تبليغاتX
خورشید عالم تاب

      و یهود گفتند: دست خدا بسته است. دستهایشان بسته باد.!! و به سزای این ناروا که گفتند از رحمت خدا از دور گشتند،، بلکه دو دست خدا باز است و هرگونه که بخواهد می بخشد و به تحقیق آنچه از جانب خدا بر تو نازل شده ((( منظور نازل شده قرآن بر پیامبر))) بر کفر و طغیان بسیاری از آنان ((یهودیان)) می افزاید و تا روز قیامت میان آنها (( مسلمانان و یهودیان)) دشمنی و کینه افکندیم. هر زمان آتش جنگی برافروختند ((یهودیان جنگ را شروع کنند)) خدا آن را فرونشاند(( 22 روزه و 33 روزه)) و اکنون نیز در زمین به فساد تلاش می کنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد...     (مائده- 64)

البته خدا بعدش میگه که : افراد اندکی که ایمان آورده اند در نعمت و رحمت خدا قرار دارند...

بردیا خان حالا شما طرفداری کن..

    نمی خواستم اینو بگم ولی مجبورم.. من از همون اوایلی که اومدی گفتی قرآن رو خوندم و نظر هم می ذاشتی فهمیدم که نخوندی ولی ما اصل رو میذاریم بر اینکه (((همه راست میگن مگر اینکه خلافش ثابت بشه))) که ثابت شد...  البته از آیه بالا یه نکته دیگه هم قابل برداشته که اونم اینه که منظور از مسلمان،، مسلمان مورد نظر خداست که به ولایت امیرالمومنین علی ابن ابی طالب هم اعتقاد داشته باشه نه اون مسلمونایی که به خاطر اعتقاد داشتن به  شقه شقه کردن دین حاضر به تفکر در مورد حقانیت بعد پیامبر نیستن.. ولی حالا به خاطر مباحث وحدت و اتحاد اینو فاکتور می گیریم.. ولی اگه قرآن خونده باشی اصلا نیازی به اثبات نیست که حالا من بیام واست ولایت علی (ع) رو اثبات کنم ولی حالا که بحثش وا شد سه آیه از قرآن می خونم حال کنی..

  1. السابقون السابقون اولئک المقربون (( یعنی اونای که اول اسلام آورده اند نزد خدا مقرب ترند))علی اولین کسی است که اسلام آورده
  2. یطهرکم تطهیرا (( یعنی معصوم اند)) بالاخره آتش زدن در خونه مردم و سیلی زدن و کشتن جنینی که به دنیا نیومده فک کنم گناهه
  3. فقتلاو مجاهدین فی سبیل الله (( یعنی در راه خدا شهید شده اند... )) رهبران فرقه های دیگه آیا یه سیلی خوردن؟؟؟؟

     در مورد گفتگوی تمدن ها اگه منظور پیشرفت های علمی بوده پس چرا گفتگو با مغلستان؟؟؟ در ثانی تمدن فقط تو این چند جا بوده  و به قول شما این تمدن نوین رو ببین چه جوری بهش رسیدن؟؟ آیا مایی که ادعای فرهنگ می کنیم ،، خون کسی رو تو شیشه کردیم؟؟ ملت ها رو بدبخت کردیم؟؟ جنایت کردیم؟؟ استعمار کردیم؟؟ قتل های دسته جمعی کردیم؟؟ آره برو، برو تاریخ بخون ولی نه ویل دورانت برو تاریخ خودمون رو بخون که با این مملکت چها کردن آقای وطن پرست بعدش چوب بی بی سی و . . رو به سینه بزن بعدش بگو چرا پرچم آتیش میزنید.. 2 تا مثال میزنم شاید روشن شی..

  1. من رفیقم هند درس میخونه میگه مردمشون 2 تا عادت دارن که خیلی زشته ولی وقتی منشا این کارشون رو سوال کردم خیلی حال کردم، می گفت: یکی از کاراشون اینه که خیلی ببخشید معذرت می خوام کنار خیابون و پیاده رو ادرار میکنن و دومی یه چیز سبز رنگ رو میجون بعدش تف میکنن بیرون که خیلی بوی بدی داره...  میگفت وقتی علت رو سوال کردم گفتن که انگیلسی ها از این دو کار به شدت متنفرن و ما به خاطر شدت تنفر از اونا این کار رو میکنیم که از هر نسلی از انگلیس بیاد هند اذیت شه..
  2. داداش زن داییم آلمان زندگی میکنه یه زن آلمانی گرفته امسال بعد 18 سال اومدن ایران وقتی رفتیم فرودگاه واسه استقبالشون یدفه زنه و بچه ها فرار کردن وقتی دلیل رو پرسیدیم... گفتن که به ما گفتن: ایران نرید که اگه رفتید یا می کشنتون یا زندانیتون می کنن.. میدونی کی بشون گفته بود رسانه های آزاد و عاری از مونتاژ غربی که همه چیز رو صادقانه و در تبق اخلاص در اختیار مردمشون قرار میدن همون رسانه هایی که وقتی یه زن با حجاب تو دادگاه مورد حمله یه آدم نژاد پرست قرار میگیره (( 18 ضربه چاقو یعنی چیزی در حدود 50ثانیه)) حالا کمک نکردنشون و شلیک به طرف شوهرش که واسه کمک به اون رفته بود به کنار..،،، می دونی مردم اون شهر چند روز بعد از این ماجرا خبر دار شدن ؟؟؟؟ می دونی ؟؟؟؟ به نظرت تو عصر ارتباطات و رسانه  و آزادی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  مردم اون شهر چند روز بعد از این ماجرا خبر دار شدن؟؟؟؟ 6 روز..  که بعدش شروع به اعتراض کردن.. اگه این مسئله تو ایران بود چه کار می کردن؟؟؟؟ همون رسانه ها لیست 72 نفر شهید جنبش سبز رو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! همزمان با کروبی منتشر کردن... بعد شما داری از انصاف و مردونگی و تاریخ ویل دورانت و . . . اونا  حرف می زنی..؟؟ تبلیغات کوکا کولا در مقایسه با تبلیغات دیگشون بر علیه دین و مذهب و فرهنگ و ملت و تمدن و شرف و عزت و آزادی و . . . ما هیچه...  خوب بود خانم دا واسه نشون دادن عمق تبلیغات سوء غرب علیه ما به تبلیغات علیه مذهب ما اشاره می کردن،،،  به فرقه وهابیت که اصلا بوجود آورندش مستر هنفر انگلیسیه و اساس این فرقه اختلاف اندازی بین شیعه وسنیه... بردیا اینا دارن این کارا رو می کنن شما به م و ه محمد و مکه گیر دادی.. به یهودی ستیزی گیر می دی ؟؟؟ همونایی که واسه بدست آوردن پول دست به هر جنایتی می زنن؟؟؟ مگه ما تو ایران یهودی نداریم ؟؟ مسیحی نداریم ؟؟ زرتشتی نداریم؟؟ ارمنی نداریم ؟؟ سنی نداریم؟؟ اینا کجا مشکلات مسلمونا رو تو غرب رو دارن؟؟؟ خفقان واقعی اونجاس که نمی ذارن با تحقیق در مورد هولو کاست کسی واقعیت رو بفهمه...

      من بهت گفته بودم (( بوالعجب ذکری بدست آورده ایی..... لیک سوراخ دعا گم کرده ایی))) تو می خواهی مخالفت کنی نمی دونی چه جوری...  من اون چالشی رو که تو توش گیر کردی رو احساس میکنم و احساس میکنم داری دست و پا می زنی بیای بیرون ولی متاسفانه غرور عامل بازدارنده خیلی از مسائله...  بردیا از همون اولی که باهات بحث کردم تا حالا جواب یه دونه از سوالاتم رو هم ندادی.. همش تفره همش جاده خاکی همش تهمت همش ادعا همش بازی با کلمات همش دست به دامن شده چنتا فیلم و عکس پخش شده تو اینترنت همش مثال های بیخودی همش تناقض تو حرفات... به خودت بیا !! یه طوری حرف می زنی انگار اصلا تو ایران زندگی نمی کنی اصلا تو باغ نیستی از یه طرف میگی تاریخ بخون از یه طرف دیگه میگی چرا با غرب و آمریکا اینجوری برخورد میکنی ؟؟؟ اگه تاریخ خوندی پس چرا این انتقاد رو به ما داری.. اگه نخوندی چرا به ما میگی بخون... نکنه تاریخ خوندنت هم مثل قرآن خوندنته؟؟؟  نگو عطار داره به من تهمت میزنه،، حرفات داره اینو میگه،، داره اینو میگه که همش تناقضه،، همش صدای یکی دیگس تو داری فریادش میزنی.. منظورم  رو متوجه میشی؟؟؟

   تو این دنیا ی وانفسا و نامرد ((( جواب {{های}} چیه؟؟؟ ها... ها... ها... همه بگن ماشاالله؛؛؛چیه؟؟؟......... {{هویه}}... آفرین)))

از قدیم گفتن:: ((( نمیدونم دم خروسم رو باور کنم یا قسم حضرت عباست رو)))

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 13:51 |
 

به نام خدا

همین اول از مدیر وبلاگ تشکر می کنم که افتخار نوشتن در این وبلاگ گروهی رو به من داد.

می خوام از یه مسئله حرف بزنم که سیاسی...میشه،اجتماعی...میشه،از همه مهم تر فرهنگیه!!!

بار اول که با این مسئله مواجه شدم تو مراسم شب قدر کوی دانشگاه سال پیش بود.برگه هایی بین بچه ها پخش شد که حاوی تصاویر مارک های مختلف بود.مارک هایی که همه ی ما بدون دونستن معنی یا حتی اهمیت دادن به اون ،ازش در توزیع و فروش و مصرف استفاده می کنیم...نوشته بود که با استفاده از محصولات این مارک ها در واقع شما کمکی به رژیم صهیونیستی و دایه ی اون ،آمریکا می کنید و با جملات دیگه ای هم باعث انزجار بچه ها از استفاده از اون محصول شد.(مثل جمله ی : شما با نوشیدن کوکاکولا خون یک کودک فلسطینی را می نوشید...و...)

البته باز هم بی اهمیت از کنارش رد شدیم.باخودم فکر کردم چقدر خوب میشد اگه این فرهنگ سازی در سطح گسترده ای اجرا میشد.این گذشت تا نمایشگاه قرآن امسال که رسما نمایشگاهی از این مارک ها با همین محتوا و پیام تدارک دیده بودن.بحث هایی که اونجا داشتیم و هنوز هم داریم(خودم و رفیقم رو می گم) این بود که بله...درسته...استفاده از این نوع مارک ها مثل ورساچه و نوکیا و سونی و کوکا کولا و تمام مارک های مرغوب و مطلوب و عامه (و گاها پوپولیستی...) باید منع بشه و باید فرهنگ سازی در این خصوص انجام بشه.اما قبل از این کار آیا بهتر نیست که کیفیت مارک ها و کالاهای خودمون بالا بره تا از مصرف کننده ها رفع نیاز کنه؟مثلا شما نوشابه ی "سارانوش" رو بگیرید و به طعم کوکا کولا هم فکر کنید!!!مطمئنا مصرف کننده به دنبال کالای بهتره!

درسته که این مارک ها باعث مصرف گرایی تجملی و تهاجم فرهنگی شده(انشالله بعدها مطلبی در این خصوص می ذارم.اما حرف من تو این پست چیز دیگه ایه.)(اشتباه نکنید!واقعا تهاجم فرهنگی هست،توهم توطئه ای نیست.انشالله دراین مورد هم پستی گذاشته میشه!) اما ما با حذف کردن اینا از زندگی روزمره و دنیایی مردم(مخصوصا تو نیاز های اصلی مثل خوراک و پوشاک)باید جایگزین مناسبی پیدا کنیم.انشالله.

به دو عکسی که از مارک نوشابه ی کوکاکولا گرفته شده توجه کنید.(به این میگن یه تبلیغ حرفه ای در خصوص ضد اسلامیت!!!) هیچ توجه کردید که برعکس شده ی مارک کوکاکولا چی نوشته؟؟؟"لا محمد،لا مکه"...حالا مسلمونا بازم برید و کوکا کولا بگیرید!!!می تونم تضمین کنم که جای این یکی ،نوشابه های داخلی خوشمزه ای هست.پس خواهشا این یکی رو حذف و محصولات خودمونو جایگزینش کنید.

 آپلود عکس   عکس خود مارک

 

 آپلود عکس   برعکس شده ی عکس مارک


پانوشت مدیر وبلاگ:

  1. متاسفانه روشنفکر نماها این کارها رو تحجر می دانند! و میگن بی خیال بابا ...  چون اون لحظه ای که شکمشون هوس نوشابه می کنه اصلا دوس ندارن که به این چیزها توجه کنن! و این بی تفاوتی ها در دوره اصلاحات رواج پیدا کرد.
  2. از خانم دا کمال تشکر را داریم که این مطلب رو پست کردند. ما خیلی خوشحالیم از اینکه می بینیم ایشون به این مطالب توجه دارند.
  3. متاسفانه دولتمردان ما به این چیزها توجه نمی کنند! چه بسا آنها باید مانع از خریدهای عمده این نوع خوراکی ها با انواع تهاجم های فرهنگی بشن! کوکاکولا گوشه ای از تهاجم فرهنگی است! در بخش هنر و سینما و خیلی چیزهای دیگر مسلمان ها با جبهه بزرگی از تهاجم روبه رو هستند!
  4. این مطلب رو تقدیم می کنیم به اونهایی که ترجمه قرآن رو یک بار از اول تا ته خوندن!
+ نوشته شده توسط دا در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 23:29 |

بدون سلام و توضیحات اضافه میرم سراغ 2 پست آخر و جواب های دوستان..

1- مونتاژ صدا و سیما.. نمی دونم چرا هر چی صدا سیما پخش می کنه اگه به ضرر شما باشه میشه مونتاژ اگه به سود شما باشه میشه واقعیت. حالا کنفرانس برلین که هیچ که واقعا ادعای خنده داریه آخه من اینو از ماهواره و از شبکه های آلمانی دیدم ،، حالا شما داری میگی مونتاژ بوده.. بخدا یه کم حیا هم بد نیست،، من خودم توی سفر تبلیغاتی موسوی و سفر تبلیغاتی احمدی که به اهواز اومده بودن بودم دیدیم جمعیت رو اصلا قابل قیاس نبود نمیدونم شاید اشتباه می کنم شاید چشام مونتاژ کرده بود آخه یکی از دوستام در کمال پرویی به من زنگ زد و گفت دیدی باز تلوزیون سفر تبلیغاتی احمدی رو به اهواز با مونتاژ نشون داد که من اول فک کردم داره شوخی میکنه بعد که دیدم داره جدی حرف میزنه بش گفتم خداحافظ من کار دارم.

2- گفتگوی تمدن ها و دمکراسی.. اولا خاتمی با کاراش غرب و مخصوصا آمریکا رو ((آمریکا رو نگفته بودی)) نرم نکرد بلکه پر رو کرد اشتباه نکنید لطفا.. اونقدر پر رو که امارت هم ما رو به حمله نظامی واسه گرفتن تنب کوچک و بزرگ تهدید کرد و حتی ناوچه هاشو وارد آبهای ایران کرد ((( یادتونه)))،،در ثانی شما که اعتقاد به تاریخ و فرهنگ و تمدن ایرانی دارید آخه چرا؟؟ شما که میگدی عراق همون کشوریه که ما رو بدبخت کرده چرا الان باش رابطه دارید دیگه چرا حرف از گفتگوی تمدن ها می زنید؟؟ مگه تمدن کجای دنیا بوده که غربی ها باهاش نرم شدن؟؟ کل تمدن دنیا ایران بوده مصر بوده و بین النهرین و چین.. گفتگوی تمدن ها چه ربطی به غرب و آمریکا داشت؟؟؟ اگه گفتگوی تمدن ها خوب بوده که چرا الان به رابطه داشتن با عراق اشکال می گیرد.. ثالثا می دونید اولین کشوری که ما باش گفتگوی تمدن ها رو راه انداختیم کدوم کشور بود؟؟ من بتون میگم  مغولستان بود که همه تاریخ و فرهنگ ایران رو با خاک یکسان کرد و همه رو به خاک و خون کشید و به مراتب از عراق بدتر بود..   دمکراسی هم یکی از اون مسائلی بود که هی خاتمی میزد تو سر مردم((( یادتونه)))  کدوم دموکراسی؟؟؟ همونی که فقط باید خاتمی یا موسوی از توش بیرون بیان اگر هم کسی دیگه اومد حتما تقلب شده و غیره ...  وقتی خاتمی با 22 میلون رای!!!!!!!!!!!!!! پیروز انتخابات شد دموکراسی خوب بود و عالی و باید تابع رای اکثریت بود و الان که یکی دیگه میاد دموکراسی تعریفش عوض میشه  و میگن مگه دموکراسی چیه،، دموکراسی چیزی جز دیکتاتوری اکثریت نیست... واقعا نامردیه.. آدم خوبه یکم انصاف داشته باشه.. یه چیز دیگه،، ایرانی که اینقدر زیر تیغ رسانه های خارجیه باید یه نفر کله شق داشته باشه که زیر بار نره خودتون بهتر از همه میدونید نمونه اش پرونده هسته ایی  یا بحث پرونده گلدستون که زحمات ایران واسه منعکس کردن جنایات اسرایئل فوق العاده بیشتر از همه کشور هاست ولی اگه جای همین کله شق موسوی یا کروبی میرفت فک کنم تو سازمان ملل میگفتن (( نه غزه نه لبنان . . . )) فعلا هم که زحمات ایران به بار نشت و 144 کشور به این پرونده رای مثبت دادن اگه مونتاژ نباشه..

3- مسیحیت.. کاملا حرفت درسته اونا مسیحی هستن ولی یادت باشه اونا طبق گفته ی خودشون دینشون از سیاستشون جداست یعنی وقتی می خوان بیان پای میز مذاکره،، مسیحیت رو میذارن خونه و کاملا بدون دین وارد مذاکره میشن چون دین دست و پاشون رو واسه خیلی از کارا از جمله ظلم به جهان سوم می بنده..

4- بارو نکردن هر حرفی.. من با تو موافقم که آدم نباید هر حرفی رو باور کنه درسته  ولی آقا جون با مقایسه تعداد نفرات تو راه پیمایی بعد انتخابات با روز قدس و 13 آبان و حتی 16 آذر می تونی متوجه بشی که اونایی که میان تو خیابونا دیگه طرفدارای موسوی نیستن میدونی چرا چون شعار غالب اونا مرگ بر این و اونه و مخصوصا (( نه موسوی نه احمدی   فقط حکومت پهلوی)) در تنیجه با یه تحلیل ساده متیونی خودت بفهمی که از کجا آب می خوره و نیازی به کیهان و فارس نیست.. من هم از شما می خوام چند تا چیزو باور نکنی اگه به این حرف خودت پایبندی که هر حرفی رو نباید باور کرد.. دست اندازی سپاه به ثروت های ملی ،، مردن کلاغ های شهر تهران و به خطر افتادن جوون شهروند ها  با پارازیت های ماهواره که خیلی خنده داره آخه اگه 90 رو دیدی فردوسی پور اینو مسخره کرد ((( بردیا اگه اینو بارو داری واقعا حرفی رو که به داداشم گفتی که هر چیزی باور نکن نقض کردی))


پانوشت مدیر وبلاگ:

  1. عطار: حقیقت چیر بسیار بسیار خوبیه و بسیار بسیار تر مظلوم ولی فهمیدنش بسیار بسیار بسیار بسیار مشکلتر...   که متاسفانه...
  2. عطار: جناب  (((اکنون))) شما نظراتتون رو به صورت خصوصی واسه ما ارسال می کنید از این جهت حتی اگه ما تایید هم کنیم تو وب نمیاد
  3. مدیر وبلاگ: با عرض معذرت از همه دوستان از آنجایی که سابقا مدعیان اصلاحات با الفاظ دور از شانشان از ما پذیرایی می کردندی ناچار شدیم تا برای پست هامان فیلتر بگذاریم تا پس از تائید نمایش داده شوندی. لکن تشخیص دادیم تا این کار رو لغو بنمائیم تا مردم بهتر بشناسندشان. لکن جناب مستطاب الدوله عطار الملک اهوازی در این خصوص هماهنگ نبودندی
  4. در سفرهای تبلیغاتی نامزدها بنده و جناب مستطاب عطارالملک اهوازی همیشه در رکاب هم بودیم. از جمله این همرکابی استماع سخنرانی آقایان میرحسین موسوی- خاتم اصلاحات خاتمی کبیر. و والا مقام دکتر احمدی نژاد بود. لذا از جهت صداقت اعترافات حضرت مستطاب بنده ایشان را در گزارش استقبالات مردمی تایید می کنم.
+ نوشته شده توسط عطار در شنبه بیست و سوم آبان 1388 و ساعت 17:44 |

سلام...

من داداش عطار هستم!! چون عطار واسه یه کاری رفته تهران و نمی تونست مطلب پست کنه این بود که خالی از لطف ندیدم  در مورد یک سری از مسایل پشت پرده حوادث 13آبان که توی یکی از سایت ها خوندم یه مطالبیو واستون پست کنم.

سازمان دهندگان اغتشاش در روز 13 آبان براي جبران ريزش گسترده نيروها در تهران ، اقدام به فراخوان نيروهاي شهرستاني خود كرده بودند .

خبرها حاكي از آن است كه شماري از دستگير شدگان آشوب طلب در روز 13 آبان اساسا در تهران سكونت نداشته و از شهرهاي ديگر فرا خوانده شده بودند . تصميم به فراخواني نيروها به تهران در حالي صورت گرفت كه عناصر كلاه بردار و فراري جريان آشوب طلب در خط دهي هاي ماهواره اي و اينترنتي خود براي تشنج در روز 13 آبان چنين القاء مي كردند كه اين بار تظاهرات موج ملي پيدا كرده و به اقصي نقاط كشور سرايت خواهد كرد !!

آنها با اين وجود در برنامه ريزي هاي واقعي با علم به استعداد  نيروي خود از عناصر گروهكي خود خواسته بودند خود را به تهران برسانند كه البته همين امريه هم خيلي اطاعت نشد!!

گفته مي شود نيمي از عناصر دستگير شده در تشنجات خياباني  روز 13آبان اساسا كساني هستند كه در شهرهاي ديگر اقامت دارند و صرفا براي اجراي دستور اغتشاش خود را به تهران رساندند .

يكي از گرفتاري هاي اصلي ستاد آشوب در خارج از كشور كه با برخي از عناصر داخلي هماهنگي مي كنند اين است كه با وجود تقلاي 5 ماهه براي پوشاندن لباس گشاد « جنبش » بر تن « چماق داري ، اغتشاش و ترور » و مردمي جلوه دادن ماجرا در عمل هيچ موجي در شهرها ايجاد نشده بلكه موج كاذب اوليه در تهران نيز بدليل روشن شدن تدريجي ماهيت فتنه گران هر هفته و در هر تجمعي بي رمق تر شده به نحوي كه نيروي انتظامي مي توانست با كمترين خشونت و صرفا با بازداشت حدودا 100 نفر تمام بساط اغتشاش گران را در روز 13 آبان جمع كند و جالب اينكه به استثناي عناصر اصلي كه سرنخ هاي جالبي از پشت پرده طراحي اشوب داده اند ، 40 نفر از دستگير شدگان چند ساعت يا حداكثر يكي دو روز بعد آزاد شده اند .

به قول ظریفی: اين چه جنبشي است كه با پاك كن ميشود پاكش كرد؟!!

یا علی...

+ نوشته شده توسط عطار در چهارشنبه بیستم آبان 1388 و ساعت 23:14 |
این مطلب پانوشت پست "او با ما نیست پیشکش خودتان! " از دوست عزیزم آقای مجدالدین صاحب وبلاگ وزین سه الف می باشد.

آری ارتباط با آمریکا به عنوان یک استعمارگر یا استکبار جهانی یا هرچیزی هم خانواده و هم معنی این کلمات طبق آیات قرآن و احادث و روایات و آموزه های دینی اسلام و مذهب تشیع جایز نیست و بلکه بنا به فتوای امام خمینی حرام است. و این بدیهی است که معامله با زورگویان و غاصبان به گونه ای که باعث رشد اقتصادی آنها و تسلط بر مسلمان ها شود حرام است!

لکن بنده از شما خواهش می کنم از یک دیدگاه دیگر به این موضوع نگاه کنیم. آمریکا در حال حاضر افغانستان و پاکستان و هنوز در عراق نیروهای نظامی دارد چراکه منافع غیر مشروعش اقتضا می کند تا در این کشورها حضور نظامی داشته باشد. و به نظر من نیروهای نظامی آمریکا ابزار دزدی هستند. آمریکا حمله می کند تا به مقاصد اقتصادی خودش نائل شود و در این راستا از نیروهای نظامی استفاده می کند و در لفافه های کلمات زیبایی مثل ایجاد دمکراسی و نظام مردم سالار به اعمال زشت خودش نقابی از خوبی و تمدن می زند. نمونه بارز آن حمله به عراق جهت تسلط بر چاه های نفت بود. اما در نقاب برکناری صدام دیکتاتور و خونخوار (که دست پرورده خود آمریکا بود) با تبلیغات فراوان توانست نظر عراقی های ساده لوح را جلب کند و بدون کمترین مقاومتی عراق را اشغال کند.

نکته قابل توجه اینجاست که آمریکا پس از تحمل تلفات فراوان و هزینه های هنگفت مجبور شد تا دست به دامان ایران شود. چراکه ایران به خاطر مسائل جغرافیایی و سیاسی و فرهنگی نفوذ قابل توجهی در کشور عراق دارد. دوستان فراموش نکرده اند که دولت مردان آمریکا در اواخر ریاست جمهوری آقای بوش از طریق رسانه ها پیام های زیادی مبنی بر آمادگی مذاکره با ایران را به ایران ارسال کردند. نمونه دیگر مسئله افغانستان و پاکستان و خلیج و فارس و غیره است.

حالا عدم ارتباط به این معنی است که ما هیچ گاه نباید با آمریکایی ها مذاکره کنیم؟ آیا منافع کشور ما اقتضا نمی کند تا از آمریکا در چنین مسائلی امتیاز بگیریم؟ آن هم کشوری که دور تا دور مرزهای جغرافیایی ما را اشغال کرده و برای امنیت ملی ما یک تهدید حساب می شود.

آیا مذاکره با آمریکا به معنی ارتباط با آمریکاست؟ آیا نشستن بر سر میز مذاکره و معامله کردن با آمریکا جهت رسیدن به منافع ملی حرام است؟

اگر آمریکا بازی اشغال عراق را برده بود چه لزومی داشت که دست به سوی ایران دراز کند؟


پانوشت:

  1. بنده موافق مذاکره از موضع قدرت هستم.
  2. بنده مخالف مذاکره اصلاح طلبان با دشمنان ایران زمین هستم. چراکه آنها سابقه خوبی در مذاکره با دشمن را ندارند. همیشه اصلاح طلبان بر سر ارزش های اسلامی و دینی با کفار مذاکره کرده اند. از جمله آن می توان به کنفرانس ننگین برلین اشاره کرد که در آن چهره پلید خود را به ایرانیان نشان دادند و با مقامات اطلاعاتی فرانسه بر سر دمکراسی در ایران به پای میز مذاکره رفتند.
  3. اصلاحات پای میز مذاکره دو سال و نیم انرژی هسته ای ما را به حالت تعلیق درآوردند. که این نشانه ضعف نفس و خودفروختگی آنها بود.
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه بیستم آبان 1388 و ساعت 18:34 |

از برادرم کمال تشکر رو دارم که این کاستی رو با حداقل شرایط موجود برطرف کرده است. بنده بعد از مراسم سریع خودم رو به لب تاپم رسوندم تا با مطلب جدید و آپلود کردن عکس ها وبلاگ را به روز کنم ولی متاسفانه بعد از ۵/۵ ساعت به دلیل حجم زیاد عکس ها نتوانستم آنها را در اختیار شما قرار دهم.


دیروز روز ۱۳ آبان سال ۱۳۸۸ است. طبق برنامه های قبلی قرار بود که امروز تجمع هایی بر ضد دولت و نظام صورت بگیرد. از آنجا که دانشگاه تهران همیشه مراسم های جدایی برگزار می کند ما هم ترجیح دادیم که به آنجا برویم و گزارش های تصویری تهیه کنیم.

متاسفانه صبح، دیر از خواب بیدار شدم  سریع وسایلم (که شامل تمام ابزار خبرنگاری از جمله دوربین، دفترچه یادداشت، خودکار و بیسکوییت بود)  را جمع کردم و به طرف دانشگاه به راه افتادم. سرویس دانشگاه مارا عقب تر از مکان معمول پیاده کرد. از آنجا تا ابتدای خیابان طالقانی که همان خیابان قدس و درب شرقی دانشگاه می شد پیاده رفتم. نیروهای پلیس و گارد ضد شورش تمام خیابان را پر کرده بودند هنوز نرسیده بودم که دیدم دختری با موهای باز روی زانو نشسته و خودش را می زند و جیغ و داد می کرد. پلیس سریع دورش را گرفت و روسری اش را برایش آوردند. حال دانشجویان در داخل پردیس مرکزی شعار می دادند که: ولش کن ولش کن ولش کن

خواستم عکس بگیرم ولی نتوانستم چون هر لحظه ممکن بود که دوربین عزیز و نازم را از من بگیرند به همین خاطر از کارم پشیمان شدم.

اول فکر کردم که نمی توانم وارد پردیس شوم ولی بعد از کمی تامل فهمیدم که می توان از درب پزشکی وارد شد. در حال تصمیم گرفتن بودم که صحنه ی ناهنجاری را دیدم که دانشجویان از داخل به بیرون سنگ پرتاب می کردند. خود را در خطر دیدم. با افزایش شتاب به پاهایم توانستم خودم را به درب پزشکی برسانم. حال همان قدر که بالا رفتم باید از داخل از این طرف حصار دانشگاه پاییم می آمدم. نزدیک درب شرقی که رسیدم کفش گلی دختری که بالای سکو ایستاده بود به لباسم برخورد کرد و من هم گلی شدم. یک لحظه ایستادم و نظری به چهره اش انداختم. جدای از اینکه چه آدمی بود گفت: اشکال نداره تو جنگ ازین چیزا پیش میاد دیگه.

با حالتی عصبانی به راه خود ادامه دادم ولی کمی آن طرفتر از حرفش خنده ام گرفت.

جمع زیادی از داخل در پشت درب شرقی جمع شده بودند و شعار می دادند که به دلیل تکراری بودن از ذکر آنها خودداری می کنم.

این هم تجمع دانشجویان معترض در پشت درب شرقی از زاویه ای دیگر

نیروهای ضد شورش در پشت در به صف و منظم  و مرتب ایستاده بودند تا امر از تو یک اشارت از ما به سر دویدن را از طرف فرمانده خود بشنوند.

به سختی عکس می گرفتم هر لحظه ممکن بود که یک نیروی امنیتی دوربینمو بقاپه به خاطر همین زیاد نمیتونستم از نزدیک عکس بگیرم.بعد از ۱۵ دقیقه ای که پشت در شرقی بودند تصمیم گرفتند که به طرف درب اصلی حرکت کنند. در میان راه که داشتیم می رفتیم جوانکی دیدم که تصویر تجمع را بر روی کاغذ ترسیم می کرد. با اجازه ازش عکس گرفتم.

یک مسئله جالب وجود داشت که جمعیت معترض از خیابان مسقف روبه روی دانشکده حقوق رفتند. و این باعث می شد که طنین الله اکبرشان حسابی بپیچد. که در نهایت شور هیجانی دیگر ایجاد می کرد. که کاذب بود.

در این فصل هرکسی که آنفولانزا گرفته ماسک میزاره. حالا یعنی همه ی اینها آنفولانزا داشتن؟ یا خودشونو زدن به آنفولانزا داشتن؟ حالا خوبه که ازشون نگرفتم

بعد از اینکه به درب اصلی رسیدیم هرکسی تلاش می کرد که خود را به یک ارتفاع و بلندی برساند تا جمعیت را بهتر ببیند. به همین خاطر با هر مصیبت و سختی که بود از دکه ها بالا می رفتند.

این هم انتقال به ارتفاعی دیگر. البته مقصودشان روبان کشی بود.

پس از رسیدن شروع کردند به شعار دادن هرچیزی که به ذهنشون می رسید.

مرگ بر دیکتاتور چه ... چه دکتر. (به علت کریه بودن شعار آن را به صورت کامل بیان نمی کنیم)

به علت وجود فیلم بردار هایی از بیرون این شعار را نیز سر می دادند:

مزدور چقدر گرفتی دوربین به دست گرفتی

همچنین نه شرقی نه غربی دولت سبز

موسوی (دست دست دست) خاتمی (دست دست دست) کروبی (دست دست دست) صانعی (دست دست دست)

یکی از حرکات واقعا زشتی که انجام می دادند پرتاب سنگ به طرف نیروهای ضد شورش بود. دریغ از اینکه نمی دونستند که تمام لباسهاشون ضد همه چیه. یا شاید هم می دونستند و ....

بعد کمی استراحت وقتی که گوشه ای ایستاده بودم و مشغول خوردن ویفر شکلاتی متوجه سوت و کف شدم با کمی دقت دیدم که به پرچم ایران روبان سبز بسته اند و آن را بالا می برند. یکی از دخترایی که پیشم بود گفت: وای چقدر پرچم خوشگل شده؟ پیش خودم گفتم: آخه کجاش خوشکل شده؟

تنها چیزی که اینجا تداعی می شد مبحث آویزون شدن بود.

یکم عقب تر اومدم و دوباره و دوباره مثل همیشه نظریه خودم اثبات شد که همیشه جمع حاشیه(تماشاچی)  بیشتر از خود متن هستند.

احساس گرسنگی بهم دست داد و همچنین ساعت به ساعت ناهار نزدیک شده بود. تصمیم گرفتم که به طرف سلف برم و ناهار بخورم بعد برگردم. همین طور که داشتم به طرف سلف می رفتم دیدم که جمع ۵۰-۶۰ نفری دختر و پسر داشتن به طرف بالا فرار می کردند. از هر کدومشون می پرسیدم که چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟ هیچ کدوم نمی دونستند که چرا فرار کردند.

این بود که سوژه دوم خندیدنم بوجود اومد و تا سلف خندیدم. بعدا فهمیدم که دیلیلش سردادن شعار علیه رهبر بوده و نیروهای ضد شورش یکم ترسوندنشون. اینم عکس جمعیتی که فرار کردند و الان در حال بازگشت بودند.

یکی از آقایون محترمی که از اونجا میگذشت گفت به به اینا میخوان نظامو عوض کنن؟

خلاصه به سلف رسیدیم و حسابی دلی از عزا درآوردیم اینم غذای سلف روز ۱۳ آبان

بعد از سلف سریع برگشتم به طرف درب اصلی. اتفاق خاصی نیفتاده بود یکم روبان کشی ها بیشتر شده بود. دخترا جلو و پسرا عقب رفته بودند و تعداد آدم هایی به نرده ها آویزون شده بود بیشتر شده بود.

بعد از مدتی تصمیم گرفتند که یه خستگی در کنند به خاطر همین اندکی نشستند و شعر "یار دبستانی من" رو خوندند. گفتند حالا نشسته هم بخونیم اشکال نداره.

اینم عکس نیروهای ضد شورش که بصورت ردیف ایستاده اند. حالا همه تجمع کننده ها اینور وایسادن نمیدونم چرا نیروها اونوری وایسادن...

اینجا بود که با شنیدن یک شعار بسیار ناراحت شدم. خود جمله مشکلی نداشت ولی اینکه از زبان چه کسی این شعار گفته میشه ناراحت کننده بود.

یا حجه بن الحسن ریشه ظلمو بکن

مسئله ی ناراحت کننده ی دیگری که وجود داشت کارایی بود که بعضی دختران برای خود نمایی انجام می دادند. برای مثال عکس زیر که این دختر خانوم به بهونه ی پوشاندن صورتش که از دوربین ها در امان باشد مقنعه ی خود را جوری پیچانده بود که موهایش از پشت بیرون بیفتند. و این را خودم به عینه دیدم که هربار چک می کرد که آیا موهایش بیرون است یا نه؟

در گوشه ای ایستاده بودم که دیدم چند نفری مشغول بحث کردن هستند. کم کم خودشان مرا وارد بحث کردند. بعد از بحثی که زیاد مفید نبود. متوجه شدم که یکی از آقایون که عصبانی هم شده بود می گفت: کی دوربین داره بیاد از این ...(فحش) که داره از ما فیلم برداری می کنه عکس بگیره. گفتم: خب چه اشکال داره اینهمه دارن فیلم و عکس می گیرن از این ور حالا اون از اون طرف می گیره.

اونجا موندن فایده نداشت. جمع خسته کننده شده بود. چیز خاصی اتفاق نمی افتاد. تصمیم گرفتم که به بیرون از پردیس برم و از اونجا هم خبر بگیرم به محض اینکه از در بیرون رفتم انتظامات بلند گفت: هرکی که بیرون رفت دیگه نمی تونه برگرده تو. امروز دیگه دانشگاه تعطیله

رسیدم به جمعیت بسیجی که پرشور بودند و با صدایی بلند تر از صدای سبز شعار می دادند. الله اکبر الله اکبر الله اکبر

فکر می کنم که بهتره اینجا یکم سکوت کنم . اینجا آرامش خاصی داشتم

 

ایشون هم بلندگو تشریف داشتند.

وقتی که رسیدیم میدان انقلاب تصادف یک موتوری با یک عابر پیاده رخ داد که من از این صحنه عکس گرفتم. متاسفانه یکی از موتورسواران بسیجی که افراطی هم بود مرا در حال عکس گرفتن دید. برخورد خوبی با من نداشت. با صدای بلند می گفت عکس را پاک کن. گفتم برای چی؟ دلیلی نداشت خیلی اصرار کرد. من همانجا عکس را پاک کردم بعد گفتم: هیچ دیلیلی واسه این حرفتون نداشتید.

همان جا بود که از این جور آدم ها متنفر شدم. حالم گرفته شد. خیلی ناراحت شدم. ممکن بود اگه همچین برخوردی باهام نمیشد بیشتر می موندم.

بازم دعای همیشگی

خدا آخر عاقبت همه ی ما رو ختم به خیر کنه


پانوشت مدیر وبلاگ:

  1. از خواهرم به خاطر گزارش جالبش کمال تشکر رو دارم. واقعا عالی بود.
  2. یه نکته ای که برای من خیلی قابل توجه بود پرتاب سنگ از داخل دانشگاه به پلیس بود. بعد رسانه های بیگانه و خودفروخته داخلی می گویند اول پلیس درگیری ها رو شروع کرد. درحالی که به روایت عکس ها و گزارش خواهرم دیدید که این منافقین دانشجو نما با پرتاب سنگ از داخل دانشگاه به سمت پلیس تلاش کرده اند تا صحنه را به درگیری بکشانند که البته موفق شده اند! همانطور که شنیده اید در تظاهرات ۱۳ آبان بین پلیس و فریب خوردگان درگیری اتفاق افتاد که حاصل تلاش همین اجیرشدگان است.
+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 21:49 |

دیروز روز ۱۳ آبان سال ۱۳۸۸ است. طبق برنامه های قبلی قرار بود که امروز تجمع هایی بر ضد دولت و نظام صورت بگیرد. از آنجا که دانشگاه تهران همیشه مراسم های جدایی برگزار می کند ما هم ترجیح دادیم که به آنجا برویم و گزارش های تصویری تهیه کنیم.

متاسفانه صبح، دیر از خواب بیدار شدم  سریع وسایلم (که شامل تمام ابزار خبرنگاری از جمله دوربین، دفترچه یادداشت، خودکار و بیسکوییت بود)  را جمع کردم و به طرف دانشگاه به راه افتادم. سرویس دانشگاه مارا عقب تر از مکان معمول پیاده کرد. از آنجا تا ابتدای خیابان طالقانی که همان خیابان قدس و درب شرقی دانشگاه می شد پیاده رفتم. نیروهای پلیس و گارد ضد شورش تمام خیابان را پر کرده بودند هنوز نرسیده بودم که دیدم دختری با موهای باز روی زانو نشسته و خودش را می زند و جیغ و داد می کرد. پلیس سریع دورش را گرفت و روسری اش را برایش آوردند. حال دانشجویان در داخل پردیس مرکزی شعار می دادند که: ولش کن ولش کن ولش کن

خواستم عکس بگیرم ولی نتوانستم چون هر لحظه ممکن بود که دوربین عزیز و نازم را از من بگیرند به همین خاطر از کارم پشیمان شدم.

اول فکر کردم که نمی توانم وارد پردیس شوم ولی بعد از کمی تامل فهمیدم که می توان از درب پزشکی وارد شد. در حال تصمیم گرفتن بودم که صحنه ی ناهنجاری را دیدم که دانشجویان از داخل به بیرون سنگ پرتاب می کردند. خود را در خطر دیدم. با افزایش شتاب به پاهایم توانستم خودم را به درب پزشکی برسانم. حال همان قدر که بالا رفتم باید از داخل از این طرف حصار دانشگاه پاییم می آمدم. نزدیک درب شرقی که رسیدم کفش گلی دختری که بالای سکو ایستاده بود به لباسم برخورد کرد و من هم گلی شدم. یک لحظه ایستادم و نظری به چهره اش انداختم. جدای از اینکه چه آدمی بود گفت: اشکال نداره تو جنگ ازین چیزا پیش میاد دیگه.

با حالتی عصبانی به راه خود ادامه دادم ولی کمی آن طرفتر از حرفش خنده ام گرفت.

جمع زیادی از داخل در پشت درب شرقی جمع شده بودند و شعار می دادند که به دلیل تکراری بودن از ذکر آنها خودداری می کنم.


 پانوشت مدیر وبلاگ:

  1. با تشکر فراوان از آبجی خودم که اینقدر قشنگ و زیبا مطالب و خاطرات رو بازگو و انعکاس میده
  2. ما کماکان منتظر ادامه مطالب هستیم
  3. خدمت دوستان عرض کنم که به علت مشکل در آپلود عکس ها آبجی بنده در این پست کمی مایوس شده اند که من از ایشون می خوام حتی اگه شده بدون عکس این مطلب رو گزارش بده
  4. ضمنا از طرف برخی بسیجی های خودسر برخورد بدی با ایشون شده که شدیدا باعث ناراحتی ایشون شده که گزارش اون متعاقبا اعلام و به نظر خوانندگان خواهد رسید.
+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 15:55 |
از قدیم گفتن کسی که می خواد یه چیزیو نقد کنه هم باید انصاف رو رعایت کنه هم اینکه باید نسبت به اون موضوع اطلاعات کافی و مستند داشته باشه..

به مجید گفتم می خوام در مورد صدا و سیما یه مطلب بنویسم ولی نمیدونم شاید خدا خواست که، تلفن ما قطع شد نتونستم بنویسم ولی الان که می خوام بنویسم یه فرقی با اون موقع داشت که اونم اینه که قبلا فک میکردم میدونم ولی الان میدونم که هیچی نمیدونم ،،

تو این دو سه روزه که فک کردم،، دیدم من تنها استفاده ایی که از رادیو می کنم فقط گوش دادن به برنامه های تحلیلی ورزشیه و دیگه کاری به رادیو ندارم پس صدا رو از قسمت صدا و سیما حذف می کنیم..

یه اعترافی هم می خوام بکنم وقتی رفتم صدا و سیما واسه پرسیدن چند تا سوال که تو ذهنم بود با حجم کار و حساسیت کار اونا رو به روشدم،، یه کم سبک سنگین که کردم دیدیم واقعا خجالت داره منی که هیچی نمی دونم بخوام صدا و سیما رو به نقد بذارم، ولی چون قول داده بودم و به قول شاعر

(((آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید)))

یه چیزایی می نویسیم..

 اما در مورد سیما و برنامه های متنوعش...

  1. ورزشی...          عالیه،،، چون من کسی هستم که تمام برنامه های ورزشی رو نگاه می کنم..
  2. سیاسی...        خوبه،، و مخصوصا خوب در مورد سیاست خارجی..
  3. اجتماعی..         هی بدک نیست..
  4. فرهنگ سازی     یه چند سالیه عالی شده..
  5. فیلم و سریال      در مورد فیلم افتضاح و در مورد سریال بد نیست..
  6. اعتقادی             عالی وجدانن هیچی کم نمی ذارن تو این قضیه..
  7. میلاد ها و سالگرد شهادت ها: سالگرد شهادت ها عالی و کاملا حرفه ایی  و در مورد اعیاد و میلاد ها بسیار بد و کاملا آماتور و برنامه های ابتدایی
  8. خبر رسانی..      خبر رسانی به چند دسته تقسیم میشه..

در مورد خبر رسانی من رفتم صدا وسیما اهواز و یه خبر گزاری و یه سری سوالات پرسیدم در مورد خبر رسانی جواب ها رو می نویسم تحلیل با خودتون..

الف- خبر داخلی که خودش به چند بخش با ارزش و بی ارزش و التهاب آفرین و جالب و . .

ب- خبر خارجی اینم همینطور به چند بخشه.. 

با چند نفر که حرف می زدم همه روی اخبار التهاب آفرین بحث داشتن...

دوس دارم نظر شما رو راجع به این بدونم که آیا همه اخبار قابل پخشه یا نه..؟؟؟ با دلیل منطقی نه داد و بیداد...

 ولی عصبانیت من از دست صدا و سیما واسه روز تولد امام رضا (ع) بود که واقعا افتضاح بود....

 امروز هم مجلس ختم سردار دفاع مقدس مرحوم حاج رحیم یوسف آبادی معاون امنیتی – انتظامی استان داری استان خوزستان که با شکوه هر چه تمام تر در حسینه ارشاد اهواز(( همون جایی که میر حسین واسه انتخابات اومد حرف زد)) برگزار شد و همه مسئولین استان اعم از امنیتی، نظامی، مذهبی، سیاسی، و اداری و همه وهمه حضور داشتند..

 من به یکی از اونا که اونجا ایستاده بود گفتم تو این اوضاع نا امن که هر جایی یه بمب منفجر میشه این نوع مجالس از امنیت بیشتری برخوردار باشه بد نیست،، اون آقاه گفت من خودم تاریخ مصرفم تا جنگ بود و بعد جنگ هم همینجوری زنده ام  ما آرزوی مرگ اینطوری رو داریم.. ((جالب بود))

ان شاء الله خدایش با دوستان شهیدش محشورش کند..


پانوشت مدیر وبلاگ:

  1. به نظر من صدا و سیما خیلی جاها کوتاهی می کنه! و در قالب مصلحت اندیشی ها خسارت های جبران ناپذیری به انقلاب اسلامی زده. شاید این مثال خیلی مصداق نداشته باشه ولی وقتی می خواهند یک بچه آبله خطرناک نگیره یک ویروس ضعیف شده آبله رو وارد بدنش می کنن تا بدن اون نسبت به یک آبله خطرناکتر ایمن بشه! صدا و سیمای ما به خاطر اینکه اصل نظام رو زیر سوال نبره خیلی از نابسامانی ها رو سانسور میکنه و مردم این سانسورها رو که می بینن بسیار نسبت به نظام بدبین میشن! حال اینکه وظیفه صدا و سیما اطلاع رسانی و آئینه انعکاس نواقص و عیوب و توانایی ها و نکات مثبت کشور و نظام انقلاب اسلامی است. صدا و سیما در انعکاس این ضعف ها و قوت ها خیلی ضعیف عمل میکنه! و این درحالی است که اگه صدا و سیما این نابسامانی ها رو انعکاس بده مردم بیشتر به نظام اعتماد می کنن!
  2. متاسفانه صدا و سیما در انعکاس نقاط قوت هم ضعیف عمل می کنه. به طور مثال یک ایرانی باید از تمام استعدادها و نقاط قوت کشور خودش آگاه باشه تا به کشورش و نظامش امیدوارتر بشه. اما خیلی از جوان های ما از این استعدادها غافل اند و این به سبب غفلت صدا و سیماست! البته من به طور قطع حکم نمی کنم!
  3. در بیانات اخیر مقام معظم رهبری ایشان نیز از صدا و سیما انتقاد کردند.
  4. مثال بیماری آبله از اون جهت آوردم چون همه با این بیماری آشنا هستند. انتقاد صدا و سیما از مسئولین و نقد اونها و انعکاس ضعف ها و نارسائی ها مصداق همین آمپول خفیف آبله است. که باعث ناراحتی یک قشری میشه اما رضایت اکثریت رو جلب می کنه!
  5. در مورد برنامه های مذهبی  به اعتقاد بنده صدا و سیما خیلی آبکی عمل میکنه. برای مقایسه عملکرد صدا و سیما بنده مقایسه می کنم با کیفیت برنامه های رادیو معارف که در بخش های مهمی مثل انسان شناسی و معرفت جامعه شناسی کاملا داره حرفه ای عمل میکنه هرچند هنوز جای رشد داره.
  6. منظورم از صدا و سیما همون تلویزیونه. همون سیمای جمهوری اسلامی. چون رادیوهای ما به صورت تخصصی تر دارن عمل می کنن!
  7. لکن مواضع سیاسی صدا و سیما کاملا مورد تایید است!
+ نوشته شده توسط عطار در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 13:42 |
        می دود فکر

                      می دود عمر

می دود می دود می دود راه می دود موج و مهواره و ماه

                                                       می دود زندگی خواه و ناخواه

                                                                                    من چرا گوشه ای می نشینم...؟؟؟

                                            

 

                                             

فرمول طول عمر برای زندگی تا 114 سالگی ...

برای اینکه ۲ سال بیشتر زندگی کنید:

شکلات بخورید. تحقیقات نشان می دهند که شکلات غلیظ و تلخ برای قلب مفید است.

برای اینکه ۳ سال بیشتر زندگی کنید:

دیندار باشید و دوستان بسیاری داشته باشید. تحقیقات نشان دادند که حضور مرتب در حرم و اماکن مذهبی استرس را کاهش می دهد. همچنین دوستی و ارتباطات اجتماعی نیز همین تاثیر را نشان می دهند.

برای اینکه ۶/۳ سال بیشتر زندگی کنید:

گوشت کمتر بخورید. سبزیخواری و یا تنها کاهش مقدار گوشت در غذا می تواند بعلت کاهش غلظت چربی در بدن طول عمر را افزایش دهد، زیرا در ازای آن مصرف میوه و سبزیجات افزایش می یابد.

برای اینکه ۷/۳ سال بیشتر زندگی کنید:

زندگی فعالی داشته باشید. دانشمندان تایید می کنند که تحرک و نرمش و ورزش تاثیر مثبتی بر قلب می گذارد و نمی گذارد که فرد چاق شود.

برای اینکه ۵ سال بیشتر زندگی کنید:

تحصیل کرده و با دانش باشید. دانشمندان هاروارد بدین نتیجه رسیدند که زنان دارای تحصیلات دانشگاهی بطور متوسط ۵ سال بیش از زنان بدون تحصیلات عالیه زندگی می کنند.

برای اینکه ۵/۷ سال بیشتر زندگی کنید:

مثبت نگر باشید. پژوهش ها ثابت کرده اند که ریسک مرگ زودرس برای افراد خوش بین ۵۵% کمتر است.

برای اینکه ۸-۱۰ سال بیشتر زندگی کنید:

سیگار نکشید. افرادی که هیچگاه سیگار نکشیده اند، بطور متوسط ۱۰ سال بیش از افراد سیگاری زندگی می کنند. اگر مردان در سن ۳۵ سالگی سیگار را ترک کنند، می توانند بطور متوسط ۱/۵ سال به طول عمر خود بیفزایند.

برای اینکه ۱۰ سال بیشتر زندگی کنید:

خوشبخت باشید. افراد خوشبخت بطور متوسط ۱۰ سال بیش از سایرین زندگی می کنند.

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 21:45 |

حنظله یکی از یاران باوفای پیامبر بود فردای شب زفاف درحالی که غسل بر او واجب شده بود ندای فراخوان پیغمبر را برای مبارزه با کفار در جبهه جهاد حق علیه باطل لبیک گفت و در رکاب پیامبر به میدان جنگ رفت!

حنظله تازه ازدواج کرده بود! وقتی از کنار همسرش برخاست! فکر کرد غسل را بعدا هم می تواند انجام بدهد! اما اگر دستور رسول خدا را به تاخیر بیندازد مرتکب گناهی بس بزرگ شده که سرانجام آن دوزخ و خشم خداست! برای همین بدون تعلل لباس رزم پوشید و به همراه سپاهیان محمد رسول الله راهی جبهه شد!

حنظله شهید شد! و پیامبر لقب او را حنظله غسیل الملائکه گذاشت! یعنی کسی که ملائکه او را غسل دادند!

از حنظله پسری به دنیا آمد که اسم او را عبدلله گذاشتند! عبدلله فرزند شهید بود! آن هم چه شهیدی! عبدلله بن حنظله غسیل الملائکه! گذشت و عبدلله بزرگ شد! ....... تا هنگام قیام کربلا ..... امام حسین او را به یاری فراخواند! آن هم بر علیه یزید شراب خوار و میمون باز!

عبدلله دست رد به سینه امام حسین زد و به او گفت: شما هر دو مسلمان هستید و من در جنگ بین دو مسلمان شرکت نمی کنم!


پانوشت:

  1. میلاد مسعود هشتمین ستاره آسمان ولایت و امام را به ساحت مقدس آقا امام زمان (عج) روحی و ارواحنا لتراب مقدمه فدا و محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین حضرت آیه الله العظمی امام خامنه ای و تمامی مسلمین و شیعیان و محبان اهل بیت و شفایافتگان بارگاه ملکوتی اش چه مسلمان و چه غیر مسلمان و همه دوستان و هم وبلاگی های خودم تبریک و تهنیت عرض می کنم.
  2. توی این عالم هستی که همش رو به فناست       به خدا یه دل دارم اونم مال امام رضاست
  3. یک سر حرفم با بردیا است!
  4. اینکه حنظله در کدام جنگ شهید شد را فراموش کردم ولی اگر اشتباه نکنم جنگ احد بود!
  5. پسر نوح با بدان بنشست          خاندان نبوتش گم شد
  6. عطار گفته که می خواد یه پست انتقادی درباره صدا و سیما بنویسه! منتظریم! خدا یه طوری بنویسه که فیلترمون نکنن!
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 17:12 |

ميلاد مسعود هشتمين اختر تابناک امامت و ولايت حضرت امام رضا(ع) را تبريک مي گوییم.


شمع بي‌اشك و بي سوسويم من
محو هشتم سيه گيسويم من
گر به مشهد، پريشان مويم من
كشته ضامن آهويم من


توجه: توجه:

دوستانی می توانند حرم امام رضا (ع) را به صورت زنده مشاهده نمایند که از اینترنت پر سرعت استفاده مینمایند.

+ نوشته شده توسط مخلوق در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 0:15 |

سلام.

من خودم یک دانش آموز هستم در مقطع سوم دبیرستان؛13 آبان هم روز ماست نه روز جنبش یا جناح خاصی...

میخواهم این روز به خوبی و خوشی و پاکی شروع شود و با غروب خورشید و چشمک ستاره ها به پایان برسد و احساس امنیت و آسایش خاطر داشته باشم نه آن که با شعار ضد حکومت و تظاهرات غیر قانونی و شعارهای زشت و ناپسند و در آخر اغتشاش رو به رو شوم...


مردم انقلابی اسلامی ایران هوشیار باشید؛دشمن کمین کرده است.


اختصاصي فارس/ ايران در بودجه 2010 پنتاگون(1)
بودجه 55 ميليون دلاري پنتاگون براي جنگ نرم در ايران

خبرگزاري فارس: پنتاگون در لايحه‌اي با عنوان‌ "قانون قربانيان سانسور در ايران " براي جنگ نرم عليه انقلاب اسلامي و براندازي آن، عبور از فيلترينگ و شبكه سازي اغتشاشگران بودجه 55 ميليون دلاري در سال 2010 اختصاص داد.


به گزارش خبرگزاري فارس، كميته‌ نيروهاي مسلح مجلس نمايندگان آمريكا (HASK) در لايحه بودجه سال 2010 پنتاگون براي نفوذ در ايران، مقابله با فيلترينگ سايت‌هاي ضد ايراني، تحريك قربانيان سانسور در ايران، آموزش الكترونيكي ايرانيان مخالف نظام براي براندازي نرم و شبكه سازي اينترنتي براي اغتشاشگران بعد از انتخابات رياست جمهوري، ارائه آموزش‌هاي لازم رسانه‌اي و كامپيوتري براي راه اندازي سايت‌ها جهت اطلاع رساني، بودجه 55 مليون دلاري تصويب كرد.


فارس: فرمانده سپاه سيدالشهداي استان تهران با اشاره به حوادث تلخ و قانون شكنانه پس از انتخابات گفت: كانون فتنه اعلام كرده كه در روز 13 آبان شيطنت‌هايي را خواهد داشت. در اين زمينه نيز بايد هوشيار باشيم و غفلت نكنيم.


سردار جوكار در نشست خبري اعلام كرد:
حضور 3 ميليون بسيجي در راهپيمايي 13 آبان

خبرگزاري فارس: رئيس بسيج دانش‌‌آموزي و فرهنگيان گفت: سه ميليون دانش‌آموز بسيجي در مراسم مبارزه با استكبار جهاني در راهپيمايي روز 13 آبان حضوري سازمان يافته خواهند داشت.





اعلامیه های جنبش سبز را در ادامه مطلب ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مخلوق در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 15:52 |
خواهرم سرما خورده ....

هر وقت توی خونه کسی سرما می خوره مادرم اسپند دود می کنه ...

یه دفعه یاد محرم افتادم .....

بوی محرم توی خونه ما پیچید ....

کمتر از ۷۲ روز مونده ....


پانوشت:

  1. مادرم میگه اسفند هوای خونه رو ضد عفونی میکنه
  2. خدا همه مریضای اسلام رو شفا بده
  3. چرا هر وقت اسپند دود می کنند آدم یاد محرم میفته؟
  4. چرا توی محرم اسپند دود می کنن؟
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 0:29 |

توی دفترم نشسته بودم که عطار تماس گرفت و خبر از تجمع اعتراض آمیز کارکنان شرکت لوله سازی خوزستان در میدان شهدای اهواز داد.من هم سریعا خودم را به آنجا رساندم و تونستم چند عکس از این تجمع بگیرم. جالب اینکه این تجمع دیروز هم در خیابان نادری هم صورت گرفت. دلیل این تجمع عدم پرداخت حقوق ۱۳ ماه قبل این کارکنان (کارگران) می باشد. این تجمع از ساعت تقریبا ۹ آغاز شده و عکس ها ساعت ۱۰ تهیه شده.

بدون شرح ...

تجمع اعتراض آمیز کارکنان شرکت لوله سازی خوزستان

بقیه عکس ها در ادامه مطلب ....


پانوشت:

  1. این عکس ها توسط نویسندگان وبلاگ خورشید عالمتاب با موبایل به صورت آماتور عکس برداری شده.
  2. وبلاگ خورشید عالمتاب از همه مسئولین رسیدگی هرچه سریعتر به وضعیت حقوقی این کارگران خوزستانی را خواستار است! مبادا سوژه دشمن شوند!
  3. اینها در انتخابات شرکت کردند و به نظام جمهوری اسلامی رای دادند! لذا بر گردن دولت است که هرچه سریعتر به خواسته های اینها رسیدگی کند!
  4. این بندگان خدا ۱۳ ماه عدم پرداخت حقوق را تحمل کردند! تا سوژه رسانه های دشمن نشوند!
  5. هرآنکه جانب اهل وفا نگه دارد                       خداش در همه حال از بلا نگه دارد

          حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست       که آشنا سخن آشنا نگه دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 10:25 |

حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات امسال موجب بروز تنش در این نمایشگاه شد.

وبلاگ خورشید عالم تاب: این حرکت ناپسند را به شدت محکوم میکنیم؛اما خوب شما فقط یکطرف قضیه را میبینید،چرا اینطور با همچین شخصیتی رفتار شد؟؟؟ تا حالا هم خدا با آقای کروبی بوده اند که محاکمه نشده اند(ماجرای کهریزک،اغتشاشات و...)حالا باز هم برای 13 آبان نقشه بکشید(جنبش سبزچرا باعث دو دستگی و نفاق در جامعه اسلامی میشوید؟؟؟

آیا قبلاً هم با چنین شخصیتی به این شکل برخورد میشد؟؟؟

(وظیفه ما اطلاع رسانی است)

«وَ اعتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاًوَ لا تَفَرَّقُوا، همگی چنگ به وسیله الهی بزنید و پراکنده نشوید.»


كروبي با شعار مرگ بر منافق بدرقه شد

خبرگزاري فارس: مهدي كروبي كانديداي شكست خورده انتخابات رياست جمهوري هنگام ورود به نمايشگاه مطبوعات در جمع تعدادي از هواداران خود قرار گرفت اما پس از مدت كوتاهي مردم با شعار مرگ بر منافق و شعارهايي از اين قبيل او را وادار به خروج از نمايشگاه كردند. تصاوير حاكي از به كارگيري سلاح براي پراكنده ساختن مردم توسط محافظان كروبي است.

(بقیه عکس ها+اخبار تکمیلی و ویدئو در ادامه مطلب...)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مخلوق در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 21:1 |

قصد از نوشتن این پست این بود که بگیم بچه های دانشگاه تهران همشون سیاسی نیستن. بینشون آدمهای اهل دل زیاد پیدا میشه.


قسمت شد امشب که شب جمعه باشه بریم بهشت زهرا دعای کمیل و زیارت شهدا به همراه مداحی حاج سعید حدادیان. حالا جدای از اینکه رفتیم سر مزار ۷۲ تن از شهدای دولت رجایی و شهید بهشتی و باهنر و بعد از اونجا رفتیم سر مزار شهید چمران و نماز جماعت و شروع دعای کمیل و ...

نمیخواستم سیاسی باشه ولی شد.

حاج سعید مابین دعای کمیل میگفتن که بچه های جبهه هیچ قانون اساسی رو نگاه نکرده بودند و تو هیچ کتابی دنبال دایره اختیارات ولی فقیه نگشته بودند. ولی وقتی ازشون می پرسیدی که بخاطر چی اومدی؟ جبهه میگفتن: به عشق ولایت فقیه به عشق امام

حالا کجا رفت اون حب ولایت فقیه؟

خطاب به ما می گفتند: چرا توی کوی دانشگاه امسال این اتفاقات افتاد؟ چرا قبح توهین به ولایت فقیه شکسته شد؟ چرا ما با وجود این همه اهانت هنوز داریم توی کوی قدم می زنیم و راه می ریم؟

و اون موقع بود که از خودم خجالت کشیدم. خجالت کشیدم برای اینکه دارم شب و روز جایی زندگی می کنم و قدم برمی دارم که همه جوره دارن ولی فقیه رو زیر سوال می برن. توهین های پی در پی و ... و ما داریم کنارشون زندگی می کنیم و عین خیالمونم نیست.

آخرش دعا کردیم که خود شهدا به این آشوبگران و خراب کاران نظم و وحدت کشورمون سیلی بزنند.

انشاالله 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 0:34 |