آری ارتباط با آمریکا به عنوان یک استعمارگر یا استکبار جهانی یا هرچیزی هم خانواده و هم معنی این کلمات طبق آیات قرآن و احادث و روایات و آموزه های دینی اسلام و مذهب تشیع جایز نیست و بلکه بنا به فتوای امام خمینی حرام است. و این بدیهی است که معامله با زورگویان و غاصبان به گونه ای که باعث رشد اقتصادی آنها و تسلط بر مسلمان ها شود حرام است!
لکن بنده از شما خواهش می کنم از یک دیدگاه دیگر به این موضوع نگاه کنیم. آمریکا در حال حاضر افغانستان و پاکستان و هنوز در عراق نیروهای نظامی دارد چراکه منافع غیر مشروعش اقتضا می کند تا در این کشورها حضور نظامی داشته باشد. و به نظر من نیروهای نظامی آمریکا ابزار دزدی هستند. آمریکا حمله می کند تا به مقاصد اقتصادی خودش نائل شود و در این راستا از نیروهای نظامی استفاده می کند و در لفافه های کلمات زیبایی مثل ایجاد دمکراسی و نظام مردم سالار به اعمال زشت خودش نقابی از خوبی و تمدن می زند. نمونه بارز آن حمله به عراق جهت تسلط بر چاه های نفت بود. اما در نقاب برکناری صدام دیکتاتور و خونخوار (که دست پرورده خود آمریکا بود) با تبلیغات فراوان توانست نظر عراقی های ساده لوح را جلب کند و بدون کمترین مقاومتی عراق را اشغال کند.
نکته قابل توجه اینجاست که آمریکا پس از تحمل تلفات فراوان و هزینه های هنگفت مجبور شد تا دست به دامان ایران شود. چراکه ایران به خاطر مسائل جغرافیایی و سیاسی و فرهنگی نفوذ قابل توجهی در کشور عراق دارد. دوستان فراموش نکرده اند که دولت مردان آمریکا در اواخر ریاست جمهوری آقای بوش از طریق رسانه ها پیام های زیادی مبنی بر آمادگی مذاکره با ایران را به ایران ارسال کردند. نمونه دیگر مسئله افغانستان و پاکستان و خلیج و فارس و غیره است.
حالا عدم ارتباط به این معنی است که ما هیچ گاه نباید با آمریکایی ها مذاکره کنیم؟ آیا منافع کشور ما اقتضا نمی کند تا از آمریکا در چنین مسائلی امتیاز بگیریم؟ آن هم کشوری که دور تا دور مرزهای جغرافیایی ما را اشغال کرده و برای امنیت ملی ما یک تهدید حساب می شود.
آیا مذاکره با آمریکا به معنی ارتباط با آمریکاست؟ آیا نشستن بر سر میز مذاکره و معامله کردن با آمریکا جهت رسیدن به منافع ملی حرام است؟
اگر آمریکا بازی اشغال عراق را برده بود چه لزومی داشت که دست به سوی ایران دراز کند؟
پانوشت:
- بنده موافق مذاکره از موضع قدرت هستم.
-
بنده مخالف مذاکره اصلاح طلبان با دشمنان ایران زمین هستم. چراکه آنها سابقه خوبی در مذاکره با دشمن را ندارند. همیشه اصلاح طلبان بر سر ارزش های اسلامی و دینی با کفار مذاکره کرده اند. از جمله آن می توان به کنفرانس ننگین برلین اشاره کرد که در آن چهره پلید خود را به ایرانیان نشان دادند و با مقامات اطلاعاتی فرانسه بر سر دمکراسی در ایران به پای میز مذاکره رفتند.
-
اصلاحات پای میز مذاکره دو سال و نیم انرژی هسته ای ما را به حالت تعلیق درآوردند. که این نشانه ضعف نفس و خودفروختگی آنها بود.





۱۵ مهر احمدی نژاد با لری کینگ یه مصاحبه داشت که هرچقدر لری کینگ سعی کرد تا احمدی نژاد رو مغلوب کنه یا اونو به چلش بندازه نه تنها موفق نشد بلکه مغلوب استدلال های قوی و نافذ احمدی نژاد شد!! اما برادرم عطار سوال کرده که این کار حزبیه یا ملی؟؟؟؟ برادرم عطار یک سوال از شما دارم: وقتی روزنامه های اصلاح طلب برعلیه انرژی هسته ای ما تبلیغات گسترده راه می اندازند این قضیه حزبیه یا ملی؟






پس از حوادث مربوط به انتخابات ریاست جمهوری و افشای دست های پشت پرده و عاملان این حوادث، خبرها حاکی از به تکاپو افتادن چهره های شاخص اصلاح طلب برای فرافکنی و حتی فرار از ایران است. به طور واضح و مشخص یکی از عوامل حوادث اخیر بدون شک محمد خاتمی است. خبرها حاکی از سعی در فراری دادن خاتمی از ایران به بهانه رياست وی بر اتحاديه اپوزيسيون جمهوري اسلامي در خارج از کشور است.
هدفشون به جز شکستن کمر نظام مردمی ایرانه! اینها از بنی صدر بدترند! اما یاد گرفته اند جسورانه در مقابل مردم بایستند و از هیچی نمی ترسند.
همه می دونن که جناح به اصطلاح اصلاح طلب در مورد آمریکا و اسرائیل و در کل دشمنان جمهوری اسلامی ایران عزیز یک موضع سازشکارانه و مسامحه کارانه دارند.
