تبليغاتX
خورشید عالم تاب
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست/ این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست.    وبلاگ خورشید عالمتاب فرا رسیدن ایام عزای حسینی را به همه دلسوختگان و محبان اهل بیت(ع) تسلیت عرض می کند.  آجرک الله یا بقیه الله  

چند سال پیش با بچه های بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد واحد زنجان به مناطق جنگی خوزستان سفر کردیم. وقتی به دزفول رسیدیم چشم های بچه های شمالی از فرط تعجب پاره شد! منظره ای که دیدند درختان سربه فلک کشیده و انبوه کنار (konar) و آکالیپتوس بود! فکر میکردند همه خوزستان منطقه جنگی است! فکر می کردند خوزستان همه اش خاک و خل است همشه اش خاکریز است! (تقصیر صدا و سیماست) نمی دانستند که خوزستان بعد از جنگ چقدر پیشرفت کرده است! شاید خیلی از ایرانیان نمی دانند اهواز چه شکلی است! لذا این شد که من و عطار تصمیم گرفتیم تا در شهر خورشید عالمتاب گشتی بزنیم و عکس یادگاری بگیریم. شاید دوستان هم وبلاگی تشریف آورند و از نزدیک ملاقاتشان کردیم!

من و عطار


پانوشت:

  1. اینجا گرگان و رشت و چالوس نیست! اینجا اهواز است! شهر خورشید عالمتاب! اینجا جنگل های گیلان نیست! اینجا شهر آفتاب است! شهر مردمان خونگرم! عاشق! و دلسوخته!
  2. کنار برای خوزستانی ها درخت مقدسیه! (سید درختان)! کنار همون سدره! همون سدری که در قرآن اسمش اومده! کنار درختی است بهشتی! میوه کنار خیلی خوشمزه و شیرینه! مردم خوزستان از پودر برگ آن یه نوع شامپو درست می کنن که خیلی شوینده مفیدیه! در انتهای عکس میتونید این درخت رو ببینید! کنار سالی 2 بار میوه میده!
  3. انشاء الله بعد عکس های دیگه ای رو هم براتون نمایش میدیم! تا دیگر مناطق خوزستان رو هم از توی اتاق خودتون توی شهر خودتون ببینید! فرق این عکس ها با عکس های دیگری که توی رسانه ها و خبرگذاری ها و سایت ها است اینه که محصول تلاش نویسندگان وبلاگه!
  4. خوشا اهواز و وصف بی مثالش     خوشا خرمشهر و خرماهای کالش                                        خوشا باغ پر از نخل و کنارش        خوشا خورشید عالمتاب و داغش
  5. بقیه عکس ها رو در ادامه مطلب نگاه کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 و ساعت 12:40 |

سلام سلام سلام

بعد از مدت ها اومدم تا اینکه هم حضور خودمو اعلام کنم و بگم هنوز هستم و نیز ۲ مطلب را به عرض شما خوانندگان وبلاگ برسونم.


اول اینکه ولادت حضرت معصومه (س) و روز قشنگ دختره (یکم دیره ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است) که به تمام خوانندگان دختر وبلاگ تبریک میگم.

و دوم اینکه ۱۳ آبان  قراره خبرهایی بشه. خبرهایی از نوع سبز. و من با مطلب جدید و عکس های جدید در خدمتتون خواهم بود.

تا اون موقع حق نگه دارتون 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 23:11 |

سلام.

واقعاً متاسفم برای افکار پلیدی که این جنبش همواره با خود به همراه داشته است،زیرا که با این اعمال ناپسند و پلید خود؛بیشتر ذات ملعون خویش را نمایان می کنند...سپاه اراده کند این گروهک ناچیز را از صحنه ی روزگار محو خواهد کرد(مطمئن باشید)





مرگ بر هر چی تروریسته>>>>>

از اول تا آخـــــــــــــر بیانیه ای که صادر کردند،دروغ اســـــــــــــــــــــــــــــــــت



(برای شادی روح شهیدان گرانقدر این مرز و بوم صلوات)

بیانیه جدید گروهک تروریستی جندالله را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مخلوق در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 10:44 |
ببینید آنهایی که نمی خواهند در کشور ایران امنیت و برادری باشد چطور خون مردان خدا را به زمین می ریزند.......!

به خبر زیر توجه کنید!

جمعي از فرماندهان سپاه به مقام شهادت نائل شدند

خبرگزاري فارس: سردار شوشتري جانشين فرمانده زميني سپاه و برخي ديگر از فرماندهان سپاه در شهر سرباز استان سيستان و بلوچستان به مقام شهادت نائل شدند.

خدا لعنت کند منافقان را که چشم دیدن اتحاد و برادری در ایران را ندارند


پانوشت:

  1. این عزیزان برای ایجاد اتحاد بین سران قبایل و عشایر مرز نشین به سیستان و بلوچستان سفر کرده بودند که امروز صبح هدف حمله تروریستی قرار گرفتند و به شهادت رسیدند!
  2. به کوری چشم دشمنان در اهواز هم این جلسه با موفقیت بین سران و ریش سفیدان و شیخ های عرب و لر برگذار شد که با موفقیت به پایان رسید!
  3. انا لله و انا الیه راجعون
  4. کمتر کسانی قیمت واقعی این مردان خدا را می دانند!
  5. با عشق حسین ما زنده شویم                  چون زنده شویم پاینده شویم

          پیمانه هرکه پر شود می میرد                    پیمانه ما که پر شود زنده شویم

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 13:38 |
بسیجی ام و به امید ظهور پنجره ام

و بازمانده نسل هزار حنجره ام

هنوز عهد و مرامی و جان نیمه تمامی که داشتم را دارم

به همرهان که جفا می کنند می گویم

که تا به چشمه نور حیات روزنه ایست .....

تمام بود و نبودم و بند بند وجودم فدای خامنه ایست ....


پانوشت:

  1. گفتم وسط بحث های من و بردیا یه شعری خونده باشم تا یه کم نفسم چاق بشه! البته بحث کردن منو از پا ننداخته! هیچ وقت هم نخواهد انداخت!
  2. هرچند به مذاق بردیا خوش نمیاد! می دونم! ولی چون وبلاگ خورشید عالمتاب متعلق به همس باید مراتب ذائقه خواننده های وبلاگ رو رعایت می کردیم!
  3. آب دریا را اگر نتوان کشید            هم به قدر تشنگی باید چشید
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 15:31 |

سوار بر ماشین از پل قدیم دزفول رد میشد. هوا هنوز گرم و شرجی بود و خنکای آب زلال و زیبای رود دز هر مسافر و غریبه ایی را به خود می خواند و نعمت الله چشم به امواج دز دوخته بود که ناگهان فریاد زد نگه دار.!! نگه دار..!!! و هنوز ماشین از حرکت باز نایستاده بود که نعمت لله پایین پرید و خود را به نرده های پل رساند و از بالای پل وسط امواج خروشان که با سرعت تمام به دهانه دز می ریخت پرید..

وسط امواج دو نفر بالا و پایین می شدند و دست به گریبان مرگ بودند و فریاد استمدادشان همه جوانانی را که در کنار رودخانه شنا می کردند میخکوب کرده بود. یکی در حال غرق شدن و دیگری با شنای نصفه نیمه می کوشید او را به سمت ساحل بکشاند. اما تلاش ها بی نتیجه  و امواج پیچان رودخانه نمی خواست طعمه های خود را رها سازد..

نعمت الله داد آفرید امواج را می شکافت و به سمت آنان می رفت. جریان شدید آب مانع از این می شد که غریبه ایی به داد آنها برسد، آن دو خسته و بی رمق خود را به امواج سپرده بودند و فقط هر از چند فریادی خفه و گنگ از آنها به گوش می رسید..

امواج تند و بی رحم آب  دست غریبه را از دست دوستش جدا کرد و به سمت دهانه رود می برد. او مثل تکه سنگی رها شده زیر آب گم شد و حالا فریاد نفر دوم بود که از نعمت الله که نمی شناختش  کمک می خواست..

این بار بازوان توانمند و اراده استوار نعمت الله  بر امواج چیره شد و جوان غریبه که بعدا معلوم شد از شهری دور برای خرید نان خشک در دزفول مشغول به کار بود را از چنگ گرداب رودخانه بیرون کشید و بلافاصله در عین خستگی  و با اینکه جراحات تیر و ترکش دوران دفاع مقدس او را آزار می داد برای نجات جوان دومی خود را به امواج سپرد اما او که خود را در چنگال مرگ می دید دستانش را به دور گردن نعمت الله حلقه کرد و توانست خود را از امواج بی رحم رودخانه نجات دهد.

 واینک نعمت الله که با ایثار و از خود گذشتگی جان دو جوان را نجات داده بود خود، در اوج خستگی گرفتار گرداب و امواج خروشان رودخانه شده بود و صفحه پایانی زندگیش در میان امواج رقم خورد.

آن روز که غواصان، همرزمان و دوستان دیرینه اش، پیکر پاک نعمت الله داد آفرید (لحافچی) را روی شنهای ساحل دز گذاشتند بغض فرو خورده آنان ترکید. هیچ کس باور نمی کرد فرمانده گروهان رزم در جبهه های نبرد و مربی غواص و نجات غریق، معلم فداکار و انسان دریا دل و با صفایی به نام نعمت الله داد آفرید اینگونه شگفت ، به دیدار پروردگارش راه یابد.

و خیلی ها نمی دانستند دو نوجوانی که  اینگونه بی تابی می کنند و بابا گویان اشک می ریزند فرزندان شهیدی بودند که نعمت الله سرپرستی آنان را به عهده گرفته بود و با خورشید محبت وجود خود آنان را رشد و بالندگی می داد و حتی به خاطر فرزندان شهید، نام خانوادگی خود را تغییر داد تا همنام پدر شهید شان باشد.

آری آن دو نوجوان برای دومین بار شاهد پرواز پدر بودند، یک بار آنگاه که خردسال بودند و پدرشان با خدا معامله کرد و بار دیگر . . .

اکنون که با چشمان خود پرواز بابا نعمت را مشاهده کردند،، بابایی که تمام عمر در امواج ابتلای الهی غوطه ور بود و اینک نیز چه خوب امتحان داد و با خدا معامله کرد.

خدایش با شهیدان محشورش کند.... 

ان شاء لله ...  

+ نوشته شده توسط عطار در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 و ساعت 21:56 |
برادر عزیزم! بردیا جان!

در ابتدا شهادت جانگداز امام جعفر صادق(ع) رو به همه دوستان

و محبان اهل بیت تسلیت عرض می کنم!

آجرک الله یا بقیه الله ....

  1. در مورد سازمان های جاسوسی موساد و سیا و رسانه های خبری مثل BBC بحث زیادی ندارم. گفتی به هم چه ربطی دارن؟ خدمت شما عارضم که ربط این دو بسی مستقیم است! به بیان دیگر رسانه ها در خدمت سازمان های جاسوسی هستند! چطور اینها به هم ربطی ندارن؟ در دنیای توسعه یافته امروزی قوی ترین جاسوسان دنیا فقط از روی اخبار رسانه ها قوی ترین تحلیل ها و برنامه ریزی ها رو انجام میدن! می تونی کتاب " شکار جاسوس" رو بخونی که خاطرات یک مقام ارشد در سازمان جاسوسی کشور انگلیسه (اسمشو یادم رفت) ...! این کتاب مال دهه 1950 تا اگه اشتباه نکنم 1980 میلادیه! الان که دنیا خیلی پیشرفت کرده! اگر کمی بیشتر دقت کنی هماهنگی جوامع خبری و جاسوسی رو به وضوح خواهی دید! حالا با این وضع سوال من یه نکته داشت! چرا خبرنگاران و روزنامه نگاران اصلاح طلب بعد از ضربه زدن به نظام سر از سازمان های خبری آمریکا و انگلیس در میارن؟؟ چرا سر از کشورهای آسیای شرقی در نمیارن؟ جواب این سوال خیلی روشنه .....
  2. اما گفتی: تقصیر ماست که این خبرنگارا فرار می کنن! در اصل منظورت این بود که ما اونا رو فراری میدیم! به نظر تو اگه ابن عباس (یکی از سرداران بزرگ سپاه امام حسن) از توی اردوگاه جنگی امام حسن(ع) به سپاه معاویه پناهنده شد تقصیر امام حسن بود؟؟؟؟ این چه استدلالیه که تو میکنی؟ چرا تو خودفروختگی و نوکر مئابی اینا رو به پای نظام می نویسی؟؟؟ البته نظر من اینه که این افراد خریداری شده توسط دشمنان ضعیف النفس هستند و با فقدان خدا مواجهند! با استدلالی که تو کردی می توانیم بگوییم وجود منافقین در جامعه اسلامی (زمان صدر اسلام) ناشی از عملکرد غلط پیغمبر و بقیه ائمه بوده! بردیا قضاوت کن ......!


پانوشت:

  1. ولایت چیست؟ در خون غوطه خوردن              کلید سینه بر مولا سپردن
  2. از جناب محبوب بسیار تشکر میکنم که در بحث های ما به طور فعال شرکت می کنن! قلمت کوبنده بادا!
  3. جناب بردیا! شما که ترجمه قرآن رو یک بار از اول تا ته خوندی ..... توی قرآن نوشته در زمین سیر کنید و از تاریخ و گذشته عبرت بگیرید! " فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبت المکذبین ..." (سوره آل عمران آیه ۱۳۷ در سوره نحل هم تاکید شده است آیه ۳۶)
  4. روزی خواهد رسید که انتقام داغی رو که منافقین بر سینه خانوم فاطمه زهرا نشاندند از آنها بگیریم. و آن روز چقدر سخت خواهد بود برایشان...
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 8:23 |

سلامی چو بوی خوش هجمه های فراوان...

شاهد یو طرف منی یا سهراب...

حالا که هر کی به هرکیه و یه نفر خودشو منجی ایران میدونه ، بی بی سی و صدای آمریکا خودشونو طرفدار مردم ایران میدونن و یکی با بنیاد سورس واسه انقلاب مخملی حرف میزنه بعد میزته زیرش و مملکت گل و بلبل و آخرین حرکت جالب که اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما و مسائلی از این دست،،، یو گیر دادی به اینکه سهراب منو دوست خوبش میدونه یا...؟؟؟؟

چرا ندونه..؟؟؟

مگه خودش نگفت ((( مادری دارم بهتر از برگ درخت ، دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکیست))))

خدا و مادر سهراب که معلومه ولی دوستانش که بهتر از آب روانن رو که اسم نبرده که...

 اون روز که داشت این شعر رو میگفت من پیشش نشسته بودم به من گفت عطار می خوای اسم تو رو بنویسم گفتم نه سهراب دمت گرم واسه ما دردسر درست نکن گفت پس چی بنویسم که در خور جایگاه دوستی مثل تو باشه ....  نگاه اون جوی آبی که منو سهراب همیشه اونجا میرفتیم کردم و برگ چناری که تو دستم بود رو توی آب انداختم و آب برگ رو با خودش برد ،،، یدفه سهراب گفت عطار من مثل این برگم که توی وجود تو غرق شدم،، قلمشو دست گرفتو گفت همین خیلی قشنگه ((دوستی بهتر از آب روان)) گفتم سهراب ننویس دوستی بنویس دوستانی تا هر کی بخواد خودشو دوست تو بدونه،، بعدش سهراب گفت عطار تو چه روح بزرگی داری... و سهراب شعرش رو نوشت..

دوستانی بهتر از آب روان

داستان به اینجا ختم نمیشه ،،، وقتی من میخواستم برم  پامو زدم به آب و آب گل شد،، سهراب گفت  (((عطار آب را گل نکن ، در فرو دست انگار کفتری می خورد آب . . . . ))) بش گفتم اینم شعر زیباییه ولی عطار رو از اولش حذف کن...

خلاصه شاهد اگه من نبودم نمیدونم سوژه های سهراب چطوری جفت و جور میشد.....

 

آقا مجید گل،، اینایی رو که شما گفتی درست، ولی وقتی روزنامه های اصلاح طلب برعلیه انرژی هسته ای ما تبلیغات گسترده راه می اندازند باعث میشه تا ما مسائل حزبی رو با ملی قاطی کنیم...؟؟؟

ببخشید ببخشید ولی شما شدی مثل اون آدمی که از خونش دزدی کردن بعد واسه برگشت اموالش میره دزدی،، وقتی بش چرا دزدی میکنی میگه خوب از من دزدی شده غافل از اینکه قانون دزد رو مجرم میدونه حالا چه ازش دزدی کرده باشن چه دزدی نکرده باشن...

آقا مجید اشتباه یه طرف نباید باعث بشه ما هم به اشتباه بیفتیم و گرنه جفت یه طرفیم و هیچ فرقی با هم نمیکنیم...

من هم اعتقاد دارم حرف های احمدی ملیه.. ولی من میگم این بحث ملی نباید چماق شه تو سر طرف دیگه و گرنه ما فرقمون با آقای موسوی که از هولوکاست که یه بحث ملیه دفاع کرد یا اون شعار ها تو روز قدس که یه روز مذهبی__ ملیه دادن چیه...؟؟؟

این مسائلی رو که آخرش به من و بردیا گفته بودی اینا خیانته اشتباه نیست ولی شما یه اشتباه کوچولو کردی نه خیانتی به اندازه اینا دادا....

من خلاصه گفتم میتونید روش فک کنید

یک ساعت تفکر بهتر از هزار سال عبادت است...  ولی تفکر هان

یه مطلب دیگه کسی میدونه این (( ...بزرگه)) کیه ..؟؟؟

کامنت گذاشته میگه منو میشناسید... چی بش بگم..؟؟؟ هر چی شما بگید من بش میگم...

 

 

ساقی ار باده از این دست بجام اندازد .....  عارفان را همه در شرب مدام اندازد.

زاهد خام که انکار می و جام کند     .....  پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد.

+ نوشته شده توسط عطار در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 11:8 |

۱۵ مهر احمدی نژاد با لری کینگ یه مصاحبه داشت که هرچقدر لری کینگ سعی کرد تا احمدی نژاد رو مغلوب کنه یا اونو به چلش بندازه نه تنها موفق نشد بلکه مغلوب استدلال های قوی و نافذ احمدی نژاد شد!! اما برادرم عطار سوال کرده که این کار حزبیه یا ملی؟؟؟؟ برادرم عطار یک سوال از شما دارم: وقتی روزنامه های اصلاح طلب برعلیه انرژی هسته ای ما تبلیغات گسترده راه می اندازند این قضیه حزبیه یا ملی؟

چرا که ملی نباشه؟؟؟ طرف مقابل آقای رئیس جمهور یک خبرنگار خارجیه! که دائم سعی می کنه تا برعلیه دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی تبلیغات منفی کنه! در حقیقت لری کینگ دائما سعی می کنه تا در صحبت های رئیس جمهور منتخب ایران مطلبی را پیدا کنه تا بر علیه منافع نظام جمهوری اسلامی تلبلیغ کنه! حالا دفاع رئیس جمهور از منافع کشور ایران اسلامی عزیز ملیه یا حزبی؟ دفاع و حمایت از امنیت در کشور ما حزبیه یا ملی؟ وجود اتحاد و همبستگی بین رهبری و رئیس جمهور حزبیه یا ملی؟ برگزاری مانورهای قدرت توسط سپاه و ارتش در کشور ما به عنوان عامل بازدارنده در مقابل تهدیدات نظامی از طرف دشمنان ایران عزیز حزبیه یا ملی؟ تلاش برای دستیابی به انرژی هسته ای برای صنعت پیشرفت و توسعه حزبیه یا ملی؟

برادرم عطار و برادرم بردیا! من هم سوال دارم! که دوست دارم بعضیا به من جواب بدن! ارتباط بعضی آقایان با سفارت انگلیس در تهران و همکاری مستقیم اونا با اون سفارت حزبیه یا ملی؟ ارتباط مستقیم بعضی آقایان با بنیاد سوروس و بنیاد راگفلر و غیره و ذالک برای براندازی نظام حزبیه یا ملی؟ حضور کارمندان محلی سفارت انگلیس و فرانسه در شورش های خیابانی و اغتشاشات حزبیه یا ملی؟ ابراز نگرانی مقامات بلند پایه آمریکا و اروپا در مورد دستگیری بعضیها حزبیه یا ملی؟؟؟ چرا هر وقت یه روزنامه نگار زنجیره ای و اصلاحاتی بعد از کلی ضربه زدن به آبروی نظام فرار میکنه سر از سازمان سیا و موساد و بی بی سی و پناهندگی به آمریکا و غرب درمیاره؟! اینا حزبیه یا ملی؟


پانوشت:

  1. هرکه را کاو دور ماند از اصل خویش         بازجوید روزگار وصل خویش
  2. من برادرم عطار رو در کنار برادرم بردیا گذاشتم و دو طیف فکری رو به قضاوت نهادم! نه اینکه این دو را یک جریان سیاسی فرض کردم! البته هر دو ایرانی هستند و شکی نیست که منافع ایران عزیز براشون مهمتر از جریانات حزبی و گروهیه!
  3. به ملازمان سلطان که رساند این دعا را                  که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را       ز رقیب دیو سیرت به خدای خود پناهم                     مگر آن شهاب ثاقب مدید دهد خدا را
  4. امشب شب سه شنبه است برای غافلگیری اموات بلند صلوات
  5. تعجیل در امر فرج باز هم صلوات.
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 6:41 |

زیبا سلام...

زیبا هوای حوصله ابریست  چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا...

زیبا...

            زیبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد

                     از من مگیر چشم، دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد...

        یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دلها معنا شود...

 یادم بده چگونه نگاهت کنم که طرّی بالایت در تندباد عشق دنلرزد...

زیبا...

            زیبا آنگونه عاشقم  که حرمت مجنون را احساس میکنم

            آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم

            آنگونه عاشقم که هر ‌نفسم شعر است

 زیبا،

               چشم تو شعر، چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چشم تو هستم...

 

 زیبا...

              زیبا کنار حوصله ام بنشین. بنشین مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره عشق

بنشان مرا به منظره باران                                                                                                                 

بنشان مرا به منظره رویش

من  سبز می شوم...

 

زیبا تمام حرف دلم این است:        

من عشق را به نام تو آغاز کردم،

در هر کجای عشق که هستی آغاز کن مرا...

 اثری از دوست خوبم          سهراب سپهری

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 9:20 |

سلام...

انقد کار دارم که خدا شاهده اگه 2 دقیقه وقت داشته باشم می خوابم،، ولی امروز بعد از چند وقت یه سری به وبلاگ زدم دیدم ماشالله چه رونقی گرفته،، همونجا دعا کردم خدایا به همون کمک کن هم راه راست رو پیدا کنیم اگر پیدا نکردیم تو راه کج را بسوی ما راست بفرما...

کامنت ها و نظرات رو که می خوندم یه سه چار نکته بود که ذهنمو مشغول کرد البته نکات مهمی بود که دارم وقت می ذارم ((( این می ذارم نمی دونم درسته یا نه که از بردیا خواهش میکنم زحمتشو بکشه....  سلام بردیا خانم حال یو خوبه گردنتون سر جاشه.....!!!!!!!!)))

نکاتو به اختصار میگم خودتون روش فک کنید... ممنون

1-     چون یه علاقه خاص مجازی به بردیا دارم می خوام بگم آآآآآآآآآآآی ی ی ی ی ی ی نفس کش کیه می خواد گردن بردیا رو قطع کنه....    بردیا از قدیم گفتن (( فحش بچه باد هواست،،، فحش پیر زن صلوات))

خود من تو دوران دانشجویی از طرف رفیقام بالای 100000 بار به تجاوز تهدید شدم،، چی شد؟؟؟ آخرش به خوبی و خوشی فارغ التحصیل شدیم و برگشتیم خونه نه تجاوزی شد نه چیزی....

یو خودتو زیاد ناراحت نکن.... یاد یه شعری از خواجه ی شیرازی افتادم که میگه   

(((..تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست  ....  راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش..)))

 

2-     آقا مجید معذرت می خوام اینی که الان احمدی نژاد این جوری حرف زده یه قضیه حزبیه یا ملی...؟؟؟ (((( سوالی بود))))...

یه جور دیگه مطرح می کنم که ملموس باشه... همه می دونن که من پرسپولیسیم،، اگه از من سوال کنید که توی مسابقات لیگ دوس دارید استقلال ببره یا مثلا سایپا،، قطعا میگم سایپا چون از استقلال اصلا خوشم نمیاد ولی اگه همین استقلال توی جام باشگاهای آسیا با سامسونگ ژاپن یا الهلال عربستان که از قویترین تیم های آسیا هستن بازی کنه با تمام وجود استقلال رو واسه برد تشویق می کنم،،،،

حالا اینجا،،، شما یه طوری مطلب نوشتی انگار واسه گروه اقلیتی که تو انتخابات بوده یکی دیگه باید بره تو سازمان ملل یا یکی دیگه باید بره با CNN و . . . مصاحبه کنه.. من فک میکنم اولا ما رو خیلی جو گرفته ثانیا اگه ما خودمون رو ولایت مدار می دونیم مگه نگفتن که الان دیگه اتحاد و برادری و اینا،،، یا ما نباید ادعا کنیم یا اگه ادعا می کنیم باید پاش وایسم...  آقا پاش وایسادن هم خیلی سخته...!!!

3-     این نکته مهمترین نکته اس،،، در مورد یه آقایی بود که فحشو به همه کشیده بود... اسمشو یادم رفت.. بالاخره این جور آدما هم هستن نمیشه ندید گرفت ولی یه حرفی زده بود که جای تامل داشت....

گفته بود اگه اونا نماز نمی خونن به تو چه...!!

درسته نماز یه چیز شخصیه می خواهی بخون میخوای نخون،،((( این که مهمترین واجب دینمونه فعلا به کنار)))

می خوام با چند تا مثال قضیه رو روشن کنم...

مسواک زدن ، زدن موهای زائد بدن ، حمام کردن ، شستن خودمون بعد از دستشویی ، شستن دست و صورت بعد از بیدار شدن از خواب ، شستن دستها واسه غذا خوردن ، شستن جورابها ، و هزار مثال دیگه

به نظر شما این کارهای کاملا شخصی اگه رعایت نشه چه باز تابی توی فرد و مخصوصا جامعه داره..؟؟؟

رعایت نکردن مسائل بالا توسط یه فرد نتیجه اش کاملا ملوسه مثال اگه یه نفری 3 روز دیر بره حمام یا 2 روز مسواک نزنه با جوراباشو نشوره یا هر چیز دیگه ،،، در برخورد اول با کسی که مسواک نزده میتونیم متوجه بشیم که این آقا مسواک نزده و سریع با اون حرف زدن رو تموم میکنیم... میدونید چرا..؟؟؟؟ چون دهنش بو میده..

حالا اگه شما بهش بگید که دهنت بو میده چه انتظاری از فرد دارید..؟؟ تشکر یا توهین..؟؟

اگه بگه مرسی که گوشزد کردید و من سعی میکنم این مورد رو رفع کنم ،، بهتره،، یا بیاد به شما بگه آقا دهن منه دوس دارم بو بده اگه ناراحتی با یکی که دهنش بو نمی ده حرف بزن و مخصوصا اینکه بگه مسواک زدن یه امر شخصیه...؟؟؟

ببینید من نماز خوندنو تا مسواک زدن پایین آوردم که ملموس بشه در صورتی که خدا تو قرآن میگه

(( همانا تنها نماز است که انسان را از فحشا و منکر باز می دارد و ذکر خدا بالاترین ذکرهاست))

بردیا اینو تو ترجمه قرآن خوندید یا نه..؟؟؟

این همون ترجمه آیه معروف ((ان الصلاة تنها علی الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر))

ولی میدونید چرا قبول نمی کنن چون روح آدمی مثل دهن بو نمیگیره و چون نمی بینن باور ندارن و ما متاسفانه شدیم مثل مردمان گذشته که میگفتن تا چیزی رو نبینیم باور نمی کنیم...

درسته می دونم الان دارید چه فکری میکنید.. حتما دارید میگید اونایی که نماز خوندن رو نگاه کن چرا اونا از فحشا و منکر مبرا نیستن..؟؟؟  درسته،،، نماز خوندن به تنهایی هم کافی نیست باید اراده آدمی هم باشه ولی اشتباه نکنید بگید ما اراده داریم پس نماز نخونیم که میشید همون گروه قبلی که نما زمیخونن ولی اراده درست شده ندارن

،،، اینا به قول همه که میگن 2 بال یه پرندن...

رو این موضوع فک کنید،،  ((( جنبه های فردی و اجتماعی نماز،،))) به خدا وقت ندارم  و گرنه کامل توضیح میدادم..

رو اینم فک کنید....   چرا تو ادیان مختلف ((اسلام ، مسیحی، زرتشتی ، و. . . )) جاهایی هست واسه به جماعت انجام دادن اعمال دینیشون..؟؟؟  مثل مسجد ، کلیسا ، و . .

من این 3 مورد رو به اختصار گفتم خودتون بیشتر   روشون فکر کنید...

          یه SMS واسم اومد گفتم خیلی جالب بود به شما هم میگم شما هم بخندید ولی اگه کسی گفت قدیمی بود یا تکراری حالشو میگیرم...

((( یه یارویی میره مشهد میگه یا امام رضا تو که ضامن آهو شدی چی میشه ضامن منه یابو هم بشی....)))

ایشالا که دست همه ما رو با هر گرایش سیاسی که  هستیم بگیرن

یه توصیه هم داشتم اینکه ((( یه فیلم هست ((فرار از زندان)) سعی کنید ببینیدش من که دیدمش خیلی جالب بود)))

 

یا علی                              

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 9:8 |

۱) نکته اول اینکه: دیروز مصاحبه اختصاصی خبرنگار مشهور (اسمش رو یادم رفت) با احمدی نژاد رو نگاه می کردم! تمام سعی خبرنگار این بود که احمدی نژاد رو در دام کلمات گیر بندازه! اما احمدی نژاد با زیرکی تمام جواب خبرنگار رو می داد! تا اینکه بالاخره بحث دمکراسی شد .... خیلی جالب بود! خبرنگار می خواست با طرح این سوال (برخورد با اغتشاشات اخیر) دمکراسی ایران رو زیر سوال ببره اما بدجوری رو دست خورد .... احمدی نژاد گفت: آمریکا مدعی دمکراسیه .... دمکراسی یعنی اکثریت ..... اکثریت به احمدی نژاد رای دادند ...... پس چرا آمریکا از اقلیت دقاع میکنه؟؟؟؟؟؟  خبرنگار وقتی دید مقهور هنرنمایی کلامی احمدی نژاد شده جز خندیدن چاره اغی دیگه نداشت .....

۲) انتقاد کردن خیلی راحته! اما مهم سواد جواب دادنه!!! به یکی از دوستام که خیلی مدعی انتقاد کردن بود پیشنهاد دادم چرا برای خودت یه وبلاگ درست نمی کنی؟؟ خیلی جواب قشنگی داد ...

گفت: من فقط بلدم انتقاد کنم ..... اما اگر کسی از من سوال پرسید بلد نیستم جواب بدهم. من هم در جوابش گفتم : خسته نباشید.

انتقاد کردن خیلی راحته!  ببینید: چرا آسفالت خیابون خرابه؟؟  چرا دل بعضیا کبابه؟ جای آشغالا تو آبه؟ چرا مرغ همسایه غازه؟ چرا جیب شلوار تو درازه؟؟؟ چرا دماغ بعضیا سوخته است؟؟؟ چرا تن بعضیا کوفته است؟؟؟ چرا زیپ شلوارت دوخته است؟


پانوشت:

  1. دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم؟       ترسد که ظلمی را زند در حق مظلومی رقم
  2. اون انتقادات رو از خودم در و کردم!!!
  3. خوب بید؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 14:43 |
۱) جناب بردیای عزیز!!! وجود پایگاه های بسیج در مساجد سراسر کشور یک ضرورت استراتژیک است!!!

بقیشو در دامه مطلب بخون


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 13:5 |
شعبان بی مخ از توی قبر:   سه شنبه 14 مهر1388 ساعت: 16:39

آقا یعنی چه آقا چرا توهین می کونی. ما هم واس خودمون یه مرام و مسلکی داشتیم. خدا رو خوش نمی یاد ما رو با این بی مرام مقایسه کونی. به جون شوما نباشه به جون ننمون تنمون تو قبر لرزید وقتی خبر این تشابه رعب انگیز رو شنفتیم.
آبجی بی خیال. کوتا بیا

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 20:41 |

سلام یه لینک در مورد اتفاقات مسجد لولاگر و حمله آغتشاشگران به این مسجد رو برات میذارم تا بهش مراجعه کنی.

http://saharnews.ir/view-7363.html

این اظهاررات فرمانده سپاه محمد رسول الله تهرانه!

میتونی ادامه مطالب رو از وبلاگ خودم هم بخونی

وي ادامه داد: يكي از اغتشاشگران از دكل مخابرات بالا آمد تا به اسلحه خانه حمله كند اما براساس قوانين نظامي كشور هر كس به يك پايگاه نظامي براي تسخير و غارت سلاح‌هاي آن حمله كند بايد به او شليك كرد. عراقي تصريح كرد: اين پايگاه داراي صدها قبضه اسلحه بود و از من پرسيدند چه كار كنيم من گفتم كه از اين مكان نبايد اسلحه خارج شود، چون اگر اين اسلحه‌ها به دست اين افراد مي‌افتاد جنگ خياباني شديدي آغاز مي‌شد و معلوم نبود كه چه اتفاقي خواهد افتاد. وي افزود: هرچه اخطار كرديم كه اين افراد عقب بروند، گوش نكردند، تا اينكه فردي كه قصد داشت از دكل مخابرات وارد اسلحه خانه شود را با تير زدند و افتاد، رسانه‌هاي بيگانه نيز آمدند آن لحظه‌اي كه تيراندازي مي‌شود را به خورد مردم جهان دادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 0:22 |

میشه سوال کنیم فرق میرحسین موسوی با شعبان بی مخ چیه؟؟؟

شعبان بی مخ

شعبان بی مخ با دار و دسته اراذل و اوباشش به خیابون می ریخت و همه جا رو تخریب می کرد!!! آتیش می زد! می کشت!!!! مورد حمایت دست های پشت پرده آمریکایی ها و انگلیسی ها بود!! که بعد از انقلاب هم فرار کرد رفت پیش اربابان خودش!!!!

حالا میرحسین هم با دار و دسته خودش (نمی دونم بگم اراذل و اوباش یا نه! چون هیچ کدوم که نماز خون نبودن!! برای تظاهر یک بار اومدن نماز جمعه همه هویت خودشونو لو دادن!! روزه هم نبودن!! چون اون روز کلی روزه خواری کردن!!! بعدش هم ریختند از مسجد گرفته تا بانک و مغازه هموطن خودشونو به آتیش کشیدند و خراب کردن) به خیابون ریخت و همون کاری رو کرد که شعبان بی مخ کرد!! تازه از رسانه های آمریکا و انگلیس هم به طور علنی مورد حمایت تبلیغاتی قرار گرفت!!

میرحسین موسوی

نمی دونم شعبان بی مخ مسجد آتیش زد یا نه؟؟؟؟؟؟ ولی میرحسین این کار رو کرد!!!

آقا جان لطفا توضیح بدید فرق شعبان بی مخ با میرحسین  چیه؟؟

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 13:13 |

بعد از کلی هرشب الله اکبر گفتن توی خوابگاه راس ساعت ۱۰ شب و ماجراهای روز قدس! خبر رسید که قراره روز دوشنبه دو وزیر دولت احمدی نژاد در دانشگاه حضور پیدا کنند. وزیر علوم و بهداشت. طی یک اطلاعیه  ای که از شب قبل در خوابگاه منتشر شده بود: ساعت ۱۰ صبح دانشجویان سبزی (منظورمون تره و تلخون و پیازچه نیست اشتباه نشه یه وقت!) روبه روی کتابخانه ی مرکزی برای تجمع حضور بهم برسانند.

امروز از آن روزهایی بود که انتظامات درب های دانشگاه کنترل شدیدی را اعمال می کردند و غیر دانشجو را راه نمی دادند. بعد از گذشتن از درب و انتظامات و ... وارد محوطه ی دانشگاه شدم.

جمعی که روبان سبز و بادکنک سبز به دست محوطه ی دانشگاه را گز می کردند و از این طرف به آن طرف می رفتند و شعار می دادند:

تجاوز شکنجه دیگر اثر ندارد / ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید باستیم / احمدی احمدی این آخرین پیامه جنبش فتح ایران آماده ی قیامه / دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد. 

در قسمت ورودی تالار علامه امینی چند بنر خوش آمد گویی که مربوط به وزیر علوم و بهداشت بود دیده می شد.

بیرون تالار را که دیدیم خواستیم درون تالار را هم ببینیم که چه خبر است متاسفانه به علت نداشتن کارت دعوت مارا راه ندادند.

محوطه ی دانشگاه خیلی شلوغ بود از استاد تا دانشجو برای تماشا آمده بودند. به صورت تخمینی دانشجویان سبزی ۲۵۰-۲۰۰ نفری بودند. و مابقی تماشاگر و چیزی که محوطه ی دانشگاه را شلوغ کرده بود همین جمع تماشاگر بودند.

برای پیدا کردن یه سایه (چون هوا بس ناجوانمردانه گرم بود) و جای خوبی که بتونم راحت تر جمعیت رو ببینم مجبور شدم جامو عوض کنم . که با یه صحنه ی جالب مواجه شدم جمعی از دختر و پسر بسیجی این طرف مشغول شعار دادن بودند.

آزادی اندیشه با شال سبز نمیشه / سبز شده رنگ ریا مهدی بیا مهدی بیا / مرگ بر ضد ولایت فقیه / مرگ بر دیکتاتور اجنبی / دانشجو حیا کن اغتشاشو رها کن / بازیچه حیا کن دانشگاه رو رها کن / مرگ بر منافق چه داخل چه خارج / دروغ گو دروغ گو ۷۲ کشته کو؟ / سبز فقط سبز نبی رهبر فقط سید علی

و یکی از شعار هایی که واقعا جالب و بجا بود این بود که:

آزادی اندیشه با بادکنک نمیشه

از مسایل حاشیه ای که به چشم می خورد بادکنک بازی سبزها و بالا گرفتن پرچم یا زهرا (س) و یا ابالفضل (ع) بسیجی ها بود.

حدود ساعت ۱۱:۳۰ بود که همگی پراکنده شدند.

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 15:54 |
خاتمي را به فصاحت غزلي گفتم ناب
كه نشانش همه جا و به همه كس بدهد
قيدكردم :نه توشاهي و نه ما شاعر مدح
تا مبادا صله ام جامه اطلس بدهد
كرده بودم به غزل يك دو كَرَت بيدارش
نكند تكيه به او هركس و ناكس بدهد
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 14:4 |
برای بردیا! بردیا جان بخون!!! دروغ پردازی های کسانی رو ببین که شما و دوستانتان را به خاطر دنیا طلبی خودشون به خیابون کشیدند!!! اینها خیلی بیشتر از تو ترجمه قرآن را تا ته خوندن!!!!

جاسوس مشترك موساد و سيا، جزئيات فرار «الف-ش» شاهد ادعايي كروبي از كشور را فاش كرد و گفت سر«س» بايد بر شانه هاي ما باشد.
به گزراش كيهان عليرضا نوري زاده در گفت وگو با تلويزيون روژهه لات اظهار داشت: «آقاي ش گفته است كه من را كروبي از كشور خارج ساخت همچنان كه خانم مريم- ص را يكي از مجريان شبكه صداي آمريكا از ايران خارج ساخته است».
افشاي نقش كروبي در فرار شاهد دروغين وي- درباره ادعاي تجاوز به بازداشت شدگان- در حالي است كه كروبي پس از طرح ادعاي مذكور و دعوت شدن به كميته سه نفره قوه قضائيه جهت توضيح بيشتر و ارائه سند، با مظلوم نمايي ادعا كرد «الف- ش» پس از طرح ماجرا در ديدار با من، مفقود شده و هر بلايي سر وي بيايد، مسئوليتش با دادستاني است(!)
كروبي هنوز به ادعاي نوري زاده واكنشي نشان نداده است اما تحقيقات كميته 3 نفره قوه قضائيه نشان مي داد همزمان با ادعاي كروبي مبني بر مفقود شدن «الف-ش» و بي خبري از وي، محمد داوري سردبير سايت اعتمادملي(سحام نيوز) با «ش» در تماس بوده است.
نامبرده پس از خروج از كشور بلافاصله با راديو فردا به گفت وگو و طرح ادعا-سناريو-ي از پيش نوشته شده پرداخت.
نوري زاده در گفت وگوي خود و در ادامه گزافه گويي هاي 30 سال گذشته ضد انقلاب ورشكسته اظهار داشت: يقين دارم اگر 100 هزار نفر ده شب تظاهرات كنند كار جمهوري اسلامي تمام است.
از اینجا بخون!!
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 13:41 |

بردیای عزیز! عکس هایی که فرستادی عکس های درگیری ها بوده! بالاخره به هر دو طرف خسارت وارد شده! اما یکی در قالب اغتشاشگر خسارت می بیند و دیگری درقالب دفاع از انقلاب و مملکت و مردم خسارت می بیند! از هر دو طرف خون بر زمین ریخته شد! اما خون هایی که در راستای اهداف مستکبران و استعمارگران و پول پرستان به زمین ریخته شد به هدر رفت!! اما خون هایی که برای دفاع از انقلاب و دفاع از ایران اسلامی عزیز به زمین ریخته شد هیچ گاه بدون اجر نخواهد بود!!! ما برای آزادی از خود دفاع کردیم!!! دفاع ما از انقلاب است! از آرمان های امام خمینی!! چقدر زیبا استدلال کرده است آقای احمد توکلی در خطاب به موسوی و خاتمی و کروبی!!!

بردیای عزیز جریان نفاق مدعی پیروی از خط امام است؟؟؟؟ پس خوب دقت کن!!!

بسمه تعالي
برادر محترم جناب آقاي ميرحسين موسوي
برادر محترم جناب آقاي سيد محمد خاتمي
سلام عليكم
در دو سه ماه گذشته، حوادثي گزنده و تلخ بر كشور،انقلاب و مردم رفت كه حرف‌هاي شنيدني و لابد گفتني بسياري پيرامون آن‌ها وجود دارد كه بحث از آن‌ها در حوصله اين مقال نيست. قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم؛ چرا كه از مكاتبه با جناب آقاي كروبي اثر چنداني حاصل نشده است. ولي در روز قدس حوادثي رخ داد و به نام طرفداري از شما شعارهاي داده شد كه خود را ناچار از اين كار ديدم تا وجدان‌تان را در معرض سؤالاتي قرار دهم كه نه به من، بلكه به مردم توضيح دهيد. شما كه همواره به‌درستي گفته‌ايد پرسشگري ازصاحبان و طالبان قدرت امرمقدسي است، طبعا نبايد رنجشي پيدا كنيد؛ بلكه " فان الذكري تنفع المؤمنين " اما نكات قابل عرض:
1. در روز قدس كساني‌كه به حمايت شما اجتماع و راهپيمايي داشتند، و كم هم نبودند، شعار مي‌دادند:
* استقلال، آزادي ، جمهوري ايراني
* نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران
* مرگ بر...

* ما اهل كوفه نيستيم، پشت يزيد بايستيم
اين شعارها حاكي از استراتژي به ظاهر تازه‌اي است كه در سال‌هاي اول انقلاب هم به ميدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم ميدان را خالي كرد.اين استراتژي به وضوح با سه محور اعتقادي و استراتژيك امام در تضاد است. آن بزرگوار حتي در وصيت‌نامه‌شان نيز بر اين محورها تاكيد دارند. آيا امام نفرمود جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد؟ و اين را اساس سياست داخلي نمي شمرد؟ آيا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمايت از فلسطين را يكي از اركان سياست خارجي قرار نداد؟ آيا امام مكررا نفرمود پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟ آيا پردازنده نظريه ولايت فقيه و پايه‌گذار آن نبود؟

تاکید بر بند ۶ : 6. جناب آقاي خاتمي! شما و يا اطرافيان‌تان، زماني نفرينِ "مرگ بر آمريكا " را كه شعار برحق ملت ستمديده ايران بوده است، خشونت‌بار خوانديد. حالا نظرتان در باره شعارِ "مرگ بر ... " چيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 14:21 |
سلام دوباره خدمت جناب بردیا و دوست جدیدمون جناب سبز سبز سبز!

جناب سبز مکرر!

  1. وقتی گفتی سبزها روز قدس رو مال خودشون کردن کلی خندیدم! آخه از وقتی انقلاب شده ما داریم روز قدس راه پیمایی می کنیم نگفتیم روز قدس مال ماست! حالا شما توی خیل عظیم حضور مردم اونم فقط توی یک شهر (تهران) با یک نماد سبز به خیابان اومدید روز قدس رو مال خودتون کردید؟؟؟ چطوری یک روزه صاحب روز قدس شدید؟؟؟ برادر من ماشالا ادعای شما دماغ فیل رو پاره می کنه! جناب سبز مکرر! راه پیمایی روز قدس مخصوص ایرانی ها هم نیست! توی پاکستان و هند و عراق و خیلی کشورهای دیگه هم روز قدس راه پیمایی می کنن! این وظیفه هر مسلمون آزاده ست که علیه ظلم و جور ساکت نشینه و به حمایت از مظلوم قیام کنه!
  2. شما دیر رسیدی یه کم در جریان بحث بین وبلاگ خورشید عالمتاب و بردیا نبودی! من برای بردیا قبلا توضیح دادم! موضوع مقدار فعالیت های اقتصادی نیست! موضوع اینه که چرا ارتش مورد هجوم رسانه های بیگانه و خودفروخته نیست؟ و این درحالیه که ارتش هم مثل سپاه وارد امور اقتصادی و سیاسی شده!  اصلا بحث مقدار فعالیت نیست! شاعر میگه: گفت می بسیار خوردی زان سبب بیخود شدی .......... گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست!
  3. از کجای حرفم فهمیدی من از مراجع بیشتر بلدم؟!! یا کی من این ادعا را کردم؟؟؟؟ من برای بردیا توضیح دادم که مخالفان رفسنجانی مشکلشون با رفسنجانی نبود! بلکه قصد تخریب نظام را داشتند! من این سوال را از بردیا کردم و هیچ وقت به من یک جواب قانع کننده نداد! شما که منتقد هاشمی بودید حالا زیر پرچم هاشمی چه می کنید؟؟؟؟ مگه هاشمی چی شده که حالا توی خیابون ها براش سینه چاک می کنید؟؟؟؟ جناب سبز مکرر! مگه هاشمی عوض شده؟؟؟ البته من در مورد هاشمی با شما حرف های زیادی دارم! از اینکه هاشمی مهره ای نیست که جریان مخالف نظام بتونن بهش اعتماد کنند! هاشمی زیر پای شما رو خیلی زود خالی می کنه! همچنان که شمه هایی از این بی وفایی رو تا حالا دیده اید!!! ما مواضع سیاسی هاشمی رو به راحتی کنترل می کنیم! اما شما چی؟؟؟ به احمدی نژاد هم رای دادیم تا جلوی این دسته از رانت خواران بایسته!  بهتره بیشتر در این باره فکر کنی! و به اخبار و رسانه های دشمن کمتر گوش کنی! چون اونها خیر و صلاح تو رو نمی خوان! ......... اندکی صبر سحر نزدیک است!
  4. بردیا جان! ممنونم از اینکه با کمال متانت و خوب رویی غلط املایی بنده رو گرفتید و تذکر دادید! این نشون دهنده کمال دقت شما در مطالب بنده است!!! اما ای کاش موضوع غلط املایی بود!
  5. جناب سبز مکرر! چقدر قشنگ جملات رو مثل بردیا پی در پی ردیف کردی! اما این دلیل نافذ بودن استدلال شما نیست!  ما معتقدیم علت شکاف بین جامعه کارگزاران و اصلاح طلب ها و خانواده هاشمی هستند! آن هم به علت قدرت طلبی! دنیا طلبی! جاه طلبی! همانطوری که از قول محافظ خاتمی با دو واسطه شنیدم دوم خرداد ۷۶ وقتی به وی خبر پیروزی در انتخابات را دادند وی کنترل خودش را از دست داد عمامه اش را بر زمین کوبید و خطاب به اطرافیان گفت: این شخصیتی که اکنون جلوی شما ایستاده رئیس جمهور یک مملکت است! این رفتار زشت و بچگانه از خاتمی هیچ بعید نیست! چراکه آنها خواستار قدرت هستند نه خدمت!
  6. جناب سبز مکرر! برای تو سخته که تشخیص بدی چه کسی خدمت میکنه و چه کسی حکومت؟!  تشخیص دادن طلحه و زبیر کار سختی نبود! چراکه یاران علی آنقدر بودند که سپاه جمل رو شکست سختی بدن! ما هم خودمان را علی و فاطمه فرض نکرده ایم بلکه تمام تلاشمون اینه که پیرو راه اونا باشیم! هم در مسائل شخصی (آداب زندگی) و هم در مسائل حکومتی و سیاسی!!!!!
  7. جناب سبز مکرر! صلح یک مورد طرفینی است! صلح در مورد دو طرف صدق می کند! بدین معنا که طرفین بنا را بر صلح می گذارند و قصدشان آرامش است!! مگر شما دم از صلح زدید که به خیابان ریختید و دست به خون هموطن خود آلودید؟؟؟ اگر شما مدعی صلح بودید چرا به خیابان ریختید؟؟ چرا اتوبوس آتش زدید؟؟؟ جناب سبز مکرر! این چه صلحی است که از آن دم می زنی!!!
  8. جناب سبز مکرر! چرا شرمت میاد با من از علی بگی؟؟؟؟ ما خودمان را شیعه علی می دانیم! تقاضای من از شما این است که اگر جایی ما از مواضع علی عدول کردیم (در امر سیاست) شما به ما گوشزد کن!! همچنانکه وقتی شما عدول می کنی از مواضع اسلام ما وظیفه خود می دانیم تا به شما تذکر بدهیم و یادآوری کنیم! البته علی و محمد در جریان های مختلف برخوردهای متفاوتی با دشمنان اسلام داشته اند! که نباید شما علل و نتیجه را با هم قاطی کنی!!! و البته امر حکومت داری با مسائل شخصی بسیار متفاوت است!!! چون بحث ما سر حکومت است!!! چنانکه علی وقتی برادرش عقیل از وی تقاضای پول از بیت المال می کند کف دستش آهن گداخته می گذارد!!! انتظار نداشته باش علی بر سر بیت المال مسلمین با برادرش صلح حدیبیه راه بیندازد!!!!
  9. جناب سبز مکرر! چه کسی آبروی علی و فاطمه را برده است؟؟؟ در این زمینه من با تو حرف ها دارم!!! ما بر سر مواضعمان محکم و سخت ایستاده ایم و حاظر نیستیم بر سر منافع ایران عزیزمان و حقوق مسلمین با کسی مذاکره کنیم!!! اما حزب خیانتکار اصلاحات به ریاست جمهوری ضعیف النفسی چون خاتمی بر سر حقوق مسلم ایرانیان با دشمنان ایران اسلامی به مذاکره نشستند و قریب به سه سال غنی سازی اورانیوم و انرژی هسته ای را به حالت تعلیق درآوردند!!! ولی ما برای تذکر به شما شرم نمی کنیم که تذکر دهیم و یاداوری کنیم که چرا شما مانند علی حکومت نمی کنید؟؟؟ و منافع مسلمین را به خاطر کدام امتیاز به باد حراج گذاشته اید؟؟؟ احمدی نژاد با پافشاری بر سر غنی سازی اورانیوم این حق را برای ما در عرصه بین المللی تثبیت کرد و حالا آمریکا برای مذاکره با ایران اولین قدم را برداشت و بخشی را دارایی های ما را که بلوکه کرده بود آزاد کرد و ۱۶ فروند ایرباس به ما مجانی داد!!! البته مال خودمان بوده اند!!!  و این کفایت نمی کند!!!! چون باید همه دارایی های ما آزاد شود!!
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 16:31 |

كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است

"طراحی و تولید: "مخلوق