تبليغاتX
خورشید عالم تاب
شعبان بی مخ از توی قبر:   سه شنبه 14 مهر1388 ساعت: 16:39

آقا یعنی چه آقا چرا توهین می کونی. ما هم واس خودمون یه مرام و مسلکی داشتیم. خدا رو خوش نمی یاد ما رو با این بی مرام مقایسه کونی. به جون شوما نباشه به جون ننمون تنمون تو قبر لرزید وقتی خبر این تشابه رعب انگیز رو شنفتیم.
آبجی بی خیال. کوتا بیا

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 20:41 |

به نقل از ایرانی آزاد:

همسر محمد عطریانفر عضو بازداشت شده حزب کارگزاران سازندگی مهدی کروبی را به منزل راه نداد. به گزارش جهان، مهدی کروبی و میرحسین موسوی که با دیدارهای تبلیغاتی با خانواده زندانیان قصد بهره برداری سیاسی از این موضوع را دارند باواکنش تند خانواده محمد عطریانفر مواجه شدند. براساس این گزارش، همسر عطریانفر در پاسخ به رایزنی نزدیکان میرحسین برای حضور درمنزل، به آنها می گوید " برخی سیاسیون در پناهگاه خود نشسته و هزینه اش را دیگران می دهند" و به همین دلیل آنها را به خانه خود راه نمی دهد.

همچنین، مهدی کروبی که قصد داشت به طور سرزده به خانه عطریانفر رفته و با خانواده اش دیدار کند به طور غیر منتظره ای با ممانعت همسر عطریانفر مواجه شده و عاقبت بدون هیچ نتیجه ای به خانه باز می گردد.

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 16:22 |

این روزا هر کی به هر دلیلی می‌میره یه جورایی ربطش می دن به جریانات اخیر. پسر بچه بیگناه تو یه تصادف رانندگی توی ساوه فوت می‌شه(خدا رحمتش کنه به خانواده محترمش تسلیت می گوییم و براشون آرزوی صبر داریم) و هفته پیش روز چهلمش بوده اما تو رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور که هدفشون بر هم زدن آرامش مردم هست اعلام می‌شه که این پسر بچه تو مراسم یادبود خانمی که خودشون کشتنش تا مظلوم نمایی کنن با ضربه ای که با باتوم تو سرش خورده کشته شده.

اما دیروز پدر و مادر این پسر بچه به همه مردم ایران اعلام کردن که راضی نیستن اسم پسرشون روی زبون همه به عنوان کشته شده توی اغتشاشات اخیر آورده بشه.

جالب اینجاست که بعد از اینکه این سوتی های ناهماهنگ لو می ره هیچکس هیچ پاسخی نداره که چرا چنین دروغهای بزرگی تو این رسانه‌ها مطرح می‌شه؟

اینا معتقدند که صدا و سیمای ایران اخبار رو به دروغ به مردم می رسونه و ادعا دارند که خودشون راست همه چیو می دونن و می گنو فقط اونان که راست می گن و بقیه همه دروغ می گن.

ای خدا

دروغ تا کی و کجا؟ کشتن و شرحه شرحه کردن مردم تا کی؟ خدای من کی این مزدورا و خیانت کارا ریششون از روی زمین محو می‌شه؟

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 و ساعت 7:20 |

داشتم تو وبلاگ های مختلف از موافق با نظام گرفته تا مخالفین نظام  -و اونایی که جو گیر شدن و دیدن همه دارن دری وری می گن پیش خودشون گفتم حالا که بازار داغه بذار ما هم یه چیزی بگیم و البته ادبشون در همین حده- دنبال یه حرف حساب می گشتم. خیلی دوست داشتم بدونم که حالا این اصلاح طلبا با این هیاهویی که علیه دولت منتخب مردم راه انداختن و در نهایت هیاهویی که علیه نظام جمهوری اسلامی راه انداختن منظورشون و هدفشون چیه؟؟؟

خلاصه اینکه تو بیشتر وبلاگها چیزی جز حرفهای بی ادبانه و گاهی دلسوزی برای چند تن از هموطنای کشته شده به ناحق توی این درگیریا که خودشون به راه انداختن پیدا نکردم. هیچکدوم از این وبلاگ نویسا هیچ حرفی برای گفتن ندارن و فقط دارن حرفایی رو که شنیدن هی تکرار می کنن. یعنی به صراحت می تونم بگم ۹۰ درصد وبلاگها تکراری هستن و آدم از خوندنشون خسته می شه.

اما

به یه وبلاگی رسیدم که یه حرف حسابی زده بود. بخونید:

اولا بنده،اعتقاد به خط امام و یا چیزی شبیه به این را در تناقض با اصلاح طلبی می دانم در واقع باید بگویم که ما اصلاح طلبان،تنها برای تداوم حیات سیاسی خویش،از رابطه با امام و عشق به مرحوم خمینی صحبت می کنیم.

ویلاگ رو بخونید تا ببنید که راست می گم

اینجانب به شخصه به خاطر این شجاعت و صراحت ایشون در بیان واقعیتها تشکر می کنم و به این روحیه حق گویی حق طلبی و پذیرفتن حقانیت ایشون تبریک می گم. بالاخره جوونایی هستند که آگاهانه مسیرشون رو انتخاب می کنن و دلسوزی هم بلدن البته در نوع خودشون.

البته در پاسخ به مطلبی که ایشون نوشتن مطالبی هست که پس از تدوین به زودی درج خواهم کرد.

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 17:53 |

چند روز پیش داشتم با دوستام از پل نادری اهواز رد می شدم. یه پیر مردی روی پل ایستاده بود از کنارش هنوز رد نشده بودیم که برگشت به طرفمون و یه تیکه کاغذ تا شده بمون داد. اولش ازش نگرفتیم ولی اون اصرار کرد ما هم به این قصد که بعدش بندازیم تو رودخونه گرفتیم. دو ثانیه نگذشت که پیر مرد گفت خداحافظ من رفتم. بعدم دمپایاشو درآورد و رفت اونور نرده که خودشو بندازه پائین تو آب. آره می خواست خودکشی کنه. ما هم که خیلی ترسیده بودیم رفتیم سراغش دستاشو گرفتیم که نذاریم خودشو بندازه پائین. هی دوستم بش می گفت بیا با هم حرف می زنیم. بیا ببینم اصلن چی شده. منم می خواستم حرفی زده باشم گفتم آره بیا حرف بزنیم بعدا خودتو بنداز پائین.

یلی بود واسه خودش. تمام موهاش سفید بود خیلی پیر بود ولی نمی دونم واسه چی می خواست خودشو بندازه تو آب.

برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم که کمک بخوام دیدم همه ماشینا ایستادن و دارن نگاه می کنن. منم گفتم آقا کمک کنین این می خواد خودشو بندازه پائین. اونا هم با هم اومدن کمک کردن و آوردنش اینور نرده. تا اومد اینور نرده خطاب به دوستم که هنوز کاغذ تو دستش بود گفت اون کاغذ رو که بتون دادم برگردونید. دوستمم که شکه شده بود کاغذ رو نخونده تقدیمش کرد.

یعنی تو اون کاغذ چی نوشته بود؟

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 18:18 |

نگاهی به آشوب های روزهای گذشته نشان از تلاش سازمان یافته ای برای به ریختگی اوضاع اجتماعی و سیاسی کشور عزیزمان ایران دارد.

از احساسات وطن دوستانه مردم سوء استفاده می کنند و با شعارهای آزادیخواهانه و عدالت طلبی که همشان  شعاری بیش نیستند و هیچکدام در اعمالشان دیده نمی شوند تعداد معدودی از جوانان و دانشجویان (که البته آنها هم از سر ناآگاهی وارد معرکه شدند) را به خیابانها می کشانند و بعد به ضرب گلوله (که تحقیقات اخیر نشان می‌دهد گلوله پرتاب شده به سمت خانم ندا صالحی از صلاحهای نیروی انتظامی و امنیتی شلیک نشده است بلکه از سلاح هایی است که قاچاقی به کشور وارد شده‌اند) می کشند. بعد هم می گویند شما کشتید.

به نام حقوق بشر انسان‌های بی گناه را به خاک و خون می کشند به نام عدالت آرای اقلیت را به اکثریت ترجیح می دهند. به نام آزادی بیان حق سخن گفتن را از رقیب خود می گیرند. به نام صداقت دروغ محض می گویند. می خواهند با زور دیکتاتوری(؟؟؟!!!) را از سر ملت بردارند.  به نام دوستی و از سر دلسوزی با دشمنان مردم ایران هم صدا و هم سو می‌شوند و خون هزاران شهید این مرز و بوم را نادیده می گیرند.

آقای موسوی

شما که عرضه یه شکایت مستند نداری و تو جلسات شورای نگهبان حاضر نمی شی و به جز تهمت زدن و دروغ گویی چیز دیگه ای بلد نیستی می خواستی بیای رئیس جمهور این مردم بشی؟ آقای موسوی شما که شورای نگهبان را برای اظهار نظر عادل نمی دانی چرا اومدی کاندید شدی اصلا؟ چرا همون موقع که کاندید شدی نگفتی شورای نگهبان رو قبول نداری؟

آقای موسوی

شما بر علیه امنیت ملی اقدام کردی و در این مورد محکومی. شما زحمات چندین و چند ساله مسئولین قبلی رو تو همین یکی دو ماهه به باد دادی. خوب شد خطر ۴ ساله ریاست جمهوری تو از سر ملت رفع شد. هرچند تو همین یکی دو ماه به اندازه ۳۰ سال گند زدی.

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 8:31 |
۱- به قتل رساندن چند تن از هموطنان بی گناه.

۲- انتشار اخبار کذب درباره کشتار دانشجویان.

۳- همکاری با منافقین و سود جویان در تخریب اموال عمومی و به آتش کشیدن بانک و غارت اموال عمومی و ایجاد مزاحمت برای عابرین و مردم.

۴- ضرب و جرح مردم بی گناه که هیچ گونه مداخله ای در تظاهرات نداشته اند.

تازه:

۱- مطرح کردن شکایات بی اساس و بدون استناد به واقعیات.

۲- عدم حضور در جلسات شورای نگهبان و عدم پیگیری شکایات.

۳- عدم حضور در رسانه ها و عدم اعلام موضع جهت روشن نمودن افکار عمومی.

آقای موسوی - آقای خاتمی

اینا همه یعنی چی؟ یعنی شما با هم با منافقینی که از انگلیس زنگ می زنن و با ارازل و اوباش درباره چگونگی به هم ریختن کوی و برزن صحبت می کنن هم دستین؟

چه برداشت دیگه ای می شه کرد؟

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 12:46 |
سلام به تمامی مردم ایران زمین که با حضورشون مشت محکمی شدن بر دهان دشمنشون آمریکا و همه آمریکا دوستان

اول از همه بفرمائین شیرینی:

تعجب نکنین این وبلاگ کاربری شو به کلاس آموزشی آشپزی تغییر نداده. فقط خواستیم یه شیرینی تعارف کرده باشیم به مناسبت این پیروزی

دوم اینکه خواستم به یه نکته جالبی توجه همه رو جلب کنم و اونم اینکه تو این شلوغی هایی که بوجود آوردن واقعاً مقصر کیه؟

اونایی که به احمدی نژاد رأی ندادن می گن اینا طرفدارای احمدی نژادن!!!

من می‌خوام همین ابتدا ازشون بپرسم که چه دلیلی داره اونایی که نامزدشون تو انتخابات پیروز شده حالا بریزن تو خیابونا و شیشه بشکنن و کتک کاری کنن؟ نه واقعاً چرا؟

اونایی که به احمدی نژاد رأی دادن می گن اینا اونایی هستن که حالا احساس شکست می‌کنن حالا ریختن بیرون می خوان دق دلشون رو خالی کنن.

من با این حرف هم مخالفم حالا شاید یه جمع اندکی‌شون. آره، ولی در حد یه شعاره. فکر نمی کنم دوست داشته باشن کتک کاری کنن و شیشه بشکنن. چون آقای میرحسین موسوی به هوادارانشون توصیه کردن آروم باشن.

یحث، بحثِ عمروعاص زمانه.

می ریزن تو خیابون به جون ملت می‌افتن تا بشون بگیم ببخشید؟ به هیچ وجه چنین اتفاقی نمی افته. ای کاش یکی می زد تو دهنشون بشون می گفت بس کنید تا به مردم بیشتر از این معرفی نشدید.

آهای با شمام اهالی اصلاحات 

اون موقه که حضرت علی رو تو مسجد ضربه زدن هیچ کس باور نمی شده که حضرت علی تو مسجد ضربه شمشیر خورده. همه می گفتن علی تو مسجد چیکار می‌کرد؟  مگه نمازم می‌خوند؟ اونقدر جنگ روانی رو شدید کرد اون ملعون و همدست پستش که مردم به جایی رسیدن که به امام حسین گفتن خارجی.

هی می‌گید دروغ می‌گه احمدی نژاد تا مردم حرف راستشو باور نکنن؟ به قول حجاریان که به آقای میر حسین موسوی گفته انقدر بگو احمدی نژاد دروغ می‌گه که اگه گفت ماست سفیده مردم باور نکنن. تو خیابونا می ریزید شیشه می‌شکنید، کتک کاری می‌کنید،آسایش مردم رو سلب می‌کنید و ایجاد ناامنی می‌کنید که بگید چی؟ می‌خواین مردم رو به جون هم بندازین واسه قدرتی که از دستش دادین؟ شما لیاقت این قدرت رو ندارین. تو ۱۶ سالی که قدرت تو دستتون بود قدرشو ندونستین، به جز رسوایی خودتون چیزی واسه مردم به ارمغان نیاوردین.

حالا ولی مردم آگاهن. مردم می دونن کی راست می گه کی دروغ.

می‌خواین اینجوری به اصلاحات امور بپردازین؟

با دستمال کثیف که شیشه رو پاک نمی‌کنن.

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 17:29 |
خبرها از آخرین تلاشهای باند ثروت و قدرت حاکیست که کمیته ایکس تبلیغات ستاد میرحسین موسوی طرح توزیع دومیلیون خودکار پاک شونده را تصویب کرده است .این خودکارها که مانند خودکارهای معمولی است پس از گذشت مدت زمان کوتاهی خودبخود پاک می شوند و چنانچه کسی با این خودکار رای خود را بنویسد رای وی پس از ساعتی پاک شده و رای سفید بحساب خواهد آمد !کمیته ایکس در تلاش است این خودکارها را در بین هواداران دکتر احمدی نژاد توزیع کند .
+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت 12:2 |

لطفا نظر بدهید:

به سایتی سر زدم که مطلب دورغینی از طرف حامیان نسبتا محترم آقای موسوی رو از طرف اعضای انجمن ستادهای احمدی نژاد نوشته بودند که آره احمدی نژاد ما به تو دیگه رای نمی دیم و فکر می کردیم چی هستی و حالا پشیمونیم و ازین حرفا.

بماند که مدعیان صداقت و پاکی با تیکه پارچه های سبز آبروی هر چی سیده بردن و با این دروغ پردازیاشون مثلا خواستم از انقلابیون  دفاع کرده باشن و بگن آره هر کی خواسته قبلاْ به احمدی نژاد رای بده حالا نظرش عوض شده.

نکته قابل توجه اینجاست که سمت راست این مطلب یه نظر خواهی هست به شرح زیر:

آیا تصمیم شما بعد از دیدن مناظره ها تغییر! کرد؟

•         تصمیم‎ ‎و رای من تغییری نکرد

•         به احمدی نژاد تغییر موضع دادم

•         به کروبی تغییر موضع دادم

•         به رضایی تغییر موضع دادم

•         به موسوی تغییر موضع دادم

•         برعکس گذشته تصمیم گرفتم رای ندهم

 

همونطور که می بینین من گزینه دوم رو انتخاب کردم. اما فکر می کنید چی جواب گرفتم؟

در حال بارگذاری...

یک ساعت بعد:

در حال بارگذاری...

یک سال بعد:

در حال بارگذاری...

یک قرن بعد:

در حال بارگذاری...

خلاصه اینکه این بارداری هیچوقت تموم نشد. واقعا فکر می کنید چرا؟

فکر نمی کنید تمامی آمارهایی که درباره نظر سنجی ها ارائه می دن که می گن به فرض ۷۰ درصد موسوی همشون از همین نظر سنجی ها بدست اومده باشه؟

اصلاْ اگه کسی بگه احمدی نژاد حسابش نمی کنن. سرشون رو کردن زیر برف هی می گن موسوی در می یاد اگه غیر از این بود حتماْ تو رای مردم دست بردن.

دست پیش رو گرفتن که پس نیفتن.

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 18:5 |
در جواب بعضیا که می گن هنوز اتفاقی نیفتاده:

باید خدمتتون عرض کنم که این همون جمله ای هست که ما به شما پس از انتخابات ریاست جمهوری خواهیم گفت.

زنده باد احمدی نژاد

+ نوشته شده توسط فاطمه فضیلت پور در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 8:41 |