تبليغاتX
خورشید عالم تاب

وبلاگ خورشید عالمتاب در نظر داره که به نیت سلامتی آقا امام زمان (عج) و تعجیل در امر فرج یک دوره ختم قرآن کریم را با کمک دوستان و هم وبلاگی های خودش اجرا کنه!  جهت ثبت نام از طریق کامنت وبلاگ رو در جریان بگذارید! جهت عدم تداخل جزء ها و ثبت نام شوندگان اسامی شرکت کنندگان در وبلاگ منعکس خواهد شد!

در صورتی که تمایل داشتید می توانید چند جزء را متقبل شوید. اگر استقبال قابل توجه بود دو دور قرآن را ختم خواهیم کرد

  1. جزء اول متعلق به وبلاگ خورشید عالمتابه (مدیر وبلاگ)
  2. جزء دوم  وبلاگ شاهد
  3. جزء سوم وبلاگ حروف سیاسی
  4. جزء چهارم وبلاگ مخزن المعارف واللطائف
  5. جزء پنجم آفای طاهر (نویسنده توانای وبلاگ خورشید عالمتاب)
  6. جزء ششم خانم زهرا فضیلت پور (نویسنده توانای وبلاگ خورشید عالمتاب)
  7. جزء هفتم وبلاگ روتین
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 21:57 |

خدایا کرمت رو شکر! از اینکه دوباره به ما توفیق روزه گرفتن دادی! از اینکه ما رو سر سفره ات دعوت کردی! از اینکه نفس های ما رو عبادت قرار دادی! خدایا با عشق به تو و پیغمبرت و اهل بیت وارد ماه رمضون میشیم! خدایا نور محبتت رو تو دل ما زیاد کن! خدایا با تمام وجود جلوی درگاه تو سر به خاک سجده می ذارم! سبحان ربی الاعلی و بحمده! افتخار می کنم از اینکه فقط به سوی تو سجده می کنم! خدایا دوستت دارم! خدای من! دورت بگردم! به کرم خودت گناهان ما رو ببخش! خدایا شتر دیدی ندیدی!  مهربان من! تا وقتی که تو رو دارم هیچ کم ندارم!

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 23:41 |

منبع: http://www.amirimohamad.blogfa.com/post-181.aspx

از دوست خوبمون آقای محمد امیری


چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
· چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره!
· چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
· چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه !
چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باور
می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!
· خنده داره اینطور نیست؟
· دارید می خندید ؟
· دارید فکر می کنید؟
· این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که:

او خدای دوست داشتنی ست.

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 2:20 |

به نقل از ایرانی آزاد:

همسر محمد عطریانفر عضو بازداشت شده حزب کارگزاران سازندگی مهدی کروبی را به منزل راه نداد. به گزارش جهان، مهدی کروبی و میرحسین موسوی که با دیدارهای تبلیغاتی با خانواده زندانیان قصد بهره برداری سیاسی از این موضوع را دارند باواکنش تند خانواده محمد عطریانفر مواجه شدند. براساس این گزارش، همسر عطریانفر در پاسخ به رایزنی نزدیکان میرحسین برای حضور درمنزل، به آنها می گوید " برخی سیاسیون در پناهگاه خود نشسته و هزینه اش را دیگران می دهند" و به همین دلیل آنها را به خانه خود راه نمی دهد.

همچنین، مهدی کروبی که قصد داشت به طور سرزده به خانه عطریانفر رفته و با خانواده اش دیدار کند به طور غیر منتظره ای با ممانعت همسر عطریانفر مواجه شده و عاقبت بدون هیچ نتیجه ای به خانه باز می گردد.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 16:22 |

قهرمانی

اصلا اهل ورزش نیستم ولی وقتی آدم می بینه که جوونای کشورش مقام قهرمانی رو بدست میارن و به جام جهانی راه پیدا می کنند خیلی خوشحال میشه و اشک شوق تو چشماش جمع میشه و احساس غرور می کنه. پیروزی تیم بسکتبال کشور در جام قهرمانی آسیا رو به تمام خوانندگان وبلاگ تبریک میگم.

ملی پوشان پیروز باشید.ایران نامت جاوید بادا


...صبح (دوشنبه ۲۵/۳/۸۸) با صدای زنگ موبایلم بیدار شدم. یکی از بچه ها بود.  قرار بود که صبح دانشکده باشم تا تکلیف امتحاناتمون مشخص بشه. ولی خواب مونده بودم. گفت رئیس دانشکده گفته که امتحاناتون افتاده شهریور.

صدای مسئول خوابگاه توی حیاط می پیچید. می گفت که دانشکده هاتون تماس گرفته اند و گفته اند که امتحاناتون تا شهریور عقب افتاده و برید خونه هاتون. به هم ریخته تر از این نمی شد. اونقدر اوضاع اورژانسی بود که گفتن نمیخواد وسایلتونو بزارید تو انبار فقط هر چه سریع تر خوابگاه رو ترک کنید.

از صحبت های تلفنی هم اتاقیم متوجه شدم که انگار دیشب توی کوی پسران اتفاقات وحشتناکی افتاده. نگران و مضطرب بودم. لباس پوشیدم و آماده شدم تا برم دانشکده. تمام تلفن ها قطع بود چه موبایل چه تلفن های خوابگاه.

ساعت حدود ۱۰ بود که به طرف دانشکده به راه افتادم توی سرویس از پسر تا دخترش گرفته همه چشم ها ورم کرده از بی خوابی دیشب. همینطور که سرویس مسیر امیرآباد رو پایین می رفت داشتم بیرون رو تماشا می کردم. یکی از ساختمان های کوی پسران کاملا سوخته و شیشه هاش شکسته بود. تمام بانک های مسیر خراب و شیشه هاشون شکسته بود. یه نمایشگاه اتومبیل بود که تمام شیشه هاش شکسته بود و هیچ ماشینی توش نبود و ... وقتی رسیدم دانشکده هم چهره های خوشحال رو می دیدم هم ناراحت. شنیدم که بعضی از سال اولی ها صبح زود امتحانشونو دادند. وقتی از عقب افتادن ۱۰۰٪ امتحانات خیالم راحت شد. برگشتم خوابگاه. نه ناهاری نه غذایی نه نمازی ... خسته و نگران ...

از ساعت ۱۰ تا ۱۴ عده کثیری از بچه ها رفته بودند. ما هم بعد از خوردن ناهار و خوندن نماز شروع کردیم به جمع کردن وسایل. خیلی خسته بودم. همه ی بچه ها توی بهت و شوک بودند. اصلا باورمون نمی شد که خوابگاه رو اینجوری ترک کنیم. تا ساعت ۵ بود که دیگه تمام وسایلمو جمع کرده بودم و چمدونم هم بسته بودم. آماده ی رفتن به ترمینال جنوب (بدترین مکان زندگیم). از دوستم خداحافظی کردم و رفتم.

هیچ تاکسی به میدان انقلاب نمی رفت. بعدا فهمیدم که امروز قراره حامیان موسوی تجمع کنند. از انقلاب تا آزادی. اینم شانس من بود که قرار بود از اونجا بگذرم. میدان انقلاب از همیشه شلوغ تر بود. هم بارم سنگین بود هم عصبانی بودم. اونقدر عصبانی بودم که چرخ های چمدونم رو از سر پاهای مردم رد می کردم. انگار که با همه دعوا داشتم.

بعد از گذر از میدون و رسیدن به تاکسی های ترمینال جنوب. دیدم که ۲ تا پسری که تو تاکسی هستند از بچه های خوابگاه پسران بودند. بحث باز شد و از ماجراهای دیشب گفتند. اینکه چه جوری ریختن تو خوابگاه و بچه ها رو کتک زدند و آتش سوزی  راه انداختند. این ۲ آقای به نسبت محترم همه ی این ماجرا ها رو از دید رهبر و احمدی نژاد و ... می دیدند. آخر سر که پیاده شدیم  یکیشون ته مونده یه گاز اشک آور رو نشونم داد. گفت اینو نگه میدارم یه افتخاره. در جوابش گفتم که این یه لکه ی ننگه. ۲ سال دیگه پشیمون میشی که چرا توی این ماجراها بودی. گفتم و رفتم.

سوار اتوبوس اهواز شدم. با تمام بغضی که توی گلوم بود. راهی اهواز شدم.

پایان

 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 1:25 |

قابل توجه خوانندگان مطلب بنده:

تمام رنگ هایی که به کلمات تعلق گرفت همگی مربوط به رنگ نامزدهای انتخابات برای جدول برنامه های ایشان می باشد. میتونید برگردید و داستان رو از اول بخونید.

محمود محسن مهدی میر حیسن


با اضطراب و دلهره بیدار شدم. دوستم تو تراس بود. بیرون رو میشد دید. بچه ها هر کدوم به طرفی می رفتند. سریع یه چیزی سرم کردم و به طرف پله ها دویدم تا خودمو به طبقه پایین برسونم. یه دختره بود که دوستاش بغلش کرده بودند و به زور داشتند کشون کشون می بردندش تو اتاق پرسیدم چی شده؟ یه نگاه انداخت و گفت هیچی و در اتاق رو بست. از ساختمون بیرون اومدم. قلوه سنگ هایی که با هرکدومشون راحت میشد یه آدمو از پا انداخت به داخل خوابگاه پرتاب میشد. صدای موتور آدم های بی نام و نشون از بیرون از خوابگاه میومد. عصبانی تر از این نمیشد باشم. سر یه دختره که هنوز جلو دهن و بینیشو با شال مشکی گرفته بود داد کشیدمو گفتم: همینو میخواستید دیگه. کم مونده تا بیان تو اتاق هامون.

هر کسی یه چیزی می گفت. تقلب تقلب تقلب. بهشون گفتم کسی که این چیزا رو انداخته بین شما الان تو تختش راحت گرفته خوابیده و تو خواب داره به شماها می خنده. یه جوری ناراحتو معترض بودند که انگار ارث باباشونو ازشون گرفتن. اوضاع داشت آروم میشد که دوباره صدای موتور سوارها اومد. رفتم از طبقه بالا تا پنجره ای که سر خیابون تسلط داشت نگاهی بیاندازم. هرچی بالا و پایین کردم فایده نداشت. شاخه های بلند درخت اجازه نمی داد تا خیابونو خوب ببینم. هنوز شعله ی آتش روشن بود. بعضی مردم محل هنوز تماشاچی صحنه بودند. صدای داد و فریاد انتظامات یه لحظه سکوت خوابگاه رو که از بهت بچه ها شکل گرفته بود شکست. برید تو اتاقاتون درهای اتاقاتونو ببندید. به کسایی که آویزون تراس بودند تزکر می دادند. مثل یه پدر دلسوز نگران بچه ها بودند اینو از لحن صداشون متوجه شدم. با عصبانیت بیشتر برگشتم سر تختم. معلوم نبود اون شب چه اتفاقی داشت رخ می داد. توی کوی پسران چه خبر بود؟؟؟  نگران تر از همیشه چشمامو بستم. فردامون قرار بود که چه اتفاقی بیفته؟؟؟

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 13:1 |

یکی از افتخارات وبلاگ ما انعکاس اخبار و حوادث کوی دانشگاه از زبان یکی از نویسندگان وبلاگ به طور بی طرفانه است. ما خاطرات کوی دانشگاه رو برای شما می نویسیم. تا شمایی که نبودید از منظر چشمان ما خاطرات رو مرور کنید تا بدانید چه گذشت!!!! و ما سعی می کنیم تا از این به بعد جریانات سیاسی داخل دانشگاه رو برای شما بازگو کنیم.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 11:32 |

سلام سلام سلام

یه معذرت خواهی به خوانندگان وبلاگ بدهکارم بخاطر اینکه اینهمه فاصله افتاد. دلیلش مسافرت بوده من بیگناهم.


صبح دیر وقت بود که بیدار شدیم. لحظه لحظه مون پر از اضطراب بود. مدام نگران بودیم. از هرجایی شایعه های مختلف می رسید. شایعه ی عقب افتادن امتحانات تا شهریور دهن به دهن داشت میچرخید. من که باورم نمی شد. فردا امتحان داشتم. اونم چه امتحانی؟ جغرافیای سیاسی که ۳ فصلش راجع به جغرافیای انتخابات بود.

یکشنبه بود. امروز قرار بود احمدی نژاد توی میدان ولی عصر حرف بزند.

خداییش ما از ترس اینکه یه دفعه درگیری بشه نرفتیم. توی خوابگاه اوضاع بهم ریخته ای بود. هیچ کس دلش به درس نمی رفت. نمی دونستیم فردامون چه جوری میشه؟

حرفای احمدی نژاد رو مستقیم از تلوزیون گوش دادیم.

دوباره شروع شد. مثل دیشب از بعد از ظهر شروع شد. باز شعار و شعار و شعار... هرجایی که قدم می گذاشتیم حرف تقلب رو میشنیدیم.

دم دمای غروب بود که سروکله شون پیدا میشد. صبح تو دانشگاه شب تو خوابگاه. پیش خودم می گفتم اگه امتحانات شنبه و یکشنبه رو تعطیل نمی کردند حداقل این ماجراها به دانشگاه و خوابگاه نمی کشید. البته این امر یه جورایی غیر ممکن بود اصلا مگه میشه یه اتفاق سیاسی بیفته و دانشگاه تهران از اون ماجرا بی بهره بمونه ؟؟؟

همشون پشت در خوابگاه جمع شده بودند. انتظامات خوابگاه امشب جدی تر تو صحنه حاظر شدند.

یه اتفاق خنده دار افتاد . همین ارازل و اوباش که توی خیابون  مشغول خراب کاری بودند فکر می کردند این دخترای داخل خوابگاه میخوان بیان بیرون. به همین خاطر به در فشار آوردند تا در رو بشکونند و به محض اینکه در شکست دختر خانوم های معترض با جیغ و داد به داخل خوابگاه فرار کردند. خیلی خنده دار بود. اینا می خواستند حکومت رو عوض کنند. وای به حال ما...

یه صحنه جالب دیگه ای که به چشم می خورد این بود که همه بچه ها حتی اونایی که تماشاچی بودند با یه شال یا روسری یا هرچیز دیگه ای که جلو دستشون بود جلو بینی و دهنشونو گرفته بودند. وقتی دلیل کارشون رو ازشون می پرسیدم خودشون هم نمی دونستند.

دیگه حوصله ام سر رفته بود. به دوستم گفتم من دیگه از هیجان اشباع شدم. بیا بریم بخوابیم. ناسلامتی  فردا امتحان پایان ترم داریم.

خواب بودم که یهو ساعت ۳ با صدای جیغ و داد از خواب پریدم. تمام وجودم داشت می لرزید.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 1:24 |

این روزا هر کی به هر دلیلی می‌میره یه جورایی ربطش می دن به جریانات اخیر. پسر بچه بیگناه تو یه تصادف رانندگی توی ساوه فوت می‌شه(خدا رحمتش کنه به خانواده محترمش تسلیت می گوییم و براشون آرزوی صبر داریم) و هفته پیش روز چهلمش بوده اما تو رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور که هدفشون بر هم زدن آرامش مردم هست اعلام می‌شه که این پسر بچه تو مراسم یادبود خانمی که خودشون کشتنش تا مظلوم نمایی کنن با ضربه ای که با باتوم تو سرش خورده کشته شده.

اما دیروز پدر و مادر این پسر بچه به همه مردم ایران اعلام کردن که راضی نیستن اسم پسرشون روی زبون همه به عنوان کشته شده توی اغتشاشات اخیر آورده بشه.

جالب اینجاست که بعد از اینکه این سوتی های ناهماهنگ لو می ره هیچکس هیچ پاسخی نداره که چرا چنین دروغهای بزرگی تو این رسانه‌ها مطرح می‌شه؟

اینا معتقدند که صدا و سیمای ایران اخبار رو به دروغ به مردم می رسونه و ادعا دارند که خودشون راست همه چیو می دونن و می گنو فقط اونان که راست می گن و بقیه همه دروغ می گن.

ای خدا

دروغ تا کی و کجا؟ کشتن و شرحه شرحه کردن مردم تا کی؟ خدای من کی این مزدورا و خیانت کارا ریششون از روی زمین محو می‌شه؟

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 و ساعت 7:20 |

 

      میلاد یگانه منجی عالم بشریت را به ساحت همه علمای اسلام (نه اونایی که طرفدار کفر و نفاقند) و محضر منور آیت الله الاعظم حضرت امام خامنه ای و همه سادات تبریک گفته و تعجیل در امر فرج حضرتش را از خداوند بزرگ خواستاریم... هرچند که این روزهای عزیز را خودفروختگان به کاممان تلخ کردند. انشاء الله خدا کامشان را هرچه بیشتر تلخ کند!!!

ای دو سه تا کوچه زما دورتر

نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که هم سایه ما می شدی

مایه آسایه ما می شدی

هرکه به دیدار تو نائل شود

یک شبه حلال مسائل شود

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در جمعه شانزدهم مرداد 1388 و ساعت 1:30 |

هاشمیپس از حوادث مربوط به انتخابات ریاست جمهوری و افشای دست های پشت پرده و عاملان این حوادث، خبرها حاکی از به تکاپو افتادن چهره های شاخص اصلاح طلب برای فرافکنی و حتی فرار از ایران است. به طور واضح و مشخص یکی از عوامل حوادث اخیر بدون شک محمد خاتمی است. خبرها حاکی از سعی در فراری دادن خاتمی از ایران به بهانه رياست وی بر اتحاديه اپوزيسيون جمهوري اسلامي در خارج از کشور است.

گوییا حادثه بنی صدر درحال تکرار است. حال که منافقان هیچ جوابی ندارند تا به ملت ایران بدهند، فرار را بر قرار ترجیح می دهند. چراکه اگر می دانستند در ایران پایگاه مردمی دارند و مردم آن ها را می خواهند هیچگاه فرار نمی کردند. بی هیچ شکی در جلسات آتی دادگاه اغتشاشگران چهره های بیشتری از سران خودفروخته اصلاحات آشکار خواهد شد.

سوال اینجاست که قطع به یقین دست هاشمی نیز در کار است. دولتمردان با هاشمی چه خواهند کرد؟؟؟ آیا او را هم به پای میز محاکمه خواهند کشانید؟؟

یکی از موضوعات صحیت های احمدی نژاد میارزه با فساد اقتصادی و اجرای عدالت بود که شدیدا مورد تایید رهبری واقع شد. این را همه می دانند که بخش عمده ای از فساد اقتصادی مربوط به خانواده هاشمی و دار و دسته وی می باشد. حالا با فرض مبارزه احمدی نژاد با مفاسد اقتصادی و تایید رهبری برای هاشمی چه رخ خواهد داد؟؟؟

چرا ابطحی در دادگاه اعتراف کرد که هاشمی می خواست در حوادث اخیر از احمدی نژاد و رهبری انتقام بگیرد؟؟؟ هاشمی انتقام چه چیزی را می خواهد بگیرد؟؟؟

به هر حال جمع شدن اصلاح طلبان زیر پرچم هاشمی یادآور جمع شدن منافقین زیر پرچم منتظری است.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 21:33 |
 منافق

دیدید که آقای ابطحی و عطریانفر اعتراف کردند که القاء تقلب در انتخابات یک توطئه از قبل برنامه ریزی شده بوده. همه دیدند که در دادگاه ابطحی اقرار کرد که پشت صحنه همه این آشوب ها و اتفاقات هاشمی رفسنجانی بود که صدا و سیما صدای وی را سانسور کرد. البته مستند صحبت های ابطحی را خبرگزاری فارس منتشر کرد.

مسئله اینجاست که به طور واضح آنچه از اخبار برداشت می شود حضور هاشمی و پسرانش در پشت پرده همه این حوادث است. قدر مسلم است این است که هیچگاه ماه پشت ابر نمی ماند و بالاخره حقیقت خودش را نشان می دهد. چرا هاشمی شرم نمی کند از اینکه چهره اش برای مردم ایران عیان شود؟ چرا نمی ترسد از اینکه دستش رو شود؟ خدا نیاورد آن روزی را که حادثه منتظری تکرار شود!

سوال اینجاست: یک عده به مملکت خود خیانت کردند. حالا هم آمده اند ابراز پشیمانی و ندامت می کنند. پس آن همه هزینه هایی که بر ملت و کشور ایران عزیز در عرصه ملی و بین المللی وارد کردند چه می شود؟؟ آقای هاشمی! هزینه های مالی برای خودت با هزینه های معنوی چه می کنی؟؟؟  این همه نا امنی به پای تو نوشته شد!! جواب امام زمان را چگونه می دهی؟؟ شوکی را که به کشور وارد کردی چه می کنی؟؟؟

آقای هاشمی! تاوان خون های ریخته شده را چه کسی می دهد؟؟ آیا این صحیح است که چندین خانواده به خاطر دنیا طلبی تو و خانواده ات عزادار شوند؟؟؟ چگونه جواب خدا را می دهی؟؟؟

آقای هاشمی! ننگ این ماجرا بر دامن تو ماند و تاریخ آن را ثبت کرد!

آقای هاشمی! تو با دنیا طلبی خودت مردم را نسبت به نظام بی اعتماد کرده ای!!  این گناه نابخشودنی است!!

آقای هاشمی! دل رهبر را شکستی برای خودت! با دل شکسته امام زمان چه می کنی؟؟

بنده اظهارات مقام معظم رهبری در مورد هاشمی را جاخالی تاکتیکی رهبری برای عدم تقابل با هاشمی می دانم. رهبری با زیرکی تمام هاشمی را از موضع مقابله با رهبری نظام کنار زد! من افتخار می کنم از اینکه همچین رهبر فرزانه ای دارم.

بنده خدمت همه دوستان اینترنتی عزیزم عرض می کنم این اولین جلسه دادگاه بود که برخی حقایق افشا شد! منتظر باشید تا حقایقی دیگر به زودی افشا شود!

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 13:17 |

... اوضاع به هم ریخته ی عجیبی بود. بین بچه هایی که داشتن شعار میدادند نگاهی انداختم چشمم خورد به دختری که از جیک و پیکش خبر داشتم یه دختر ساده و بی شیله پیله که به خاطر اینکه شناسنامه اش خونشون جا مونده بود حتی رای هم نداده بود. کشیدمش کنار بهش گفتم: تو دیگه چرا؟؟؟ خنده ام گرفته بود. گفت احمدی نژاد باید استعفا بده ما موسوی رو میخوایم. جوابشو ندادم دوباره برگشت تو جمعیت.

هیجان عجیبی بود. آتش سوزی بیرون خوابگاه و شلوغی داخل. انتظامات خوابگاه جلو معترضین ایستاده بود. یه لحظه تماشاشون کردم و به فکر فرو رفتم. تمام رفتار و حرکاتشون هیچ کدوم به آدم های معترضی که واقعا حقشونو خورده باشند شبیه نبود. دختری که سردستشون بود با حرکات موزونش فقط یه آهنگ کم داشت.

دوست داشتم یه کاری می کردم تا این آشوب بخوابه. انگار که انتظامات هیچ کاری نمی کرد. منو دوستم تصمیم گرفتیم که به پلیس زنگ بزنیم. حدود ۵-۴ بار تماس گرفتیم. ولی هیچ خبری از پلیس نبود.

توی حیاط بودیم که دیدم از بالای در یه رانی به داخل پرت شد. نه رانی نبود گاز اشک آور بود. دست دوستمو گرفتم و به سرعت به طرف  ساختمون رفتم. همه به داخل ساختمون ها هجوم آوردند. یهو توی اون شلوغی منو دوستم از هم جدا شدیم. ترس تمام وجودمو فرا گرفته بود. توی سالن که رسیدم یه دختره هی داشت فحش می دادو خودشو به دیوار میکوبید. داد میزد. دولت کودتا دولت کودتا گریه هم میکرد.

یه لحظه دیدم که از چشمام اشک اومد انگار که سر منم اثر کرده بود. خوشبختانه بچه ها با آتش زدن کاغذ اثر گاز اشک آور رو کمتر کردند. نه بابا انگار حرفه ای بودند.

خلاصه اینکه اون شب با پرتاب گاز اشک آور از طرف زدشورش ماجرا تموم شد. و ساعت ۲:۳۰ بود که رفتیم به اتاقمون و با هزاران دلهره و اضطراب خوابیدیم.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت 2:17 |
آيت‌الله جنتي در خطبه نماز جمعه تهران:
برخي‌ پس از شكست چهار سال قبل به فكر انتقام بودند

به نقل از خبرگزاري فارس: خطيب نماز جمعه تهران با اشاره به حوادث پس از انتخابات گفت: اين توطئه‌ها از همان چهار سال قبل وقتي كه برخي در رقابت شكست خوردند شروع شد چراكه آنها نتوانستند يك فرد جوان مثل آقاي احمدي نژاد را تحمل كنند و اختلاف هفت ميليوني را ببينند و اين بود كه از همان وقت اين موضوع در فكرشان بود كه انتقام بگيرند.

جنتي در خطبه دوم با اشاره به انتخابات دهم رياست جمهوري و مسائل پس از آن اين انتخابات را يكي از سالم‌ترين انتخابات‌هاي كشورمان دانست و افزود:‌ متاسفانه عليرغم اين موضوع، عده‌اي نتوانستند اين شيريني را در كام ملت ايران ببينند.
جنتي با اشاره به روال برگزاري انتخابات در طول اين سي سال گفت: انتخابات دهم نيز مانند انتخابات گذشته برگزار شد و اگر قرار است اين انتخابات باطل باشد تمام انتخابات اين سي سال بايد باطل اعلام شود چرا كه همواره روال برگزاري به همين صورت بوده است.
وي با اشاره به انتخابات دوره نهم رياست جمهوري در سال 84 اظهار داشت: اين توطئه‌ها از همان چهار سال قبل وقتي كه برخي در رقابت شكست خوردند شروع شد چراكه آنها نتوانستند يك فرد جوان مثل آقاي احمدي نژاد را تحمل كنند و اختلاف هفت ميليوني را ببينند و اين بود كه از همان وقت اين موضوع در فكرشان بود كه انتقام بگيرند و نگذارند اين اتفاق دوباره تكرار شود.
دبير شوراي نگهبان ادامه داد: از خارج كشور مرتب بحث تقلب در انتخابات مطرح شد و عده‌اي نيز در داخل اين موضوع را دنبال كردند كه حتي مقام معظم رهبري در ابتداي سال نيز به اين شبهات پاسخ داد.
جنتي با اشاره به برخي نقل‌قول‌ها از يك سال قبل در خصوص شبهه تقلب، نااميدي و بي‌اعتمادي مردم در انتخابات اظهار داشت: وقتي من اين نقل قول‌ها را شنيدم احساس خطر كردم و فهميدم چه نقشه‌اي براي انتخابات كشيده‌اند.
وي خاطرنشان كرد: يكي از اشخاص نيز در هنگام راي دادن وقتي راي خود را به صندوق انداخت به مردم گفت كه به چه كسي راي داده است و ادامه داد اميدوارم در انتخابات تقلب نشود و اگر تقلب صورت نگيرد فلان كانديدا رئيس‌جمهور خواهد شد وگرنه مردم بايد به خيابان‌ها بيايند و اعتراض كنند.
خطيب موقت نماز جمعه تهران با بيان اينكه اين مسائل نشان مي‌دهد حوادث بعد انتخابات از پيش طراحي شده است،‌افزود
: تمام راهكارهاي اين موضوع نيز از سوي آنها پيش‌بيني شده بود در حالي كه آنها بايد بدانند مردم در اين انتخابات به گفتمان امام،‌ رهبري و رئيس‌جمهور راي دادند كه عدالت‌خواهي، دين‌مداري، مبارزه با فقر و فساد، ايستادگي در برابر زياده‌خواهان، ساده‌زيستي،‌ ولايتمداري،‌ اصل دانستن مردم و به ويژه محرومان از جمله اين شاخصه‌ها است كه بيشترين نقش را نيز رهبري معظم انقلاب بر عهده دارند.
جنتي افزود: مردم انتظار دارند اين شاخصه‌ها به خوبي عمل شود و ما هم از رئيس‌جمهور عزيز مي‌خواهيم كه جدي‌تر از گذشته به اين شاخص‌ها توجه كنند و معتقديم در گذشته ايشان هر چه در توان داشته است، به كار گرفته و اگر در جايي كاري انجام نشده، نتوانسته‌اند كه انجام بدهند.
وي با بيان اينكه هيچ كس بدون عيب نبوده و ممكن است اين دولت نيز مشكلاتي داشته باشد، به عزل و نصب‌هاي اخير از سوي رئيس‌جمهور اشاره كرد و گفت: برخي از اين عزل و نصب‌ها درست نبود و داد همه را درآورد و ما نيز توصيه مي‌كنيم چرا بايد كسي را به عنوان يكي از پست‌هاي مهم دولت قرار دهيم كه بين مردم محبوبيت ندارد و مراجع نيز نسبت به آن اعتراض دارند.
دبير شوراي نگهبان خطاب به رئيس‌جمهور گفت: شايد شما به چنين شخصي از لحاظ اعتقادي ايمان كامل داشته باشيد اما اين دليل نمي‌شود كه حتما به او پست كليدي بدهيد.
جنتي ادامه داد: اينكه يكي از وزراي متعهد و روحاني و با سابقه خوب را در فاصله چند روز مانده به پايان دولت بركنار كنيم، قابل دفاع نيست.
وي خاطرنشان كرد:‌ با اين وجود، همه نقاط قوت باقي است و خطاب به مردم، مسئولين، موافقين و مخالفين مي‌گويم كه به هر حال قدرت حكومت كشور در دست رئيس‌جمهور است و همه بايد به او كمك كنيم و در اين زمينه مجلس نيز در خصوص انتخاب كابينه نقش موثري دارد.
خطيب موقت نماز جمعه تهران با بيان اينكه اين وظيفه دولت است كه افراد باتجربه، عاقل، مدبر و پايبند به اصول را به مجلس معرفي كند، افزود: مجلس نيز با حفظ اختيار خود در راي‌دادن به وزرا، بهتر است همكاري و هماهنگي خوبي با دولت داشته باشند و اصل را بر توافق قرار دهند.
جنتي با اشاره به برخي سخنان در خصوص آزاد كردن زندانيان حوادث اخير اظهار داشت:‌ ما نيز معتقديم كه هر كسي كه بيگناه است نبايد يك لحظه در زندان بماند و اگر آزار و اذيتي به او شده بايد عذرخواهي شود اما عده‌اي مجرم هستند و در جريان انتخابات دست به آشوب، قتل و اغتشاش زدند، بنابر اين نمي‌توان به آنها زنداني گفت بلكه اين افراد مجرم هستند و كارهايي كردند كه در سي سال گذشته به غير از اوايل انقلاب كه منافقين در صحنه بودند، سابقه نداشته است.
وي خطاب به برخي سردمداران حوادث اخير گفت:‌ شما مردم را به اين راه كشانديد و امروز بر سر مزار كشته‌شدگان مي‌رويد و فاتحه مي‌خوانيد شما بايد از آنها عذرخواهي كنيد و بگوييد شما باعث كشته شدن آنها شديد و مسئوليت گناه آنها را بر عهده بگيريد.
دبير شوراي نگهبان با بيان اينكه اگر اين آشوب‌ها صورت نمي‌گرفت كسي كشته نمي‌شد،‌ گفت: روزي بايد به حساب كساني كه اين حوادث را به وجود آوردند رسيدگي شود.
جنتي در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص مسئله قانون و لزوم پايبندي همگان به آن تاكيد كرد: هر كس خلاف قانون عمل كند در حقيقت خلاف شرع و مليت خود عمل كرده است.
وي با اشاره به انتخابات آمريكا و روي كار آمدن دوباره جرج بوش اظهار داشت: در آن انتخابات عده‌اي اعتراض كردند اما وقتي طبق قانون، دادستاني آمريكا كه مسئوليت رسيدگي به شكايات را داشت، نظر نهايي خود را اعلام كرد همه پذيرفتند و در اينجا نيز بايد همه به قانون احترام بگذارند.
امام جمعه اين هفته تهران ادامه داد: كساني كه مسئول ريخته شدن اين خون‌ها، رفتن حيثيت‌ها و از بين رفتن اموال مردم هستند بايد به درگاه خداوند و پيش مردم پاسخگو باشند.
جنتي تصريح كرد: برخي حامياني دارند كه در شرايط فعلي اجازه نمي‌دهند قانون در باره آنها اجرا شود، ولي روزي زمينه انجام اين كار فراهم خواهد شد و اوضاع براي هميشه اينطور نمي‌ماند.
وي همچنين مشروعيت همه اركان نظام را از ولايت فقيه دانست و افزود:‌ در مراسم تنفيذ نيز اين ولي فقيه است كه به دولت مشروعيت مي‌دهد و همه بايد نسبت به موضوع ولايتمداري با تمام توان عمل كنند.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 16:5 |

آقایان مدعی روشنفکری متاسفانه فرق این دو را نمی دانند!!

استدلال بر مبنای عقل:

1-حضرت علی بعد از پیغامبر جانشین و خلیفه مسلمین بود. لکن حکومت وی غصب شد. لذا علی چون منصوب از طرف خدا و پیامبر بود یک حاکم شرعی و حکومت وی مشروع بود.

2- حکومت حضرت علی در زمان غصب به هر دلبل (ترس مردم از ابوبکر و عمر یا عدم شناخت مردم یا هر چیز دیگر) مورد استقبال مردم قرار نگرفت. لذا می توان گفت: حکومت حضرت علی مقبولیت مردمی نداشت.

بر این پایه و استدلال کلمه مشروعیت منتسب به دین است و کلمه مقبولیت منتسب به مردم و جامعه.

لذا می شود یک حکومتی مشروع باشد اما مقبول نباشد. مانند حکومت حضرت علی در زمان غصب! اما زمانی که مردم از علی خواستند که حکومت را به دست گیرد حکومت مشروع حضرت علی مقبولیت پیدا کرد. از آیت الله صانعی بعید است که نتواند این دو کلمه را از هم تشخیص دهد! مگر اینکه در علمش شک کنیم!

نهایتا اینکه: دولت احمدی نژاد مشروعیت دارد چون مورد تایید رهبری و اکثریت علمای حوزه است و هم مقبولیت دارد چراکه با رای بیست و چهار میلیونی مردم بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زد. حتی مقبولیتش از دولت اصلاحات بیشتر است. به کوری اصلاح طلبان.

 

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 3:3 |
به  این دلیل که می بینید. لطفا به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.kayhannews.ir/880508/2.htm

و این لینک: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8804060966

اصلا شرم نمی کنن! توطئه می کنن بعد برای از بین بردن آثار جرم هول می کنن!مرگ بر منافق هدفشون به جز شکستن کمر نظام مردمی ایرانه! اینها از بنی صدر بدترند! اما یاد گرفته اند جسورانه در مقابل مردم بایستند و از هیچی نمی ترسند.

من مستند حرف می زنم.  

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 22:42 |

رحیم مشاییهمه می دونن که جناح به اصطلاح اصلاح طلب در مورد آمریکا و اسرائیل و در کل دشمنان جمهوری اسلامی ایران عزیز یک موضع سازشکارانه و مسامحه کارانه دارند.

همه می دونن که خود اصلاح طلبان مخالف موضع گیری صریح ایران اسلامی عزیز بر علیه دشمنان اسلامند.

لذا آقای مشایی در مورد اسرائیل و جدا کردن حزب خونخوار صهیونیسم از مردم و یهودیهای مهاجرت داده شده حرف بیراهی نزده.

چه بسا خیلی از خاخام های یهودی مخالف سیاست های این رژیم غاصب هستند. و چه بسا مردم اسرائیل برعلیه سیاست های حکومت غاصب تظاهرات می کنند و مخالفت خود را در سراسر جهان و علی الخصوص خود اسرائیل علنان اظهار می کنند و در این راه کتک هم می خورند.

لذا صحبت های آقای مشایی بیراه نبوده! موضوع اینجاست که آقایان به اصطلاح اصلاح طلب حالا شده اند کاسه داغ تر از آش! حالا شده اند ولایت مدار دو آتیشه. فقط می خواهند مزاحم دولت شوند تا نگذارند کار کند. وگرنه اصلاح طلبان که کاتب انشاهای آمریکا و انگلیس و اسرائیل هستند. این یک جنجال سیاسی برای مزاحمت بیش نیست!!

می گویند در فلان کنفرانس که همه رقصیده اند شرکت کرده! مگر یادشان رفته است کنفرانس برلین؟

البته رهبر عزیز هم بنا به مصلحت دولت و عدم مزاحمت بهانه جویان دستور برکناری ایشان را داده اند. و شما اگر دقت کنید می بینید که هیچ کلامی دال بر اشتباه آقای مشایی و یا خطایی از ایشان در متن نامه رهبر عزیز انقلاب نمی بینید. فقط به خاطر اینکه بهانه را از دست منافقان بگیرند. صرفا به خاطر صلاح دولت! در این جمله یام های بسیاری نهفته است!

لکن اصلاح طلبان نمی خواهند بگذارند تا دولت به وظیفه خطیر خدمت رسانی برسد. این را فراموش نکنند که ما فراموش نمی کنیم کارشکنی های آنان را!

اما در مورد رهبری و نامه دستوری ایشون!

فکر نمی کنید که اگه بلافاصله س از نامه ایشون مشایی کنار گذاشته می شد آقایان اصلاح طلب دادشون می رفت بالا که: دیدید گفتیم که احمدی نژاد گوشش دست رهبره و علت حمایت رهبر هم اینه که رهبر کسی رو می خواد که بی چون و چرا حرفشو گوش کنه تا خودش همه چیز رو کنترل کنه؟؟؟؟

به قول محمدجواد: در دروازه رو میشه بست اما در دهن مردم رو نمیشه بست!

-------------------------------------------------------------

کلمات کلیدی:

  1. مزاحمت
  2. جنجال سیاسی
  3. در دروازه یا به عبارتی در دهن مردم
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 13:51 |

سایت هاو روزنامه های خود فروخته دائما دارن به دروغ از زبون حسین شریعتمداری برعلیه دولت مطالب کذب می نویسند. خودتون برید روزنامه کیهانو بخونید ببینید حتی یک مطلب دال بر پشیمانی شریعتمداری پیدا نمی کنید. اگر هم پیدا کردید آدرس اونو برامون لینک کنید تا ما هم ببینیم. کیهان یکی ار روزنامه های طرفدار حقیقته. و همیشه از حق دفاع میکنه.

بله تا وقتی که یک عده دوست دارن توی این مملکت چپاول کنن کیهان افشاگری می کنه!!

نفوذ داره چون همیشه راستشو میگه!!

تا کور شود هرآنکه نتواند دید!!

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 0:48 |

داشتم تو وبلاگ های مختلف از موافق با نظام گرفته تا مخالفین نظام  -و اونایی که جو گیر شدن و دیدن همه دارن دری وری می گن پیش خودشون گفتم حالا که بازار داغه بذار ما هم یه چیزی بگیم و البته ادبشون در همین حده- دنبال یه حرف حساب می گشتم. خیلی دوست داشتم بدونم که حالا این اصلاح طلبا با این هیاهویی که علیه دولت منتخب مردم راه انداختن و در نهایت هیاهویی که علیه نظام جمهوری اسلامی راه انداختن منظورشون و هدفشون چیه؟؟؟

خلاصه اینکه تو بیشتر وبلاگها چیزی جز حرفهای بی ادبانه و گاهی دلسوزی برای چند تن از هموطنای کشته شده به ناحق توی این درگیریا که خودشون به راه انداختن پیدا نکردم. هیچکدوم از این وبلاگ نویسا هیچ حرفی برای گفتن ندارن و فقط دارن حرفایی رو که شنیدن هی تکرار می کنن. یعنی به صراحت می تونم بگم ۹۰ درصد وبلاگها تکراری هستن و آدم از خوندنشون خسته می شه.

اما

به یه وبلاگی رسیدم که یه حرف حسابی زده بود. بخونید:

اولا بنده،اعتقاد به خط امام و یا چیزی شبیه به این را در تناقض با اصلاح طلبی می دانم در واقع باید بگویم که ما اصلاح طلبان،تنها برای تداوم حیات سیاسی خویش،از رابطه با امام و عشق به مرحوم خمینی صحبت می کنیم.

ویلاگ رو بخونید تا ببنید که راست می گم

اینجانب به شخصه به خاطر این شجاعت و صراحت ایشون در بیان واقعیتها تشکر می کنم و به این روحیه حق گویی حق طلبی و پذیرفتن حقانیت ایشون تبریک می گم. بالاخره جوونایی هستند که آگاهانه مسیرشون رو انتخاب می کنن و دلسوزی هم بلدن البته در نوع خودشون.

البته در پاسخ به مطلبی که ایشون نوشتن مطالبی هست که پس از تدوین به زودی درج خواهم کرد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 17:53 |

پیشگفتار: با عرض پوزش باید بگم به علت سفر اخیری که به تهران داشتم -برای سر زدن به دانشکده و خوابگاه- مطالب بنده یکم به تعویق افتاد. به هر حال ادامه می دهیم...


... حول و حوش ساعت ۷-۶ بعد از ظهر بود که سر و صدای بچه ها از تو حیاط می اومد حدود ۱۵-۱۰ نفر از بچه ها با لباس سیاه تو حیاط می چرخیدند و با شعار های مختلف از بچه ها می خواستند تا اونهارو همراهی کنند. دانشجوی با غیرت حمایت حمایت و ...

بعد از این چرخیدن دم در خروجی خوابگاه جمع شدند و اونجا بود که شعار هاشون بیشتر می شد. همشون صورتشونو با شال یا روسری بعضی ها هم ماسک پوشونده بودند.

ساعت حدود ۱۰ شب بود. با دوستم رفتیم پایین. کنار ایستادیم و این جمعیت رو تماشا می کردیم سر دسته شون که جلو وایساده بود متاسفانه یه خوزستانی بود. خسته شد و اومد کنار بهش گفتم هدفتون از این کار چیه؟ حامیه کروبی بود خیلی ناراحت بود که کروبی پنجم شده بود. مثل سیب زمینی سرخ کرده بالا و پایین می پرید. بهش گفتم بابا چه انتظار داری وقتی کرباسچی که نفر اول حامیه کروبی بوده روز انتخابات تو برگ رای می نویسه موسوی. دیگه کروبی پنجم نشه؟؟؟ صداشو بالا برد. حرفاش خیلی غیر منطقی بود.

کم کم داشت ساعت از نیمه شب رد می شد. چند تا از ارازل و اوباش اومدن جلو در خوابگاه اون موقع بود که ما ترسیدیم. داشتن کم کم خراب می کردند. هر چیزی رو که خراب می کردند و می شکستند جماعت جاهل توی خوابگاه براشون سوت و کف می زدند.

از شکستن ایستگاه اتوبوس گرفته تا کندن صندوق پست و صندوق صدقات و تابلوهای راهنمایی رانندگی و ... آخرشم این بود که یه سطل آشغال آتیش زدند و یه کامیون پر از کاغذ و مقوا آوردن و روش خالی کردند.

مرگ بر دیکتاتور/ ملتی که رو چاه نفت نشسته با صدقه صداش نمیشه بسته/ گفته بودیم اگه تقلب بشه ایران قیامت میشه/ محمود خیانت میکنه رهبر حمایت می کنه

اینها همه شعار هایی بود که مرفهین بی درد به زبون می آوردند. کسایی که حتی یک شب گرسنه سر رو متکا نزاشتند اینها به اصطلاح دانشجوهای مملکتمون بودند.

رفته بودم کنار نرده های خوابگاه ایستاده بودم. مردم امیر آباد داشتن مارو تماشا می کردند از پشته بام از پنجره از تو خیابون از هرجا که بگی. یه خانوم داشت رد میشد صداش زدم گفتم بابا برید خونه هاتون واسه چی ایستاده اید؟  اصلا گوش نداد ببینه که من چی میگم گفت: بزنید خراب کنید این میله هارو بکنید.

یه نگاه به دوستم کردم گفتم : به به ما رو باش داریم به کی میگیم.

همون لحظه بود که به طرف میله ها سنگ پرتاب کردند و اگه جای خالی نمیدادم خورده بود تو پیشونیم

اون موقع بود که می شدم شهید راه ....

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 2:26 |

واسه مطلب توبه کردم که دگر توبه بیجا نکم یه نظر هست از جناب آگاهی که یه جواب کوتاه دادم امیدوارم که رضایت بخش باشه.

جناب آگاهی
سلامون علیکم..
طبق ساده ترین اصول فقهی نفی چیزی دلیل بر برتری چیزه دیگه نیست...
یعنی اگه جناب موسوی رو نقد می کنیم دلیل این نیست که احمدی خیلی خوبه..
نمونه اش همین مشایی..
ولی این سوال منو جواب بدین لطفا.
اصلاحاتی ها که مخالف سیاست تهاجمی احمدی نسبت به غرب و اسراییل هستن و تو اون مناظره معروف؛ جناب موسوی رسما از هولوکاست دفاع کرد و احمدی رو به خاطر پرسیدن سوال راجع به هولوکاست تو مجامع مختلف بین المللی مورد انتقاد خودشون قرار دادن؛ حالا چی شده که از مشایی که مردم اسراییل رو دوست ما خونده بدشون اومد؟
میشه بگید این تناقض ها واسه چیه؟
یه مطلب دیگه : اگه بعد از نامه آقای خامنه ایی احمدی سریعا مشایی رو عزل می کرد چی میگفتید؟
نه این که می گفتید گوش احمدی تو دست آقای خامنه اییه و احمدی یه مهره اس واسه اهداف آقا.. تهمت زدن که آسونه حداقل تو این شرایط که بازار تهمت داغه داغه..
الان هم که بعد چند روز خودش استعفا داد اینو میگید...
در دروازه رو میشه بست در دهن مردم رو نمکشه بست...
یه مطلب دیگه: اگه به قول خودتون فرمایشات مقام معظم رهبری لازم الاجراست.. چرا وقتی به جناب موسوی گفت راه قانونی اعتراض رو در پیش بگیر, التهاب ایجاد نکن, و ... اجرا نکرد..  پس خدا رو شکر که من هم نه واسه موسوی نه تبلیغ کردم نه بهش رای دادم...
معذرت می خوام از قدیم گفتن:  
        تو که لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمیگیره...!!!!!

+ نوشته شده توسط عطار در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 13:45 |

با خودم عهد کرده بودم در مورد انتخاب و انتخاباتیون دیگه حرف و حدیثی نگم ولی مثل اینکه نمیشه کاری کرد و باید محکم. . . .

هر چه قدر اصلاحاتی ها پر رو هستن من صد برابر اونا پر رو تر و پایه تر از اونام که در مورد انتخابات بحث کنیم..

ملت بزرگ ايران براي اولين بار در طول تاريخ انقلاب اسلامي، پديده هايي را مشاهده کرد که تاکنون مشاهده نکرده بود. هر قدر مشارکت عمومي در يک انتخابات بالاتر باشد، بايد جشن و شيريني آن نيز گسترده تر باشد. 

اما ميرحسين موسوي با رفتار و حرکت هاي خويش و بدون استدلال هاي حقوقي، مسيري را طي کرد که ثبت تاريخي آن براي آينده کشور و نظام مي تواند الگويي انحرافي را نهادينه کند.

ميرحسين موسوي، بدعت هايي را بنيان نهاد که دل بسياري از انقلابيون و مردم به واسطه آن جريحه دار شد، از جمله اين بدعت ها مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:

-عدم مراعات قواعد مردم سالاري
____________________________
مردم سالاري يا دموکراسي ضوابطي دارد که به صورت قراردادي دو طرف مبارزه پذيرفته اند. ميرحسين موسوي بعد از باخت، ريل حرکت خود را از مسير قانون جدا کرد و به سمت التهاب اجتماعي پيش رفت و هيچ گونه استدلالي براي نحوه تقلب، با تفاوت 11 ميليون رأي ارائه نمي کند.
از يکي از راهپيمايان عصر 25 خرداد پرسيدم: سند شما مبني بر تقلب چيست که اکنون به خيابان آمده ايد؟ گفت من نمي دانم ما به گفته آقاي موسوي اعتماد داريم، بنابراين ميرحسين مسير را براي چنين رفتاري در انتخابات آتي کشور باز کرد و رويه اي را ايجاد کرد که در حافظه ملت ماندگار خواهد شد. او ثابت کرد که مي توان در وسط بازي، قواعد را عوض و يک طرفه اعلام پيروزي کرد.

2-عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانوني و بي اعتبار دانستن آنها
__________________________________________________
ميرحسين موسوي از اول مشي اي را دنبال مي کرد که دولت، شوراي نگهبان و مجريان را قبول ندارد. اين مشي ابتدا به ساکن و قبل از انجام هر گونه تخلفي، قابل تأمل بود.
تشکيل کميته صيانت دو ماه قبل از انتخابات، مکاتبه با رهبري براي مشکلات کوچک و صدور بيانيه خطاب به ملت، به جاي شکايت به شوراي نگهبان بدعت هاي جديد ايشان است. کسي که ساز و کار قانوني کشور و نظام خود را قبول ندارد چگونه مي توانست فرداي انتخابات و پيروزي با آنها کار کند، لذا بسياري از افرادي که رفتار ميرحسين موسوي را در فرداي انتخابات ديدند، خدا را شکر مي کنند که ايشان رئيس جمهور نشد و گرنه کشور را بايد دائما در چالش ميان دستگاههاي حکومتي مشاهده مي کرديم.

3-صدور بيانيه آشوب طلبانه و دعوت به حرکت هاي خياباني
______________________________________________
ميرحسين موسوي به محض احراز شکست، رأي چهل ميليوني مردم را خيمه شب بازي خواند و خواستار استمرار موج سبز شد. تحليلگران و نخبگان و حقوقدانان از اين حرکت انحرافي بسيار متعجب شدند که چرا ميرحسين موسوي اعتراض خود را در چارچوب قانون طرح نمي کند. مگر او نبود که يکي از اهداف اساسي خود را اجراي قانون مي دانست، مگر وي، مدعي نبود که دولت فعلي قانون ستيز و قانون گريز است؟ چگونه است که خود مسير غيرقانوني را عريان طي مي کند. صدور بيانيه تهييجي به جاي اعتراض قانوني يکي ديگر از بدعت هاي ثبت شده در انتخابات ايران به حساب مي آيد.

4-برگزاري راهپيمايي غيرقانوني
__________________________
ميرحسين موسوي که مدعي بود شاخصه اصلي دولت نهم قانون ستيزي است، بدون اخذ مجوز قانوني طرفداران خود را به خيابان مي ريزد و خود نيز شخصاً در بين آنها حاضر و در سخنراني خود به نهادهاي قانوني و نظارتي نظام حمله مي کند. درخواست برگزاري راهپيمايي سراسري در کشور و پايتخت به خاطر اعتراض به نتيجه انتخابات، قبل از بررسي و پيگيري راه هاي قانوني، يکي ديگر از بدعت هاي ميرحسين موسوي به حساب مي آيد.

5-ايجاد زمينه براي جولان ضد انقلاب
_____________________________
ضد انقلاب بودن اغتشاشگران سازمان يافته قطعي است؛ اگر چه ميرحسين موسوي با ژست دموکرات مآبانه چنين نظري را رد مي کند. نوع شعارها، نوع حملات فيزيکي، حمل اسلحه و سلاح سرد و عربده کشي حکايت از آن دارد که در سايه زمينه سازي ميرحسين موسوي ضد انقلاب، اراذل، سابقه دارها و... به ميدان انتقام آمده اند، چه حاشيه امني براي آنان بهتر از شعار الله اکبر و پيشاني بند «نخست وزير امام». اراذل و اوباش بايد از ايشان تقدير ويژه نمايند زيرا ميرحسين موسوي توانست آشوبگران و ضدانقلاب را ذيل شعارهاي خود به ميدان مقابله با مردم و انقلاب روانه سازد.

6-ايجاد زمينه براي به سخره گرفتن نظام توسط غرب
_________________________________________
دنياي غرب که مدعي عدم وجود مردم سالاري در ايران است، با اقدامات ميرحسين موسوي مستمسک خوبي دست آورد.
آنان حوادث اخير را نه درون خانواده انقلاب مي دانند و نه بين اراذل و مردم. آنان اراذل را طرفداران جامعه مدني خواندند و نظام مقدس جمهوري اسلامي را به عنوان عامل سرکوب آزاديخواهان معرفي کردند. غرب نيز مانند ميرحسين موسوي ، انتخابات چهل ميليوني ما را يک بازي تلقي کردند و سلامت آن را به چالش فراخواندند. اوباما، اوباش را طرفداران دموکراسي دانست که به آنان خيانت شده است.

تا بدعت ها و پرو بازی ها و . . . این قصه ادامه دارد... 

+ نوشته شده توسط عطار در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 16:30 |