشم کجای تاکتیک ماهیگیر بوی اسلام و دین میداد؟؟ ،، این واسه همه جنگ های  نوینه.. واقعا چقدر این مردمی که شما میگی باید تو دینشون سست باشن که بایه تاکتیک تعریف شده جنگ شهری که هر 10 تا 15 سال یه بار هم ممکنه اتفاق نیوفته،، از دین گریزون شن؟؟؟

 

یه مطلب دیگه :زمان حکومت که ربطی به جنایت نداره..از قبل از زمان اسلام بوده، تو اسلام بوده ، هست و خواهد بود .. یعنی تا انسان هست این چیزا هم هست..خود امام زمان رو در حکومت خودشون به قتل میرسونن.. اون حکومتی که نه احمدی هست نه آقای خامنه ایی ،، خود امام زمانه یعنی امام معصوم...

من بحثم اینه میگم :چرا اون زمان خفه بودن و چشمشون رو به این جنایات بستن..؟؟

آیا ساکت ماندن اون موقع اونا شراکت تو جرم نیست؟؟؟

آیا به نظر شما واسه دلسوزی الان دارن اینجوری به همه نامه میدن یا واسه ملتهب ماندن جامعه...؟؟؟

یه مطلب دیگه..میخوام ببینم این چه شکاف و اختلاف و تفرقه هاییه که بین ما بوجود آمده..؟؟؟

به نظر شما ما که آینده سازیم چه طور با این اختلافا می خواییم کنار هم ایرانو بسازیم؟؟

نقش دشمن((مخصوصا انگلیس)) تو این اختلافا چیه ؟؟

چی گیرش میاد؟؟

در مورد سال 67 : اگر شما هم یه نفر از فامیلای نزدیکت بو بمب گذاری های منافقین شهید میشد یا الان به صورت معلول و . . روی دستتون افتاده بود نمیگفتید هولوکاست... یا نکنه این بمب گذاری های منافقین و آدم کشیشون جنایت نیست.. یا اصلا فک میکنید که بمب گذاشتن.. یا اصلا توهم زدیم که بمب گذاشتن و سینما رکس آتیش دادن ویا احتمالا شاید ممکنه هزاران آقا سلطان بی گناهو کشتن... نکنه این نوع کشتن خوبه و اون نوع کشتن بد..

الان شما نیستی که داری دسته بندی میکنی..؟؟؟

آره سپاه با جنایت آغاز شده: میدونی جرمش چیه: اینه که از همه ایرانی ها با هر عقیده و مذهب و دینی دفاع کردن..

که بزرگ شن چاق بشن چله بشن بعد تو سال 88 بکشنشون...

اگه سپاه و بسیج و ارتش و مردمی که جنگیدن نبود میدونید چی میشد: الان شما به اسم ((( البردیا )))  واسه ما کامنت میذاشتی...

در مورد دادگاه: از این سوری تر ، مسخره تر، خنده دار تر ، بی خاصیت تر تا حالا دادگاه دیدی؟؟؟

اینا همه تا یه ماه دیگه میان بیرون، حجاریان دوباره میره توحزب مشارکت، حسابای بانکی باز میشه ،بچه های هاشمی از سفر های مصلحتی بر میگردن با اغتشاش گرا با رافت اسلامی برخورد و با یه تعهد نامه آزاد میشن، ولی بدبخت از ندا های کشته شده ، جوونای ناقص شده ، شکاف و اختلاف و بی اعتمادی های بوجود اومده و هزار چیز دیگه...

از ته دل دعا میکنم که دیگه این رویا های دشمنان به واقعیت تبدیل نشه...

راستی دیدی دیگه بهت نگفتم خانو دکتر..

به امید دیدار خانم دکتر..

+ نوشته شده توسط عطار در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 17:58 |

اولا قلم خیلی خوبی دارید تبریک می گم ،، با قدرت ادامه بدید..

در مورد کامنت هایی که واسه مجید گذاشتید میخوام چند تا نکته بگم اما با تاخیر تا نگید تو نطفه خفه کردید!!!

تو این نکته ها سوال هم دارم که دوست دارم بهش جواب بدین.. ممنون

1-     با آدمکشی مخالفم چه تو زندان چه هر جای دیگه بجز میدون جنگ که بحث خودشو داره.

همونطور که تو قرآن خوندید 2 تا جرم اصلا بخشیده نمی شه ،یکی کفر ورزیدن به خدا یکی قتل نفس در نتیجه باید خیلی کار مسئله داری باشه که خدا اینجوری گفته..

حالا سوال من: خانم دکتر این افرادی که دارن اینجوری دل می سوزونن چرا الان دارن این چیزا رو می گن مگه زمان ریاست خودشون رو یادشون رفته،، چرا اون موقع نگران نشدن؟؟؟ چرا اون موقع به عالمو آدم نامه ندادن؟؟؟ چرا زمان 18تیر گزارشی در این مورد نیومد یا شاید اومد و ما اینطوری خبر دار نشدیم یعنی بین خودشون قضیه رو حل و فصل کردن؟؟؟ چرا آقای هاشمی 18 تیر گفت :اینا اغتشاش گرن و اخلال در نظم عمومی کردن باید مجازات بشن اما الان میگه باید آزادشون کنید و برگردن به کانون خانواده؟؟؟ مگه ارازل  18تیر خانواده نداشتن؟؟؟

مسئله دوم زندانه.. آقا خونه خاله نیست با توجه به اینکه فائزه هاشمی،حجاریان، ابطحی و چند نفر دیگه بر خوشرفتاری اذعان داشتن اما بله سخته ،، زندانه...

این 2 مسئله با هم فرق داره یعنی جو زندان و شکنجه کردن.

در مورد تجاوز هم آقای کروبی که مونده زیرش هر کی رو دوستانش واسش معرفی میکنن بدون اینکه تحقیق کنه اسمشو میگه ،،

 الان تو این چند نفر یه زن فراری با سابقه زندان هست که اجبار به ازدواج زوری شده ((میدونی یعنی چی یا توضیح بدم)) یکی دیگه به سفارت ایتالیا پناهنده شده یکی دیگه هم یکی از بزرگان حزب مشارکته که اون واسه کروبی نامه زده گفته: آقای کروبی درسته من علیلم و با واکر راه میرم ولی به من تجاوز نشده..

افرادی که آقای کروبی اسم میبره مثل همون لیست 72 تن شهید راه سبزه که بیشترشون زنده هستن..

خانم دکتر اگه به مجید میگی کل اخبار و اینترنت رجانیوز نیست منم به شما میگم به خدا کل اخبار رسانه های بیگانه  نیست مخصوصا صدای آمریکا و بی بی سی و . . .

خانم دکتر تعداد کشته های مردم و نیرو های انتظامی و بسیج ((اگه خوشتون نمیاد اشکالی نداره ولی بالاخره انسانن)) خیلی بیشتر از اغتشاش گراییه که به دعوت همین رسانه های بیگانه و بعضا آقایون داخلی اومدن تو خیابونا و با چاقو قمه و قداره و پاره آجر و تیغ موکت بری کشته شدن...

2-     فرستادن تو خیابونا..

شما فرمودید  ((واقعا چه کسی؟ چطور شد شب انتخابات مانور قدرت برگزار کردین؟ چطور شد دستگیری های گسترده کردین؟ چطور شد اینترنت رو قطع کردین؟ چطور شد روی ماهواره پارازیت انداختین؟ چطور شد اس ام اس ها رو قطع کردین؟ چطور شد شال سبز برداشتین و معترضان رو خس و خاشاک نامیدین؟ چطور شد به سمت مردم شلیک مستقیم کردین؟ بازداشت غیر قانونی کردین؟
دیگه قراره چه کاری بکنین که اسمش تحریک کردن نباشه؟))

کدوم مانور قدرت؟؟ همون که ساعت 11.30 آقای میر حسین اون کنفرانس معروف رو با خبر نگارای داخلی و خارجی گرفت،، بعد بعضی آقایون بهش تبریک بگن.. یا سخنرانی های تحریک آمیز و شرکت تو راهپیمایی های غیر قانونی و هدایت اونا به سمت آشوب،، یا مصاحبه با رسانه های خارجی و اصرار بر ابطال انتخابات و دعوت مردم به خیابونا واسه گرفتن حقشون ،مگه تو این 30 سال مردم حقشون رو اینطوری می گرفتن.((بهتر بود میگفتن مردم برید تو خیابونا واسه گرفتن حق ما ورسیدن ما به اهدافمون و... که الان مجالش نیست. نه اینکه واسه گرفتن حقتون))  این اسمش تحریک نیست،..

اگه کسی داره شیشه میشکونه، عربده میزنه، اتوبوس آتیش میده، قمه میکشه و هزار کثافت کاری دیگه باید دستگیرش کرد یا نگاش کرد؟؟؟

شما فرض کنید اگه یکی از همون معترضین واسه شکستن و آتیش زدن ماشین شما میومد،، از نیروی انتظامی چه انتظاری داشتید؟؟ نگا کنه یا دستگیر کنه؟؟ ((منطقی فک کنید))

اس ام اس و اینترنت و ماهوار رو نمی دونم.. ((من هم با شما هم عقیدم اینجا رو)) ولی دلیل اومدن تو خیابون و تحریک نیست..

در رابطه با خس و خاشاک .. احمدی گفت: 40 میلیون رای دادن چند تا خس و خاشاک دارن کار شکنی می کنن.. معذرت می خوام طرفدارای موسوی ومعترضین جزء 40 میلیون نیستن...

تعجب میکنم تو این چند وقته هر کی رو از طرفدارای موسوی میبننم  می خواد خودشو به خس و خاشاک بچسبونه.. نمی دونم والا..

به سمت مردم شلیک مستقیم کردن.. عرض شود که سپاه 5 بخشه. 1- زمینی 2- هوایی 3- دریایی 4- قدس 5- بسیج

بسیج یکی از 5 شاخه فرهنگی –نظامی سپاهه. یعنی پایگاه بسیج یه محل نظامیه و ورود به اون به قصد تصرف و آشوب جرم و قانون این اجازه رو به مسئول اونجا داده که برخورد کنه اول با حرف اگه افاقه نکرد از راه نظامی،، اون هم شرایطی داره فقط تو پا میزنن ..  

حالا من کاری ندارم اونایی که واسه شما تفصیر کردن چی گفتن،، موضوع اینه...

در مورد بازداشت غیر قانونی .. افراد جریانات اخیر چند دسته ان 1-عوامل خارجی 2-مدیران داخلی 3-هدایت گران داخلی 4-مجریان اخلی

خارجی که هیچ فقط محکوم می کنیم..  اما داخلی ها ،،مدیران معلوم اند همون هایی که الان تو دادگاه هستن و اصلا نیازی به اعتراف ندارن و پرونده معلومه اگر چه دوستانشون که آزادن میگن تحت شکنجه بوده اما خودشون بهتر از منو شما میدونن واسه تخفیف تو مجازات دارن اینارو میگن نه واسه پشیمونی و ندامت.. من شرط میبندم با شما همه این مدیران تا یکی دو ماه دیگه با یه سری جریمه و اینا آزاد میشن و دوباره روز از نو روزی از نو..((این خط این نشون))

در مورد اون جشن پیروزی با شما هم عقیدام خیلی زود بود و اشتباه..((ولی بازم باعث تحریک نمیشه اونم با این شدت حدود 10 روزه))

اومدن تو خیابونا واسه اعتراض یه مسئله اس،، تخریب و قتل مردم و اغتشاش و فحش و مسخره کردن و سوء استفاده یه چیز دیگه..

ما هم هر شب تو اهواز تو خیابونا بودیم ،، تهران هم که بودیم واسه هر چیزی((برد تیم ملی،باخت تیم ملی، برد و باخت استقلال پرسپولیس، و . . . )) همه میومدن بیرون بخدا افغانیا هم میومدن شیشه بانک میشکوندن ،، عادت شده واسه تهرانی ها،، حالا چه برسه به این انتخابات که حداقل دو سه ماهه دارن برنامه ریزی و نقشه و وقت صرف میکنن که اگه رای نیووردن بریزن تو خبابونا،، حالا شما داری این دلایل رو واسه من میگی..

اصلا،، دلیل اصلی اومدن تو خیابونا تقلب و هزار چیز القا شده از طرف BBC .VOA. . . . بود یا قطع شدن اس ام اس و اینترنت و ماهوارو یا گفتن خس و خاشاک..؟؟؟

دستگیری ها و به قول شما شلیک به سمت مردم هم که در طول اومدن مردم بود پس دلیل نیست چون دلیل باید قبل از وقوع جرم باشه.. ((متوجه اید دیگه))

در موردمجریان داخلی.. همون افرادی بودن که تو خیابونا استادانه و زیبا و بدون نقص و طبق برنامه داشتن در پوشش مردم  اغتشاش میکردن.. حالا نیروی انتظامی یا نباید دخالت کنه یعنی بذاره هر کی هر چی دلش می خواد بکنه بعد آقا یا علی خداحافظ،، یا باید وارد عمل شه که خودتون فک کنید چطوری..

آیا یکی یکی باید افرادو بگیره یا دسته جمعی..؟؟

من از یکی از سربازا پرسیدم چون مثل شما واسم عجیب که چرا مردم عادی رو میگیرن،، گفت:ما مثل اون ماهیگیری عمل میکنیم که تور میندازه همه چی میگیره بعد دستچین میکنه..

یه مسئله مهم دیگه که کمتر کسی بهش توجه داره .. خانم دکتر چه اصراری دارید حتما بگید مردم..

به طرف مردم شلیک کردن!!!

مردم رو گفته خس و خاشاک!!!!

حق مردم خورده شده !!!

اعتراضات خود جوش مردمی!!!!(( این که خیلی مسخره است)) مگه نه ((خودجوش))

و هزار مردمیه دیگه

اگر اینا کار مردمه!!! پس چرا مردم تو انتخابات قبلی انقدر حساب شده و دقیق و برنامه ریزی شده اغتشاش به قولی اعتراض نکرده بودن..

نه مردم درست نیست ،، لفظ مردم رو آمریکا و اروپا به ماها القا کرد ما هم راحت قبول کردیم.. به نظر من اغتشاش گرا درست تره،، اونا  ارازلی هستن که واسه چندر قاز  حاضر به عربده کشی و آتیش زدن و شیشه شکستن و آدم کشتن هزار کثافت کاری دیگه میشن..

بعد شما میگی پلیس و بسیج و نیروی انتظامی راحت تو خیابونا آدم میکشن؟؟؟

والا من ندیدم تا حالا نیرو های نظامی و امنیتی تو خیابون شلوغ با چاقو قمه و قداره و پاره آجر و تیغ موکت بری و کلاه کاسکت آدم بکشن شما شنیدی یا دیدی؟؟؟

خانم دکتر الان به همه مطالب تون مجال پاسخگویی ان شاءالله تا بعد...

راستی الان داشتم اخبار رو می دیدم((21/6/1388)) کروبی رو که دیدید..

راستی تفسیر قرآن و نهج البلاغه یادتون نره کاری به شیعه و سنی هم نداشته باشید...

من آدم بد اخلاقی نیستم تحمل داد و بیداد رو هم ندارم چون میترسم لطفا اگه خواستید نظر بدید یه کم مهربونتر آقا پسر!!!!!!!

می بی نم تون                                                                                                                                                                                    

                                                                                                                                                                                                    

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 22:58 |

ببخشید از اینکه من دیر آپ می کنم. خدا می دونه به خاطر مشغله هاییه که دارم. اما همیشه آماده ام تا با هم مذاکره کنیم و عقب نشینی نکردم.  در اینجا هرجا لفظ شما را استفاده می کنم منظورم شخص بردیا نیست! اما....

  1. گفته ای که : ما به بحث احتیاج داریم. این چه منطقی است که قبل از مذاکره به خیابان ها بیایید و به تخریب اموال عمومی بپردازید؟؟؟ شما که مدعی مذاکره هستید چرا؟
  2. اما برخی مسائل هست که جای بحث ندارد مثلا امنیت ملی!! ما سر حقوق مسلم خودمان بحث نمی کنیم! مثلا آمریکا و جهان استعمار غرب می گویند در مورد تعلیق غنی سازی و انرژی هسته ای بیایید مذاکره کنیم!! ما در این زمینه هیچ بحثی با کسی نداریم! امنیت ملی هم بحث ندارد! وقتی به خیابان ها می ریزند و آدم می کشند جای بحث نمی ماند! با قاتل باید طبق دستور خداوند در قرآن قتال کرد!
  3. می گویی کروبی فیلم تهیه کرده!!! از کجا فیلم تهیه کرده؟ از توی زندان از تجاوز جنسی فیلم تهیه کرده؟ میشه توضیح بدی؟ یا بعد از زندان از مقعدهای پاره فیلم تهیه کرده؟؟ اگه شما جای متجاوز بودی از پاره کردن مقعد مردم توسط خودت فیلم می گرفتی؟ فرض کنیم که این اتفاق افتاده باشه (فرض محال که محال نمیشه) فکر می کنی اونا اینقدر کودن باشن که از جنایات خودشون فیلم بگیرن؟ پس این فیلم کجا ارائه شده؟ دایی من یه فیلم بهم نشون داد که یک عده جنایت کار چند نفر رو از بالای پشت بوم با دستای بسته پرت می کردن پائین! بعد گفت اینا سپاهی هستن!! ازش پرسیدم کجای این فیلم ثابت می کنه اینا سپاهی هستن؟ فیلم پر کردن که کاری نداره!! اگه من بهش می گفتم که اینا طرفدارای موسوی هستن که دارن یه عده بیگناه رو می کشن اصلا نمی تونست ثابت کنه که اینا طرفدار موسوی نیستند!!! چون هیچ نشونه ای که ثابت کنه اینا به چه جناحی وابسته هستند وجود نداره!! فقط یه فیلمه که معلوم نیست از کجای دنیا گرفته شده! اگه می خوای سند و دلیل ارائه کنی باید سند اول خود شما رو قانع کنه! نه اینکه برای جنجال یه سری مدرک غیر مستند و آبکی و مبهم ارائه کنید!! یه سری لیست چندصد نفره ارائه شد که نه نام پدر داشتند و نه آدرس و نه حتی شماره تلفن!! آخرش هم فهمیدیم کروبی فقط ۴ تا اسم داده! ضمنا اسامی داده شده جعلی بوده به این لینک رجوع کن: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806210858                                            در رابطه با یکی از کشته های حوادث اخیر به لینک زیر هم یه نیگاه بنداز: http://saharnews.ir/view-6701.html  اینا هیچ کدوم رجا نیوز نیست ها!!
  4. همه اینترنت سایت رجا نیوز نیست! همه اینترنت هم بی بی سی و گویا نیوز و ... نیست! شما هم بیشتر بخون! بردیا جان! اگه من به اخبار صدا و سیما استناد می کنم! چون این رسانه مال کشور خودمه! تو چرا به اخبار رسانه های دشمن گوش می کنی؟!!!؟
  5. شب انتخابات چه کسی مانور قدرت برگذار کرد؟؟؟ شما سه شب قبل از انتخابات به خیابان ها ریختید و جشن پیروزی گرفتید!!! یادتان رفته؟؟ شما به این چی میگید؟ بردیا جان! تو از خودت سوال نمی کنی بر اساس چه منطقی و کدام تحلیل فکر کردید اکثریت آرا متعلق به موسوی است؟ و بر اساس چه منطقی قبل از انتخابات گفتید ما پیروز می شویم!!! از نظر ما این یک توطئه ای بیشتر نبود!! به مردم دروغ می گویند! اما به نظر من بردیا یک وجدان بیدار دارد!!
  6. تحریک؟؟؟؟؟؟ بهتر است در معنای این واژه بیشتر دقت کنیم!! آن هایی که اتوبوس ها را آتش زدند و در صدا و سیما گفتند که ما در پایگاه اشرف در عراق آموزش این کار را دیده بودیم!! چه ارتباطی به واژه تحریک دارد؟؟؟ کارمندهای محلی سفارت انگلیس در آشوب های اخیر چه ارتباطی به واژه تحریک دارد؟؟؟ کلوتید ریس (تبعه فرانسه) چه ارتباطی با تحریک دارد؟؟؟ افزایش مسافرت های مشکوک قبل از انتخابات به ایران از کشور انگلیس چه ارتباطی با واژه تحریک دارد؟؟؟ بردیا تحریک یعنی چی؟؟؟ قتل مشکوک ندا که بعد معلوم شد توسط نیروهای نظامی نبوده چه ارتباطی با تحریک دارد؟؟؟ می دونی که بردیا آقا سلطانی یکی از شرکت کنندگان در آشوب های اخیر با تیری کشته شد که آن تیر از هیچ یک از اسلحه های سازمانی نیروهای نظامی نبوده!!!
  7. بردیا تو ما را اکثریت نمی بینی یا نمی خواهی ببینی؟؟ این ها دو مقوله هستند!! شما اکثریت نیستید و بهترین دلیل آن نتیجه انتخابات است! چطور شما در اکثریت هستد درحالی که نامزد مورد نظر شما رای نیاورد؟؟؟ آن هم با ۱۳ میلیون اختلاف!! بردیا چطور شما این ۱۳ میلیون را نمی بینی؟؟؟ درکجا زندگی می کنی که رای ۲۶ میلیونی به چشم تو نمی آید؟؟؟؟
  8. اما رفسنجانی: می دونی که جریان شناسی جریان کارگزاران بحث مفصلیه!!! که توصیه می کنم در این خصوص (حزب کارگزارن) بیشتر تحقیق کنی! و اصولا بدونی که حزب کارگزاران از کی به وجود اومد! اعضای اون کیا هستن؟ و اهدافشون چیه؟؟ بله ما از هاشمی دفاع می کردیم چون هاشمی رو تخریب می کردند تا نظام رو تخریب کنند!! هدف از تخریب هاشمی تخریب نظام بود! در اصل ما از نظام دفاع می کردیم!! به اعتقاد من هاشمی بهانه تخریب بود! در این زمینه (بهانه های تخریب نظام) حرفای زیادی دارم!!! در کشور جمهوری اسلامی ایران چند محور تخریب میشن: روحانیت - سپاه - بسیج - ولایت. این ها اهداف اصلی عملیات تخریب هستند! چون از نظام جمهوری اسلامی دفاع کردند و می کنند!!! یک سوال: چرا ارتش تخریب نمی شود؟؟ درحالی که من اطلاع دارم ارتش هم در کارهای اقتصادی فعالیت می کند و سرمایه های کلان دارد! این یک نظم جهانی است که همه ارگان های نظامی در سراسر دنیا وقتی جنگ نمی کنن مشغول فعالیت های اقتصادی میشن! در آمریکا هم همینطوره! در چین هم! در روسیه هم! شما باید خوشحال باشی که ارگان های هزینه بر در کشور ما تبدیل به ارگان های سودآور شده اند! و سرمایه گذاری های آنها در راستای توسعه زیرساخت های ایران عزیز است!! سد سازی ها! راه سازی ها! و هزارن پروژه عمرانی دیگر!!
  9. اما ما زمانی از هاشمی دفاع می کردیم چون دفاع از او دفاع از ایران بود ولی اینک از وی دفاع نمی کنیم چون او و خانواده اش از آرمان های انقلاب فاصله گرفته اند!! ولی شما که روزگاری از وی انتقاد می کردید چرا اکنون تغییر موضع داده اید؟؟؟ اکنون زیر پرچم هاشمی چه می کنید؟؟ این که برای شما خیلی بد است؟؟؟ چرا بردیاها باید به خاطر منافع هاشمی و خانواده اش به خیابان بریزند و خون نداها به زمین ریخته شود؟ اینها قربانیان ثروت طلبی و قدرت طلبی دنیا طلبان و جاه طلبانند!!!
  10. من تنها به آیه های قتال نگاه نمی کنم!! خدمت شما عرض کنم که قرآن یک نسخه کامل برای سعادت بشر است!! قرآن برای همه انسان ها نازل شده است! در قرآن آیه های زیادی داریم که خطاب به اهل کتاب است!! و آیه های زیادی داریم که خطاب به مسلمین و مومنین است!! قرآن ما شما هم هست! ما و شما باید تمام تلاشمان را بکنیم تا قرآن سرلوحه زندگیمان باشد! ما (هم من و هم تو) باید تمام تلاشمان را بکنیم تا دستورات قرآن را در زندگی خود اجرا و پیاده کنیم! قرآن دستورات زیادی دارد و آیه های قتال هم بخشی از آن است! تو خود خوب می دانی که در قرآن از احکام دینی مثل نماز و روزه گرفته تا احکام سیاسی و حکومت داری وجود دارد! نحوه ارتباط با دوستان پدر و مادر- مومنین- مسلمانان- اهل کتاب - و دشمنان و کفار همه در قرآن توصیه شده! شما هم بهتر است به همه جهات قرآن نگاه کنی! به خصوص دستورات قرآن در مورد کفار و دشمنان اسلام!!! نباید فقط به یک گوشه از قرآن توجه کرد و دیگر ابعاد قرآن را نادیده گرفت!  این در مورد شما هم صدق می کند! بردیا جان! اکنون در آمریکا قرآنی دارد چاپ و توضیع می شود که تحریف شده است! در اصل آمریکا آیه هایی از قرآن را که به ضرر دنیا طلبیشان است حذف و تحریف کرده اند!
  11. ملاک و معیار تشخیص حق از باطل قرآن است! نه من نه تو! من به آیه قرآن استناد کردم! به مردم خودم هم برچسب کافر نزدم! اما آیا در کشور ما وجود ندارند کسانی که خدا و پیغمبر را قبول ندارند؟ وجود ندارند کسانی که شراب می خورند و زنا می کنند؟ در کشور من هم شیطان پرست وجود دارد! بهتر است در مورد جریان شناسی دینی هم مطالعاتی داشته باشید! و من اصولا پیدا شدن شیطان پرستان را در کشور خودم کاملا سیاسی و با برنامه ریزی قبلی از سوی دشمنان اسلام و ایران عزیز می دانم! چرا که ریشه های شیطان پرستی را شما در آمریکا و اروپا پیدا خواهی کرد! در آشوب های اخیر کسانی وجود داشتند که از گروهک های سلطنت طلب و چه و چه بودند! مسلم است که اینان دلشان برای ایران عزیز و نظام جمهوری اسلامی نسوخته! و هنگامی که کاملا هماهنگ با رسانه های دشمنان در ایران عزیز دست به آشوب و قتل و کشتار میزنند حکم محارب پیدا می کنند! و میشوند مصداق دشمن! وگرنه چه لزومی دارد اوباما و مرکل و اسرائیل از آنها حمایت کنند! چرا آنها از دستگیر شدنشان نگران میشوند؟؟؟!!!
  12. اما در مورد علما: من اول می خواهم بدانم بردیا چه شخصیتی دارد؟ آیا اصلا روحانیت و اصل علمای دینی را قبول دارد یا نه! بردیا که محقق و عالم به همه امور دینی نیست! پس لازم است که یک مرجع تقلیدی داشته باشد! تو تعریف من در مورد عالم را قبول نداری؟ تو برای من تعریف کن!! اما گفتی که اینهایی که دارند در کشور ما حکومت می کنند ابوبکر و همر و عثمانند! از این جمله نکته هایی رو من برداشت کردم: تو قبول داری که ابوبکر و عمر و عثمان ظلم کردند! و اینها را آدم بدی می دانی! پس در این زمینه ما با هم بحثی نداریم! اما منظور من عالم نما نبود! اینها عالم نما بودند! نه عالم! عمر بارها و بارها گفت: لو لا علی لهلک العمر!
  13. بردیا من در مورد شما اصل را بر خواندن قرآن گذاشتم! شما چگونه این اتهام را به من می زنی که قرآن را با معنی نخوانده ام! اما فرض میگیریم که حق با شماست و من فقط عربی قرآن را خوانده ام! خب عرصه که تنگ نشده است! هرکجا شما آیه ای داشتی که ما را به راه راست هدایت کنی بسم الله!! من صحنه مباحثه را ترک نکرده ام!! من برای تفسیر قرآن هم حاضر به مباحثه هستم!!
  14. منظور ما از شیعه یک حزب سیاسی نیست! بلکه یک مذهب است که هرکس معتقد به ۱۲ امام معصوم و اصل جانشینی آن ها برای پیغمبر باشد شیعه است! که اگر شما هم به این معتقدید شیعه هستید!! لکن از اینکه از شیعه بودن تبری می جویید برای ما جای سوال دارد!! من هم مسلمانم و شیعه و به دین و آئین خودم افتخار می کنم!! مگر وصیت نامه امام را نخوانده ای که افتخار می کند به شیعه بودن خود!! ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن م عذابی!! در این خصوص هم حاظر به مباحثه هستم!!
  15. شما گفتی که اینان که دارند حکومت می کنن ابوبکر و عمرند!! نمی خواستم در این خصوص با شما صحبت کنم چون این حرف یک حرف بی اساس و نادرست است!! لکن بهتر است دلیل نافذ داشته باشی!!! و ادب مرد به ز دولت اوست!!

خوشحال شدم که به وبلاگ من دوباره سر زدی! باز هم منتظرت هستم!! اینجا را وبلاگ خودت بدان! در ضمن وبلاگ خورشید عالمتاب یک وبلاگ گروهی است! دیگر نویسندگان از طرف مدیر وبلاگ اجازه دارند که هر وقت بخواهند وبلاگ را به روز کنند و مطالبی را که دوست دارند بنویسند!! شما نباید با خواهر من اونجوری برخوردمی کردی!! من در هر صورت جواب شما را خواهم داد! شما نگران نباش از اینکه کسی پست جدید داشته باشد! و وبلاگ را به روز کند!

به این لینک هم یه سر بزن:  http://saharnews.ir/view-6712.html

 

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 16:16 |
روزنامه محلي كارون در تاريخ 10/6/88 اقدام به درج مقاله اي با عنوان «انتخابات با «دين مردم» چه كرد؟» نموده است كه نكات مبهم، خلاف واقع و شايعات بدون اساس فراواني در آن به چشم مي خورد.
اين مقاله كه توسط شخصي به نام «سيد عمار كلانتري» و به نقل از سايت آينده نيوز 9 درج شده است، بر اين باور است كه ماجراهاي قبل و بعد از انتخابات بسياري از مردم را از دين گريزان و نسبت به نظام اسلامي بدگمان و بي اعتماد نموده و موجب كاهش دينداري مردم شامل بي حجابي، بي اخلاقي، ترك نماز و امتناع از حضور در مساجد و محافل مذهبي گرديده است.
اين مقاله با دامن زدن به قائله هاي اخير، ادعاي كاهش دينداري مردم پس از اقدامات اخير را ناشي از برخي نابساماني ها، ارتكاب كم سابقه برخي گناهان(!!) توسط سران شاخص طيف اصولگرا و طرفداران كانديداي پيروز انتخابات و نيز برخي بازخوردهاي اين مسايل در ميان مردم دانسته است.
نويسنده مقاله، در بندهاي آغازين به تفسيري بي پايه و اساس از يك حقيقت روشن، جهت بهره برداري در نوشته خود، چنين اظهار مي كند كه زندگي ديندارانه مردم، از حكومت اسلامي مهمتر است و نمي توان براي «پايداري حكومت اسلامي»، دست به اقداماتي زد كه تاثير منفي بر «دينداري مردم» بگذارد.
ركن ركين ولايت فقيه در هرم اركان نظام جمهوري اسلامي از نگاه نويسنده نا آگاه و يا مغرض اين مقاله، در جايگاه دوم قرار دارد و «دينداري مردم» در رأس همه اركان، بالاترين اهميت را داراست و «با اين حساب، بخشهاي پاييني سلسله مراتب (يعني ولي فقيه، رئيس جمهور و...) مي توانند فداي بخشهاي بالادستي بشوند!» حال آنكه به استناد قانون اساسي، طرح حكومت اسلامي بر پايه ولايت فقيه است و اصول ديني و اعتقادي نه ركن نظام كه محتوا و درون مايه نظام جمهوري اسلامي است.
در اين مقاله رويكردهاي سياسي افراطي برخي چهره هاي منتسب به دين و اتخاذ تند و افراطي و توهين و اقدامات خلاف شرع و اخلاق توسط برخي مداحان، ائمه جماعات و روحانيون يكي از علل كاهش دينداري در مردم پس از جريانات اخير عنوان مي شود، اما توهين هاي مكرر غير اخلاقي و حتي ناموسي به شخص رئيس جمهور و تكرار تعابير «دروغگو، متحجر، خرافه گو» و استفاده از شگردهاي تبليغاتي غير اخلاقي شامل مونتاژ صدا و تصوير، يادداشتها، اشعار و كاريكاتورهاي مبتذل و نيز فراواني شعارهاي خلاف عفت و اخلاق توسط حاميان رقيب شكست خورده انتخابات ناديده گرفته مي شود.
نويسنده اين مقاله كه با مظلوم نمايي تمام، نگاه ابزاري به حجاب و بي توجهي به حضور معدود افراد بد حجاب در خيل طرفداران دكتر احمدي نژاد را از دلايل كاهش دينداري مردم مي داند، گويا فراموش كرده دختران فيروزه اي با روسري - بخوانيد پس سري هاي - يك وجبي و پوشش هاي مبتذل از ميان تجمعات مختلط و دوستانه(!!) ستادهاي كدام كانديدا بيرون مي آمدند و با ظواهري زيبا و فريبنده، آراي دختران و پسران جوان را به نفع كانديداي خود جمع آوري مي كردند؟
نويسنده اين مقاله آيا بخاطر ندارد چه كساني در سالهاي 76 تا 84، با سردادن شعار آزادي براي جوانان، حجاب و اخلاق و دين مردم را به بازي گرفتند؟ و امروز همان ها و كساني به تبعيت از آنها در لباس نفاق و با ذكر الله اكبر و يا فاطمه الزهرا(س)، شال سبز سادات را برگردن مي اندازند و امام و شهداي گرانقدر دفاع مقدس را هزينه «سياسي بازي» هاي خود مي كنند.
اي كاش نويسنده مقاله به وضوح عنوان مي كرد كه از بيان جمله «ميزان بروز حجاب يا بد حجابي در جامعه، لزوما به معناي ميزان پايبندي مردم به فريضه حجاب نيست» چه منظوري دارد؟
اين جمله آيا به معناي آن نيست كه زنان محجبه، لزوما به فريضه حجاب پايبند نيستند؟ در اين صورت، اين جمله آيا توهين به حجاب اسلامي و ساحت مقدس زنان محجبه و مسلمان جامعه ما نيست؟
نويسنده مقاله در ادامه به «اقدامات بي رحمانه طيف حزب اللهي و بسيجي اعم از ضرب و شتم با باتوم و ديگر ابزارها، دستگيري و برخورد، شايعه شكنجه و درگذشت برخي در غائله هاي اخير به نام دين، حفظ ارزشها، دفاع از رهبري و...» به عنوان دليلي ديگر بر كاهش دينداري مردم اشاره مي كند، اما حملات وحشيانه برخي افراد با هر وسيله ممكن اعم از اسلحه گرم و سرد و چوب و تخته و سنگ و كلاه كاسكت و... به عابران و رهگذران در خيابانهاو تخريب و خسارات فراوان به بانكها و اموال عمومي و به آتش كشيده شدن اتوبوس و اتومبيل و موتورسيكلت و حتي مساجد، ناچيز و كم اهميت انگاشته مي شود.
در اين مقاله به جملاتي از رهبر معظم انقلاب مبني بر «تاثر قلبي معظم له به ضرب و شتم دانشجوي متدين به نام دفاع از رهبري» براي محكمتر كردن مباحث ناقص و بي اساس خود استناد مي شود اما سخنان مهم و روشن كننده ايشان در اولين نماز جمعه پس از انتخابات و نيز در جمع دانشجويان كه تاكيد بر فيصله دادن به اغتشاشات و اعتراضات خياباني، جلوگيري از دامن زدن به جريانات اخير و دعوت مردم به آرامش و وحدت دارد، ناديده گرفته مي شود.
متاسفانه برخي سايت هاي خبري و رسانه هاي مكتوب از جمله روزنامه مذكور به هواداري از جريانات پس از انتخابات و همسو با رسانه هاي بيگانه در آن سوي مرزها، دست به تخريب وحدت ملي زده و بدون توجه به مواضع حكيمانه و منويات قلبي رهبر انقلاب، همچنان با درج مقالاتي تحريك آميز و تيترهاي منفي و سياه نمايي هاي مكرر و افراطي، به غائله اخير دامن مي زنند.
به اين جمله دقت كنيد:«اگر از نگاه دين، صداقت را يك ارزش و دروغگويي را يك ضد ارزش بدانيم، بخشهاي مختلف جامعه با استفاده از راهكار لقمان حكيم «ادب از كه آموختي؟ از بي ادبان»نسبت به ناهنجاريهاي دروغ از منظر ديني واكنش نشان داده اند.»
اعترافات بازداشت شدگان وقايع اخير و اسناد و مدارك جمع آوري شده از ستادها و مكانهاي اقامت بازداشت شدگان همه و همه حاكي از وجودراهكارهاي تخريبي از پيش تعيين شده اي جهت كودتاي مخملي در راستاي براندازي نظام جمهوري اسلامي است كه از مدتها قبل از برگزاري انتخابات برنامه ريزي شده بود. حال آنكه كانديداي مورد حمايت اين جريانات، در برنامه هاي تبليغاتي خود مكررا از تبعيت از ولايت فقيه و قانون اساسي و تلاش در جهت حفظ نظام و ثبات حاكميت اسلامي سخن گفته و بر ايام خدمت در ركاب امام و انقلاب افتخار مي كردند!! اين تناقض گويي ها، معنايي جز حركت در مسير اجراي «پروژه نفاق» در راستاي تحقق اهداف انقلاب ننگين مخملين نخواهد داشت و مردم آگاه و فهيم جامعه اسلامي ايران، خود خواهند فهميد كه «دروغگوي واقعي كيست؟».
انتخابات اخير نه مخرب دين، بلكه جداكننده مومنان از منافقان و بنا به فرمايش مقام معظم رهبري «صحنه آزمون نخبگان» بود كه متاسفانه خيلي ها در اين آزمون دشوار، مردود شدند.
+ نوشته شده توسط عطار در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 19:5 |

بعد گذران یک تابستان پر از استرس وارد شهریور ماه شدیم و وقت امتحان دادن بود. ما که هیچ وقت تو عمرمون شهریور امتحان ندادیم حالا باید توی ماه رمضان و هوای تقریبا گرم تابستان امتحان بدیم. جناب موسوی تجدید شده و امتحانشو بد داده، ما باید تو شهریور امتحان بدیم حالا گناهمون چیه خودمونم نمی دونیم...

چند شب پیش توی اتاقم (خوابگاه) سرگرم درس خوندن بودم که یهو صدای الله اکبر به گوشم رسید. صدای یه مرد بود که به گمانم رو پشت بوم رفته بود و با توام قوا و حنجره ای که داشت نوای الله اکبر سر می داد. حالا هدفش از این کار چی بود که به تنهایی این کارو می کرد معلوم نبود البته حدس زدن زیاد سخت نبود بیچاره هنوز دلش خوشه و امیدوار...

جسته و گریخته خبر راهپیمایی سبزی ها در روز قدس از گوشه و کنار شنیده می شه. مهم نیست می خواهند چی کار کنند. مهم اینه که من فردای روز قدس امتحان دارم و اگه کاری کنند که باعث بشه امتحانمون عقب بیوفته خودم شخصا وارد عمل میشم و اون موقع دیگه خطرناک میشه...

رو در رو دیوار خوابگاه با انواع لوازم نوشتاری از جمله ماژیک و مداد و ... و با رنگ های مختلف نوشته شده: ما سبز می مانیم.

حالا اینکه چقدر و تا کی سبز می مونن معلوم نیست. فقط سبز می مونن دیگه ...

خدا آخر و عاقب همه ی مارو ختم به خیر کنه

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 19:31 |

از بردیا به خورشید عالمتاب
از کی تا حالا سایت جام جم (صدا و سیمای حکومت) دشمن شده؟ صدا و سیما دشمن نیست بلکه دستگاهی است که نه صدای مردم بلکه به صدای یک جناح  بدل شده و باید اصلاح بشه. شما نگران نباش ما اصلاحش می کنیم به مرور.
لینکی که من دادم به سایت جام جم بود عزیز دل من.

اگر بخوام باهات صادق باشم من یک بار به طور کامل قرآن را خوانده ام. البته فارسی اون رو. هر شب قبل از خواب چند صفحه می خواندم. دنبال ثواب هم نبودم. این چیزها مال از ما بهتران (آقا و دار و دسته) است. من چون فریب خورده هستم می خواستم ببینم واقعا خداوند قراره چه چیزی به ما یاد بده. من می خواستم بفهمم چرا آن هایی که مثل آب خوردن در خیابان آدم می کشند و در زندان تجاوز می کنند به چه چیزی در این کتاب استناد می کنند؟ آیا قرآن باعث این رذالت شده بود یا نه. چیزی که فهمیدم این بود که اصولا خداوند "در یک جامعه تسلیم خدا شده و یکتا پرست" به کشتار دعوت نمی کند. نمی گوید باتوم بر دار و در زندان داخل مقعد یک "یکتا پرست" فرو کن. فهمیدم چقدر می توان راحت زندگی کرد. چقدر می توان به دین راحت نگاه کرد. دیدم خدا می گوید روزه و نمازت را زمانی اقامه کن که خط سپیدی روز از سیاهی شب جدا می شود. با هزاران چرت و پرتی که علمای دین به خورد ما دادند مقایسه کردم خنده ام گرفت. دیدم خداوند به آن ها که دین را شقه شقه می کنند هشدار داده است. به خودم آمدم دیدم وای بر من که چقدر به شیعه بودن خودم اصرار داشتم و از هر فرصتی برای ضربه زدن به مذاهب دیگه استفاده می کردم. فهمیدم چرا در دنیا، مسیح به کاتولیک و پروتستان شقه شقه شد و اسلام نیز به شیعه و سنی. آن وقت به خودم آمدم. سعی کردم آدم باشم فقط مسلمان. نه شیعه نه سنتی نه هیچ گه دیگری. البته دیگران می گویند "فلانی کافر شده!" ولی هیچ وقت به اندازه حالا احساس خوبی نسبت به خودم نداشتم
شما چی؟ تا حالا یک بار از اول تا آخر به فارسی خوانده ای؟ (با احترام می پرسم نه از سر غرور) [گل]


جوابیه وبلاگ خورشید عالمتاب
برای بردیای عزیز!
البته ما (نویسندگان وبلاگ خورشید عالمتاب) سعیمان بر این است تا با شما وارد بحثی سلسله وار بشویم تا نتیجه بگیریم. لذا شما باز هم سر بزن و جواب ما را هم ببین!
لکن در مورد تجاوزات جنسی و ادعاهای کروبی هنوز هیچ گونه سندی از طرف ایشان برای دستگاه قضایی ارسال نشده که بنا بر آن سند از طرف مراجع قضایی یا کمیته ویژه بررسی آن فجایع (خیالی) تاییدی شده باشد!!!
و تمام ادعاهای آقای کروبی صرفا در حد دادن چند اسامی بیش نیست!! و این موضوع فقط مربوط به کسانی است که صرفا ادعا کرده اند! پس چگونه ممکن است روزنامه ها و یا خبرگزاری ها مدرک مستندی در این خصوص ارائه کرده باشند!!
گرچه بر فرضی هم که این ادعا خدایی ناکرده اتفاق افتاده باشد ما هم به اندازه شما خواهان رسیدگی به این گونه جنایات (که هنوز در حد ادعا است) هستیم. و به عنوان یک هموطن از مراجع قضایی و رهبر معظم انقلاب پیگیری مجدانه را خواستاریم. چرا که خواستار عدالتیم!! چرا که یکی از مسائلی باعث تقویت نظام می شود اجرای عدالت است!!!
اما عدالت .....
عدالت باید در مورد همه باشد ....
هم شکنجه گران که با بی عدالتی دست به جنایت زده اند و هم آشوب طلبان که با بی عدالتی در عین اقلیت علیه نظام جمهوری اسلامی با دروغ های فریبنده جمعی از جوانان را به خیابان کشاندند تا خودشان به منافع دنیوی خود برسند ....!!
بردیا می دانی این چه گناه بزرگی است؟؟؟ این عین بی عدالتی است!!!!
بردیا! روزی از آن ها سوال خواهی کرد به چه حقی به تو و دوستانت دروغ گفتند؟؟؟
و روزی از تو سوال خواهد شد چرا چشم بسته دنبال دنبال فریبکاران رفتی؟؟؟ چرا چشم های خود را باز نکردی؟؟؟ چرا حق را واگذاشتی و دنبال باطل رفتی؟؟؟ چرا برای شناختن حق تلاشی نکردی؟؟؟
می گویی در خیابان ها آدم می کشند!!! این حرف من هم هست!! به چه حقی یک عده اشرار به خیابان ریختند؟ زندگی برای من و تو را نا امن کردند؟؟ و آسایش ما را بر هم زدند؟؟؟ و از آن بدتر خون دوستان مرا بر زمین ریختند؟؟؟
بردیا! حکم آدم کشی را چه کسی به اینان داده بود؟؟؟؟
می گویی علما چرت و پرت می گویند!!! می گویی عالم!! چطور ممکن است عالم چرت و پرت بگوید؟؟؟ تو کلمه علم را بر شخصی حمل کردی و او را عالم خطاب کردی!! و اگر علم او را قبول داری باید از علمش استفاده کنی و آن را سرلوحه اعمالت قرار دهی!

بردیا جان! قرآن خواندن فرق می کند با قرآن خواندن!!! البته همانکه ادعای خواندن کرده ای برای ما بس است و ما اصل را ظاهر آن قرار دادیم!! و فرض صحیح را بر آن قرار دادیم که شما قرآن را خوانده ای!!

لکن! ابوبکر (لع) و عمر (لع) و عثمان و عیشه و معاویه و ابن ملجم و یزید و ..... و مامون (لعنه الله علیهما جمیعا) همه و همه قرآن را خوانده بودند!! و بر روی منابر کلاس های تفسیر برگذار کرده اند!! و در روایات (درست یا نادرست)  داریم که معاویه جزو کاتبان قرآن بوده است!

لکن همین ها با همین قرآن برعلیه امامان معصوم (ع) ایستادند تا به دنیای خود برسند!! مگر نخوانده ای که در جنگ صفین همین معاویه قرآن ها را بر روی نیزه کرد و صدای صلح و دوستی و برادری بین مسلمانان را سر داد تا خودش را از کام مرگ نجات دهد!!!

پس قرآن خواندن با قرآن خواندن فرق می کند!!! تو چگونه قرآن را خوانده ای؟؟؟ تو قرآن را خوانده ای تا به حقیقت برسی یا قرآن را خوانده ای تا بر علیه امامت بایستی!!! همانگونه که خوارج با قرآن در مقابل علی ایستادند!

بردیا! هیچ گاه قرآن به رذالت و قتل و غارت امر نکرده!!! اما ...... در قرآن به قتال و جهاد در راه خدا بر علیه کفار امر شده است!!! مگر نمی گویی قرآن را خوانده ای!! آیه های قتال را هم دیده ای؟؟؟ قتال یعنی جنگ! و جنگ هم یعنی خونریزی!!! اما خون چه کسانی باید ریخته شود؟؟؟ دوستان خدا یا دشمنان خدا؟؟؟

بردیا تو خود را جزو کدام گروه می دانی؟؟؟

در مورد اینکه گفته ای: (وای بر من که به شیعه بودن خود افتخار می کردم!!!) حرف های زیادی دارم!! که در این باب نمی گنجد و پست های زیادی را می طلبد!! من در این خصوص حاضر به مذاکره و مباحثه هستم!! و امیدوارم در این باره بتوانی مرا به چالش بکشانی که از بحث کردن با تو لذت کافی را ببرم!!

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 16:33 |

عرض شود که...................سلام.!!

حقیقتش امروز داشتم تیتر بعضی روزنامه ها رو می خوندم ، که انصافا انصاف رو رعایت کرده بودن،،

 

(((((خودمونیم حال کردید کنایه رو)))))

بی مقدمه می رم راجع به تیترا و چند نکته در مورد اونا البت به نوع طنز آلود.،،

1-    3وزیر پیشنهادی احمدی نژاد رای اعتماد نگرفتند...

اولش که اینو می خونید انگار احمدی 3 وزیر معرفی کرده اون 3 تا هم رای نیووردن در حالی که 21 دانه معرفی شده که 3 تا از اون 21 رای نیووردن که من فک می کنم اگه اون 2 تا خانمه بودن، با همون مدارک و سابقه آقا بودن فقط نیرو رای نمی آورد.

2-   در یکی از ادارات 2 نماز جماعت بر گزار شد یک دسته طرفداران موسوی و دسته دیگر احمدی ها...

 

حقیقتش با خوندن این خبر هم خوشحال شدم هم ناراحت

ناراحت واسه خاطر این که  یه لحظه فک کردم رضایی و کروبی یا کلا آدم حساب نمیشن یا طرفداراشون نماز نمی خونن یا ... یعنی حتی این روزنامه که گرایش به اصلاح طلبی داره،  کروبی رو که تازگی ها به شیخ اصلاحات معروف شده رو آدم حساب نکرده که بگه طرفدارای موسوی و کروبی ((که این خودش یه مقاله اس که با اینکه مواضع این 2 تا یکیه، پس چرا از هم جدان))

خوشحال هم واس خاطر این که، باز خدا رو شکر که بالاخره یه شورای نگهبانی هست که از حدود 1000 نفری که ثبت نام می کنن واسه کاندیدا شدن بیشترو به لحاظ قانونی و شرعی دقت کنید قانونی و شرعی رد صلاحیت می کنه، فک کنید اگه این شورا نباشه بعد انتخابات چی میشه... هر جا رو نیگا می کنید یه مشت آدم وایسادن یه عده تحسن یه عده آشوب یه عده شعار یه عده نماز جماعت یه عده... هوووووو.   واسه خودش سوژه میشه.

 

3-   این یکی تیتر نیست یه مقاله است..

تو این مقاله که واسه طرفداری از میر حسین در برابر ادعا های فرمانده سپاه مبنی بر اینکه موسوی و خاتمی می خواستن نقش ولایت فقیه رو در نظام تضعیف کنن از یه مجمع خیلی معتبر صادر شده که دو سه تا نکته داره..

یکی اینکه مجمعی ها از آقای فرمانده مستندات می خواستن،، دقت دارید که مستندات.

خیلی جالبه، اونایی که ادعای سند و مدرک می کنن مثل اینکه تا حالا هر حرفی خودشون زدن طبق سند و مدرک بوده که حالا از این فرمانده مستندات می خوان...

اصلا راجع به این حرف نمی زنم خودتون قضاوت کنید..

یکی دیگه اینکه گفتن موسوی خودش از خط امامی های اصیله..

نمیدونم شاید خط امام یه شهر، که از آقایون پرسیدن میر حسین بچه کجاس اونا هم گفتن موسوی خط امامیه

یا فک کنم این خط امام یه چیز مثل خط تالیا یا خط ایرانسل یه خط ثابته که از آقایون پرسیدن خط آقای موسوی چیه (( منظور سوال کننده خط موبایل بوده)) اونا هم گفتن خط امامیه

یا مثلا پرسیدن این اتوبوس شرکت واحد که آقای موسوی سوارشه مال کدوم خطه اونا هم گفتن مال خط امامه  ((همون خط میدون امام الان و توپ خونه سابق))

یه نوع خط امام دیگه هم داریم که همون خط انقلاب و خط انقلاب خط اسلامه ، خط اسلامی نه ها خط اسلام..

خط اسلامی یعنی همون خط های کوفی و ثلث و اینا..

که اگه خط اسلامی با خط اسلام قاطی بشه دوباره قصه قصه اون سه حالت بالاست..

حالا انصافا ، انصافا کدوم حرکت میر حسین خط امامی بود که من این ادعا رو قبول کنم .. 

اگه این خط امام خوبه و آقایون ادعا دارن که تو خط امام هستن چرا ولایت مداری و تمکین به قانون اساسی که از اجزای جدایی ناپذیر خط امام هست رو نادیده گرفتن و اون آشوبای خیابانی رو بجای مجرای قانونی به راه انداختن، که از این فرصت دشمن کمال استفاده رو بکنه ،اگه خیلی خوشبینانه نگیم این آشوبا هماهنگ شده بوده...

 

خلاصه آقا

 خط اسلام با عمل به واجبات و ترک محرماتش معنا پیدا می کنه نه با شعار به واجبات و ترک محرماتش ....

حالا فارغ از هر گونه گرایش سیاسی تو خلوت خودتون بشینید با قاضی کردن کلاه خودتون یه ساعت فکر کنید..                                                

                                                                                                                            فعلا

+ نوشته شده توسط عطار در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 6:10 |
رئيس كميته رسانه اي ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي در واكنش به اظهارات اخير فرمانده كل سپاه به نقل از اعترافات برخي بازداشت شدگان آشوب ها، مدعي پايبندي موسوي به خط امام و ولايت فقيه شد.
سرلشكر جعفري در اظهارات مستند خود از پروژه برخي رجال سياسي براي كارشكني در برابر ولايت فقيه و كمرنگ كردن نقش رهبري خبر داده و از جمله به اسامي كساني چون خاتمي و موسوي اشاره كرده بود.

هر چند موسوي شخصاً دراين باره سكوت كرده اما ابوالفضل فاتح در واكنشي مبهم نوشت:

معتقدين اصيل به انقلاب و نظام را در ياران صادق انقلاب و همين مجموعه خط امام مي دانم... آخرين روزها آقاي موسوي به من مي گفت «در زمان نخست وزيري اصرار داشتم كه حتماً برخي افراد كه شهره به علاقه مندي به آيت الله خامنه اي بودند در تيم همكارانم حضور داشته باشند. يكي از دلايلي كه شما را نيز دراين منصب و حلقه اول خود قرار داده ام همين علاقه و اعتقاد شما به نظام و شخص آيت الله خامنه اي است». شايد كمتر كسي بغض و اشك مهندس ميرحسين را ديده باشد، اما به ياد دارم كه به هنگام خداحافظي حضوري بغض گلويش را فشرد و با چشماني پر از اشك گفت «فلاني من هرگز نگران خودم و موقعيتم نيستم. تنها نگراني من نظام جمهوري اسلامي است كه از اين رفتارها آسيب مي خورد. من تمام تلاش خود را كرده ام كه سطح مجادله به رهبري كشيده نشود، اما افسوس كه آنها عامدانه چنين مي كنند». آري اين عقيده ما، مكتب ما و سنت ماست. حال نامش را هرچه مي خواهيد بگذاريد.

فاتح توضيح نداده كه اگر ادعاي پايبندي به خط امام و ولايت فقيه واقعيت دارد چرا طيف متبوع و نامزد مورد حمايت وي حاضر نشدند به قانون اساسي، نظر شوراي نگهبان و هيئت بررسي كننده اعتراض ها، و نهايتاً رهنمود متقن رهبر فرزانه انقلاب، پايبند باشند و راه مقابله با انتخاب مردم و خياباني كردن زياده خواهي خود را در پيش بگيرند و عملاً- دانسته يا ندانسته- آب به آسياب دشمن بريزند.

آيا مي شود ادعاي خط امام داشت و به اصيل ترين اركان آن-ولايت فقيه و قانون اساسي- پايبند نبود؟!

آيا مي توانند در موضع اتهام بايستند و توقع داشته باشند كه جز به ديده اتهام به آنها بنگرند؟!

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 13:2 |

به گفته خودشان از ۴ سال قبل با گستاخی تمام برنامه ریزی کردند که به نظام جمهوری اسلامی ضربه بزنند حالا که در دام قانون افتاده اند می گویند اشتباه کردیم ما را ببخشید؟؟؟؟؟

بله که اشتباه کردید!!!! اما ما هیچ گاه شما را نخواهیم بخشید!! دادگاه هم نباید ببخشد!! آن همه خسارت به آبرو و حیثیت نظام در عرصه های بین المللی و داخلی زدند! چرا باید ببخشیم؟؟  آن همه خونی را که بر زمین ریختند را چه بکنیم؟؟ داغ دل پدران جوان از دست داده را با چه تسکین دهیم؟؟

می گویند تحت شکنجه اعتراف کرده اند!! ما نیازی نداریم که آن ها را شکنجه کنیم! همه چیز روشن و واضح است! آنها سر به زنگار گیر افتاده اند! حکمشان هم اعدام است! چرا شکنجه کنیم؟ آن ها هم خوب می دانند مجازات غلط هایی که کرده اند چیست!

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه دهم شهریور 1388 و ساعت 16:42 |

ألّلهُمَ العن ألّذینَ یَذهَبونَ اِلی الْخیابونَ و آشوبَهونَ به نفع أعدائِنا الآمریکائیون!

و یُسَبِبونَ لَغوَ إمتِحاناتِنا في الْمدة المَذکوره ( مِن 26 الخُرداد إلی 16 الشَهریوَر)!

نَحنُ لاتَغْفِر المسببین هذا الْإغْتِشاشات لِأنهُ اِجْبارِنا به سَببِ هذا تّأخیر سافِرنا فی هذه اْلشَهرِ الْعَزیز

(رَمَضان) مِن الْبَلد (الْأَهْواز) إلی الْبَلَده الْاُخری (الطِهران)  و تَحریمِنا مِن هذا اْلفِیضِ الْعَظیم مِن جَوارِ الْفامیل.


پانوشت:

  1. سافرنا: مسافرت کردیم
  2. منظور از فیض عظیم همان روزه گرفتن است.

انشاالله ...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 1:53 |

به نقل از ایرانی آزاد:

همسر محمد عطریانفر عضو بازداشت شده حزب کارگزاران سازندگی مهدی کروبی را به منزل راه نداد. به گزارش جهان، مهدی کروبی و میرحسین موسوی که با دیدارهای تبلیغاتی با خانواده زندانیان قصد بهره برداری سیاسی از این موضوع را دارند باواکنش تند خانواده محمد عطریانفر مواجه شدند. براساس این گزارش، همسر عطریانفر در پاسخ به رایزنی نزدیکان میرحسین برای حضور درمنزل، به آنها می گوید " برخی سیاسیون در پناهگاه خود نشسته و هزینه اش را دیگران می دهند" و به همین دلیل آنها را به خانه خود راه نمی دهد.

همچنین، مهدی کروبی که قصد داشت به طور سرزده به خانه عطریانفر رفته و با خانواده اش دیدار کند به طور غیر منتظره ای با ممانعت همسر عطریانفر مواجه شده و عاقبت بدون هیچ نتیجه ای به خانه باز می گردد.

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 16:22 |

قهرمانی

اصلا اهل ورزش نیستم ولی وقتی آدم می بینه که جوونای کشورش مقام قهرمانی رو بدست میارن و به جام جهانی راه پیدا می کنند خیلی خوشحال میشه و اشک شوق تو چشماش جمع میشه و احساس غرور می کنه. پیروزی تیم بسکتبال کشور در جام قهرمانی آسیا رو به تمام خوانندگان وبلاگ تبریک میگم.

ملی پوشان پیروز باشید.ایران نامت جاوید بادا


...صبح (دوشنبه ۲۵/۳/۸۸) با صدای زنگ موبایلم بیدار شدم. یکی از بچه ها بود.  قرار بود که صبح دانشکده باشم تا تکلیف امتحاناتمون مشخص بشه. ولی خواب مونده بودم. گفت رئیس دانشکده گفته که امتحاناتون افتاده شهریور.

صدای مسئول خوابگاه توی حیاط می پیچید. می گفت که دانشکده هاتون تماس گرفته اند و گفته اند که امتحاناتون تا شهریور عقب افتاده و برید خونه هاتون. به هم ریخته تر از این نمی شد. اونقدر اوضاع اورژانسی بود که گفتن نمیخواد وسایلتونو بزارید تو انبار فقط هر چه سریع تر خوابگاه رو ترک کنید.

از صحبت های تلفنی هم اتاقیم متوجه شدم که انگار دیشب توی کوی پسران اتفاقات وحشتناکی افتاده. نگران و مضطرب بودم. لباس پوشیدم و آماده شدم تا برم دانشکده. تمام تلفن ها قطع بود چه موبایل چه تلفن های خوابگاه.

ساعت حدود ۱۰ بود که به طرف دانشکده به راه افتادم توی سرویس از پسر تا دخترش گرفته همه چشم ها ورم کرده از بی خوابی دیشب. همینطور که سرویس مسیر امیرآباد رو پایین می رفت داشتم بیرون رو تماشا می کردم. یکی از ساختمان های کوی پسران کاملا سوخته و شیشه هاش شکسته بود. تمام بانک های مسیر خراب و شیشه هاشون شکسته بود. یه نمایشگاه اتومبیل بود که تمام شیشه هاش شکسته بود و هیچ ماشینی توش نبود و ... وقتی رسیدم دانشکده هم چهره های خوشحال رو می دیدم هم ناراحت. شنیدم که بعضی از سال اولی ها صبح زود امتحانشونو دادند. وقتی از عقب افتادن ۱۰۰٪ امتحانات خیالم راحت شد. برگشتم خوابگاه. نه ناهاری نه غذایی نه نمازی ... خسته و نگران ...

از ساعت ۱۰ تا ۱۴ عده کثیری از بچه ها رفته بودند. ما هم بعد از خوردن ناهار و خوندن نماز شروع کردیم به جمع کردن وسایل. خیلی خسته بودم. همه ی بچه ها توی بهت و شوک بودند. اصلا باورمون نمی شد که خوابگاه رو اینجوری ترک کنیم. تا ساعت ۵ بود که دیگه تمام وسایلمو جمع کرده بودم و چمدونم هم بسته بودم. آماده ی رفتن به ترمینال جنوب (بدترین مکان زندگیم). از دوستم خداحافظی کردم و رفتم.

هیچ تاکسی به میدان انقلاب نمی رفت. بعدا فهمیدم که امروز قراره حامیان موسوی تجمع کنند. از انقلاب تا آزادی. اینم شانس من بود که قرار بود از اونجا بگذرم. میدان انقلاب از همیشه شلوغ تر بود. هم بارم سنگین بود هم عصبانی بودم. اونقدر عصبانی بودم که چرخ های چمدونم رو از سر پاهای مردم رد می کردم. انگار که با همه دعوا داشتم.

بعد از گذر از میدون و رسیدن به تاکسی های ترمینال جنوب. دیدم که ۲ تا پسری که تو تاکسی هستند از بچه های خوابگاه پسران بودند. بحث باز شد و از ماجراهای دیشب گفتند. اینکه چه جوری ریختن تو خوابگاه و بچه ها رو کتک زدند و آتش سوزی  راه انداختند. این ۲ آقای به نسبت محترم همه ی این ماجرا ها رو از دید رهبر و احمدی نژاد و ... می دیدند. آخر سر که پیاده شدیم  یکیشون ته مونده یه گاز اشک آور رو نشونم داد. گفت اینو نگه میدارم یه افتخاره. در جوابش گفتم که این یه لکه ی ننگه. ۲ سال دیگه پشیمون میشی که چرا توی این ماجراها بودی. گفتم و رفتم.

سوار اتوبوس اهواز شدم. با تمام بغضی که توی گلوم بود. راهی اهواز شدم.

پایان

 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 1:25 |

قابل توجه خوانندگان مطلب بنده:

تمام رنگ هایی که به کلمات تعلق گرفت همگی مربوط به رنگ نامزدهای انتخابات برای جدول برنامه های ایشان می باشد. میتونید برگردید و داستان رو از اول بخونید.

محمود محسن مهدی میر حیسن


با اضطراب و دلهره بیدار شدم. دوستم تو تراس بود. بیرون رو میشد دید. بچه ها هر کدوم به طرفی می رفتند. سریع یه چیزی سرم کردم و به طرف پله ها دویدم تا خودمو به طبقه پایین برسونم. یه دختره بود که دوستاش بغلش کرده بودند و به زور داشتند کشون کشون می بردندش تو اتاق پرسیدم چی شده؟ یه نگاه انداخت و گفت هیچی و در اتاق رو بست. از ساختمون بیرون اومدم. قلوه سنگ هایی که با هرکدومشون راحت میشد یه آدمو از پا انداخت به داخل خوابگاه پرتاب میشد. صدای موتور آدم های بی نام و نشون از بیرون از خوابگاه میومد. عصبانی تر از این نمیشد باشم. سر یه دختره که هنوز جلو دهن و بینیشو با شال مشکی گرفته بود داد کشیدمو گفتم: همینو میخواستید دیگه. کم مونده تا بیان تو اتاق هامون.

هر کسی یه چیزی می گفت. تقلب تقلب تقلب. بهشون گفتم کسی که این چیزا رو انداخته بین شما الان تو تختش راحت گرفته خوابیده و تو خواب داره به شماها می خنده. یه جوری ناراحتو معترض بودند که انگار ارث باباشونو ازشون گرفتن. اوضاع داشت آروم میشد که دوباره صدای موتور سوارها اومد. رفتم از طبقه بالا تا پنجره ای که سر خیابون تسلط داشت نگاهی بیاندازم. هرچی بالا و پایین کردم فایده نداشت. شاخه های بلند درخت اجازه نمی داد تا خیابونو خوب ببینم. هنوز شعله ی آتش روشن بود. بعضی مردم محل هنوز تماشاچی صحنه بودند. صدای داد و فریاد انتظامات یه لحظه سکوت خوابگاه رو که از بهت بچه ها شکل گرفته بود شکست. برید تو اتاقاتون درهای اتاقاتونو ببندید. به کسایی که آویزون تراس بودند تزکر می دادند. مثل یه پدر دلسوز نگران بچه ها بودند اینو از لحن صداشون متوجه شدم. با عصبانیت بیشتر برگشتم سر تختم. معلوم نبود اون شب چه اتفاقی داشت رخ می داد. توی کوی پسران چه خبر بود؟؟؟  نگران تر از همیشه چشمامو بستم. فردامون قرار بود که چه اتفاقی بیفته؟؟؟

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 13:1 |

یکی از افتخارات وبلاگ ما انعکاس اخبار و حوادث کوی دانشگاه از زبان یکی از نویسندگان وبلاگ به طور بی طرفانه است. ما خاطرات کوی دانشگاه رو برای شما می نویسیم. تا شمایی که نبودید از منظر چشمان ما خاطرات رو مرور کنید تا بدانید چه گذشت!!!! و ما سعی می کنیم تا از این به بعد جریانات سیاسی داخل دانشگاه رو برای شما بازگو کنیم.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 11:32 |

سلام سلام سلام

یه معذرت خواهی به خوانندگان وبلاگ بدهکارم بخاطر اینکه اینهمه فاصله افتاد. دلیلش مسافرت بوده من بیگناهم.


صبح دیر وقت بود که بیدار شدیم. لحظه لحظه مون پر از اضطراب بود. مدام نگران بودیم. از هرجایی شایعه های مختلف می رسید. شایعه ی عقب افتادن امتحانات تا شهریور دهن به دهن داشت میچرخید. من که باورم نمی شد. فردا امتحان داشتم. اونم چه امتحانی؟ جغرافیای سیاسی که ۳ فصلش راجع به جغرافیای انتخابات بود.

یکشنبه بود. امروز قرار بود احمدی نژاد توی میدان ولی عصر حرف بزند.

خداییش ما از ترس اینکه یه دفعه درگیری بشه نرفتیم. توی خوابگاه اوضاع بهم ریخته ای بود. هیچ کس دلش به درس نمی رفت. نمی دونستیم فردامون چه جوری میشه؟

حرفای احمدی نژاد رو مستقیم از تلوزیون گوش دادیم.

دوباره شروع شد. مثل دیشب از بعد از ظهر شروع شد. باز شعار و شعار و شعار... هرجایی که قدم می گذاشتیم حرف تقلب رو میشنیدیم.

دم دمای غروب بود که سروکله شون پیدا میشد. صبح تو دانشگاه شب تو خوابگاه. پیش خودم می گفتم اگه امتحانات شنبه و یکشنبه رو تعطیل نمی کردند حداقل این ماجراها به دانشگاه و خوابگاه نمی کشید. البته این امر یه جورایی غیر ممکن بود اصلا مگه میشه یه اتفاق سیاسی بیفته و دانشگاه تهران از اون ماجرا بی بهره بمونه ؟؟؟

همشون پشت در خوابگاه جمع شده بودند. انتظامات خوابگاه امشب جدی تر تو صحنه حاظر شدند.

یه اتفاق خنده دار افتاد . همین ارازل و اوباش که توی خیابون  مشغول خراب کاری بودند فکر می کردند این دخترای داخل خوابگاه میخوان بیان بیرون. به همین خاطر به در فشار آوردند تا در رو بشکونند و به محض اینکه در شکست دختر خانوم های معترض با جیغ و داد به داخل خوابگاه فرار کردند. خیلی خنده دار بود. اینا می خواستند حکومت رو عوض کنند. وای به حال ما...

یه صحنه جالب دیگه ای که به چشم می خورد این بود که همه بچه ها حتی اونایی که تماشاچی بودند با یه شال یا روسری یا هرچیز دیگه ای که جلو دستشون بود جلو بینی و دهنشونو گرفته بودند. وقتی دلیل کارشون رو ازشون می پرسیدم خودشون هم نمی دونستند.

دیگه حوصله ام سر رفته بود. به دوستم گفتم من دیگه از هیجان اشباع شدم. بیا بریم بخوابیم. ناسلامتی  فردا امتحان پایان ترم داریم.

خواب بودم که یهو ساعت ۳ با صدای جیغ و داد از خواب پریدم. تمام وجودم داشت می لرزید.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 1:24 |

این روزا هر کی به هر دلیلی می‌میره یه جورایی ربطش می دن به جریانات اخیر. پسر بچه بیگناه تو یه تصادف رانندگی توی ساوه فوت می‌شه(خدا رحمتش کنه به خانواده محترمش تسلیت می گوییم و براشون آرزوی صبر داریم) و هفته پیش روز چهلمش بوده اما تو رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور که هدفشون بر هم زدن آرامش مردم هست اعلام می‌شه که این پسر بچه تو مراسم یادبود خانمی که خودشون کشتنش تا مظلوم نمایی کنن با ضربه ای که با باتوم تو سرش خورده کشته شده.

اما دیروز پدر و مادر این پسر بچه به همه مردم ایران اعلام کردن که راضی نیستن اسم پسرشون روی زبون همه به عنوان کشته شده توی اغتشاشات اخیر آورده بشه.

جالب اینجاست که بعد از اینکه این سوتی های ناهماهنگ لو می ره هیچکس هیچ پاسخی نداره که چرا چنین دروغهای بزرگی تو این رسانه‌ها مطرح می‌شه؟

اینا معتقدند که صدا و سیمای ایران اخبار رو به دروغ به مردم می رسونه و ادعا دارند که خودشون راست همه چیو می دونن و می گنو فقط اونان که راست می گن و بقیه همه دروغ می گن.

ای خدا

دروغ تا کی و کجا؟ کشتن و شرحه شرحه کردن مردم تا کی؟ خدای من کی این مزدورا و خیانت کارا ریششون از روی زمین محو می‌شه؟

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 و ساعت 7:20 |

هاشمیپس از حوادث مربوط به انتخابات ریاست جمهوری و افشای دست های پشت پرده و عاملان این حوادث، خبرها حاکی از به تکاپو افتادن چهره های شاخص اصلاح طلب برای فرافکنی و حتی فرار از ایران است. به طور واضح و مشخص یکی از عوامل حوادث اخیر بدون شک محمد خاتمی است. خبرها حاکی از سعی در فراری دادن خاتمی از ایران به بهانه رياست وی بر اتحاديه اپوزيسيون جمهوري اسلامي در خارج از کشور است.

گوییا حادثه بنی صدر درحال تکرار است. حال که منافقان هیچ جوابی ندارند تا به ملت ایران بدهند، فرار را بر قرار ترجیح می دهند. چراکه اگر می دانستند در ایران پایگاه مردمی دارند و مردم آن ها را می خواهند هیچگاه فرار نمی کردند. بی هیچ شکی در جلسات آتی دادگاه اغتشاشگران چهره های بیشتری از سران خودفروخته اصلاحات آشکار خواهد شد.

سوال اینجاست که قطع به یقین دست هاشمی نیز در کار است. دولتمردان با هاشمی چه خواهند کرد؟؟؟ آیا او را هم به پای میز محاکمه خواهند کشانید؟؟

یکی از موضوعات صحیت های احمدی نژاد میارزه با فساد اقتصادی و اجرای عدالت بود که شدیدا مورد تایید رهبری واقع شد. این را همه می دانند که بخش عمده ای از فساد اقتصادی مربوط به خانواده هاشمی و دار و دسته وی می باشد. حالا با فرض مبارزه احمدی نژاد با مفاسد اقتصادی و تایید رهبری برای هاشمی چه رخ خواهد داد؟؟؟

چرا ابطحی در دادگاه اعتراف کرد که هاشمی می خواست در حوادث اخیر از احمدی نژاد و رهبری انتقام بگیرد؟؟؟ هاشمی انتقام چه چیزی را می خواهد بگیرد؟؟؟

به هر حال جمع شدن اصلاح طلبان زیر پرچم هاشمی یادآور جمع شدن منافقین زیر پرچم منتظری است.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 21:33 |
 منافق

دیدید که آقای ابطحی و عطریانفر اعتراف کردند که القاء تقلب در انتخابات یک توطئه از قبل برنامه ریزی شده بوده. همه دیدند که در دادگاه ابطحی اقرار کرد که پشت صحنه همه این آشوب ها و اتفاقات هاشمی رفسنجانی بود که صدا و سیما صدای وی را سانسور کرد. البته مستند صحبت های ابطحی را خبرگزاری فارس منتشر کرد.

مسئله اینجاست که به طور واضح آنچه از اخبار برداشت می شود حضور هاشمی و پسرانش در پشت پرده همه این حوادث است. قدر مسلم است این است که هیچگاه ماه پشت ابر نمی ماند و بالاخره حقیقت خودش را نشان می دهد. چرا هاشمی شرم نمی کند از اینکه چهره اش برای مردم ایران عیان شود؟ چرا نمی ترسد از اینکه دستش رو شود؟ خدا نیاورد آن روزی را که حادثه منتظری تکرار شود!

سوال اینجاست: یک عده به مملکت خود خیانت کردند. حالا هم آمده اند ابراز پشیمانی و ندامت می کنند. پس آن همه هزینه هایی که بر ملت و کشور ایران عزیز در عرصه ملی و بین المللی وارد کردند چه می شود؟؟ آقای هاشمی! هزینه های مالی برای خودت با هزینه های معنوی چه می کنی؟؟؟  این همه نا امنی به پای تو نوشته شد!! جواب امام زمان را چگونه می دهی؟؟ شوکی را که به کشور وارد کردی چه می کنی؟؟؟

آقای هاشمی! تاوان خون های ریخته شده را چه کسی می دهد؟؟ آیا این صحیح است که چندین خانواده به خاطر دنیا طلبی تو و خانواده ات عزادار شوند؟؟؟ چگونه جواب خدا را می دهی؟؟؟

آقای هاشمی! ننگ این ماجرا بر دامن تو ماند و تاریخ آن را ثبت کرد!

آقای هاشمی! تو با دنیا طلبی خودت مردم را نسبت به نظام بی اعتماد کرده ای!!  این گناه نابخشودنی است!!

آقای هاشمی! دل رهبر را شکستی برای خودت! با دل شکسته امام زمان چه می کنی؟؟

بنده اظهارات مقام معظم رهبری در مورد هاشمی را جاخالی تاکتیکی رهبری برای عدم تقابل با هاشمی می دانم. رهبری با زیرکی تمام هاشمی را از موضع مقابله با رهبری نظام کنار زد! من افتخار می کنم از اینکه همچین رهبر فرزانه ای دارم.

بنده خدمت همه دوستان اینترنتی عزیزم عرض می کنم این اولین جلسه دادگاه بود که برخی حقایق افشا شد! منتظر باشید تا حقایقی دیگر به زودی افشا شود!

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 13:17 |

... اوضاع به هم ریخته ی عجیبی بود. بین بچه هایی که داشتن شعار میدادند نگاهی انداختم چشمم خورد به دختری که از جیک و پیکش خبر داشتم یه دختر ساده و بی شیله پیله که به خاطر اینکه شناسنامه اش خونشون جا مونده بود حتی رای هم نداده بود. کشیدمش کنار بهش گفتم: تو دیگه چرا؟؟؟ خنده ام گرفته بود. گفت احمدی نژاد باید استعفا بده ما موسوی رو میخوایم. جوابشو ندادم دوباره برگشت تو جمعیت.

هیجان عجیبی بود. آتش سوزی بیرون خوابگاه و شلوغی داخل. انتظامات خوابگاه جلو معترضین ایستاده بود. یه لحظه تماشاشون کردم و به فکر فرو رفتم. تمام رفتار و حرکاتشون هیچ کدوم به آدم های معترضی که واقعا حقشونو خورده باشند شبیه نبود. دختری که سردستشون بود با حرکات موزونش فقط یه آهنگ کم داشت.

دوست داشتم یه کاری می کردم تا این آشوب بخوابه. انگار که انتظامات هیچ کاری نمی کرد. منو دوستم تصمیم گرفتیم که به پلیس زنگ بزنیم. حدود ۵-۴ بار تماس گرفتیم. ولی هیچ خبری از پلیس نبود.

توی حیاط بودیم که دیدم از بالای در یه رانی به داخل پرت شد. نه رانی نبود گاز اشک آور بود. دست دوستمو گرفتم و به سرعت به طرف  ساختمون رفتم. همه به داخل ساختمون ها هجوم آوردند. یهو توی اون شلوغی منو دوستم از هم جدا شدیم. ترس تمام وجودمو فرا گرفته بود. توی سالن که رسیدم یه دختره هی داشت فحش می دادو خودشو به دیوار میکوبید. داد میزد. دولت کودتا دولت کودتا گریه هم میکرد.

یه لحظه دیدم که از چشمام اشک اومد انگار که سر منم اثر کرده بود. خوشبختانه بچه ها با آتش زدن کاغذ اثر گاز اشک آور رو کمتر کردند. نه بابا انگار حرفه ای بودند.

خلاصه اینکه اون شب با پرتاب گاز اشک آور از طرف زدشورش ماجرا تموم شد. و ساعت ۲:۳۰ بود که رفتیم به اتاقمون و با هزاران دلهره و اضطراب خوابیدیم.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت 2:17 |
آيت‌الله جنتي در خطبه نماز جمعه تهران:
برخي‌ پس از شكست چهار سال قبل به فكر انتقام بودند

به نقل از خبرگزاري فارس: خطيب نماز جمعه تهران با اشاره به حوادث پس از انتخابات گفت: اين توطئه‌ها از همان چهار سال قبل وقتي كه برخي در رقابت شكست خوردند شروع شد چراكه آنها نتوانستند يك فرد جوان مثل آقاي احمدي نژاد را تحمل كنند و اختلاف هفت ميليوني را ببينند و اين بود كه از همان وقت اين موضوع در فكرشان بود كه انتقام بگيرند.

جنتي در خطبه دوم با اشاره به انتخابات دهم رياست جمهوري و مسائل پس از آن اين انتخابات را يكي از سالم‌ترين انتخابات‌هاي كشورمان دانست و افزود:‌ متاسفانه عليرغم اين موضوع، عده‌اي نتوانستند اين شيريني را در كام ملت ايران ببينند.
جنتي با اشاره به روال برگزاري انتخابات در طول اين سي سال گفت: انتخابات دهم نيز مانند انتخابات گذشته برگزار شد و اگر قرار است اين انتخابات باطل باشد تمام انتخابات اين سي سال بايد باطل اعلام شود چرا كه همواره روال برگزاري به همين صورت بوده است.
وي با اشاره به انتخابات دوره نهم رياست جمهوري در سال 84 اظهار داشت: اين توطئه‌ها از همان چهار سال قبل وقتي كه برخي در رقابت شكست خوردند شروع شد چراكه آنها نتوانستند يك فرد جوان مثل آقاي احمدي نژاد را تحمل كنند و اختلاف هفت ميليوني را ببينند و اين بود كه از همان وقت اين موضوع در فكرشان بود كه انتقام بگيرند و نگذارند اين اتفاق دوباره تكرار شود.
دبير شوراي نگهبان ادامه داد: از خارج كشور مرتب بحث تقلب در انتخابات مطرح شد و عده‌اي نيز در داخل اين موضوع را دنبال كردند كه حتي مقام معظم رهبري در ابتداي سال نيز به اين شبهات پاسخ داد.
جنتي با اشاره به برخي نقل‌قول‌ها از يك سال قبل در خصوص شبهه تقلب، نااميدي و بي‌اعتمادي مردم در انتخابات اظهار داشت: وقتي من اين نقل قول‌ها را شنيدم احساس خطر كردم و فهميدم چه نقشه‌اي براي انتخابات كشيده‌اند.
وي خاطرنشان كرد: يكي از اشخاص نيز در هنگام راي دادن وقتي راي خود را به صندوق انداخت به مردم گفت كه به چه كسي راي داده است و ادامه داد اميدوارم در انتخابات تقلب نشود و اگر تقلب صورت نگيرد فلان كانديدا رئيس‌جمهور خواهد شد وگرنه مردم بايد به خيابان‌ها بيايند و اعتراض كنند.
خطيب موقت نماز جمعه تهران با بيان اينكه اين مسائل نشان مي‌دهد حوادث بعد انتخابات از پيش طراحي شده است،‌افزود
: تمام راهكارهاي اين موضوع نيز از سوي آنها پيش‌بيني شده بود در حالي كه آنها بايد بدانند مردم در اين انتخابات به گفتمان امام،‌ رهبري و رئيس‌جمهور راي دادند كه عدالت‌خواهي، دين‌مداري، مبارزه با فقر و فساد، ايستادگي در برابر زياده‌خواهان، ساده‌زيستي،‌ ولايتمداري،‌ اصل دانستن مردم و به ويژه محرومان از جمله اين شاخصه‌ها است كه بيشترين نقش را نيز رهبري معظم انقلاب بر عهده دارند.
جنتي افزود: مردم انتظار دارند اين شاخصه‌ها به خوبي عمل شود و ما هم از رئيس‌جمهور عزيز مي‌خواهيم كه جدي‌تر از گذشته به اين شاخص‌ها توجه كنند و معتقديم در گذشته ايشان هر چه در توان داشته است، به كار گرفته و اگر در جايي كاري انجام نشده، نتوانسته‌اند كه انجام بدهند.
وي با بيان اينكه هيچ كس بدون عيب نبوده و ممكن است اين دولت نيز مشكلاتي داشته باشد، به عزل و نصب‌هاي اخير از سوي رئيس‌جمهور اشاره كرد و گفت: برخي از اين عزل و نصب‌ها درست نبود و داد همه را درآورد و ما نيز توصيه مي‌كنيم چرا بايد كسي را به عنوان يكي از پست‌هاي مهم دولت قرار دهيم كه بين مردم محبوبيت ندارد و مراجع نيز نسبت به آن اعتراض دارند.
دبير شوراي نگهبان خطاب به رئيس‌جمهور گفت: شايد شما به چنين شخصي از لحاظ اعتقادي ايمان كامل داشته باشيد اما اين دليل نمي‌شود كه حتما به او پست كليدي بدهيد.
جنتي ادامه داد: اينكه يكي از وزراي متعهد و روحاني و با سابقه خوب را در فاصله چند روز مانده به پايان دولت بركنار كنيم، قابل دفاع نيست.
وي خاطرنشان كرد:‌ با اين وجود، همه نقاط قوت باقي است و خطاب به مردم، مسئولين، موافقين و مخالفين مي‌گويم كه به هر حال قدرت حكومت كشور در دست رئيس‌جمهور است و همه بايد به او كمك كنيم و در اين زمينه مجلس نيز در خصوص انتخاب كابينه نقش موثري دارد.
خطيب موقت نماز جمعه تهران با بيان اينكه اين وظيفه دولت است كه افراد باتجربه، عاقل، مدبر و پايبند به اصول را به مجلس معرفي كند، افزود: مجلس نيز با حفظ اختيار خود در راي‌دادن به وزرا، بهتر است همكاري و هماهنگي خوبي با دولت داشته باشند و اصل را بر توافق قرار دهند.
جنتي با اشاره به برخي سخنان در خصوص آزاد كردن زندانيان حوادث اخير اظهار داشت:‌ ما نيز معتقديم كه هر كسي كه بيگناه است نبايد يك لحظه در زندان بماند و اگر آزار و اذيتي به او شده بايد عذرخواهي شود اما عده‌اي مجرم هستند و در جريان انتخابات دست به آشوب، قتل و اغتشاش زدند، بنابر اين نمي‌توان به آنها زنداني گفت بلكه اين افراد مجرم هستند و كارهايي كردند كه در سي سال گذشته به غير از اوايل انقلاب كه منافقين در صحنه بودند، سابقه نداشته است.
وي خطاب به برخي سردمداران حوادث اخير گفت:‌ شما مردم را به اين راه كشانديد و امروز بر سر مزار كشته‌شدگان مي‌رويد و فاتحه مي‌خوانيد شما بايد از آنها عذرخواهي كنيد و بگوييد شما باعث كشته شدن آنها شديد و مسئوليت گناه آنها را بر عهده بگيريد.
دبير شوراي نگهبان با بيان اينكه اگر اين آشوب‌ها صورت نمي‌گرفت كسي كشته نمي‌شد،‌ گفت: روزي بايد به حساب كساني كه اين حوادث را به وجود آوردند رسيدگي شود.
جنتي در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص مسئله قانون و لزوم پايبندي همگان به آن تاكيد كرد: هر كس خلاف قانون عمل كند در حقيقت خلاف شرع و مليت خود عمل كرده است.
وي با اشاره به انتخابات آمريكا و روي كار آمدن دوباره جرج بوش اظهار داشت: در آن انتخابات عده‌اي اعتراض كردند اما وقتي طبق قانون، دادستاني آمريكا كه مسئوليت رسيدگي به شكايات را داشت، نظر نهايي خود را اعلام كرد همه پذيرفتند و در اينجا نيز بايد همه به قانون احترام بگذارند.
امام جمعه اين هفته تهران ادامه داد: كساني كه مسئول ريخته شدن اين خون‌ها، رفتن حيثيت‌ها و از بين رفتن اموال مردم هستند بايد به درگاه خداوند و پيش مردم پاسخگو باشند.
جنتي تصريح كرد: برخي حامياني دارند كه در شرايط فعلي اجازه نمي‌دهند قانون در باره آنها اجرا شود، ولي روزي زمينه انجام اين كار فراهم خواهد شد و اوضاع براي هميشه اينطور نمي‌ماند.
وي همچنين مشروعيت همه اركان نظام را از ولايت فقيه دانست و افزود:‌ در مراسم تنفيذ نيز اين ولي فقيه است كه به دولت مشروعيت مي‌دهد و همه بايد نسبت به موضوع ولايتمداري با تمام توان عمل كنند.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 16:5 |

آقایان مدعی روشنفکری متاسفانه فرق این دو را نمی دانند!!

استدلال بر مبنای عقل:

1-حضرت علی بعد از پیغامبر جانشین و خلیفه مسلمین بود. لکن حکومت وی غصب شد. لذا علی چون منصوب از طرف خدا و پیامبر بود یک حاکم شرعی و حکومت وی مشروع بود.

2- حکومت حضرت علی در زمان غصب به هر دلبل (ترس مردم از ابوبکر و عمر یا عدم شناخت مردم یا هر چیز دیگر) مورد استقبال مردم قرار نگرفت. لذا می توان گفت: حکومت حضرت علی مقبولیت مردمی نداشت.

بر این پایه و استدلال کلمه مشروعیت منتسب به دین است و کلمه مقبولیت منتسب به مردم و جامعه.

لذا می شود یک حکومتی مشروع باشد اما مقبول نباشد. مانند حکومت حضرت علی در زمان غصب! اما زمانی که مردم از علی خواستند که حکومت را به دست گیرد حکومت مشروع حضرت علی مقبولیت پیدا کرد. از آیت الله صانعی بعید است که نتواند این دو کلمه را از هم تشخیص دهد! مگر اینکه در علمش شک کنیم!

نهایتا اینکه: دولت احمدی نژاد مشروعیت دارد چون مورد تایید رهبری و اکثریت علمای حوزه است و هم مقبولیت دارد چراکه با رای بیست و چهار میلیونی مردم بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زد. حتی مقبولیتش از دولت اصلاحات بیشتر است. به کوری اصلاح طلبان.

 

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 3:3 |
به  این دلیل که می بینید. لطفا به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.kayhannews.ir/880508/2.htm

و این لینک: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8804060966

اصلا شرم نمی کنن! توطئه می کنن بعد برای از بین بردن آثار جرم هول می کنن!مرگ بر منافق هدفشون به جز شکستن کمر نظام مردمی ایرانه! اینها از بنی صدر بدترند! اما یاد گرفته اند جسورانه در مقابل مردم بایستند و از هیچی نمی ترسند.

من مستند حرف می زنم.  

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 22:42 |

رحیم مشاییهمه می دونن که جناح به اصطلاح اصلاح طلب در مورد آمریکا و اسرائیل و در کل دشمنان جمهوری اسلامی ایران عزیز یک موضع سازشکارانه و مسامحه کارانه دارند.

همه می دونن که خود اصلاح طلبان مخالف موضع گیری صریح ایران اسلامی عزیز بر علیه دشمنان اسلامند.

لذا آقای مشایی در مورد اسرائیل و جدا کردن حزب خونخوار صهیونیسم از مردم و یهودیهای مهاجرت داده شده حرف بیراهی نزده.

چه بسا خیلی از خاخام های یهودی مخالف سیاست های این رژیم غاصب هستند. و چه بسا مردم اسرائیل برعلیه سیاست های حکومت غاصب تظاهرات می کنند و مخالفت خود را در سراسر جهان و علی الخصوص خود اسرائیل علنان اظهار می کنند و در این راه کتک هم می خورند.

لذا صحبت های آقای مشایی بیراه نبوده! موضوع اینجاست که آقایان به اصطلاح اصلاح طلب حالا شده اند کاسه داغ تر از آش! حالا شده اند ولایت مدار دو آتیشه. فقط می خواهند مزاحم دولت شوند تا نگذارند کار کند. وگرنه اصلاح طلبان که کاتب انشاهای آمریکا و انگلیس و اسرائیل هستند. این یک جنجال سیاسی برای مزاحمت بیش نیست!!

می گویند در فلان کنفرانس که همه رقصیده اند شرکت کرده! مگر یادشان رفته است کنفرانس برلین؟

البته رهبر عزیز هم بنا به مصلحت دولت و عدم مزاحمت بهانه جویان دستور برکناری ایشان را داده اند. و شما اگر دقت کنید می بینید که هیچ کلامی دال بر اشتباه آقای مشایی و یا خطایی از ایشان در متن نامه رهبر عزیز انقلاب نمی بینید. فقط به خاطر اینکه بهانه را از دست منافقان بگیرند. صرفا به خاطر صلاح دولت! در این جمله یام های بسیاری نهفته است!

لکن اصلاح طلبان نمی خواهند بگذارند تا دولت به وظیفه خطیر خدمت رسانی برسد. این را فراموش نکنند که ما فراموش نمی کنیم کارشکنی های آنان را!

اما در مورد رهبری و نامه دستوری ایشون!

فکر نمی کنید که اگه بلافاصله س از نامه ایشون مشایی کنار گذاشته می شد آقایان اصلاح طلب دادشون می رفت بالا که: دیدید گفتیم که احمدی نژاد گوشش دست رهبره و علت حمایت رهبر هم اینه که رهبر کسی رو می خواد که بی چون و چرا حرفشو گوش کنه تا خودش همه چیز رو کنترل کنه؟؟؟؟

به قول محمدجواد: در دروازه رو میشه بست اما در دهن مردم رو نمیشه بست!

-------------------------------------------------------------

کلمات کلیدی:

  1. مزاحمت
  2. جنجال سیاسی
  3. در دروازه یا به عبارتی در دهن مردم
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 13:51 |

سایت هاو روزنامه های خود فروخته دائما دارن به دروغ از زبون حسین شریعتمداری برعلیه دولت مطالب کذب می نویسند. خودتون برید روزنامه کیهانو بخونید ببینید حتی یک مطلب دال بر پشیمانی شریعتمداری پیدا نمی کنید. اگر هم پیدا کردید آدرس اونو برامون لینک کنید تا ما هم ببینیم. کیهان یکی ار روزنامه های طرفدار حقیقته. و همیشه از حق دفاع میکنه.

بله تا وقتی که یک عده دوست دارن توی این مملکت چپاول کنن کیهان افشاگری می کنه!!

نفوذ داره چون همیشه راستشو میگه!!

تا کور شود هرآنکه نتواند دید!!

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 0:48 |

داشتم تو وبلاگ های مختلف از موافق با نظام گرفته تا مخالفین نظام  -و اونایی که جو گیر شدن و دیدن همه دارن دری وری می گن پیش خودشون گفتم حالا که بازار داغه بذار ما هم یه چیزی بگیم و البته ادبشون در همین حده- دنبال یه حرف حساب می گشتم. خیلی دوست داشتم بدونم که حالا این اصلاح طلبا با این هیاهویی که علیه دولت منتخب مردم راه انداختن و در نهایت هیاهویی که علیه نظام جمهوری اسلامی راه انداختن منظورشون و هدفشون چیه؟؟؟

خلاصه اینکه تو بیشتر وبلاگها چیزی جز حرفهای بی ادبانه و گاهی دلسوزی برای چند تن از هموطنای کشته شده به ناحق توی این درگیریا که خودشون به راه انداختن پیدا نکردم. هیچکدوم از این وبلاگ نویسا هیچ حرفی برای گفتن ندارن و فقط دارن حرفایی رو که شنیدن هی تکرار می کنن. یعنی به صراحت می تونم بگم ۹۰ درصد وبلاگها تکراری هستن و آدم از خوندنشون خسته می شه.

اما

به یه وبلاگی رسیدم که یه حرف حسابی زده بود. بخونید:

اولا بنده،اعتقاد به خط امام و یا چیزی شبیه به این را در تناقض با اصلاح طلبی می دانم در واقع باید بگویم که ما اصلاح طلبان،تنها برای تداوم حیات سیاسی خویش،از رابطه با امام و عشق به مرحوم خمینی صحبت می کنیم.

ویلاگ رو بخونید تا ببنید که راست می گم

اینجانب به شخصه به خاطر این شجاعت و صراحت ایشون در بیان واقعیتها تشکر می کنم و به این روحیه حق گویی حق طلبی و پذیرفتن حقانیت ایشون تبریک می گم. بالاخره جوونایی هستند که آگاهانه مسیرشون رو انتخاب می کنن و دلسوزی هم بلدن البته در نوع خودشون.

البته در پاسخ به مطلبی که ایشون نوشتن مطالبی هست که پس از تدوین به زودی درج خواهم کرد.

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 17:53 |

پیشگفتار: با عرض پوزش باید بگم به علت سفر اخیری که به تهران داشتم -برای سر زدن به دانشکده و خوابگاه- مطالب بنده یکم به تعویق افتاد. به هر حال ادامه می دهیم...


... حول و حوش ساعت ۷-۶ بعد از ظهر بود که سر و صدای بچه ها از تو حیاط می اومد حدود ۱۵-۱۰ نفر از بچه ها با لباس سیاه تو حیاط می چرخیدند و با شعار های مختلف از بچه ها می خواستند تا اونهارو همراهی کنند. دانشجوی با غیرت حمایت حمایت و ...

بعد از این چرخیدن دم در خروجی خوابگاه جمع شدند و اونجا بود که شعار هاشون بیشتر می شد. همشون صورتشونو با شال یا روسری بعضی ها هم ماسک پوشونده بودند.

ساعت حدود ۱۰ شب بود. با دوستم رفتیم پایین. کنار ایستادیم و این جمعیت رو تماشا می کردیم سر دسته شون که جلو وایساده بود متاسفانه یه خوزستانی بود. خسته شد و اومد کنار بهش گفتم هدفتون از این کار چیه؟ حامیه کروبی بود خیلی ناراحت بود که کروبی پنجم شده بود. مثل سیب زمینی سرخ کرده بالا و پایین می پرید. بهش گفتم بابا چه انتظار داری وقتی کرباسچی که نفر اول حامیه کروبی بوده روز انتخابات تو برگ رای می نویسه موسوی. دیگه کروبی پنجم نشه؟؟؟ صداشو بالا برد. حرفاش خیلی غیر منطقی بود.

کم کم داشت ساعت از نیمه شب رد می شد. چند تا از ارازل و اوباش اومدن جلو در خوابگاه اون موقع بود که ما ترسیدیم. داشتن کم کم خراب می کردند. هر چیزی رو که خراب می کردند و می شکستند جماعت جاهل توی خوابگاه براشون سوت و کف می زدند.

از شکستن ایستگاه اتوبوس گرفته تا کندن صندوق پست و صندوق صدقات و تابلوهای راهنمایی رانندگی و ... آخرشم این بود که یه سطل آشغال آتیش زدند و یه کامیون پر از کاغذ و مقوا آوردن و روش خالی کردند.

مرگ بر دیکتاتور/ ملتی که رو چاه نفت نشسته با صدقه صداش نمیشه بسته/ گفته بودیم اگه تقلب بشه ایران قیامت میشه/ محمود خیانت میکنه رهبر حمایت می کنه

اینها همه شعار هایی بود که مرفهین بی درد به زبون می آوردند. کسایی که حتی یک شب گرسنه سر رو متکا نزاشتند اینها به اصطلاح دانشجوهای مملکتمون بودند.

رفته بودم کنار نرده های خوابگاه ایستاده بودم. مردم امیر آباد داشتن مارو تماشا می کردند از پشته بام از پنجره از تو خیابون از هرجا که بگی. یه خانوم داشت رد میشد صداش زدم گفتم بابا برید خونه هاتون واسه چی ایستاده اید؟  اصلا گوش نداد ببینه که من چی میگم گفت: بزنید خراب کنید این میله هارو بکنید.

یه نگاه به دوستم کردم گفتم : به به ما رو باش داریم به کی میگیم.

همون لحظه بود که به طرف میله ها سنگ پرتاب کردند و اگه جای خالی نمیدادم خورده بود تو پیشونیم

اون موقع بود که می شدم شهید راه ....

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 2:26 |

واسه مطلب توبه کردم که دگر توبه بیجا نکم یه نظر هست از جناب آگاهی که یه جواب کوتاه دادم امیدوارم که رضایت بخش باشه.

جناب آگاهی
سلامون علیکم..
طبق ساده ترین اصول فقهی نفی چیزی دلیل بر برتری چیزه دیگه نیست...
یعنی اگه جناب موسوی رو نقد می کنیم دلیل این نیست که احمدی خیلی خوبه..
نمونه اش همین مشایی..
ولی این سوال منو جواب بدین لطفا.
اصلاحاتی ها که مخالف سیاست تهاجمی احمدی نسبت به غرب و اسراییل هستن و تو اون مناظره معروف؛ جناب موسوی رسما از هولوکاست دفاع کرد و احمدی رو به خاطر پرسیدن سوال راجع به هولوکاست تو مجامع مختلف بین المللی مورد انتقاد خودشون قرار دادن؛ حالا چی شده که از مشایی که مردم اسراییل رو دوست ما خونده بدشون اومد؟
میشه بگید این تناقض ها واسه چیه؟
یه مطلب دیگه : اگه بعد از نامه آقای خامنه ایی احمدی سریعا مشایی رو عزل می کرد چی میگفتید؟
نه این که می گفتید گوش احمدی تو دست آقای خامنه اییه و احمدی یه مهره اس واسه اهداف آقا.. تهمت زدن که آسونه حداقل تو این شرایط که بازار تهمت داغه داغه..
الان هم که بعد چند روز خودش استعفا داد اینو میگید...
در دروازه رو میشه بست در دهن مردم رو نمکشه بست...
یه مطلب دیگه: اگه به قول خودتون فرمایشات مقام معظم رهبری لازم الاجراست.. چرا وقتی به جناب موسوی گفت راه قانونی اعتراض رو در پیش بگیر, التهاب ایجاد نکن, و ... اجرا نکرد..  پس خدا رو شکر که من هم نه واسه موسوی نه تبلیغ کردم نه بهش رای دادم...
معذرت می خوام از قدیم گفتن:  
        تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیگیره...!!!!!

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 13:45 |

با خودم عهد کرده بودم در مورد انتخاب و انتخاباتیون دیگه حرف و حدیثی نگم ولی مثل اینکه نمیشه کاری کرد و باید محکم. . . .

هر چه قدر اصلاحاتی ها پر رو هستن من صد برابر اونا پر رو تر و پایه تر از اونام که در مورد انتخابات بحث کنیم..

ملت بزرگ ايران براي اولين بار در طول تاريخ انقلاب اسلامي، پديده هايي را مشاهده کرد که تاکنون مشاهده نکرده بود. هر قدر مشارکت عمومي در يک انتخابات بالاتر باشد، بايد جشن و شيريني آن نيز گسترده تر باشد. 

اما ميرحسين موسوي با رفتار و حرکت هاي خويش و بدون استدلال هاي حقوقي، مسيري را طي کرد که ثبت تاريخي آن براي آينده کشور و نظام مي تواند الگويي انحرافي را نهادينه کند.

ميرحسين موسوي، بدعت هايي را بنيان نهاد که دل بسياري از انقلابيون و مردم به واسطه آن جريحه دار شد، از جمله اين بدعت ها مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:

-عدم مراعات قواعد مردم سالاري
____________________________
مردم سالاري يا دموکراسي ضوابطي دارد که به صورت قراردادي دو طرف مبارزه پذيرفته اند. ميرحسين موسوي بعد از باخت، ريل حرکت خود را از مسير قانون جدا کرد و به سمت التهاب اجتماعي پيش رفت و هيچ گونه استدلالي براي نحوه تقلب، با تفاوت 11 ميليون رأي ارائه نمي کند.
از يکي از راهپيمايان عصر 25 خرداد پرسيدم: سند شما مبني بر تقلب چيست که اکنون به خيابان آمده ايد؟ گفت من نمي دانم ما به گفته آقاي موسوي اعتماد داريم، بنابراين ميرحسين مسير را براي چنين رفتاري در انتخابات آتي کشور باز کرد و رويه اي را ايجاد کرد که در حافظه ملت ماندگار خواهد شد. او ثابت کرد که مي توان در وسط بازي، قواعد را عوض و يک طرفه اعلام پيروزي کرد.

2-عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانوني و بي اعتبار دانستن آنها
__________________________________________________
ميرحسين موسوي از اول مشي اي را دنبال مي کرد که دولت، شوراي نگهبان و مجريان را قبول ندارد. اين مشي ابتدا به ساکن و قبل از انجام هر گونه تخلفي، قابل تأمل بود.
تشکيل کميته صيانت دو ماه قبل از انتخابات، مکاتبه با رهبري براي مشکلات کوچک و صدور بيانيه خطاب به ملت، به جاي شکايت به شوراي نگهبان بدعت هاي جديد ايشان است. کسي که ساز و کار قانوني کشور و نظام خود را قبول ندارد چگونه مي توانست فرداي انتخابات و پيروزي با آنها کار کند، لذا بسياري از افرادي که رفتار ميرحسين موسوي را در فرداي انتخابات ديدند، خدا را شکر مي کنند که ايشان رئيس جمهور نشد و گرنه کشور را بايد دائما در چالش ميان دستگاههاي حکومتي مشاهده مي کرديم.

3-صدور بيانيه آشوب طلبانه و دعوت به حرکت هاي خياباني
______________________________________________
ميرحسين موسوي به محض احراز شکست، رأي چهل ميليوني مردم را خيمه شب بازي خواند و خواستار استمرار موج سبز شد. تحليلگران و نخبگان و حقوقدانان از اين حرکت انحرافي بسيار متعجب شدند که چرا ميرحسين موسوي اعتراض خود را در چارچوب قانون طرح نمي کند. مگر او نبود که يکي از اهداف اساسي خود را اجراي قانون مي دانست، مگر وي، مدعي نبود که دولت فعلي قانون ستيز و قانون گريز است؟ چگونه است که خود مسير غيرقانوني را عريان طي مي کند. صدور بيانيه تهييجي به جاي اعتراض قانوني يکي ديگر از بدعت هاي ثبت شده در انتخابات ايران به حساب مي آيد.

4-برگزاري راهپيمايي غيرقانوني
__________________________
ميرحسين موسوي که مدعي بود شاخصه اصلي دولت نهم قانون ستيزي است، بدون اخذ مجوز قانوني طرفداران خود را به خيابان مي ريزد و خود نيز شخصاً در بين آنها حاضر و در سخنراني خود به نهادهاي قانوني و نظارتي نظام حمله مي کند. درخواست برگزاري راهپيمايي سراسري در کشور و پايتخت به خاطر اعتراض به نتيجه انتخابات، قبل از بررسي و پيگيري راه هاي قانوني، يکي ديگر از بدعت هاي ميرحسين موسوي به حساب مي آيد.

5-ايجاد زمينه براي جولان ضد انقلاب
_____________________________
ضد انقلاب بودن اغتشاشگران سازمان يافته قطعي است؛ اگر چه ميرحسين موسوي با ژست دموکرات مآبانه چنين نظري را رد مي کند. نوع شعارها، نوع حملات فيزيکي، حمل اسلحه و سلاح سرد و عربده کشي حکايت از آن دارد که در سايه زمينه سازي ميرحسين موسوي ضد انقلاب، اراذل، سابقه دارها و... به ميدان انتقام آمده اند، چه حاشيه امني براي آنان بهتر از شعار الله اکبر و پيشاني بند «نخست وزير امام». اراذل و اوباش بايد از ايشان تقدير ويژه نمايند زيرا ميرحسين موسوي توانست آشوبگران و ضدانقلاب را ذيل شعارهاي خود به ميدان مقابله با مردم و انقلاب روانه سازد.

6-ايجاد زمينه براي به سخره گرفتن نظام توسط غرب
_________________________________________
دنياي غرب که مدعي عدم وجود مردم سالاري در ايران است، با اقدامات ميرحسين موسوي مستمسک خوبي دست آورد.
آنان حوادث اخير را نه درون خانواده انقلاب مي دانند و نه بين اراذل و مردم. آنان اراذل را طرفداران جامعه مدني خواندند و نظام مقدس جمهوري اسلامي را به عنوان عامل سرکوب آزاديخواهان معرفي کردند. غرب نيز مانند ميرحسين موسوي ، انتخابات چهل ميليوني ما را يک بازي تلقي کردند و سلامت آن را به چالش فراخواندند. اوباما، اوباش را طرفداران دموکراسي دانست که به آنان خيانت شده است.

تا بدعت ها و پرو بازی ها و . . . این قصه ادامه دارد... 

+ نوشته شده توسط عطار در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:30 |
می خواستم دیگه در مورد انتخابات حرفی نزنم ولی توی نظرات دوستان واسه بحث بخوانید و نتیجه بگیرید یه نظر دیدم که جای تأمل داشت...

بازم حرف از رأی تهررونی ها اومد وسط...

این یه جوابیه کوتاه واسه آقا یا خانم( که همونطور) که در مورد انتخابات مثل اینکه هنوز یه کم شک دارن...

من آدم سیاسیی نیستم ولی اگه یه جایی ببینم حق زیر سوال میره ساکت نمی شینم چون به قول قرآن اگه ساکت بشینی توی ظلمی که داره انجام میشه شریک هستید ....

آقا یا خانم( که همونطور) طوری از رأی تهررونی ها حرف می زنن انگار هر رأی تهررونی 10 تا رأی ...

آقا یا خانم( که همونطور) طوری از تهررونی ها حرف می زنن که انگار اونایی که تو شهرستانا هستن هیچی نمی فهمن...

آقا یا خانم( که همونطور) طوری از ظلم به تهررونی ها حرف می زننید انگار تا حالا تو فلسطین زندگی می کردید..

آقا یا خانم( که همونطور) فکر می کنن اگه بر فرض محال رأی همه تهررونی ها موسوی بوده!!!!!!!!!!!!!! باید رأی همه اعم از مازنی، گیلکی، ترک، لر، بلوچ، خراسانی، (جنوبی شمالی رضوی) ، کرمانی، یزدی، عرب، قمی، کرد، اصفهانی، بندری، بوشهری، لکی، اراکی، روستایی، دهستانی، و . . . . باید موسوی باشه...

 آیا این چیزی جز .... نیست!!!

البته حق دارید ها !!!!!

وقتی همه شبکه استانی ها فیلماشون رو از شبکه تهران میگیرن، همه مد ها از تهران میاد، همه تیکه کلامه مال تهرانه، بیمارستانای خوب، مراکز خرید خوب، دانشگاهای خوب، کار خوب، صد تا چیز خوب دیگه توی تهرانه،،  باید هم همینطور فکر کنن باید هم غرور بگیردشون..

آیا این همه چیز خوب واسه 10میلیون آدمه که 70 میلیون باید چاکر و عبد و غلام  و گوش به زنگ اونا باشن ببینن به کی رأی میدن ما هم بگیم چشم..

بله تهران پایتخته ولی پایتخت فکر،  اندیشه، رأی، و. . . نیست .

همیشه هم همینطور بوده زمان جنگ میگن تا تهران رو بعد 8 سال موشک زد همه گفتن آقا جنگ رو تموم کنین چه وضعیه!! (همه منظورم تهرونی ها) غافل از اینکه 8 سال همه غرب و جنوب کشور مورد حمله بود..

دوره سازندگی با اون اختلاف طبقای تهران و شهرستانا و اون توسعه سیاسی که اصلا در موردش حرف نزنیم و با شدت خیلی کمتر واسه دولت نهم...

که مثال آخرش همین گرد و خاک معروفه چند هفته قبل..

یا اون زمانی که تو پارکای تهران زیر وسایل پارک تشک ورزشی می ذاشتن تا اگه بچه ها خدایی نکرده خوردن زمین چیزیشون نشه، ما تو شهرستانا مرده یه وجب چمن بودیم تا حداقل شامو با فامیلامون بریم بیرون...

یا مثلا خوزستان که پر آب ترین استان کشوره آیا حداقل نباید مرکز استان آب آشامیدنی داشته باشه و همچنین در مورد کشاورزی و دها چیز دیگه، پس تو این چند ده سال سازندگی و توسعه سیاسی چی کار کردن..

حالا یه نفر اومده داره به بدبخت بیچارها و مناطق محروم میرسه آیا انصافه بگید گدا پروری!!! مگه اونا شهروند نیستن و حقوق شهروندی ندارن...

معلومه یه نفر با این تفاسیر تهرانی ها (شهر تهران نه استان تهران) کمتر بهش رأی میدن...

 آیا یه نفر که داره عدالتو رعایت میکنه (در حد توانش) مستحق این همه هجمه تبلیغاتیه...      

شما بجای اینکه از انتخاب احمدی نژاد بهت زده بشید از شرکت 85% مردم بهت زده بشید..

اصلا یه سوال : چرا تا حالا 55 تا 60% واجدین شرایط شرکت می کردن اما حالا شده 85%؟

آیا فقط به خاطر شرکت اقشار آسیب پذیر نبوده که به این شخص دل بستن تا واسشون کار کنه با توجه به اینکه 4 سال کار کردنشو دیدن..

به نظر من این شرکت برزگ مردمی و انجام آزادانه ترین و سالم ترین انتخابات بهت آرو تره تا انتخاب احمدی نژاد...   

انتخاب احمدی نژاد که معلوم بود و گرنه آقای خاتمی هم شناخته شده تر بود هم جوون تر هم  اگه احتمال می داد با احمدی نژاد حداقل به دور دوم می آد خودشون نامزد می شدن نه آقای موسوی...

 اینو خود آقایون هم می دونستن که این شلوغ بازیارو در آوردن و گرنه میرفتن شورای نگهبان و مثل بچه آدم شکایت می کردن..

حرف آخرم:   اگه یه حقی که به نا حق دست یه عده اییه که به نا حق دستشونه، رو بگیری و بدی به اونایی که اون حقه به نا حق دستشون نیست یعنی حق رو به صاحبش برسونی قطعا و قاعدتا اونایی که به نا حق اون حق رو گرفتن و الان اون حق رو از دستشون رفته می بینن ناراحت میشن و به هر دری می زنن تا اونو بگیرن حتی اجیر کردن یه عده اوباش تا با وحشی گری اونو بگیرن که باید بهشون گفت: خوشحال شدیم یا حق!!!!!!

یه سوال دیگه و ختم کلوم: تو این چند ساله انقلاب تا حالا

چند تا استان دست به دست هم دادن تا تهرانو بسازن....

تهران چکار کرده واسه ماها...

همه چی از ما،،،،،   پزو کیفو عشقو حالش مال شما..........

یا علی

+ نوشته شده توسط عطار در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 15:32 |

... بس که سمج بودم تا ببینم که پیروز انتخابات کیه تا دیر وقت از این خبرگذاری به اون خبرگذاری سیر می کردم. تا اینکه ساعت 3 شب بود که خبرگذاری فارس اعلام کرد احمدی نژاد پیروز میدان است. وقتی این خبر رو شنیدم دلم آروم گرفت. یه سر رفتم تو تراس تا ببینم تو حیاط چه خبره. چند تا از بچه ها با یه چهره ناراحت داشتن رد می شدند؛ با صدای بلند گفتم احمدی نژاد پیروز شد. یکیشون با ناراحتی گفت: «آره می دونیم. مبارکتون باشه ». معلوم بود که کدوم طرفی اند. یهو از این طرز حرف زدن شکه شدم ساکت موندمو تماشاشون کردم تا از جلو چشمام محو شدند.

صبح شده بود. با صدای بچه ها که از توی حیاط می آمد بیدار شدم. فهمیدم که احمدی نژادی اند و دارن حسابی شادی می کنن. همشون یه پرچم ایران دستشون بود. جیغ و داد میزدن.

توی راهرو بودم که دیدم از پنجره ی توی راهرو چند نفر ایستاده اند و دارن تماشاشون می کنند. یکی از اونا با صدای بلند و ناراحتی گفت: « دُم در آوردن» منم بی معطلی جواب دادم:« شما هر شب میریختین تو حیاط دُم داشتید؟؟؟»

یه جو عجیبی حاکم بود. وقتی از خوابگاه اومدم بیرون تو سرویس تا دانشکده، یه سکوتی شهر رو فراگرفته بود. انگار نه انگار دیروز انتخابات بوده و همه شور داشتند.  هرکسی به کار خودش مشغول بود.

رسیدم دانشکده؛ هنوز وارد نشده بودم یکی از بچه ها با یه لحن کنایه آمیز سلام داد و گفت:«تبریک میگم.» انگار همه می دونستن که من کدوم طرفی ام.

رفتم پیش یکی از استادامون؛ می دونستم که حامی موسوی بود. به موسوی رای داده بود ولی نتیجه انتخابات رو قبول داشت.

تا بعد از ظهر دانشکده بودم. به بچه ها قول داده بودم تا اگه احمدی نژاد پیروز شد شیرینی بخرم. هرجا که میرفتم بهت مردم رو می دیدم حتی تو قنادی. با دو جعبه شیرینی برگشتم خوابگاه .

شیرینی پیروزی شیرین احمدی نژاد بود

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت 10:14 |

سخنگوي حزب كارگزاران از طريق روزنامه كروبي، از موسوي خواست جبهه سياسي فراگير تشكيل دهد و رهبري اين جبهه را بپذيرد.
حسين مرعشي در روزنامه اعتماد ملي نوشت: چهره هاي اثرگذاري همچون ميرحسين موسوي، محمد خاتمي و مهدي كروبي مسئوليتي سنگين برعهده دارند و مي توانند دست به تاسيس يك جبهه فراگير بزنند.
وي با نااميدي از خاتمي به خاطر پرهيز وي از ميدانداري، به تملق گويي موسوي پرداخت و نوشت: مي توان به درايت رهبران سياسي جبهه اصلاح طلب به ويژه ثبات قدمي كه ميرحسين موسوي از خود نشان داده اطمينان داشت. حوادث سياسي اخير ظرفيت هاي عميق نيروهاي سياسي اصلاح طلب را به نمايش گذاشت. در واقع تبلور اين رهبري راسخ در ميرحسين موسوي نمود پيدا كرد.
مرعشي افزود: اين جبهه فراگير بايد نقش رهبري جريان و مديريت را مشخصا به محبوب ترين چهره اصلاح طلب بسپارد و بدون هماهنگي با وي هيچ اقدام سياسي در جبهه اصلاح طلب صورت نگيرد. در واقع اكثريت اين نقش را براي ميرحسين موسوي پذيرفته اند.
انداختن حلقه دام به پاي موسوي تحت عنوان رهبري جبهه فراگير اصلاح طلب، آن هم از طريق روزنامه اعتماد ملي در حالي است كه كروبي اساسا خود ادعاي شيخوخيت جبهه اصلاحات را داشت و حاضر نشد به نفع موسوي در انتخابات كنار رود همچنان كه برخي سران كارگزاران نظير كرباسچي حتي با نامزدي موسوي مخالف بودند چه رسد به پذيرفتن رياست وي بر جبهه اصولگرايان. اما به نظر مي رسد با طفره خاتمي از رفتن به سمت پرتگاه و راي فاجعه بار كروبي (300 هزار راي)، جريان حزب بادي كارگزاران - كه معمولا ترجيح مي دهد ديگران را سپر بلاي مطامع خود كند- مصلحت را در آن ديده كه رفتار فريبكارانه خود را با موسوي پيش ببرد حال آن كه هرگز موسوي را مثلا در مقايسه با آقاي هاشمي، شخصيت قابل ملاحظه اي براي سپردن رياست يك جبهه كذايي به وي نمي بيند. محمد هاشمي رئيس دفتر سياسي حزب در گفت وگو با ايلنا و درباره تشكيل جبهه فراگير تاكيد كرد تشكيل جبهه فراگير تحت عنوان جبهه اعتدال، پيشنهاد هاشمي رفسنجاني پس از سال 84 بوده است.
محمد هاشمي همچنين در خصوص علت سكوت هاشمي رفسنجاني بعد از تحولات انتخاباتي گفت: اين موضوعي است كه مكررا از ما سؤال مي كنند و توقع دارند ايشان كه در بحران ها به كمك آمده اند و جزو اصلي ترين اركان نظام هم بودند امروز هم فعال شوند ولي شايد شرايط زماني، امكانات و توانايي ها با گذشته فرق كرده ولي معتقدم بايد براي بازگرداندن اعتماد مردم هزينه هايي پرداخت.
در همين حال تقي رحماني از عناصر گروهكي، ميرحسين موسوي را از تشكيل حزب يا جبهه پرهيز داد و تاكيد كرد شخصيت فردي موسوي و اطرافيان وي حزبي نيستند. وي همچنين در روزنامه اعتماد ملي نوشت: حال اگر اطرافيان موسوي را در كنار حاميان موردي او قرار دهيم به هيچ وجه پيوندي پايدار و درازمدت براي اين همكاري متصور نيست چرا كه حاميان موردي موسوي با گرايش هاي متفاوتي از او به عنوان نامزد رياست جمهوري استقبال كردند نه به عنوان رهبر حزب سياسي. همچنين موسوي فاقد كاريزماست و چندان مورد خطابه، موج آفريني و فضاسازي نيست.

دلايل ترديد موسوي در تشكيل جبهه سياسي

عضو اصلي ستاد ميرحسين موسوي در انتخابات، تشكيل جبهه سياسي به معناي رايج را رد كرد. خبرگزاري ايلنا در خبري يك سطري و آميخته با تحليل! از قول عليرضا بهشتي مدعي شده موسوي جبهه سياسي تشكيل مي دهد. اين خبر يك سطري بلافاصله به خبر اول رسانه هاي بيگانه فارسي زبان تبديل شد و پس از آن هم در صفحه اول مطبوعات زنجيره اي نشست.
اما قلم نيوز سايت رسمي ستاد موسوي در خبري كه با عنوان «توضيحات دكتر عليرضا حسيني بهشتي درباره مصاحبه با ايلنا» منتشر كرد، از قول بهشتي نوشت: در مصاحبه با ايلنا امكان تشكيل حزب سياسي توسط آقاي موسوي را منتفي اعلام كردم اما ضمن رد احتمال تشكيل جبهه سياسي به معناي رايج آن كه متشكل از احزاب سياسي متفاوت است، امكان شكل دهي جبهه سياسي به صورت متفاوت و به شكل شبكه اي را محتمل دانستم.»
ترديد در راه اندازي جبهه اي متشكل از احزاب متفاوت- كه در واقع براي فرار از قانون احزاب به موسوي پيشنهاد شده بود- پس از آن جدي شد كه برخي گروهك هاي ضدانقلاب در حالي كه نه به بار بود و نه به دار! بلافاصله با اعلام عضويت خود در جبهه تاسيس نشده، سرقفلي آن را نيز به نام خويش زدند و از جمله گروهك بدسابقه نهضت آزادي اعلام كرد پيشگام تاسيس اين جبهه از سال 84 (به هنگام نامزدي مصطفي معين) بوده و مايل است بدين ترتيب، جبهه فراگير اپوزيسيون براي تقابل با حاكميت راه اندازي شود.
مسئله ديگري كه منجر به ترديدهاي جدي شده سرنوشت جبهه موسوم به اصلاحات و رياست آن است چرا كه اگر جبهه پيشنهادي همان جبهه اصلاحات است، ديگر نمي توان نام جبهه جديد بر آن گذاشت و آن جبهه نيز اصولا بيش از آن كه به نام موسوي شناخته شود، به نام خاتمي شناخته مي شود. اما اگر قرار باشد جبهه پيشنهادي غير از جبهه اصلاحات باشد، قرار است كدام ظرفيت جديد را- غير از جبهه اصلاحات - به كارگيرد و تحت پوشش خود قرار دهد. به همين دليل هم بود كه احمد خرم وزير راه دولت خاتمي در گفت وگو با سايت اقليت مجلس، (پارلمان نيوز) تاكيد كرد: «بايد مشخص شود كه اين جبهه جداي از جبهه اصلاحات بوده يا دربرگيرنده همان جبهه اصلاحات است ولي در هر صورت بايد شأنيت آقاي خاتمي به عنوان رهبر اصلاحات در تشكيل چنين جبهه اي حفظ شود.»
وي با بيان اينكه تشكيل جبهه اي ديگر و مستقل از جبهه اصلاحات به صلاح نيست، اظهار داشت: «در صورت تشكيل جبهه سوم، تعارضاتي در اردوگاه اصلاح طلبان ايجاد خواهد شد و وحدت اصلاح طلبان را تحت الشعاع قرار خواهد داد.»
چالش سومي كه پيش روي موسوي است، موضوع تاسيس جبهه است به اين اعتبار كه پرونده انتخابات در روال قانوني خود بسته شده و تشكيل جبهه كذايي بر خاكستر آشوب و تشنج و بي قانوني، در واقع مفهومي جز اصرار بر بي قانوني و تقابل با قانون و نهادهاي حاكميتي نخواهد داشت اما اگر قرار باشد انتخابات بهانه اين جبهه قرار نگيرد، آنگاه طيف گوناگون احزاب به ميدان آمده با اين بهانه را نمي توان با بهانه ديگري متشكل و مجتمع كرد مگر بر همان مبناي تقابل با قانون اساسي و انقلاب.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 14:25 |

به رغم درخواست های مکرری که از این وبلاگ راجع به اینکه دیگر راجع به انتخابات ننویسید و دیگر بس است شده بود ولی اینجانب تا گفتن تمام ماجراها سکوت نخواهم کرد.

... و سرانجام روز انتخابات فرارسید به همراه هم اتاقی ام به مسجد روبه روی خوابگاه رفتیم و در صف ایستادیم یک هیجان خاصی داشت. یک عکاس از همین خبرگذاری های بیگانه در آنجا بود و از شور حضور عکس میگرفت اما فکر کنم ۳-۲ تا بیشتر نگرفت چون مدام از دختری که چند نفر از ما جلوتر بود و سرو وضع مناسبی نداشت عکاسی می کرد. بالاخره وارد مسجد شدیم یادمان آمد که در تهران همزمان با انتخابات ریاست جمهوری انتخابات مجلس خبرگان رهبری هم بود. در لیست اسامی نامزدها نگاهی انداختم آشنایی را نیافتم دوباره یک نگاه دیگر انداختم دیدم که یکی از نامزد ها نامش محمود است. به دوستم گفتم که خوب است به همین رای می دهیم.  جالب آنکه ایشان در انتخابات پیروز شدند. آقای سید محمود علوی.

تا شب ساعت ۹ـ۸  بچه ها با شوق می رفتند و رای خود را به صندوق ها می انداختند. شب از نیمه گذشته بود ساعت حوالی ۱-۱۲ بود و ماهم مدام در سایت های خبرگذاری بودیم بحمدالله که اینترنتWireless  مجانی هم در اختیار داشتیم. همان موقع بود که در تراس رفتم و دیدم که بچه های حامی آقای موسوی ۵-۴ نفری در گوشه گوشه حیات ایستاده بودند و باهم حرف می زدند و سکوت عجیبی خوابگاه را فراگرفته بود. امتحانات شنبه و یکشنبه هم به لطف اعتراضات معترضان لغو شده بود. البته من در این دوروز امتحان نداشتم که خدایی نکرده بخواهم مدیونشان باشم. همین موقع بود که یکی از دختران وارد خوابگاه شد و اعلام کرد که من همین الان از ستاد موسوی آمده ام و اعلام کرده اند که موسوی پیروز انتخابات است. حال ساعت ۱ بود و چه جوری همه آرا را شمرده بودند و موسوی اول بود خدا می داند. این مسئله خیلی برایم جالب بود همچنین از بچه های موسوی خبر رسید که صندوق ها در کشور های خارج شمرده شده و موسوی اول بوده است. حال مارا چه به کشورهای خارج ؟؟؟

ما در ایرانیم ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم ماند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 18:42 |