تبليغاتX
خورشید عالم تاب
از قدیم گفتن کسی که می خواد یه چیزیو نقد کنه هم باید انصاف رو رعایت کنه هم اینکه باید نسبت به اون موضوع اطلاعات کافی و مستند داشته باشه..

به مجید گفتم می خوام در مورد صدا و سیما یه مطلب بنویسم ولی نمیدونم شاید خدا خواست که، تلفن ما قطع شد نتونستم بنویسم ولی الان که می خوام بنویسم یه فرقی با اون موقع داشت که اونم اینه که قبلا فک میکردم میدونم ولی الان میدونم که هیچی نمیدونم ،،

تو این دو سه روزه که فک کردم،، دیدم من تنها استفاده ایی که از رادیو می کنم فقط گوش دادن به برنامه های تحلیلی ورزشیه و دیگه کاری به رادیو ندارم پس صدا رو از قسمت صدا و سیما حذف می کنیم..

یه اعترافی هم می خوام بکنم وقتی رفتم صدا و سیما واسه پرسیدن چند تا سوال که تو ذهنم بود با حجم کار و حساسیت کار اونا رو به روشدم،، یه کم سبک سنگین که کردم دیدیم واقعا خجالت داره منی که هیچی نمی دونم بخوام صدا و سیما رو به نقد بذارم، ولی چون قول داده بودم و به قول شاعر

(((آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید)))

یه چیزایی می نویسیم..

 اما در مورد سیما و برنامه های متنوعش...

  1. ورزشی...          عالیه،،، چون من کسی هستم که تمام برنامه های ورزشی رو نگاه می کنم..
  2. سیاسی...        خوبه،، و مخصوصا خوب در مورد سیاست خارجی..
  3. اجتماعی..         هی بدک نیست..
  4. فرهنگ سازی     یه چند سالیه عالی شده..
  5. فیلم و سریال      در مورد فیلم افتضاح و در مورد سریال بد نیست..
  6. اعتقادی             عالی وجدانن هیچی کم نمی ذارن تو این قضیه..
  7. میلاد ها و سالگرد شهادت ها: سالگرد شهادت ها عالی و کاملا حرفه ایی  و در مورد اعیاد و میلاد ها بسیار بد و کاملا آماتور و برنامه های ابتدایی
  8. خبر رسانی..      خبر رسانی به چند دسته تقسیم میشه..

در مورد خبر رسانی من رفتم صدا وسیما اهواز و یه خبر گزاری و یه سری سوالات پرسیدم در مورد خبر رسانی جواب ها رو می نویسم تحلیل با خودتون..

الف- خبر داخلی که خودش به چند بخش با ارزش و بی ارزش و التهاب آفرین و جالب و . .

ب- خبر خارجی اینم همینطور به چند بخشه.. 

با چند نفر که حرف می زدم همه روی اخبار التهاب آفرین بحث داشتن...

دوس دارم نظر شما رو راجع به این بدونم که آیا همه اخبار قابل پخشه یا نه..؟؟؟ با دلیل منطقی نه داد و بیداد...

 ولی عصبانیت من از دست صدا و سیما واسه روز تولد امام رضا (ع) بود که واقعا افتضاح بود....

 امروز هم مجلس ختم سردار دفاع مقدس مرحوم حاج رحیم یوسف آبادی معاون امنیتی – انتظامی استان داری استان خوزستان که با شکوه هر چه تمام تر در حسینه ارشاد اهواز(( همون جایی که میر حسین واسه انتخابات اومد حرف زد)) برگزار شد و همه مسئولین استان اعم از امنیتی، نظامی، مذهبی، سیاسی، و اداری و همه وهمه حضور داشتند..

 من به یکی از اونا که اونجا ایستاده بود گفتم تو این اوضاع نا امن که هر جایی یه بمب منفجر میشه این نوع مجالس از امنیت بیشتری برخوردار باشه بد نیست،، اون آقاه گفت من خودم تاریخ مصرفم تا جنگ بود و بعد جنگ هم همینجوری زنده ام  ما آرزوی مرگ اینطوری رو داریم.. ((جالب بود))

ان شاء الله خدایش با دوستان شهیدش محشورش کند..


پانوشت مدیر وبلاگ:

  1. به نظر من صدا و سیما خیلی جاها کوتاهی می کنه! و در قالب مصلحت اندیشی ها خسارت های جبران ناپذیری به انقلاب اسلامی زده. شاید این مثال خیلی مصداق نداشته باشه ولی وقتی می خواهند یک بچه آبله خطرناک نگیره یک ویروس ضعیف شده آبله رو وارد بدنش می کنن تا بدن اون نسبت به یک آبله خطرناکتر ایمن بشه! صدا و سیمای ما به خاطر اینکه اصل نظام رو زیر سوال نبره خیلی از نابسامانی ها رو سانسور میکنه و مردم این سانسورها رو که می بینن بسیار نسبت به نظام بدبین میشن! حال اینکه وظیفه صدا و سیما اطلاع رسانی و آئینه انعکاس نواقص و عیوب و توانایی ها و نکات مثبت کشور و نظام انقلاب اسلامی است. صدا و سیما در انعکاس این ضعف ها و قوت ها خیلی ضعیف عمل میکنه! و این درحالی است که اگه صدا و سیما این نابسامانی ها رو انعکاس بده مردم بیشتر به نظام اعتماد می کنن!
  2. متاسفانه صدا و سیما در انعکاس نقاط قوت هم ضعیف عمل می کنه. به طور مثال یک ایرانی باید از تمام استعدادها و نقاط قوت کشور خودش آگاه باشه تا به کشورش و نظامش امیدوارتر بشه. اما خیلی از جوان های ما از این استعدادها غافل اند و این به سبب غفلت صدا و سیماست! البته من به طور قطع حکم نمی کنم!
  3. در بیانات اخیر مقام معظم رهبری ایشان نیز از صدا و سیما انتقاد کردند.
  4. مثال بیماری آبله از اون جهت آوردم چون همه با این بیماری آشنا هستند. انتقاد صدا و سیما از مسئولین و نقد اونها و انعکاس ضعف ها و نارسائی ها مصداق همین آمپول خفیف آبله است. که باعث ناراحتی یک قشری میشه اما رضایت اکثریت رو جلب می کنه!
  5. در مورد برنامه های مذهبی  به اعتقاد بنده صدا و سیما خیلی آبکی عمل میکنه. برای مقایسه عملکرد صدا و سیما بنده مقایسه می کنم با کیفیت برنامه های رادیو معارف که در بخش های مهمی مثل انسان شناسی و معرفت جامعه شناسی کاملا داره حرفه ای عمل میکنه هرچند هنوز جای رشد داره.
  6. منظورم از صدا و سیما همون تلویزیونه. همون سیمای جمهوری اسلامی. چون رادیوهای ما به صورت تخصصی تر دارن عمل می کنن!
  7. لکن مواضع سیاسی صدا و سیما کاملا مورد تایید است!
+ نوشته شده توسط عطار در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 13:42 |

سوار بر ماشین از پل قدیم دزفول رد میشد. هوا هنوز گرم و شرجی بود و خنکای آب زلال و زیبای رود دز هر مسافر و غریبه ایی را به خود می خواند و نعمت الله چشم به امواج دز دوخته بود که ناگهان فریاد زد نگه دار.!! نگه دار..!!! و هنوز ماشین از حرکت باز نایستاده بود که نعمت لله پایین پرید و خود را به نرده های پل رساند و از بالای پل وسط امواج خروشان که با سرعت تمام به دهانه دز می ریخت پرید..

وسط امواج دو نفر بالا و پایین می شدند و دست به گریبان مرگ بودند و فریاد استمدادشان همه جوانانی را که در کنار رودخانه شنا می کردند میخکوب کرده بود. یکی در حال غرق شدن و دیگری با شنای نصفه نیمه می کوشید او را به سمت ساحل بکشاند. اما تلاش ها بی نتیجه  و امواج پیچان رودخانه نمی خواست طعمه های خود را رها سازد..

نعمت الله داد آفرید امواج را می شکافت و به سمت آنان می رفت. جریان شدید آب مانع از این می شد که غریبه ایی به داد آنها برسد، آن دو خسته و بی رمق خود را به امواج سپرده بودند و فقط هر از چند فریادی خفه و گنگ از آنها به گوش می رسید..

امواج تند و بی رحم آب  دست غریبه را از دست دوستش جدا کرد و به سمت دهانه رود می برد. او مثل تکه سنگی رها شده زیر آب گم شد و حالا فریاد نفر دوم بود که از نعمت الله که نمی شناختش  کمک می خواست..

این بار بازوان توانمند و اراده استوار نعمت الله  بر امواج چیره شد و جوان غریبه که بعدا معلوم شد از شهری دور برای خرید نان خشک در دزفول مشغول به کار بود را از چنگ گرداب رودخانه بیرون کشید و بلافاصله در عین خستگی  و با اینکه جراحات تیر و ترکش دوران دفاع مقدس او را آزار می داد برای نجات جوان دومی خود را به امواج سپرد اما او که خود را در چنگال مرگ می دید دستانش را به دور گردن نعمت الله حلقه کرد و توانست خود را از امواج بی رحم رودخانه نجات دهد.

 واینک نعمت الله که با ایثار و از خود گذشتگی جان دو جوان را نجات داده بود خود، در اوج خستگی گرفتار گرداب و امواج خروشان رودخانه شده بود و صفحه پایانی زندگیش در میان امواج رقم خورد.

آن روز که غواصان، همرزمان و دوستان دیرینه اش، پیکر پاک نعمت الله داد آفرید (لحافچی) را روی شنهای ساحل دز گذاشتند بغض فرو خورده آنان ترکید. هیچ کس باور نمی کرد فرمانده گروهان رزم در جبهه های نبرد و مربی غواص و نجات غریق، معلم فداکار و انسان دریا دل و با صفایی به نام نعمت الله داد آفرید اینگونه شگفت ، به دیدار پروردگارش راه یابد.

و خیلی ها نمی دانستند دو نوجوانی که  اینگونه بی تابی می کنند و بابا گویان اشک می ریزند فرزندان شهیدی بودند که نعمت الله سرپرستی آنان را به عهده گرفته بود و با خورشید محبت وجود خود آنان را رشد و بالندگی می داد و حتی به خاطر فرزندان شهید، نام خانوادگی خود را تغییر داد تا همنام پدر شهید شان باشد.

آری آن دو نوجوان برای دومین بار شاهد پرواز پدر بودند، یک بار آنگاه که خردسال بودند و پدرشان با خدا معامله کرد و بار دیگر . . .

اکنون که با چشمان خود پرواز بابا نعمت را مشاهده کردند،، بابایی که تمام عمر در امواج ابتلای الهی غوطه ور بود و اینک نیز چه خوب امتحان داد و با خدا معامله کرد.

خدایش با شهیدان محشورش کند.... 

ان شاء لله ...  

+ نوشته شده توسط عطار در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 و ساعت 21:56 |

سلامی چو بوی خوش هجمه های فراوان...

شاهد یو طرف منی یا سهراب...

حالا که هر کی به هرکیه و یه نفر خودشو منجی ایران میدونه ، بی بی سی و صدای آمریکا خودشونو طرفدار مردم ایران میدونن و یکی با بنیاد سورس واسه انقلاب مخملی حرف میزنه بعد میزته زیرش و مملکت گل و بلبل و آخرین حرکت جالب که اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما و مسائلی از این دست،،، یو گیر دادی به اینکه سهراب منو دوست خوبش میدونه یا...؟؟؟؟

چرا ندونه..؟؟؟

مگه خودش نگفت ((( مادری دارم بهتر از برگ درخت ، دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکیست))))

خدا و مادر سهراب که معلومه ولی دوستانش که بهتر از آب روانن رو که اسم نبرده که...

 اون روز که داشت این شعر رو میگفت من پیشش نشسته بودم به من گفت عطار می خوای اسم تو رو بنویسم گفتم نه سهراب دمت گرم واسه ما دردسر درست نکن گفت پس چی بنویسم که در خور جایگاه دوستی مثل تو باشه ....  نگاه اون جوی آبی که منو سهراب همیشه اونجا میرفتیم کردم و برگ چناری که تو دستم بود رو توی آب انداختم و آب برگ رو با خودش برد ،،، یدفه سهراب گفت عطار من مثل این برگم که توی وجود تو غرق شدم،، قلمشو دست گرفتو گفت همین خیلی قشنگه ((دوستی بهتر از آب روان)) گفتم سهراب ننویس دوستی بنویس دوستانی تا هر کی بخواد خودشو دوست تو بدونه،، بعدش سهراب گفت عطار تو چه روح بزرگی داری... و سهراب شعرش رو نوشت..

دوستانی بهتر از آب روان

داستان به اینجا ختم نمیشه ،،، وقتی من میخواستم برم  پامو زدم به آب و آب گل شد،، سهراب گفت  (((عطار آب را گل نکن ، در فرو دست انگار کفتری می خورد آب . . . . ))) بش گفتم اینم شعر زیباییه ولی عطار رو از اولش حذف کن...

خلاصه شاهد اگه من نبودم نمیدونم سوژه های سهراب چطوری جفت و جور میشد.....

 

آقا مجید گل،، اینایی رو که شما گفتی درست، ولی وقتی روزنامه های اصلاح طلب برعلیه انرژی هسته ای ما تبلیغات گسترده راه می اندازند باعث میشه تا ما مسائل حزبی رو با ملی قاطی کنیم...؟؟؟

ببخشید ببخشید ولی شما شدی مثل اون آدمی که از خونش دزدی کردن بعد واسه برگشت اموالش میره دزدی،، وقتی بش چرا دزدی میکنی میگه خوب از من دزدی شده غافل از اینکه قانون دزد رو مجرم میدونه حالا چه ازش دزدی کرده باشن چه دزدی نکرده باشن...

آقا مجید اشتباه یه طرف نباید باعث بشه ما هم به اشتباه بیفتیم و گرنه جفت یه طرفیم و هیچ فرقی با هم نمیکنیم...

من هم اعتقاد دارم حرف های احمدی ملیه.. ولی من میگم این بحث ملی نباید چماق شه تو سر طرف دیگه و گرنه ما فرقمون با آقای موسوی که از هولوکاست که یه بحث ملیه دفاع کرد یا اون شعار ها تو روز قدس که یه روز مذهبی__ ملیه دادن چیه...؟؟؟

این مسائلی رو که آخرش به من و بردیا گفته بودی اینا خیانته اشتباه نیست ولی شما یه اشتباه کوچولو کردی نه خیانتی به اندازه اینا دادا....

من خلاصه گفتم میتونید روش فک کنید

یک ساعت تفکر بهتر از هزار سال عبادت است...  ولی تفکر هان

یه مطلب دیگه کسی میدونه این (( ...بزرگه)) کیه ..؟؟؟

کامنت گذاشته میگه منو میشناسید... چی بش بگم..؟؟؟ هر چی شما بگید من بش میگم...

 

 

ساقی ار باده از این دست بجام اندازد .....  عارفان را همه در شرب مدام اندازد.

زاهد خام که انکار می و جام کند     .....  پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد.

+ نوشته شده توسط عطار در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 11:8 |

زیبا سلام...

زیبا هوای حوصله ابریست  چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا...

زیبا...

            زیبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد

                     از من مگیر چشم، دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد...

        یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دلها معنا شود...

 یادم بده چگونه نگاهت کنم که طرّی بالایت در تندباد عشق دنلرزد...

زیبا...

            زیبا آنگونه عاشقم  که حرمت مجنون را احساس میکنم

            آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم

            آنگونه عاشقم که هر ‌نفسم شعر است

 زیبا،

               چشم تو شعر، چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چشم تو هستم...

 

 زیبا...

              زیبا کنار حوصله ام بنشین. بنشین مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره عشق

بنشان مرا به منظره باران                                                                                                                 

بنشان مرا به منظره رویش

من  سبز می شوم...

 

زیبا تمام حرف دلم این است:        

من عشق را به نام تو آغاز کردم،

در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا...

 اثری از دوست خوبم          سهراب سپهری

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 9:20 |

سلام...

انقد کار دارم که خدا شاهده اگه 2 دقیقه وقت داشته باشم می خوابم،، ولی امروز بعد از چند وقت یه سری به وبلاگ زدم دیدم ماشالله چه رونقی گرفته،، همونجا دعا کردم خدایا به همون کمک کن هم راه راست رو پیدا کنیم اگر پیدا نکردیم تو راه کج را بسوی ما راست بفرما...

کامنت ها و نظرات رو که می خوندم یه سه چار نکته بود که ذهنمو مشغول کرد البته نکات مهمی بود که دارم وقت می ذارم ((( این می ذارم نمی دونم درسته یا نه که از بردیا خواهش میکنم زحمتشو بکشه....  سلام بردیا خانم حال یو خوبه گردنتون سر جاشه.....!!!!!!!!)))

نکاتو به اختصار میگم خودتون روش فک کنید... ممنون

1-     چون یه علاقه خاص مجازی به بردیا دارم می خوام بگم آآآآآآآآآآآی ی ی ی ی ی ی نفس کش کیه می خواد گردن بردیا رو قطع کنه....    بردیا از قدیم گفتن (( فحش بچه باد هواست،،، فحش پیر زن صلوات))

خود من تو دوران دانشجویی از طرف رفیقام بالای 100000 بار به تجاوز تهدید شدم،، چی شد؟؟؟ آخرش به خوبی و خوشی فارغ التحصیل شدیم و برگشتیم خونه نه تجاوزی شد نه چیزی....

یو خودتو زیاد ناراحت نکن.... یاد یه شعری از خواجه ی شیرازی افتادم که میگه   

(((..تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست  ....  راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش..)))

 

2-     آقا مجید معذرت می خوام اینی که الان احمدی نژاد این جوری حرف زده یه قضیه حزبیه یا ملی...؟؟؟ (((( سوالی بود))))...

یه جور دیگه مطرح می کنم که ملموس باشه... همه می دونن که من پرسپولیسیم،، اگه از من سوال کنید که توی مسابقات لیگ دوس دارید استقلال ببره یا مثلا سایپا،، قطعا میگم سایپا چون از استقلال اصلا خوشم نمیاد ولی اگه همین استقلال توی جام باشگاهای آسیا با سامسونگ ژاپن یا الهلال عربستان که از قویترین تیم های آسیا هستن بازی کنه با تمام وجود استقلال رو واسه برد تشویق می کنم،،،،

حالا اینجا،،، شما یه طوری مطلب نوشتی انگار واسه گروه اقلیتی که تو انتخابات بوده یکی دیگه باید بره تو سازمان ملل یا یکی دیگه باید بره با CNN و . . . مصاحبه کنه.. من فک میکنم اولا ما رو خیلی جو گرفته ثانیا اگه ما خودمون رو ولایت مدار می دونیم مگه نگفتن که الان دیگه اتحاد و برادری و اینا،،، یا ما نباید ادعا کنیم یا اگه ادعا می کنیم باید پاش وایسم...  آقا پاش وایسادن هم خیلی سخته...!!!

3-     این نکته مهمترین نکته اس،،، در مورد یه آقایی بود که فحشو به همه کشیده بود... اسمشو یادم رفت.. بالاخره این جور آدما هم هستن نمیشه ندید گرفت ولی یه حرفی زده بود که جای تامل داشت....

گفته بود اگه اونا نماز نمی خونن به تو چه...!!

درسته نماز یه چیز شخصیه می خواهی بخون میخوای نخون،،((( این که مهمترین واجب دینمونه فعلا به کنار)))

می خوام با چند تا مثال قضیه رو روشن کنم...

مسواک زدن ، زدن موهای زائد بدن ، حمام کردن ، شستن خودمون بعد از دستشویی ، شستن دست و صورت بعد از بیدار شدن از خواب ، شستن دستها واسه غذا خوردن ، شستن جورابها ، و هزار مثال دیگه

به نظر شما این کارهای کاملا شخصی اگه رعایت نشه چه باز تابی توی فرد و مخصوصا جامعه داره..؟؟؟

رعایت نکردن مسائل بالا توسط یه فرد نتیجه اش کاملا ملوسه مثال اگه یه نفری 3 روز دیر بره حمام یا 2 روز مسواک نزنه با جوراباشو نشوره یا هر چیز دیگه ،،، در برخورد اول با کسی که مسواک نزده میتونیم متوجه بشیم که این آقا مسواک نزده و سریع با اون حرف زدن رو تموم میکنیم... میدونید چرا..؟؟؟؟ چون دهنش بو میده..

حالا اگه شما بهش بگید که دهنت بو میده چه انتظاری از فرد دارید..؟؟ تشکر یا توهین..؟؟

اگه بگه مرسی که گوشزد کردید و من سعی میکنم این مورد رو رفع کنم ،، بهتره،، یا بیاد به شما بگه آقا دهن منه دوس دارم بو بده اگه ناراحتی با یکی که دهنش بو نمی ده حرف بزن و مخصوصا اینکه بگه مسواک زدن یه امر شخصیه...؟؟؟

ببینید من نماز خوندنو تا مسواک زدن پایین آوردم که ملموس بشه در صورتی که خدا تو قرآن میگه

(( همانا تنها نماز است که انسان را از فحشا و منکر باز می دارد و ذکر خدا بالاترین ذکرهاست))

بردیا اینو تو ترجمه قرآن خوندید یا نه..؟؟؟

این همون ترجمه آیه معروف ((ان الصلاة تنها علی الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر))

ولی میدونید چرا قبول نمی کنن چون روح آدمی مثل دهن بو نمیگیره و چون نمی بینن باور ندارن و ما متاسفانه شدیم مثل مردمان گذشته که میگفتن تا چیزی رو نبینیم باور نمی کنیم...

درسته می دونم الان دارید چه فکری میکنید.. حتما دارید میگید اونایی که نماز خوندن رو نگاه کن چرا اونا از فحشا و منکر مبرا نیستن..؟؟؟  درسته،،، نماز خوندن به تنهایی هم کافی نیست باید اراده آدمی هم باشه ولی اشتباه نکنید بگید ما اراده داریم پس نماز نخونیم که میشید همون گروه قبلی که نما زمیخونن ولی اراده درست شده ندارن

،،، اینا به قول همه که میگن 2 بال یه پرندن...

رو این موضوع فک کنید،،  ((( جنبه های فردی و اجتماعی نماز،،))) به خدا وقت ندارم  و گرنه کامل توضیح میدادم..

رو اینم فک کنید....   چرا تو ادیان مختلف ((اسلام ، مسیحی، زرتشتی ، و. . . )) جاهایی هست واسه به جماعت انجام دادن اعمال دینیشون..؟؟؟  مثل مسجد ، کلیسا ، و . .

من این 3 مورد رو به اختصار گفتم خودتون بیشتر   روشون فکر کنید...

          یه SMS واسم اومد گفتم خیلی جالب بود به شما هم میگم شما هم بخندید ولی اگه کسی گفت قدیمی بود یا تکراری حالشو میگیرم...

((( یه یارویی میره مشهد میگه یا امام رضا تو که ضامن آهو شدی چی میشه ضامن منه یابو هم بشی....)))

ایشالا که دست همه ما رو با هر گرایش سیاسی که  هستیم بگیرن

یه توصیه هم داشتم اینکه ((( یه فیلم هست ((فرار از زندان)) سعی کنید ببینیدش من که دیدمش خیلی جالب بود)))

 

یا علی                              

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 9:8 |

سلام..

اگه کامنت هاتو با سلام شروع کنی چیزی ازت کم نمیشه هان ....

خدا اون رفتگانتو رحمت کنه که داری حرف منو میزنی..

میدونی منشاء همه این اتفاقا چیه..؟؟ من میگم شخص پرستی!!!

میدونی یعنی چی ؟؟؟

فیلم اغما یادته...(((همون که دکتر بردیا نقش یه متخصص بی هوشی رو داشت))).. دکتر پژوهان تا زمانی که با خدا بود محبوب بود ولی از موقعی که الیاس اومد تو زندگیش،،،، شد مرید الیاس،،، تا جایی که با زبون روزه واسه خاطر الیاس به همه دروغ میگفت  ، به دخترش به همکاراش به مریضاش و. . . اونایی که از سر دلسوزی بهش ایراد میگرفتن رو به چشم دشمن نگاه میکرد و اتفاقایی رو که میدید چون تفکر الیاس پشتش بود ، همه تحلیلاش جهت دار شده بود و خلاف واقعیت تا جایی که از چشم همه افتاد و تا توبه نکرد درست نشد...

حالا هر کی میتونه پژوهان باشه ((احمدی، میر حیسن، کروبی و . . .)) اگه اشرافی گری ، پول پرستی ، دنیا طلبی، و . . . تو زندگی ما بجای خدا وارد شن ممکنه یه موفقیت هایی داشته باشیم ولی چون خدایی تو اون نیست پشیزی ارزش نداره...

همه چیز باید برای خدا و در سایه حق باشه تا برکت و روزی اون زیاد تر بشه ، این حرف من نیست حرف خداست که تو قرآن خوندید و فکر هم کنم که از حرف منو شما و مجیدو کیهانو بی بی سی صدای آمریکا . . . معتبر تر باشه..

به خود خدا این همه بدبختی ما فاصله گرفتن خواص ما از دین و ایمونمونه که خدا خودش تو قرآن گفته(( مردم به دین صاحبان حکومتشونن )) خواهشا اسلام ودین رو با این قاطی نکنید.. خواهشا .. به خدا اسلام و دینو خدا یه چیزه همه اینا یه چیز دیگه..

کی خدا گفته تهمت..؟؟

کی خدا گفته غیبت..؟؟

کی خدا گفته دروغ.. ؟؟

کی خدا گفته قتل .. ؟؟

 کی خدا گفته تجاوز..؟؟

کی خدا گفته هزار کثافت کاری دیگه..؟؟؟

دوباره از من سوال نکنی پس چرا به کوی حمله کردن...

ما باید تو مکتب نظر کنیم نه تو شخص... اشتباه مسلم احمدی بود که حرف رهبر رو زمین گذاشت و احسنت به کروبی که اون روز اون کارو در مقابل بیش از صد تا نماینده انجام داد..

خوب حالا اگه کروبی اون کار رو کرد باید بگیم چون اون کار رو کرده دیگه حرفش حقه و مو لا درزش نمیره و طبیعتا واسه احمدی هم همینطور...

هر وقت احمدی هم از اصول اسلام یک قدم خارج بشه دیگه حرفش یه پشیز واسه من دقت کن واسه من ارزشی نداره و همچنین هر کس دیگه اگه خارج بشه.. اصول هم مشخص و ثابته... ولی یه نکته خیلی مهمه اینه که خودت باید به این برسی نه اینکه به این برسوننت میدونی  وگرنه میشی همون پژوهانی که میگفت هر چی الیاس بگه ، همون حقه،، چون حق رو تو الیاس دیده بود نه الیاس رو تو حق ...

اگه حق رو توالیاس ببینی اگر الیاس اشتباه کرد چون دارید حق رو تو اون می بینید ، اشتباهش رو هم درست می بینید..

ولی اگه الیاس رو تو حق دیدید اگه اشتباهی بکنه از مسیر حق خارج میشه و براحتی خوب رو از بد تشخیص میدی..

اینم که میگم نه اینکه من علامه دهرم نه، به اندازه خودم میتونم تشخیص بدم و به نظر من این نوع تحلیل خیلی ارزش داره حتی اگه اشتباه از آب در بیاد...

یه مثال:: یکی از رفیقام تو دانشگاه میگفت:: حضرت علی هم اشتباه تصمیم گرفت چه برسه به اینا.. گفتم کدوم اشتباه،، گفت: همون که به مالک گفت از در خیمه معاویه بر گرد چون جوونم  در خطره ..

بهش گفتم اگه واسه انتخاب واحدت یه درسی رو فقط با یه استاد اونم تو روزی که هیچ کلاسی نداری  و اگه این درس پیش نیاز دو درس دیگه این ترمت باشه و اگه نگیری اونا حذف میشن رو بگیری و هفته ات خراب کنی آیا اشتباه کردی که این درس رو گرفتی؟؟؟    (( خوب مجبور بودی))

حضرت علی هم تصمیم نگرفت به تصمیم رسوندن و ترسی از جوونش نداشت که اگه داشت ابن ملجم رو از خواب بیدار نمی کرد یا وقتی تو مسجد تا ابن ملجم رو میدید میکشتش یا اصلا مسجد نمی اومد یا تو لیله المبیت که توقرآن خونیدی جای پیامبر نمی خوابید یا تو جنگ خندق به جنگ عمر ابن عبدود نمیرفت... اینو که بهش گفتم ،گفت: والا چی بگم؟؟   گفتم هیچی فقط هر چی میشنوی رو اول راجع بهش تحقیق کن...

اون تحلیل رفیقم مال یه شبکه خارجیه،، چون بدون اینکه بره و فک کنه میاد دهنشو وا میکنه هر چی اونا گفتن رو میگه...

و هزار مثال دیگه که جاش الان نیست...

یه مطلب دیگه:: مگه من کیم که ضد کروبی باشم..؟؟  کروبی رو وزارت اطلاعات و شورای نگهبان تایید کردن.. کروبی از مبارزین انقلاب ماست، نمی گم هم که قتل و تجاوز نیست، من از اول این ماجراها هم به مجید گفتم که کروبی ناخواسته افتاد تو یه جریانی  که راه برگشت نداشت،، البته از چند جنبه خوب شد که واقعیت ها رو ببینن ، رسیدگی کنن و مجازات کنن ولی از این جهت که همین ایرانی که همه ما دوسش داریم داره مضحکه همه میشه که این اصلا واسه آینده ما خوب نیست..

مثل همین اجلاسی که واسه دریای خزر گرفتن و ایران رو دعوت نکردن ، متکی گفته آقا یعنی چی؟؟ اونام گفتن شما بهتره به دعواهای خودتون برسید...

خوب این الان خوب شد... بعد همین آقای کروبی میگه :اینم سیاست خارجی ما همه دریای خزر رو از دست دادیم...

خدا وکیلی واسه این شلوغ بازی های سیاسی نیست،، وگرنه کی خوشش میآد سهم دریای خزر ایران کم بشه...

دیگه به چه زبونی بگم..

در مورد مجازات هم که مجرمین ((هر 2 طرف)) با یه تعهد نامه سوری آزاد میشن و تموم میشه..

امیدوارم دیگه از این چیزا نبینیم و همه عاقبت به خیر شیم و به راه راست هدایت شیم...

من میرم تهران واسه یه کار اداری تا حدودا یه هفته نیستم پس تا بعد....

خانم دکتر امیدوارم دیگه این بحث های ... تموم بشه.

راستی نهج البلاغه رو هم بخونید

یاعلی 

+ نوشته شده توسط عطار در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 15:23 |

اولا ممنون که غلط املایی منو گرفتی چون همیشه این کلمه ها رو می گفتم،، نمی نوشتم .. داشتم عذاب می کشیدم، شانسی نوشتم گفتم شاید یکیش درست از آب در میاد شانس رو که دیدی...

اولا خوشحالم از اینکه در مورد تحریک و تقلب و اینا دیگه حرفی به میون نمیاد آره می دونم حل شده...((خواهشا دیگه پیشو نگیر))

همه این فیلم ها رو دیدم..من تو دانشگاه از سال اول کارشناسی که ورودی 83 هستم 15 تا رفیق بودیم.. که 12 نفرشون مثل شما نگران پول نفت و طلا های توقیف شده و ... هستن ولی نمی دونم چرا فک میکنن من نیستم ولی 4 سال باهاشون زندگی کردم ، رفاقت کردم ، عشق کردمو حال.. ولی نه کافرشون کردم نه منافق نه آدم کش نه هیچ چیز دیگه با اینکه نه نماز میخوندن نه روزه، حرف هم که میزدن ((همون بحث خودشون)) یا فحش بود یا داد و بیداد و هوچی گری یا دروغو تهمت،، البته تو صدتایی که میگفتن 25 تاش درست بود.. اتفاقا یکیشون امروز صبح اس ام اس داد و همون چیزایی رو گفت که شما در مورد کروبی فرمودید تازه اضافه تر اینکه گفت(( 12 نفر ریختند تو دفتر حزب اعتماد ملی که شما تعداد نگفتی ،، شما گفتی زیر و رو کردن اون گفت همه چیز رو بردن،، شما نگفتی کسی رو گرفتن اون گفت بهشتی و الویری و پسر کروبی رو گرفتن)) که من گفتم بهشتی نه و پسر بهشتی، پسر کروبی هم دفعه سوم یا چهارم که میگیرن،، در نتیجه این گرفتن ها هیچ تاثیری نداره، چه فایده میگیرن نیم ساعت بعد ولش می کنن((فک کنم میخوان تو این نیم ساعت بهش تجاوز کنن))..

یه مطلب دیگه:: مدیر گروه ما که استاد ژنتیک ما بود یه پیر مرد 70 تا 73 ساله بود،، پیر بود هان.. یه روز سر کلاس به یکی از دختر ها گفت: خانم شما 4 جلسه غیبت کردی و حذفی میتونید برید..همه تعجب کردیم ،استادی که حضور غیاب نمیکنه، پیر هم هست، میاد سر کلاس درسشو میده و میره حتما داره اشتباه میکنه،، تو این سکوت عجیب کلاس استاد گفت :هنوز نشستی که پاشو دیگه.. بعد ادامه داد : فک کردی هرچه آدم پیرتر بدتر ، اون مال قدیماس،، پیرهای الان زرنگتر از 100 تا جوونن ،، پاشو وقت کلاسو نگیر..

اگه باور نداری میبرمت استاد رو هم ببین یا اگه خواستی خودت بری.. دانشگاه آزاد کرج ژنتیک (1) رشته میکروبیو لوژی..

یه مطلب دیگه..از یکی از پسرای فامیلتون که خدمت رفته و آموزشی رو خوب گذرونده بپرس که:: توی جنگ نوین یا همون جنگ شهری آیا حلوا خیرات میکنن یا نه؟؟؟

یعنی اگه کسی میره تو این درگیری ها، جو هم میگیردش ،با تمام وجود سنگ پرت میکنه، شیشه میشکونه و. . . تازه یه سری منافق هم مسلح اومدن که ضربه بزنن میتونن مطمئن باشن سالم برمیگردن خونه؟؟؟

بابا همینطور که صف اراذل رو از مردم جدا میکنید صف این اراذل رو هم از بسیجی ها جدا کنید.. خواسته زیادیه..

 اعتقاد قلبی خودم بر اینه که اصلا چرا اغتشاش که بعدش این سوء استفاده ها...

بابا من وقتی میگم با قتل مخالفم شما چطور از این نتیجه میگیری که موافق حمله به دانشجو هام اونم تو کوی...

میبخشید ،میبخشید ، میبخشید ،میبخشید ولی همه نتیجه گیرهاتون اینجوریه . میبخشید  

یه مسئله دیگه توروخدا هر کی هر کاری میکنه ننویسید به پای دین... به خدا ظلمه به دین

این مسائل چین و ترکیه و مصر و. . . اینا سیاسیه... ایران تو موضع قدرته ،،الان دارن لح لح میزنن واسه یه مذاکره با ایران..

بخدا تبلیغاته خودت برو تحلیل کن از اینو اون نشنو،، از اینو اونم نگو... بخدا تبلیغاته .. اخه من چدر بنویسم باید حرف بزنیم نه بنویسیم...!!

قضیه ماهیگیر رو که گفتم از یه آدم کاربلد پرسیدم ،چه شما خندت بگیره چه نگیره ،،اگه راه بهتری سراغ داری بگو ولی خنده دار نباشه... (( ولی این رو در نظر بگیر که 20 نفر شناسایی شده تو یه جمعیت 500 نفری تماشاچی..))

بعدشم کجای تاکتیک ماهیگیر بوی اسلام و دین میداد؟؟ ،، این واسه همه جنگ های  نوینه.. واقعا چقدر این مردمی که شما میگی باید تو دینشون سست باشن که بایه تاکتیک تعریف شده جنگ شهری که هر 10 تا 15 سال یه بار هم ممکنه اتفاق نیوفته،، از دین گریزون شن؟؟؟

 

یه مطلب دیگه :زمان حکومت که ربطی به جنایت نداره..از قبل از زمان اسلام بوده، تو اسلام بوده ، هست و خواهد بود .. یعنی تا انسان هست این چیزا هم هست..خود امام زمان رو در حکومت خودشون به قتل میرسونن.. اون حکومتی که نه احمدی هست نه آقای خامنه ایی ،، خود امام زمانه یعنی امام معصوم...

من بحثم اینه میگم :چرا اون زمان خفه بودن و چشمشون رو به این جنایات بستن..؟؟

آیا ساکت ماندن اون موقع اونا شراکت تو جرم نیست؟؟؟

آیا به نظر شما واسه دلسوزی الان دارن اینجوری به همه نامه میدن یا واسه ملتهب ماندن جامعه...؟؟؟

یه مطلب دیگه..میخوام ببینم این چه شکاف و اختلاف و تفرقه هاییه که بین ما بوجود آمده..؟؟؟

به نظر شما ما که آینده سازیم چه طور با این اختلافا می خواییم کنار هم ایرانو بسازیم؟؟

نقش دشمن((مخصوصا انگلیس)) تو این اختلافا چیه ؟؟

چی گیرش میاد؟؟

در مورد سال 67 : اگر شما هم یه نفر از فامیلای نزدیکت بو بمب گذاری های منافقین شهید میشد یا الان به صورت معلول و . . روی دستتون افتاده بود نمیگفتید هولوکاست... یا نکنه این بمب گذاری های منافقین و آدم کشیشون جنایت نیست.. یا اصلا فک میکنید که بمب گذاشتن.. یا اصلا توهم زدیم که بمب گذاشتن و سینما رکس آتیش دادن ویا احتمالا شاید ممکنه هزاران آقا سلطان بی گناهو کشتن... نکنه این نوع کشتن خوبه و اون نوع کشتن بد..

الان شما نیستی که داری دسته بندی میکنی..؟؟؟

آره سپاه با جنایت آغاز شده: میدونی جرمش چیه: اینه که از همه ایرانی ها با هر عقیده و مذهب و دینی دفاع کردن..

که بزرگ شن چاق بشن چله بشن بعد تو سال 88 بکشنشون...

اگه سپاه و بسیج و ارتش و مردمی که جنگیدن نبود میدونید چی میشد: الان شما به اسم ((( البردیا )))  واسه ما کامنت میذاشتی...

در مورد دادگاه: از این سوری تر ، مسخره تر، خنده دار تر ، بی خاصیت تر تا حالا دادگاه دیدی؟؟؟

اینا همه تا یه ماه دیگه میان بیرون، حجاریان دوباره میره توحزب مشارکت، حسابای بانکی باز میشه ،بچه های هاشمی از سفر های مصلحتی بر میگردن با اغتشاش گرا با رافت اسلامی برخورد و با یه تعهد نامه آزاد میشن، ولی بدبخت از ندا های کشته شده ، جوونای ناقص شده ، شکاف و اختلاف و بی اعتمادی های بوجود اومده و هزار چیز دیگه...

از ته دل دعا میکنم که دیگه این رویا های دشمنان به واقعیت تبدیل نشه...

راستی دیدی دیگه بهت نگفتم خانو دکتر..

به امید دیدار خانم دکتر..

+ نوشته شده توسط عطار در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 و ساعت 17:58 |

اولا قلم خیلی خوبی دارید تبریک می گم ،، با قدرت ادامه بدید..

در مورد کامنت هایی که واسه مجید گذاشتید میخوام چند تا نکته بگم اما با تاخیر تا نگید تو نطفه خفه کردید!!!

تو این نکته ها سوال هم دارم که دوست دارم بهش جواب بدین.. ممنون

1-     با آدمکشی مخالفم چه تو زندان چه هر جای دیگه بجز میدون جنگ که بحث خودشو داره.

همونطور که تو قرآن خوندید 2 تا جرم اصلا بخشیده نمی شه ،یکی کفر ورزیدن به خدا یکی قتل نفس در نتیجه باید خیلی کار مسئله داری باشه که خدا اینجوری گفته..

حالا سوال من: خانم دکتر این افرادی که دارن اینجوری دل می سوزونن چرا الان دارن این چیزا رو می گن مگه زمان ریاست خودشون رو یادشون رفته،، چرا اون موقع نگران نشدن؟؟؟ چرا اون موقع به عالمو آدم نامه ندادن؟؟؟ چرا زمان 18تیر گزارشی در این مورد نیومد یا شاید اومد و ما اینطوری خبر دار نشدیم یعنی بین خودشون قضیه رو حل و فصل کردن؟؟؟ چرا آقای هاشمی 18 تیر گفت :اینا اغتشاش گرن و اخلال در نظم عمومی کردن باید مجازات بشن اما الان میگه باید آزادشون کنید و برگردن به کانون خانواده؟؟؟ مگه ارازل  18تیر خانواده نداشتن؟؟؟

مسئله دوم زندانه.. آقا خونه خاله نیست با توجه به اینکه فائزه هاشمی،حجاریان، ابطحی و چند نفر دیگه بر خوشرفتاری اذعان داشتن اما بله سخته ،، زندانه...

این 2 مسئله با هم فرق داره یعنی جو زندان و شکنجه کردن.

در مورد تجاوز هم آقای کروبی که مونده زیرش هر کی رو دوستانش واسش معرفی میکنن بدون اینکه تحقیق کنه اسمشو میگه ،،

 الان تو این چند نفر یه زن فراری با سابقه زندان هست که اجبار به ازدواج زوری شده ((میدونی یعنی چی یا توضیح بدم)) یکی دیگه به سفارت ایتالیا پناهنده شده یکی دیگه هم یکی از بزرگان حزب مشارکته که اون واسه کروبی نامه زده گفته: آقای کروبی درسته من علیلم و با واکر راه میرم ولی به من تجاوز نشده..

افرادی که آقای کروبی اسم میبره مثل همون لیست 72 تن شهید راه سبزه که بیشترشون زنده هستن..

خانم دکتر اگه به مجید میگی کل اخبار و اینترنت رجانیوز نیست منم به شما میگم به خدا کل اخبار رسانه های بیگانه  نیست مخصوصا صدای آمریکا و بی بی سی و . . .

خانم دکتر تعداد کشته های مردم و نیرو های انتظامی و بسیج ((اگه خوشتون نمیاد اشکالی نداره ولی بالاخره انسانن)) خیلی بیشتر از اغتشاش گراییه که به دعوت همین رسانه های بیگانه و بعضا آقایون داخلی اومدن تو خیابونا و با چاقو قمه و قداره و پاره آجر و تیغ موکت بری کشته شدن...

2-     فرستادن تو خیابونا..

شما فرمودید  ((واقعا چه کسی؟ چطور شد شب انتخابات مانور قدرت برگزار کردین؟ چطور شد دستگیری های گسترده کردین؟ چطور شد اینترنت رو قطع کردین؟ چطور شد روی ماهواره پارازیت انداختین؟ چطور شد اس ام اس ها رو قطع کردین؟ چطور شد شال سبز برداشتین و معترضان رو خس و خاشاک نامیدین؟ چطور شد به سمت مردم شلیک مستقیم کردین؟ بازداشت غیر قانونی کردین؟
دیگه قراره چه کاری بکنین که اسمش تحریک کردن نباشه؟))

کدوم مانور قدرت؟؟ همون که ساعت 11.30 آقای میر حسین اون کنفرانس معروف رو با خبر نگارای داخلی و خارجی گرفت،، بعد بعضی آقایون بهش تبریک بگن.. یا سخنرانی های تحریک آمیز و شرکت تو راهپیمایی های غیر قانونی و هدایت اونا به سمت آشوب،، یا مصاحبه با رسانه های خارجی و اصرار بر ابطال انتخابات و دعوت مردم به خیابونا واسه گرفتن حقشون ،مگه تو این 30 سال مردم حقشون رو اینطوری می گرفتن.((بهتر بود میگفتن مردم برید تو خیابونا واسه گرفتن حق ما ورسیدن ما به اهدافمون و... که الان مجالش نیست. نه اینکه واسه گرفتن حقتون))  این اسمش تحریک نیست،..

اگه کسی داره شیشه میشکونه، عربده میزنه، اتوبوس آتیش میده، قمه میکشه و هزار کثافت کاری دیگه باید دستگیرش کرد یا نگاش کرد؟؟؟

شما فرض کنید اگه یکی از همون معترضین واسه شکستن و آتیش زدن ماشین شما میومد،، از نیروی انتظامی چه انتظاری داشتید؟؟ نگا کنه یا دستگیر کنه؟؟ ((منطقی فک کنید))

اس ام اس و اینترنت و ماهوار رو نمی دونم.. ((من هم با شما هم عقیدم اینجا رو)) ولی دلیل اومدن تو خیابون و تحریک نیست..

در رابطه با خس و خاشاک .. احمدی گفت: 40 میلیون رای دادن چند تا خس و خاشاک دارن کار شکنی می کنن.. معذرت می خوام طرفدارای موسوی ومعترضین جزء 40 میلیون نیستن...

تعجب میکنم تو این چند وقته هر کی رو از طرفدارای موسوی میبننم  می خواد خودشو به خس و خاشاک بچسبونه.. نمی دونم والا..

به سمت مردم شلیک مستقیم کردن.. عرض شود که سپاه 5 بخشه. 1- زمینی 2- هوایی 3- دریایی 4- قدس 5- بسیج

بسیج یکی از 5 شاخه فرهنگی –نظامی سپاهه. یعنی پایگاه بسیج یه محل نظامیه و ورود به اون به قصد تصرف و آشوب جرم و قانون این اجازه رو به مسئول اونجا داده که برخورد کنه اول با حرف اگه افاقه نکرد از راه نظامی،، اون هم شرایطی داره فقط تو پا میزنن ..  

حالا من کاری ندارم اونایی که واسه شما تفصیر کردن چی گفتن،، موضوع اینه...

در مورد بازداشت غیر قانونی .. افراد جریانات اخیر چند دسته ان 1-عوامل خارجی 2-مدیران داخلی 3-هدایت گران داخلی 4-مجریان اخلی

خارجی که هیچ فقط محکوم می کنیم..  اما داخلی ها ،،مدیران معلوم اند همون هایی که الان تو دادگاه هستن و اصلا نیازی به اعتراف ندارن و پرونده معلومه اگر چه دوستانشون که آزادن میگن تحت شکنجه بوده اما خودشون بهتر از منو شما میدونن واسه تخفیف تو مجازات دارن اینارو میگن نه واسه پشیمونی و ندامت.. من شرط میبندم با شما همه این مدیران تا یکی دو ماه دیگه با یه سری جریمه و اینا آزاد میشن و دوباره روز از نو روزی از نو..((این خط این نشون))

در مورد اون جشن پیروزی با شما هم عقیدام خیلی زود بود و اشتباه..((ولی بازم باعث تحریک نمیشه اونم با این شدت حدود 10 روزه))

اومدن تو خیابونا واسه اعتراض یه مسئله اس،، تخریب و قتل مردم و اغتشاش و فحش و مسخره کردن و سوء استفاده یه چیز دیگه..

ما هم هر شب تو اهواز تو خیابونا بودیم ،، تهران هم که بودیم واسه هر چیزی((برد تیم ملی،باخت تیم ملی، برد و باخت استقلال پرسپولیس، و . . . )) همه میومدن بیرون بخدا افغانیا هم میومدن شیشه بانک میشکوندن ،، عادت شده واسه تهرانی ها،، حالا چه برسه به این انتخابات که حداقل دو سه ماهه دارن برنامه ریزی و نقشه و وقت صرف میکنن که اگه رای نیووردن بریزن تو خبابونا،، حالا شما داری این دلایل رو واسه من میگی..

اصلا،، دلیل اصلی اومدن تو خیابونا تقلب و هزار چیز القا شده از طرف BBC .VOA. . . . بود یا قطع شدن اس ام اس و اینترنت و ماهوارو یا گفتن خس و خاشاک..؟؟؟

دستگیری ها و به قول شما شلیک به سمت مردم هم که در طول اومدن مردم بود پس دلیل نیست چون دلیل باید قبل از وقوع جرم باشه.. ((متوجه اید دیگه))

در موردمجریان داخلی.. همون افرادی بودن که تو خیابونا استادانه و زیبا و بدون نقص و طبق برنامه داشتن در پوشش مردم  اغتشاش میکردن.. حالا نیروی انتظامی یا نباید دخالت کنه یعنی بذاره هر کی هر چی دلش می خواد بکنه بعد آقا یا علی خداحافظ،، یا باید وارد عمل شه که خودتون فک کنید چطوری..

آیا یکی یکی باید افرادو بگیره یا دسته جمعی..؟؟

من از یکی از سربازا پرسیدم چون مثل شما واسم عجیب که چرا مردم عادی رو میگیرن،، گفت:ما مثل اون ماهیگیری عمل میکنیم که تور میندازه همه چی میگیره بعد دستچین میکنه..

یه مسئله مهم دیگه که کمتر کسی بهش توجه داره .. خانم دکتر چه اصراری دارید حتما بگید مردم..

به طرف مردم شلیک کردن!!!

مردم رو گفته خس و خاشاک!!!!

حق مردم خورده شده !!!

اعتراضات خود جوش مردمی!!!!(( این که خیلی مسخره است)) مگه نه ((خودجوش))

و هزار مردمیه دیگه

اگر اینا کار مردمه!!! پس چرا مردم تو انتخابات قبلی انقدر حساب شده و دقیق و برنامه ریزی شده اغتشاش به قولی اعتراض نکرده بودن..

نه مردم درست نیست ،، لفظ مردم رو آمریکا و اروپا به ماها القا کرد ما هم راحت قبول کردیم.. به نظر من اغتشاش گرا درست تره،، اونا  ارازلی هستن که واسه چندر قاز  حاضر به عربده کشی و آتیش زدن و شیشه شکستن و آدم کشتن هزار کثافت کاری دیگه میشن..

بعد شما میگی پلیس و بسیج و نیروی انتظامی راحت تو خیابونا آدم میکشن؟؟؟

والا من ندیدم تا حالا نیرو های نظامی و امنیتی تو خیابون شلوغ با چاقو قمه و قداره و پاره آجر و تیغ موکت بری و کلاه کاسکت آدم بکشن شما شنیدی یا دیدی؟؟؟

خانم دکتر الان به همه مطالب تون مجال پاسخگویی ان شاءالله تا بعد...

راستی الان داشتم اخبار رو می دیدم((21/6/1388)) کروبی رو که دیدید..

راستی تفسیر قرآن و نهج البلاغه یادتون نره کاری به شیعه و سنی هم نداشته باشید...

من آدم بد اخلاقی نیستم تحمل داد و بیداد رو هم ندارم چون میترسم لطفا اگه خواستید نظر بدید یه کم مهربونتر آقا پسر!!!!!!!

می بی نم تون                                                                                                                                                                                    

                                                                                                                                                                                                    

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 22:58 |
روزنامه محلي كارون در تاريخ 10/6/88 اقدام به درج مقاله اي با عنوان «انتخابات با «دين مردم» چه كرد؟» نموده است كه نكات مبهم، خلاف واقع و شايعات بدون اساس فراواني در آن به چشم مي خورد.
اين مقاله كه توسط شخصي به نام «سيد عمار كلانتري» و به نقل از سايت آينده نيوز 9 درج شده است، بر اين باور است كه ماجراهاي قبل و بعد از انتخابات بسياري از مردم را از دين گريزان و نسبت به نظام اسلامي بدگمان و بي اعتماد نموده و موجب كاهش دينداري مردم شامل بي حجابي، بي اخلاقي، ترك نماز و امتناع از حضور در مساجد و محافل مذهبي گرديده است.
اين مقاله با دامن زدن به قائله هاي اخير، ادعاي كاهش دينداري مردم پس از اقدامات اخير را ناشي از برخي نابساماني ها، ارتكاب كم سابقه برخي گناهان(!!) توسط سران شاخص طيف اصولگرا و طرفداران كانديداي پيروز انتخابات و نيز برخي بازخوردهاي اين مسايل در ميان مردم دانسته است.
نويسنده مقاله، در بندهاي آغازين به تفسيري بي پايه و اساس از يك حقيقت روشن، جهت بهره برداري در نوشته خود، چنين اظهار مي كند كه زندگي ديندارانه مردم، از حكومت اسلامي مهمتر است و نمي توان براي «پايداري حكومت اسلامي»، دست به اقداماتي زد كه تاثير منفي بر «دينداري مردم» بگذارد.
ركن ركين ولايت فقيه در هرم اركان نظام جمهوري اسلامي از نگاه نويسنده نا آگاه و يا مغرض اين مقاله، در جايگاه دوم قرار دارد و «دينداري مردم» در رأس همه اركان، بالاترين اهميت را داراست و «با اين حساب، بخشهاي پاييني سلسله مراتب (يعني ولي فقيه، رئيس جمهور و...) مي توانند فداي بخشهاي بالادستي بشوند!» حال آنكه به استناد قانون اساسي، طرح حكومت اسلامي بر پايه ولايت فقيه است و اصول ديني و اعتقادي نه ركن نظام كه محتوا و درون مايه نظام جمهوري اسلامي است.
در اين مقاله رويكردهاي سياسي افراطي برخي چهره هاي منتسب به دين و اتخاذ تند و افراطي و توهين و اقدامات خلاف شرع و اخلاق توسط برخي مداحان، ائمه جماعات و روحانيون يكي از علل كاهش دينداري در مردم پس از جريانات اخير عنوان مي شود، اما توهين هاي مكرر غير اخلاقي و حتي ناموسي به شخص رئيس جمهور و تكرار تعابير «دروغگو، متحجر، خرافه گو» و استفاده از شگردهاي تبليغاتي غير اخلاقي شامل مونتاژ صدا و تصوير، يادداشتها، اشعار و كاريكاتورهاي مبتذل و نيز فراواني شعارهاي خلاف عفت و اخلاق توسط حاميان رقيب شكست خورده انتخابات ناديده گرفته مي شود.
نويسنده اين مقاله كه با مظلوم نمايي تمام، نگاه ابزاري به حجاب و بي توجهي به حضور معدود افراد بد حجاب در خيل طرفداران دكتر احمدي نژاد را از دلايل كاهش دينداري مردم مي داند، گويا فراموش كرده دختران فيروزه اي با روسري - بخوانيد پس سري هاي - يك وجبي و پوشش هاي مبتذل از ميان تجمعات مختلط و دوستانه(!!) ستادهاي كدام كانديدا بيرون مي آمدند و با ظواهري زيبا و فريبنده، آراي دختران و پسران جوان را به نفع كانديداي خود جمع آوري مي كردند؟
نويسنده اين مقاله آيا بخاطر ندارد چه كساني در سالهاي 76 تا 84، با سردادن شعار آزادي براي جوانان، حجاب و اخلاق و دين مردم را به بازي گرفتند؟ و امروز همان ها و كساني به تبعيت از آنها در لباس نفاق و با ذكر الله اكبر و يا فاطمه الزهرا(س)، شال سبز سادات را برگردن مي اندازند و امام و شهداي گرانقدر دفاع مقدس را هزينه «سياسي بازي» هاي خود مي كنند.
اي كاش نويسنده مقاله به وضوح عنوان مي كرد كه از بيان جمله «ميزان بروز حجاب يا بد حجابي در جامعه، لزوما به معناي ميزان پايبندي مردم به فريضه حجاب نيست» چه منظوري دارد؟
اين جمله آيا به معناي آن نيست كه زنان محجبه، لزوما به فريضه حجاب پايبند نيستند؟ در اين صورت، اين جمله آيا توهين به حجاب اسلامي و ساحت مقدس زنان محجبه و مسلمان جامعه ما نيست؟
نويسنده مقاله در ادامه به «اقدامات بي رحمانه طيف حزب اللهي و بسيجي اعم از ضرب و شتم با باتوم و ديگر ابزارها، دستگيري و برخورد، شايعه شكنجه و درگذشت برخي در غائله هاي اخير به نام دين، حفظ ارزشها، دفاع از رهبري و...» به عنوان دليلي ديگر بر كاهش دينداري مردم اشاره مي كند، اما حملات وحشيانه برخي افراد با هر وسيله ممكن اعم از اسلحه گرم و سرد و چوب و تخته و سنگ و كلاه كاسكت و... به عابران و رهگذران در خيابانهاو تخريب و خسارات فراوان به بانكها و اموال عمومي و به آتش كشيده شدن اتوبوس و اتومبيل و موتورسيكلت و حتي مساجد، ناچيز و كم اهميت انگاشته مي شود.
در اين مقاله به جملاتي از رهبر معظم انقلاب مبني بر «تاثر قلبي معظم له به ضرب و شتم دانشجوي متدين به نام دفاع از رهبري» براي محكمتر كردن مباحث ناقص و بي اساس خود استناد مي شود اما سخنان مهم و روشن كننده ايشان در اولين نماز جمعه پس از انتخابات و نيز در جمع دانشجويان كه تاكيد بر فيصله دادن به اغتشاشات و اعتراضات خياباني، جلوگيري از دامن زدن به جريانات اخير و دعوت مردم به آرامش و وحدت دارد، ناديده گرفته مي شود.
متاسفانه برخي سايت هاي خبري و رسانه هاي مكتوب از جمله روزنامه مذكور به هواداري از جريانات پس از انتخابات و همسو با رسانه هاي بيگانه در آن سوي مرزها، دست به تخريب وحدت ملي زده و بدون توجه به مواضع حكيمانه و منويات قلبي رهبر انقلاب، همچنان با درج مقالاتي تحريك آميز و تيترهاي منفي و سياه نمايي هاي مكرر و افراطي، به غائله اخير دامن مي زنند.
به اين جمله دقت كنيد:«اگر از نگاه دين، صداقت را يك ارزش و دروغگويي را يك ضد ارزش بدانيم، بخشهاي مختلف جامعه با استفاده از راهكار لقمان حكيم «ادب از كه آموختي؟ از بي ادبان»نسبت به ناهنجاريهاي دروغ از منظر ديني واكنش نشان داده اند.»
اعترافات بازداشت شدگان وقايع اخير و اسناد و مدارك جمع آوري شده از ستادها و مكانهاي اقامت بازداشت شدگان همه و همه حاكي از وجودراهكارهاي تخريبي از پيش تعيين شده اي جهت كودتاي مخملي در راستاي براندازي نظام جمهوري اسلامي است كه از مدتها قبل از برگزاري انتخابات برنامه ريزي شده بود. حال آنكه كانديداي مورد حمايت اين جريانات، در برنامه هاي تبليغاتي خود مكررا از تبعيت از ولايت فقيه و قانون اساسي و تلاش در جهت حفظ نظام و ثبات حاكميت اسلامي سخن گفته و بر ايام خدمت در ركاب امام و انقلاب افتخار مي كردند!! اين تناقض گويي ها، معنايي جز حركت در مسير اجراي «پروژه نفاق» در راستاي تحقق اهداف انقلاب ننگين مخملين نخواهد داشت و مردم آگاه و فهيم جامعه اسلامي ايران، خود خواهند فهميد كه «دروغگوي واقعي كيست؟».
انتخابات اخير نه مخرب دين، بلكه جداكننده مومنان از منافقان و بنا به فرمايش مقام معظم رهبري «صحنه آزمون نخبگان» بود كه متاسفانه خيلي ها در اين آزمون دشوار، مردود شدند.
+ نوشته شده توسط عطار در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 19:5 |

عرض شود که...................سلام.!!

حقیقتش امروز داشتم تیتر بعضی روزنامه ها رو می خوندم ، که انصافا انصاف رو رعایت کرده بودن،،

 

(((((خودمونیم حال کردید کنایه رو)))))

بی مقدمه می رم راجع به تیترا و چند نکته در مورد اونا البت به نوع طنز آلود.،،

1-    3وزیر پیشنهادی احمدی نژاد رای اعتماد نگرفتند...

اولش که اینو می خونید انگار احمدی 3 وزیر معرفی کرده اون 3 تا هم رای نیووردن در حالی که 21 دانه معرفی شده که 3 تا از اون 21 رای نیووردن که من فک می کنم اگه اون 2 تا خانمه بودن، با همون مدارک و سابقه آقا بودن فقط نیرو رای نمی آورد.

2-   در یکی از ادارات 2 نماز جماعت بر گزار شد یک دسته طرفداران موسوی و دسته دیگر احمدی ها...

 

حقیقتش با خوندن این خبر هم خوشحال شدم هم ناراحت

ناراحت واسه خاطر این که  یه لحظه فک کردم رضایی و کروبی یا کلا آدم حساب نمیشن یا طرفداراشون نماز نمی خونن یا ... یعنی حتی این روزنامه که گرایش به اصلاح طلبی داره،  کروبی رو که تازگی ها به شیخ اصلاحات معروف شده رو آدم حساب نکرده که بگه طرفدارای موسوی و کروبی ((که این خودش یه مقاله اس که با اینکه مواضع این 2 تا یکیه، پس چرا از هم جدان))

خوشحال هم واس خاطر این که، باز خدا رو شکر که بالاخره یه شورای نگهبانی هست که از حدود 1000 نفری که ثبت نام می کنن واسه کاندیدا شدن بیشترو به لحاظ قانونی و شرعی دقت کنید قانونی و شرعی رد صلاحیت می کنه، فک کنید اگه این شورا نباشه بعد انتخابات چی میشه... هر جا رو نیگا می کنید یه مشت آدم وایسادن یه عده تحسن یه عده آشوب یه عده شعار یه عده نماز جماعت یه عده... هوووووو.   واسه خودش سوژه میشه.

 

3-   این یکی تیتر نیست یه مقاله است..

تو این مقاله که واسه طرفداری از میر حسین در برابر ادعا های فرمانده سپاه مبنی بر اینکه موسوی و خاتمی می خواستن نقش ولایت فقیه رو در نظام تضعیف کنن از یه مجمع خیلی معتبر صادر شده که دو سه تا نکته داره..

یکی اینکه مجمعی ها از آقای فرمانده مستندات می خواستن،، دقت دارید که مستندات.

خیلی جالبه، اونایی که ادعای سند و مدرک می کنن مثل اینکه تا حالا هر حرفی خودشون زدن طبق سند و مدرک بوده که حالا از این فرمانده مستندات می خوان...

اصلا راجع به این حرف نمی زنم خودتون قضاوت کنید..

یکی دیگه اینکه گفتن موسوی خودش از خط امامی های اصیله..

نمیدونم شاید خط امام یه شهر، که از آقایون پرسیدن میر حسین بچه کجاس اونا هم گفتن موسوی خط امامیه

یا فک کنم این خط امام یه چیز مثل خط تالیا یا خط ایرانسل یه خط ثابته که از آقایون پرسیدن خط آقای موسوی چیه (( منظور سوال کننده خط موبایل بوده)) اونا هم گفتن خط امامیه

یا مثلا پرسیدن این اتوبوس شرکت واحد که آقای موسوی سوارشه مال کدوم خطه اونا هم گفتن مال خط امامه  ((همون خط میدون امام الان و توپ خونه سابق))

یه نوع خط امام دیگه هم داریم که همون خط انقلاب و خط انقلاب خط اسلامه ، خط اسلامی نه ها خط اسلام..

خط اسلامی یعنی همون خط های کوفی و ثلث و اینا..

که اگه خط اسلامی با خط اسلام قاطی بشه دوباره قصه قصه اون سه حالت بالاست..

حالا انصافا ، انصافا کدوم حرکت میر حسین خط امامی بود که من این ادعا رو قبول کنم .. 

اگه این خط امام خوبه و آقایون ادعا دارن که تو خط امام هستن چرا ولایت مداری و تمکین به قانون اساسی که از اجزای جدایی ناپذیر خط امام هست رو نادیده گرفتن و اون آشوبای خیابانی رو بجای مجرای قانونی به راه انداختن، که از این فرصت دشمن کمال استفاده رو بکنه ،اگه خیلی خوشبینانه نگیم این آشوبا هماهنگ شده بوده...

 

خلاصه آقا

 خط اسلام با عمل به واجبات و ترک محرماتش معنا پیدا می کنه نه با شعار به واجبات و ترک محرماتش ....

حالا فارغ از هر گونه گرایش سیاسی تو خلوت خودتون بشینید با قاضی کردن کلاه خودتون یه ساعت فکر کنید..                                                

                                                                                                                            فعلا

+ نوشته شده توسط عطار در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 6:10 |
+ نوشته شده توسط عطار در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 5:57 |
+ نوشته شده توسط عطار در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 5:57 |
+ نوشته شده توسط عطار در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 5:57 |
رئيس كميته رسانه اي ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي در واكنش به اظهارات اخير فرمانده كل سپاه به نقل از اعترافات برخي بازداشت شدگان آشوب ها، مدعي پايبندي موسوي به خط امام و ولايت فقيه شد.
سرلشكر جعفري در اظهارات مستند خود از پروژه برخي رجال سياسي براي كارشكني در برابر ولايت فقيه و كمرنگ كردن نقش رهبري خبر داده و از جمله به اسامي كساني چون خاتمي و موسوي اشاره كرده بود.

هر چند موسوي شخصاً دراين باره سكوت كرده اما ابوالفضل فاتح در واكنشي مبهم نوشت:

معتقدين اصيل به انقلاب و نظام را در ياران صادق انقلاب و همين مجموعه خط امام مي دانم... آخرين روزها آقاي موسوي به من مي گفت «در زمان نخست وزيري اصرار داشتم كه حتماً برخي افراد كه شهره به علاقه مندي به آيت الله خامنه اي بودند در تيم همكارانم حضور داشته باشند. يكي از دلايلي كه شما را نيز دراين منصب و حلقه اول خود قرار داده ام همين علاقه و اعتقاد شما به نظام و شخص آيت الله خامنه اي است». شايد كمتر كسي بغض و اشك مهندس ميرحسين را ديده باشد، اما به ياد دارم كه به هنگام خداحافظي حضوري بغض گلويش را فشرد و با چشماني پر از اشك گفت «فلاني من هرگز نگران خودم و موقعيتم نيستم. تنها نگراني من نظام جمهوري اسلامي است كه از اين رفتارها آسيب مي خورد. من تمام تلاش خود را كرده ام كه سطح مجادله به رهبري كشيده نشود، اما افسوس كه آنها عامدانه چنين مي كنند». آري اين عقيده ما، مكتب ما و سنت ماست. حال نامش را هرچه مي خواهيد بگذاريد.

فاتح توضيح نداده كه اگر ادعاي پايبندي به خط امام و ولايت فقيه واقعيت دارد چرا طيف متبوع و نامزد مورد حمايت وي حاضر نشدند به قانون اساسي، نظر شوراي نگهبان و هيئت بررسي كننده اعتراض ها، و نهايتاً رهنمود متقن رهبر فرزانه انقلاب، پايبند باشند و راه مقابله با انتخاب مردم و خياباني كردن زياده خواهي خود را در پيش بگيرند و عملاً- دانسته يا ندانسته- آب به آسياب دشمن بريزند.

آيا مي شود ادعاي خط امام داشت و به اصيل ترين اركان آن-ولايت فقيه و قانون اساسي- پايبند نبود؟!

آيا مي توانند در موضع اتهام بايستند و توقع داشته باشند كه جز به ديده اتهام به آنها بنگرند؟!

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 13:2 |

واسه مطلب توبه کردم که دگر توبه بیجا نکم یه نظر هست از جناب آگاهی که یه جواب کوتاه دادم امیدوارم که رضایت بخش باشه.

جناب آگاهی
سلامون علیکم..
طبق ساده ترین اصول فقهی نفی چیزی دلیل بر برتری چیزه دیگه نیست...
یعنی اگه جناب موسوی رو نقد می کنیم دلیل این نیست که احمدی خیلی خوبه..
نمونه اش همین مشایی..
ولی این سوال منو جواب بدین لطفا.
اصلاحاتی ها که مخالف سیاست تهاجمی احمدی نسبت به غرب و اسراییل هستن و تو اون مناظره معروف؛ جناب موسوی رسما از هولوکاست دفاع کرد و احمدی رو به خاطر پرسیدن سوال راجع به هولوکاست تو مجامع مختلف بین المللی مورد انتقاد خودشون قرار دادن؛ حالا چی شده که از مشایی که مردم اسراییل رو دوست ما خونده بدشون اومد؟
میشه بگید این تناقض ها واسه چیه؟
یه مطلب دیگه : اگه بعد از نامه آقای خامنه ایی احمدی سریعا مشایی رو عزل می کرد چی میگفتید؟
نه این که می گفتید گوش احمدی تو دست آقای خامنه اییه و احمدی یه مهره اس واسه اهداف آقا.. تهمت زدن که آسونه حداقل تو این شرایط که بازار تهمت داغه داغه..
الان هم که بعد چند روز خودش استعفا داد اینو میگید...
در دروازه رو میشه بست در دهن مردم رو نمکشه بست...
یه مطلب دیگه: اگه به قول خودتون فرمایشات مقام معظم رهبری لازم الاجراست.. چرا وقتی به جناب موسوی گفت راه قانونی اعتراض رو در پیش بگیر, التهاب ایجاد نکن, و ... اجرا نکرد..  پس خدا رو شکر که من هم نه واسه موسوی نه تبلیغ کردم نه بهش رای دادم...
معذرت می خوام از قدیم گفتن:  
        تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیگیره...!!!!!

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 13:45 |

با خودم عهد کرده بودم در مورد انتخاب و انتخاباتیون دیگه حرف و حدیثی نگم ولی مثل اینکه نمیشه کاری کرد و باید محکم. . . .

هر چه قدر اصلاحاتی ها پر رو هستن من صد برابر اونا پر رو تر و پایه تر از اونام که در مورد انتخابات بحث کنیم..

ملت بزرگ ايران براي اولين بار در طول تاريخ انقلاب اسلامي، پديده هايي را مشاهده کرد که تاکنون مشاهده نکرده بود. هر قدر مشارکت عمومي در يک انتخابات بالاتر باشد، بايد جشن و شيريني آن نيز گسترده تر باشد. 

اما ميرحسين موسوي با رفتار و حرکت هاي خويش و بدون استدلال هاي حقوقي، مسيري را طي کرد که ثبت تاريخي آن براي آينده کشور و نظام مي تواند الگويي انحرافي را نهادينه کند.

ميرحسين موسوي، بدعت هايي را بنيان نهاد که دل بسياري از انقلابيون و مردم به واسطه آن جريحه دار شد، از جمله اين بدعت ها مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:

-عدم مراعات قواعد مردم سالاري
____________________________
مردم سالاري يا دموکراسي ضوابطي دارد که به صورت قراردادي دو طرف مبارزه پذيرفته اند. ميرحسين موسوي بعد از باخت، ريل حرکت خود را از مسير قانون جدا کرد و به سمت التهاب اجتماعي پيش رفت و هيچ گونه استدلالي براي نحوه تقلب، با تفاوت 11 ميليون رأي ارائه نمي کند.
از يکي از راهپيمايان عصر 25 خرداد پرسيدم: سند شما مبني بر تقلب چيست که اکنون به خيابان آمده ايد؟ گفت من نمي دانم ما به گفته آقاي موسوي اعتماد داريم، بنابراين ميرحسين مسير را براي چنين رفتاري در انتخابات آتي کشور باز کرد و رويه اي را ايجاد کرد که در حافظه ملت ماندگار خواهد شد. او ثابت کرد که مي توان در وسط بازي، قواعد را عوض و يک طرفه اعلام پيروزي کرد.

2-عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانوني و بي اعتبار دانستن آنها
__________________________________________________
ميرحسين موسوي از اول مشي اي را دنبال مي کرد که دولت، شوراي نگهبان و مجريان را قبول ندارد. اين مشي ابتدا به ساکن و قبل از انجام هر گونه تخلفي، قابل تأمل بود.
تشکيل کميته صيانت دو ماه قبل از انتخابات، مکاتبه با رهبري براي مشکلات کوچک و صدور بيانيه خطاب به ملت، به جاي شکايت به شوراي نگهبان بدعت هاي جديد ايشان است. کسي که ساز و کار قانوني کشور و نظام خود را قبول ندارد چگونه مي توانست فرداي انتخابات و پيروزي با آنها کار کند، لذا بسياري از افرادي که رفتار ميرحسين موسوي را در فرداي انتخابات ديدند، خدا را شکر مي کنند که ايشان رئيس جمهور نشد و گرنه کشور را بايد دائما در چالش ميان دستگاههاي حکومتي مشاهده مي کرديم.

3-صدور بيانيه آشوب طلبانه و دعوت به حرکت هاي خياباني
______________________________________________
ميرحسين موسوي به محض احراز شکست، رأي چهل ميليوني مردم را خيمه شب بازي خواند و خواستار استمرار موج سبز شد. تحليلگران و نخبگان و حقوقدانان از اين حرکت انحرافي بسيار متعجب شدند که چرا ميرحسين موسوي اعتراض خود را در چارچوب قانون طرح نمي کند. مگر او نبود که يکي از اهداف اساسي خود را اجراي قانون مي دانست، مگر وي، مدعي نبود که دولت فعلي قانون ستيز و قانون گريز است؟ چگونه است که خود مسير غيرقانوني را عريان طي مي کند. صدور بيانيه تهييجي به جاي اعتراض قانوني يکي ديگر از بدعت هاي ثبت شده در انتخابات ايران به حساب مي آيد.

4-برگزاري راهپيمايي غيرقانوني
__________________________
ميرحسين موسوي که مدعي بود شاخصه اصلي دولت نهم قانون ستيزي است، بدون اخذ مجوز قانوني طرفداران خود را به خيابان مي ريزد و خود نيز شخصاً در بين آنها حاضر و در سخنراني خود به نهادهاي قانوني و نظارتي نظام حمله مي کند. درخواست برگزاري راهپيمايي سراسري در کشور و پايتخت به خاطر اعتراض به نتيجه انتخابات، قبل از بررسي و پيگيري راه هاي قانوني، يکي ديگر از بدعت هاي ميرحسين موسوي به حساب مي آيد.

5-ايجاد زمينه براي جولان ضد انقلاب
_____________________________
ضد انقلاب بودن اغتشاشگران سازمان يافته قطعي است؛ اگر چه ميرحسين موسوي با ژست دموکرات مآبانه چنين نظري را رد مي کند. نوع شعارها، نوع حملات فيزيکي، حمل اسلحه و سلاح سرد و عربده کشي حکايت از آن دارد که در سايه زمينه سازي ميرحسين موسوي ضد انقلاب، اراذل، سابقه دارها و... به ميدان انتقام آمده اند، چه حاشيه امني براي آنان بهتر از شعار الله اکبر و پيشاني بند «نخست وزير امام». اراذل و اوباش بايد از ايشان تقدير ويژه نمايند زيرا ميرحسين موسوي توانست آشوبگران و ضدانقلاب را ذيل شعارهاي خود به ميدان مقابله با مردم و انقلاب روانه سازد.

6-ايجاد زمينه براي به سخره گرفتن نظام توسط غرب
_________________________________________
دنياي غرب که مدعي عدم وجود مردم سالاري در ايران است، با اقدامات ميرحسين موسوي مستمسک خوبي دست آورد.
آنان حوادث اخير را نه درون خانواده انقلاب مي دانند و نه بين اراذل و مردم. آنان اراذل را طرفداران جامعه مدني خواندند و نظام مقدس جمهوري اسلامي را به عنوان عامل سرکوب آزاديخواهان معرفي کردند. غرب نيز مانند ميرحسين موسوي ، انتخابات چهل ميليوني ما را يک بازي تلقي کردند و سلامت آن را به چالش فراخواندند. اوباما، اوباش را طرفداران دموکراسي دانست که به آنان خيانت شده است.

تا بدعت ها و پرو بازی ها و . . . این قصه ادامه دارد... 

+ نوشته شده توسط عطار در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:30 |
می خواستم دیگه در مورد انتخابات حرفی نزنم ولی توی نظرات دوستان واسه بحث بخوانید و نتیجه بگیرید یه نظر دیدم که جای تأمل داشت...

بازم حرف از رأی تهررونی ها اومد وسط...

این یه جوابیه کوتاه واسه آقا یا خانم( که همونطور) که در مورد انتخابات مثل اینکه هنوز یه کم شک دارن...

من آدم سیاسیی نیستم ولی اگه یه جایی ببینم حق زیر سوال میره ساکت نمی شینم چون به قول قرآن اگه ساکت بشینی توی ظلمی که داره انجام میشه شریک هستید ....

آقا یا خانم( که همونطور) طوری از رأی تهررونی ها حرف می زنن انگار هر رأی تهررونی 10 تا رأی ...

آقا یا خانم( که همونطور) طوری از تهررونی ها حرف می زنن که انگار اونایی که تو شهرستانا هستن هیچی نمی فهمن...

آقا یا خانم( که همونطور) طوری از ظلم به تهررونی ها حرف می زننید انگار تا حالا تو فلسطین زندگی می کردید..

آقا یا خانم( که همونطور) فکر می کنن اگه بر فرض محال رأی همه تهررونی ها موسوی بوده!!!!!!!!!!!!!! باید رأی همه اعم از مازنی، گیلکی، ترک، لر، بلوچ، خراسانی، (جنوبی شمالی رضوی) ، کرمانی، یزدی، عرب، قمی، کرد، اصفهانی، بندری، بوشهری، لکی، اراکی، روستایی، دهستانی، و . . . . باید موسوی باشه...

 آیا این چیزی جز .... نیست!!!

البته حق دارید ها !!!!!

وقتی همه شبکه استانی ها فیلماشون رو از شبکه تهران میگیرن، همه مد ها از تهران میاد، همه تیکه کلامه مال تهرانه، بیمارستانای خوب، مراکز خرید خوب، دانشگاهای خوب، کار خوب، صد تا چیز خوب دیگه توی تهرانه،،  باید هم همینطور فکر کنن باید هم غرور بگیردشون..

آیا این همه چیز خوب واسه 10میلیون آدمه که 70 میلیون باید چاکر و عبد و غلام  و گوش به زنگ اونا باشن ببینن به کی رأی میدن ما هم بگیم چشم..

بله تهران پایتخته ولی پایتخت فکر،  اندیشه، رأی، و. . . نیست .

همیشه هم همینطور بوده زمان جنگ میگن تا تهران رو بعد 8 سال موشک زد همه گفتن آقا جنگ رو تموم کنین چه وضعیه!! (همه منظورم تهرونی ها) غافل از اینکه 8 سال همه غرب و جنوب کشور مورد حمله بود..

دوره سازندگی با اون اختلاف طبقای تهران و شهرستانا و اون توسعه سیاسی که اصلا در موردش حرف نزنیم و با شدت خیلی کمتر واسه دولت نهم...

که مثال آخرش همین گرد و خاک معروفه چند هفته قبل..

یا اون زمانی که تو پارکای تهران زیر وسایل پارک تشک ورزشی می ذاشتن تا اگه بچه ها خدایی نکرده خوردن زمین چیزیشون نشه، ما تو شهرستانا مرده یه وجب چمن بودیم تا حداقل شامو با فامیلامون بریم بیرون...

یا مثلا خوزستان که پر آب ترین استان کشوره آیا حداقل نباید مرکز استان آب آشامیدنی داشته باشه و همچنین در مورد کشاورزی و دها چیز دیگه، پس تو این چند ده سال سازندگی و توسعه سیاسی چی کار کردن..

حالا یه نفر اومده داره به بدبخت بیچارها و مناطق محروم میرسه آیا انصافه بگید گدا پروری!!! مگه اونا شهروند نیستن و حقوق شهروندی ندارن...

معلومه یه نفر با این تفاسیر تهرانی ها (شهر تهران نه استان تهران) کمتر بهش رأی میدن...

 آیا یه نفر که داره عدالتو رعایت میکنه (در حد توانش) مستحق این همه هجمه تبلیغاتیه...      

شما بجای اینکه از انتخاب احمدی نژاد بهت زده بشید از شرکت 85% مردم بهت زده بشید..

اصلا یه سوال : چرا تا حالا 55 تا 60% واجدین شرایط شرکت می کردن اما حالا شده 85%؟

آیا فقط به خاطر شرکت اقشار آسیب پذیر نبوده که به این شخص دل بستن تا واسشون کار کنه با توجه به اینکه 4 سال کار کردنشو دیدن..

به نظر من این شرکت برزگ مردمی و انجام آزادانه ترین و سالم ترین انتخابات بهت آرو تره تا انتخاب احمدی نژاد...   

انتخاب احمدی نژاد که معلوم بود و گرنه آقای خاتمی هم شناخته شده تر بود هم جوون تر هم  اگه احتمال می داد با احمدی نژاد حداقل به دور دوم می آد خودشون نامزد می شدن نه آقای موسوی...

 اینو خود آقایون هم می دونستن که این شلوغ بازیارو در آوردن و گرنه میرفتن شورای نگهبان و مثل بچه آدم شکایت می کردن..

حرف آخرم:   اگه یه حقی که به نا حق دست یه عده اییه که به نا حق دستشونه، رو بگیری و بدی به اونایی که اون حقه به نا حق دستشون نیست یعنی حق رو به صاحبش برسونی قطعا و قاعدتا اونایی که به نا حق اون حق رو گرفتن و الان اون حق رو از دستشون رفته می بینن ناراحت میشن و به هر دری می زنن تا اونو بگیرن حتی اجیر کردن یه عده اوباش تا با وحشی گری اونو بگیرن که باید بهشون گفت: خوشحال شدیم یا حق!!!!!!

یه سوال دیگه و ختم کلوم: تو این چند ساله انقلاب تا حالا

چند تا استان دست به دست هم دادن تا تهرانو بسازن....

تهران چکار کرده واسه ماها...

همه چی از ما،،،،،   پزو کیفو عشقو حالش مال شما..........

یا علی

+ نوشته شده توسط عطار در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 15:32 |

توجه به اخلاق اسلامي در عرصه تعاملات اجتماعي نشانه ايمان و اخلاص است.
اسلام به پيروان خود سفارش كرده است كه از راههاي مشروع به مقاصد و اهداف خويش برسند. بنابراين يك مومن ضمن اينكه داراي هدف مقدس است از راههاي مشروع نيز استفاده مي كند. در اين مقاله سعي شده است به اهميت اخلاق اجتماعي و حفظ حرمت ديگران پرداخته شود.

ضرورت حفظ حرمت آبروي ديگران

خدا مي بيند و مي پوشد .ادمي نمي بينيد و مي خروشد.

 
ان الانسان كان ظلومأ جهولا

يكي از آموزه هاي مهم تربيتي كه مورد تاكيد مكتب انسان ساز اسلام قرار دارد ضرورت حرمت آبروي ديگران است. اين موضوع آنقدر مهم است كه تجاوز به آبروي ديگران جزء بزرگترين گناهان محسوب شده و از طرف خداوند وعده عذاب اليم داده شده است. در اين آيين گناه تجاوز به آبروي مسلمان از گناه زناي با محارم بالاتر است. در اين مكتب آبروي مسلمان همچون مال و خون او بر مسلمانان ديگر حرام شمرده شده است. طبق تعاليم ديني اسلام نزديكترين وضعي كه بنده به كفر پيدا مي كند آن است كه با فردي برادر ديني باشد و لغزش ها و خطاهاي او را شماره كند تا روزي او را به آنها سرزنش نمايد.پيامبر اكرم صلوات الله عليه مي فرمايند همه چيز مسلمان، از مال، آبرو و خونش بر مسلمان ديگر حرام است. هرگاه مومن برادر ديني خود را متهم نمايد، ايمان او آب مي شود و از بين مي رود همان طوري كه نمك در آب حل مي شود و از بين مي رود,و نيز مي فرمايند- كسي كه مرد مسلمان يا زن مسلماني را غيبت كند، خداوند متعال چهل روز نماز و روزه او را قبول نمي كند، مگر آنكه غيبت شونده او را عفو كند. هر كه به عيب جويي، كسي را به صفتي كه در او نيست ياد كند ويا تهمتي بزند خداوند او را در آتش جهنم محبوس دارد تا گفته خويش را مجري دارد.
بر اساس همين تعليمات و تربيت ديني ست كه مومن هرگز خشم خدا را بر نمي انگيزد و مهار نفس خويش را به دست شيطان رجيم نمي سپارد.همانا كسي كه لجام نفس خويش را به دست ابليس سپرد بي گمان شيطان به جائي هدايتش نمي كند مگر به قعر فساد و تباهي وهدايت نمي كند مگر به قعر دوزخ سوزان .
مسلمان واقعي كسي ست كه ديگران ا ز دست و زبان او درامان باشند.و اگر چنين نبود ازجرگه مسلماني خارج شده و مشمول غضب خداوند خواهد شد
. اثبات حقانيت خويش به قيمت تخريب ديگران نمي تواند عملي اخلاقي واسلامي باشد..
مسئولان احزاب كه در واقع همان مسئولان ديروزي و يا دولتمردان فردا هستند، بايد در عمل و منش خويش مبلغ و منادي فضيلت ها و ارزش هاي انساني بوده كه در آن صورت نمي توانند به منظور رسيدن به قدرت از هر ابزاري همچون تهمت، افترا، دروغ و توهين براي تخريب چهره مسئولان و زير سوال بردن عملكرد آنها استفاده نمايند. از اين شيوه ناپسند هيچ كس سود نمي برد، چرا كه اگر اين رفتار ضد اخلاقي نهادينه شود همه از اين ابزار عليه رقيبان استفاده خواهند كرد و در آن صورت اين ابزار تبديل به شمشير دو لبه كه روزي با ما و روزي ديگر عليه ما خواهد شد.
1- همه چيز مسلمان، از مال، آبرو و خونش بر مسلمان ديگر حرام است. (1)
2- هرگاه مومن برادر ديني خود را متهم نمايد، ايمان او آب مي شود و از بين مي رود همان طوري كه نمك در آب حل مي شود و از بين مي رود.
(2)
3- كسي كه مرد مسلمان يا زن مسلماني را غيبت كند، خداوند متعال چهل روز نماز و روزه او را قبول نمي كند، مگر آنكه غيبت شونده او را عفو كند. (3)
4- ربا هفتاد و سه قسم است و آسانتر از همه چنان است كه كسي با مادر خود زنا كند و بدتر ازهمه رباها تجاوز به آبروي مسلمان است. (4)
5- يكي تان «خس» را در چشم برادرش ببيند و «تنه درخت» را در چشم خويش نبيند. (5)
6- كسي كه چيز ناروايي بشنود و آنرا منتشر كند مثل اين است كه خودش آن كار زشت را انجام داده است. (6)
7- كار برادر مومنت را به نيكوترين وجهش حمل نما، مگر آنكه خلافش را يقين كني. پس تا زماني كه مي تواني كار او را حمل به خير كني، حق نداري حتي نسبت به يك كلمه كه از برادر مومنت شنيدي سوء ظن ببري. (7)
8- نزديكترين وضعي كه بنده به كفر دارد اين است كه با مردي برادر ديني باشد و لغزش ها و خطاهاي او را شماره كند. (8)
9- هر كه به عيب جويي، كسي را به صفتي كه در او نيست ياد كند خداوند او را در آتش جهنم محبوس دارد تا گفته خويش را مجري دارد. (9)


پاورقي:
1- پيامبر گرامي اسلام -نهج الفصاحه
2- پيامبر گرامي اسلام- كشف الريبه
3- پيامبر گرامي اسلام- جامع الاخبار
4- پيامبر گرامي اسلام- نهج الفصاحه
5 و6- همان
7- پيامبر گرامي اسلام- كشف الريبه
8- امام باقر (عليه السلام)- كافي
9- پيامبر گرامي اسلام- نهج الفصاحه

+ نوشته شده توسط عطار در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 12:19 |

به نام خالق خوبی ها

اشتباه نکیند این مطلب با این اسم و مسمی نه در مورد سیاسته نه احمدی نژاد نه میر حسین نه موزی گری های انگلیس نه شیطنت های آمریکا نه خیانت نون به نرخ روز خورهای داخلی . . .

این مطلب در مورد:

عیب کسان منگر و احسان خویش  .....  دیده فرو بر به گریبان خویش

در مورد خودمونه..

تواین چند وقته داشتم فکر میکردم در چه موردی بنویسم، که هم به درد دنیامون بخوره هم آخرتمون.

یه شب ، قبل از خواب، یاد صحبت های یکی از علما تو حرم حضرت معصومه افتادم ،که با خودم گفتم این موضوع مطرح کنم و به بحث بشینیم...

 

اخلاق

 

اخلاق تو همه چی..

حالا تو هر قطعه یکی از رفتار های رایج تو جامعه که  با آموزه های دینی ما دارای زاویه هست و متاسفانه تبدیل به یکی از نشونه های شخصیت و اعتبار بین اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه شدن رو مطرح می کنم..

امید است با شناخت این نوع رفتارها که به عرف شهرت یافته ان  از اونها اجتناب کنیم و با روی آوردن به اخلاق های نیکو، مصداق آیه شریفه ((و لقد کان لکم فی رسول الله اسوه الحسنه)) را به حقیقت نزدیک کنیم و آنها را در زندگی سیاسی ،خانوادگی،فردی و در جامعه در حد توان اجرا کنیم و ان شاء الله که بتوانیم در تبلیغ این نوع رفتار های نیکو و حسنه سهمی داشته باشیم تا به قول آقای سعید محمدی یکی از نویسندگان همین وبلاگ ((( نکند در روز قیامت اگر در معرض آیه شریفه "و یسئلونک عن النعیم" قرار گرفتیم شرمنده سائل باشیم..))

ادامه دارد

+ نوشته شده توسط عطار در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 17:30 |

بله آقا جون حتما باید بیاد تهران تا شبکه خبر با مدیریت بحران کشور تماس تلفنی برقرار کنه..

بله آقا جون حتما باید بیاد تهران تا رییس سازمان محیط زیست به عراق سفر کنه....

من به عنوان یه خوزستانی از طرف همه خوزستانی ها میگم که:آقایون صدا وسیما، مسئولین، عوامل مربوطه ،که آقا خیلی خرج تلفن خودتون زیاد نکنید بیماران ریوی و قلبی خودشون میدونن که تو این هوا نباید بیان بیرون یا اگه کسی هم کار واجب داره از ماسک استفاده کنه..!!!!

نگاهی گذرا به برخی عوامل گرد و خاک

1-بعضیا میگن بعد حمله آمریکا به عراق، عوامل آمریکایی با بعضی کارا مثل کندن درختا می خوان به این هدف برسن که ایران همیشه در معرض گرد و خاک باشه تا راحتر به ایران حمله کنن ...

جواب: اولا اگه آمریکا با اون همه علم و پولو فن آوری و نیروی هوایی و ناتو و اینها اینجوری بخواد به ایران حمله کنه که وااااااای بر آمریکن....

         دوما: اگه می خواد به ایران حمله کنه باید یه کاری کنه تا کل ایران گرد و خاک بشه نه فقط خوزستان بدبخت...   

2-بعضیا دیگه میگن یه حرکت سیاسیه و دولت می خواد زیر بار حرف زور نره و به عراق و عربستان باج نده که ایران به اونا پول بده  تا اونا تدابیر لازمو بیندیشن چون میگن گرد و خاک تو ایرانه و شما باید واسه حل این مشکل پول بدین...

جواب: با این وجود که خود عراق و عربستان دچار این مشکلن، ادعای این عزیزان با کمال احترام رد میشه....

3-بعضیای دیگه که هم اکثریت و هم خود من نظرم همینه، میگن :عامل اصلی این گرد و خاکا خشک سالیه که فکر کنم عاقلانه ترین و علمی ترین دلیله...

البته بر طبق باور ما که فقط مرگه که حل نمی شه و شعار زیبای ما می توانیم ،،،، آقا حالا علت هر چی که هست، حداقل حالا که به تهران رسیده بابا یه فکری بکنید.

ما چند ساله تو خوزستان تا 20 برابر حد استاندارد گردو خاک داشتیم و  چه مشکلاتی واسه ادارات ،مدارس ،بازار، کشاورزا ، دامدارا و همه وهمه

حالا به تهران نرسیده یا قراره برسه آقایون گفتگوی ویژه خبری شبکه 2مورخ 14/4/88 رو به اون اختصاص دادن.

خدا وکیلی خودتون قضاوت کنید تو این چند ساله:

اگه خوزستان پایتخت بود، این مشکل چند سال پیش حل شده بود یا چند ساعت از وقت رسانه رو به خودش اختصاص می داد یا چند تا مسئول بر کنار شده بود...

حالا به قول خودتون:

اگه تمام ایران تهران نیست، پس مشکل گرد و خاک خوزستان یه مشکل ملیه حتی اگه تهران هوای صافی داشته باشه...

اهواز                                                                                  تهران

         عکس از ما

             قضاوت با شما 

     

+ نوشته شده توسط عطار در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 2:49 |
روزنامه وطن امروز، روز پنجشنبه در گزارشی گفت‌وگوی فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی و شهرام جزایری را منتشر کرده که در آن به جزایری گفته می‌شود که اعترافاتش را تکذیب کند تا مورد حمایت قرار گیرد.

شبکه ایران: پس از آن‌که دهم تیر مهدی کروبی در بیانیه‌ای ادعا نمود که دولت دهم را دارای "مشروعیت" و "مقبولیت" نمی‌داند، روزنامه وطن امروز با تیتر بزرگ "آقای کروبی بخواند" در صفحه اول خود، داستان یکی از جلسات رسیدگی به مفاسد اقتصادی را منتشر نمود.

سایت‌های وابسته به حزب اعتماد ملی بدون هر گونه تکذیب مطالب منتشره، در مطالبی خواستار برخورد قوه قضائیه با روزنامه افشاکننده این گفت‌وگو شده‌اند. رسانه‌های وابسته به میرحسین موسوی نیز این افشاگری را بایکوت کرده‌اند.

این مطلب در حالی منتشر شده است که هنوز مهدی کروبی واکنشی به آن نشان نداده است؛ خلاصه‌ای از این گزارش به این شرح است:

" جناب رئیس که سیدی باابهت به نظر می‌رسد، با ذکر بسم‌الله و خواندن آیه‌ای از قرآن درباره قسط و داد، سخن خود را آغاز می‌کند: «از زمان دستور قاطع برای رسیدگی به مفاسد کلان اقتصادی تا کنون چندین جلسه توسط شما آقایان و بنده تشکیل شده است. چیزی که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده و معضل کلی برنامه‌های این ستاد برای مبارزه با مفاسد است، عدم باور مبارزه از جانب خود ماهاست.....»

رئیس جلسه همچنان در حال گفتن است که دیگر عضو سه‌گانه‌ جلسه که شیخ جاافتاده‌ای هم هست، بدون مقدمه با صدای خش‌دار به سخنان رئیس اعتراض کرده، و می‌گوید: «جناب آقای [...]! لطف کنین یه کم شفاف‌تر حرف بزنین. ما اینجا جمع شدیم مشکل کشور رو حل کنیم، نه اینکه به همدیگه تیکه بیایم. شفا‌ف‌تر آقا، شفاف‌تر» . رئیس جلسه می‌گوید: «حاج آقای [...]! من منظور خاصی ندارم. فقط در راستای دستور جلسه می‌خواستم عرض کنم که اگه قراره مردم رو به تقوا و پرهیزکاری سفارش کنیم، بهتره این‌رو اول از خودمون شروع کنیم».

شیخ مزبور ادامه‌ سخنان رئیس را قطع کرده و می‌گوید: «نه آقا! من که هالو نیستم. من از زمان امام مورد وثوق ایشون بودم، همه‌ مردم و مسؤولان هم شاهد هستند. یه آدم انقلابی و مبارز. حالا شما بدون در نظر گرفتن جایگاه بنده و اقبالی که نسبت به من وجود داره این خیمه‌شب‌بازی‌ها رو تو تلویزیون راه انداختید که چی بشه؟!

رئیس جلسه، با همان متانت قبلی و لبخندی که حالا دیگر کمی تصنعی به نظر می‌رسد، می‌گوید: «والله ما نمی‌خواستیم اشاره‌ مستقیمی به برخی موضوعات بشه. ولی حالا اگه شما اصرار به این مسأله دارید که موضوع بازتر بشه، بنده هم مانعی نمی‌بینم.». رئیس سری چرخانده و منشی خود را که در طرف دیگر سالن نشسته فرامی‌خواند. چند لحظه‌ای چند جمله رد و بدل می‌شود و سپس منشی با احترام از سالن بیرون می‌رود؛ چند لحظه بعد، منشی همراه با یک دستگاه ضبط‌صوت متوسط و نوار کاستی که در قابش قرار دارد وارد سالن می‌شود.

رئیس این‌بار با لحنی جدی‌تر که دیگر خنده‌ای هم با آن همراه نیست، می‌گوید: «بعضی اوقات این موضوعات به‌قدری پیچیده می‌شه که ما رو مجبور می‌کنه مستقیما به برخی حوادث اشاره کنیم. نمونه‌اش همین مکالمه‌ایه که حاج‌آقا [...] باید بیشتر از ما تو جریانش باشند.»

ولی متأسفانه تو هفته گذشته ایشون تمام توانشون رو گذاشتند و از تریبون مقدس مجلس هم علیه قوه‌ ما اقدام به سمپاشی کردند و حالا هم این حرفا رو می‌زنند». بعد رو می‌کند به منشی خود و ادامه می‌دهد: «این نوار رو بی‌زحمت روشن کن... صداش هم کمی زیاد بشه». مکالمه‌ای که جملات اولش رد شده و حالا صدای زنی نسبتا میانسال از آن شنیده می‌شود. «...ما همه مدارک رو از بین بردیم. حالا دیگه هیچ مدرکی وجود نداره. هم اون 300 میلیون تومن و هم اون 200 میلیون تومن. شما هم بهتره همه چی رو کتمان کنی. یعنی به نفع خودته که این کار رو بکنی».

از آن طرف تلفن صدای جوانی به گوش می‌رسد: «خب حاج خانوم! من که این چیزا رو تو دادگاه گفتم. یعنی چی که من همه چی رو کتمان کنم. من اعتراف کردم...».  باز زن ادامه می‌دهد: «آقای جزایری! این دیگه مشکل ما نیست، حاج‌آقا هم حواسش جمع جَمعه. ما با بانک هم هماهنگیم. اونجا هم دیگه مدرکی پیدا نمی‌شه. شما هم می‌تونی تو دادگاه بعدی بگی که همه‌ اون حرف‌ها رو تحت فشار زدی. حاج‌آقا هم البته از موضع شما حمایت می‌کنه. امروز هم تو مجلس حسابی این مسأله رو زیر سوال برد ولی حالا ادامه‌ این موضوع به خود شما بستگی داره». مرد جوان ادامه‌ مکالمه را دنبال می‌گیرد: «خانوم [...]! آخه من...».

در حینی که این صداها از ضبط صوت شنیده می‌شود، شیخ حالت تهاجمی به خود گرفته، از جای خود جهیده و سعی می‌کند با همان شتاب و عصبانیت به سمت رئیس جلسه حمله‌ور شود. حضار همگی سعی می‌کنند خود را به شیخ برسانند.

در حالی‌که همه سر پا ایستاده‌اند، سید میانسال در حالی که رنگ‌ سفید صورتش به سرخی و زردی گراییده می‌گوید: «این چه کاریه آقای [...]؟! این چه وضعیه؟! شما به چه حقی صدای مکالمه‌ خانوم ایشون رو شنود کردید؟» رئیس جلسه پاسخ می‌دهد: «هیچ‌کار ما هم مفسده نیست. قاضی پرونده قانوناً مجازه که تمام مکالمات متهمش رو شنود و ثبت و ضبط کنه. این مورد هم بنا بر اون اختیاری که قانون بهش داده انجام شده ».

در حالی‌که این دو در حال جر و بحث هستند یکی از حضار شتابان به سمت دوربین می‌دود و خطاب به تصویربردار می‌گوید: «خاموشه؟ دوربین خاموشه؟» و پیش از آنکه صدای تصویربردار شنیده شود، صفحه سیاه می‌شود...! "

+ نوشته شده توسط عطار در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 10:34 |