تبليغاتX
خورشید عالم تاب
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست/ این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست.    وبلاگ خورشید عالمتاب فرا رسیدن ایام عزای حسینی را به همه دلسوختگان و محبان اهل بیت(ع) تسلیت عرض می کند.  آجرک الله یا بقیه الله  
می خواستم دیگه در مورد انتخابات حرفی نزنم ولی توی نظرات دوستان واسه بحث بخوانید و نتیجه بگیرید یه نظر دیدم که جای تأمل داشت...

بازم حرف از رأی تهررونی ها اومد وسط...

این یه جوابیه کوتاه واسه آقا یا خانم( که همونطور) که در مورد انتخابات مثل اینکه هنوز یه کم شک دارن...

من آدم سیاسیی نیستم ولی اگه یه جایی ببینم حق زیر سوال میره ساکت نمی شینم چون به قول قرآن اگه ساکت بشینی توی ظلمی که داره انجام میشه شریک هستید ....

آقا یا خانم( که همونطور) طوری از رأی تهررونی ها حرف می زنن انگار هر رأی تهررونی 10 تا رأی ...

آقا یا خانم( که همونطور) طوری از تهررونی ها حرف می زنن که انگار اونایی که تو شهرستانا هستن هیچی نمی فهمن...

آقا یا خانم( که همونطور) طوری از ظلم به تهررونی ها حرف می زننید انگار تا حالا تو فلسطین زندگی می کردید..

آقا یا خانم( که همونطور) فکر می کنن اگه بر فرض محال رأی همه تهررونی ها موسوی بوده!!!!!!!!!!!!!! باید رأی همه اعم از مازنی، گیلکی، ترک، لر، بلوچ، خراسانی، (جنوبی شمالی رضوی) ، کرمانی، یزدی، عرب، قمی، کرد، اصفهانی، بندری، بوشهری، لکی، اراکی، روستایی، دهستانی، و . . . . باید موسوی باشه...

 آیا این چیزی جز .... نیست!!!

البته حق دارید ها !!!!!

وقتی همه شبکه استانی ها فیلماشون رو از شبکه تهران میگیرن، همه مد ها از تهران میاد، همه تیکه کلامه مال تهرانه، بیمارستانای خوب، مراکز خرید خوب، دانشگاهای خوب، کار خوب، صد تا چیز خوب دیگه توی تهرانه،،  باید هم همینطور فکر کنن باید هم غرور بگیردشون..

آیا این همه چیز خوب واسه 10میلیون آدمه که 70 میلیون باید چاکر و عبد و غلام  و گوش به زنگ اونا باشن ببینن به کی رأی میدن ما هم بگیم چشم..

بله تهران پایتخته ولی پایتخت فکر،  اندیشه، رأی، و. . . نیست .

همیشه هم همینطور بوده زمان جنگ میگن تا تهران رو بعد 8 سال موشک زد همه گفتن آقا جنگ رو تموم کنین چه وضعیه!! (همه منظورم تهرونی ها) غافل از اینکه 8 سال همه غرب و جنوب کشور مورد حمله بود..

دوره سازندگی با اون اختلاف طبقای تهران و شهرستانا و اون توسعه سیاسی که اصلا در موردش حرف نزنیم و با شدت خیلی کمتر واسه دولت نهم...

که مثال آخرش همین گرد و خاک معروفه چند هفته قبل..

یا اون زمانی که تو پارکای تهران زیر وسایل پارک تشک ورزشی می ذاشتن تا اگه بچه ها خدایی نکرده خوردن زمین چیزیشون نشه، ما تو شهرستانا مرده یه وجب چمن بودیم تا حداقل شامو با فامیلامون بریم بیرون...

یا مثلا خوزستان که پر آب ترین استان کشوره آیا حداقل نباید مرکز استان آب آشامیدنی داشته باشه و همچنین در مورد کشاورزی و دها چیز دیگه، پس تو این چند ده سال سازندگی و توسعه سیاسی چی کار کردن..

حالا یه نفر اومده داره به بدبخت بیچارها و مناطق محروم میرسه آیا انصافه بگید گدا پروری!!! مگه اونا شهروند نیستن و حقوق شهروندی ندارن...

معلومه یه نفر با این تفاسیر تهرانی ها (شهر تهران نه استان تهران) کمتر بهش رأی میدن...

 آیا یه نفر که داره عدالتو رعایت میکنه (در حد توانش) مستحق این همه هجمه تبلیغاتیه...      

شما بجای اینکه از انتخاب احمدی نژاد بهت زده بشید از شرکت 85% مردم بهت زده بشید..

اصلا یه سوال : چرا تا حالا 55 تا 60% واجدین شرایط شرکت می کردن اما حالا شده 85%؟

آیا فقط به خاطر شرکت اقشار آسیب پذیر نبوده که به این شخص دل بستن تا واسشون کار کنه با توجه به اینکه 4 سال کار کردنشو دیدن..

به نظر من این شرکت برزگ مردمی و انجام آزادانه ترین و سالم ترین انتخابات بهت آرو تره تا انتخاب احمدی نژاد...   

انتخاب احمدی نژاد که معلوم بود و گرنه آقای خاتمی هم شناخته شده تر بود هم جوون تر هم  اگه احتمال می داد با احمدی نژاد حداقل به دور دوم می آد خودشون نامزد می شدن نه آقای موسوی...

 اینو خود آقایون هم می دونستن که این شلوغ بازیارو در آوردن و گرنه میرفتن شورای نگهبان و مثل بچه آدم شکایت می کردن..

حرف آخرم:   اگه یه حقی که به نا حق دست یه عده اییه که به نا حق دستشونه، رو بگیری و بدی به اونایی که اون حقه به نا حق دستشون نیست یعنی حق رو به صاحبش برسونی قطعا و قاعدتا اونایی که به نا حق اون حق رو گرفتن و الان اون حق رو از دستشون رفته می بینن ناراحت میشن و به هر دری می زنن تا اونو بگیرن حتی اجیر کردن یه عده اوباش تا با وحشی گری اونو بگیرن که باید بهشون گفت: خوشحال شدیم یا حق!!!!!!

یه سوال دیگه و ختم کلوم: تو این چند ساله انقلاب تا حالا

چند تا استان دست به دست هم دادن تا تهرانو بسازن....

تهران چکار کرده واسه ماها...

همه چی از ما،،،،،   پزو کیفو عشقو حالش مال شما..........

یا علی

+ نوشته شده توسط عطار در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 15:32 |

توجه به اخلاق اسلامي در عرصه تعاملات اجتماعي نشانه ايمان و اخلاص است.
اسلام به پيروان خود سفارش كرده است كه از راههاي مشروع به مقاصد و اهداف خويش برسند. بنابراين يك مومن ضمن اينكه داراي هدف مقدس است از راههاي مشروع نيز استفاده مي كند. در اين مقاله سعي شده است به اهميت اخلاق اجتماعي و حفظ حرمت ديگران پرداخته شود.

ضرورت حفظ حرمت آبروي ديگران

خدا مي بيند و مي پوشد .ادمي نمي بينيد و مي خروشد.

 
ان الانسان كان ظلومأ جهولا

يكي از آموزه هاي مهم تربيتي كه مورد تاكيد مكتب انسان ساز اسلام قرار دارد ضرورت حرمت آبروي ديگران است. اين موضوع آنقدر مهم است كه تجاوز به آبروي ديگران جزء بزرگترين گناهان محسوب شده و از طرف خداوند وعده عذاب اليم داده شده است. در اين آيين گناه تجاوز به آبروي مسلمان از گناه زناي با محارم بالاتر است. در اين مكتب آبروي مسلمان همچون مال و خون او بر مسلمانان ديگر حرام شمرده شده است. طبق تعاليم ديني اسلام نزديكترين وضعي كه بنده به كفر پيدا مي كند آن است كه با فردي برادر ديني باشد و لغزش ها و خطاهاي او را شماره كند تا روزي او را به آنها سرزنش نمايد.پيامبر اكرم صلوات الله عليه مي فرمايند همه چيز مسلمان، از مال، آبرو و خونش بر مسلمان ديگر حرام است. هرگاه مومن برادر ديني خود را متهم نمايد، ايمان او آب مي شود و از بين مي رود همان طوري كه نمك در آب حل مي شود و از بين مي رود,و نيز مي فرمايند- كسي كه مرد مسلمان يا زن مسلماني را غيبت كند، خداوند متعال چهل روز نماز و روزه او را قبول نمي كند، مگر آنكه غيبت شونده او را عفو كند. هر كه به عيب جويي، كسي را به صفتي كه در او نيست ياد كند ويا تهمتي بزند خداوند او را در آتش جهنم محبوس دارد تا گفته خويش را مجري دارد.
بر اساس همين تعليمات و تربيت ديني ست كه مومن هرگز خشم خدا را بر نمي انگيزد و مهار نفس خويش را به دست شيطان رجيم نمي سپارد.همانا كسي كه لجام نفس خويش را به دست ابليس سپرد بي گمان شيطان به جائي هدايتش نمي كند مگر به قعر فساد و تباهي وهدايت نمي كند مگر به قعر دوزخ سوزان .
مسلمان واقعي كسي ست كه ديگران ا ز دست و زبان او درامان باشند.و اگر چنين نبود ازجرگه مسلماني خارج شده و مشمول غضب خداوند خواهد شد
. اثبات حقانيت خويش به قيمت تخريب ديگران نمي تواند عملي اخلاقي واسلامي باشد..
مسئولان احزاب كه در واقع همان مسئولان ديروزي و يا دولتمردان فردا هستند، بايد در عمل و منش خويش مبلغ و منادي فضيلت ها و ارزش هاي انساني بوده كه در آن صورت نمي توانند به منظور رسيدن به قدرت از هر ابزاري همچون تهمت، افترا، دروغ و توهين براي تخريب چهره مسئولان و زير سوال بردن عملكرد آنها استفاده نمايند. از اين شيوه ناپسند هيچ كس سود نمي برد، چرا كه اگر اين رفتار ضد اخلاقي نهادينه شود همه از اين ابزار عليه رقيبان استفاده خواهند كرد و در آن صورت اين ابزار تبديل به شمشير دو لبه كه روزي با ما و روزي ديگر عليه ما خواهد شد.
1- همه چيز مسلمان، از مال، آبرو و خونش بر مسلمان ديگر حرام است. (1)
2- هرگاه مومن برادر ديني خود را متهم نمايد، ايمان او آب مي شود و از بين مي رود همان طوري كه نمك در آب حل مي شود و از بين مي رود.
(2)
3- كسي كه مرد مسلمان يا زن مسلماني را غيبت كند، خداوند متعال چهل روز نماز و روزه او را قبول نمي كند، مگر آنكه غيبت شونده او را عفو كند. (3)
4- ربا هفتاد و سه قسم است و آسانتر از همه چنان است كه كسي با مادر خود زنا كند و بدتر ازهمه رباها تجاوز به آبروي مسلمان است. (4)
5- يكي تان «خس» را در چشم برادرش ببيند و «تنه درخت» را در چشم خويش نبيند. (5)
6- كسي كه چيز ناروايي بشنود و آنرا منتشر كند مثل اين است كه خودش آن كار زشت را انجام داده است. (6)
7- كار برادر مومنت را به نيكوترين وجهش حمل نما، مگر آنكه خلافش را يقين كني. پس تا زماني كه مي تواني كار او را حمل به خير كني، حق نداري حتي نسبت به يك كلمه كه از برادر مومنت شنيدي سوء ظن ببري. (7)
8- نزديكترين وضعي كه بنده به كفر دارد اين است كه با مردي برادر ديني باشد و لغزش ها و خطاهاي او را شماره كند. (8)
9- هر كه به عيب جويي، كسي را به صفتي كه در او نيست ياد كند خداوند او را در آتش جهنم محبوس دارد تا گفته خويش را مجري دارد. (9)


پاورقي:
1- پيامبر گرامي اسلام -نهج الفصاحه
2- پيامبر گرامي اسلام- كشف الريبه
3- پيامبر گرامي اسلام- جامع الاخبار
4- پيامبر گرامي اسلام- نهج الفصاحه
5 و6- همان
7- پيامبر گرامي اسلام- كشف الريبه
8- امام باقر (عليه السلام)- كافي
9- پيامبر گرامي اسلام- نهج الفصاحه

+ نوشته شده توسط عطار در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 12:19 |

... بس که سمج بودم تا ببینم که پیروز انتخابات کیه تا دیر وقت از این خبرگذاری به اون خبرگذاری سیر می کردم. تا اینکه ساعت 3 شب بود که خبرگذاری فارس اعلام کرد احمدی نژاد پیروز میدان است. وقتی این خبر رو شنیدم دلم آروم گرفت. یه سر رفتم تو تراس تا ببینم تو حیاط چه خبره. چند تا از بچه ها با یه چهره ناراحت داشتن رد می شدند؛ با صدای بلند گفتم احمدی نژاد پیروز شد. یکیشون با ناراحتی گفت: «آره می دونیم. مبارکتون باشه ». معلوم بود که کدوم طرفی اند. یهو از این طرز حرف زدن شکه شدم ساکت موندمو تماشاشون کردم تا از جلو چشمام محو شدند.

صبح شده بود. با صدای بچه ها که از توی حیاط می آمد بیدار شدم. فهمیدم که احمدی نژادی اند و دارن حسابی شادی می کنن. همشون یه پرچم ایران دستشون بود. جیغ و داد میزدن.

توی راهرو بودم که دیدم از پنجره ی توی راهرو چند نفر ایستاده اند و دارن تماشاشون می کنند. یکی از اونا با صدای بلند و ناراحتی گفت: « دُم در آوردن» منم بی معطلی جواب دادم:« شما هر شب میریختین تو حیاط دُم داشتید؟؟؟»

یه جو عجیبی حاکم بود. وقتی از خوابگاه اومدم بیرون تو سرویس تا دانشکده، یه سکوتی شهر رو فراگرفته بود. انگار نه انگار دیروز انتخابات بوده و همه شور داشتند.  هرکسی به کار خودش مشغول بود.

رسیدم دانشکده؛ هنوز وارد نشده بودم یکی از بچه ها با یه لحن کنایه آمیز سلام داد و گفت:«تبریک میگم.» انگار همه می دونستن که من کدوم طرفی ام.

رفتم پیش یکی از استادامون؛ می دونستم که حامی موسوی بود. به موسوی رای داده بود ولی نتیجه انتخابات رو قبول داشت.

تا بعد از ظهر دانشکده بودم. به بچه ها قول داده بودم تا اگه احمدی نژاد پیروز شد شیرینی بخرم. هرجا که میرفتم بهت مردم رو می دیدم حتی تو قنادی. با دو جعبه شیرینی برگشتم خوابگاه .

شیرینی پیروزی شیرین احمدی نژاد بود

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت 10:14 |

به نام خالق خوبی ها

اشتباه نکیند این مطلب با این اسم و مسمی نه در مورد سیاسته نه احمدی نژاد نه میر حسین نه موزی گری های انگلیس نه شیطنت های آمریکا نه خیانت نون به نرخ روز خورهای داخلی . . .

این مطلب در مورد:

عیب کسان منگر و احسان خویش  .....  دیده فرو بر به گریبان خویش

در مورد خودمونه..

تواین چند وقته داشتم فکر میکردم در چه موردی بنویسم، که هم به درد دنیامون بخوره هم آخرتمون.

یه شب ، قبل از خواب، یاد صحبت های یکی از علما تو حرم حضرت معصومه افتادم ،که با خودم گفتم این موضوع مطرح کنم و به بحث بشینیم...

 

اخلاق

 

اخلاق تو همه چی..

حالا تو هر قطعه یکی از رفتار های رایج تو جامعه که  با آموزه های دینی ما دارای زاویه هست و متاسفانه تبدیل به یکی از نشونه های شخصیت و اعتبار بین اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه شدن رو مطرح می کنم..

امید است با شناخت این نوع رفتارها که به عرف شهرت یافته ان  از اونها اجتناب کنیم و با روی آوردن به اخلاق های نیکو، مصداق آیه شریفه ((و لقد کان لکم فی رسول الله اسوه الحسنه)) را به حقیقت نزدیک کنیم و آنها را در زندگی سیاسی ،خانوادگی،فردی و در جامعه در حد توان اجرا کنیم و ان شاء الله که بتوانیم در تبلیغ این نوع رفتار های نیکو و حسنه سهمی داشته باشیم تا به قول آقای سعید محمدی یکی از نویسندگان همین وبلاگ ((( نکند در روز قیامت اگر در معرض آیه شریفه "و یسئلونک عن النعیم" قرار گرفتیم شرمنده سائل باشیم..))

ادامه دارد

+ نوشته شده توسط عطار در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 17:30 |

سخنگوي حزب كارگزاران از طريق روزنامه كروبي، از موسوي خواست جبهه سياسي فراگير تشكيل دهد و رهبري اين جبهه را بپذيرد.
حسين مرعشي در روزنامه اعتماد ملي نوشت: چهره هاي اثرگذاري همچون ميرحسين موسوي، محمد خاتمي و مهدي كروبي مسئوليتي سنگين برعهده دارند و مي توانند دست به تاسيس يك جبهه فراگير بزنند.
وي با نااميدي از خاتمي به خاطر پرهيز وي از ميدانداري، به تملق گويي موسوي پرداخت و نوشت: مي توان به درايت رهبران سياسي جبهه اصلاح طلب به ويژه ثبات قدمي كه ميرحسين موسوي از خود نشان داده اطمينان داشت. حوادث سياسي اخير ظرفيت هاي عميق نيروهاي سياسي اصلاح طلب را به نمايش گذاشت. در واقع تبلور اين رهبري راسخ در ميرحسين موسوي نمود پيدا كرد.
مرعشي افزود: اين جبهه فراگير بايد نقش رهبري جريان و مديريت را مشخصا به محبوب ترين چهره اصلاح طلب بسپارد و بدون هماهنگي با وي هيچ اقدام سياسي در جبهه اصلاح طلب صورت نگيرد. در واقع اكثريت اين نقش را براي ميرحسين موسوي پذيرفته اند.
انداختن حلقه دام به پاي موسوي تحت عنوان رهبري جبهه فراگير اصلاح طلب، آن هم از طريق روزنامه اعتماد ملي در حالي است كه كروبي اساسا خود ادعاي شيخوخيت جبهه اصلاحات را داشت و حاضر نشد به نفع موسوي در انتخابات كنار رود همچنان كه برخي سران كارگزاران نظير كرباسچي حتي با نامزدي موسوي مخالف بودند چه رسد به پذيرفتن رياست وي بر جبهه اصولگرايان. اما به نظر مي رسد با طفره خاتمي از رفتن به سمت پرتگاه و راي فاجعه بار كروبي (300 هزار راي)، جريان حزب بادي كارگزاران - كه معمولا ترجيح مي دهد ديگران را سپر بلاي مطامع خود كند- مصلحت را در آن ديده كه رفتار فريبكارانه خود را با موسوي پيش ببرد حال آن كه هرگز موسوي را مثلا در مقايسه با آقاي هاشمي، شخصيت قابل ملاحظه اي براي سپردن رياست يك جبهه كذايي به وي نمي بيند. محمد هاشمي رئيس دفتر سياسي حزب در گفت وگو با ايلنا و درباره تشكيل جبهه فراگير تاكيد كرد تشكيل جبهه فراگير تحت عنوان جبهه اعتدال، پيشنهاد هاشمي رفسنجاني پس از سال 84 بوده است.
محمد هاشمي همچنين در خصوص علت سكوت هاشمي رفسنجاني بعد از تحولات انتخاباتي گفت: اين موضوعي است كه مكررا از ما سؤال مي كنند و توقع دارند ايشان كه در بحران ها به كمك آمده اند و جزو اصلي ترين اركان نظام هم بودند امروز هم فعال شوند ولي شايد شرايط زماني، امكانات و توانايي ها با گذشته فرق كرده ولي معتقدم بايد براي بازگرداندن اعتماد مردم هزينه هايي پرداخت.
در همين حال تقي رحماني از عناصر گروهكي، ميرحسين موسوي را از تشكيل حزب يا جبهه پرهيز داد و تاكيد كرد شخصيت فردي موسوي و اطرافيان وي حزبي نيستند. وي همچنين در روزنامه اعتماد ملي نوشت: حال اگر اطرافيان موسوي را در كنار حاميان موردي او قرار دهيم به هيچ وجه پيوندي پايدار و درازمدت براي اين همكاري متصور نيست چرا كه حاميان موردي موسوي با گرايش هاي متفاوتي از او به عنوان نامزد رياست جمهوري استقبال كردند نه به عنوان رهبر حزب سياسي. همچنين موسوي فاقد كاريزماست و چندان مورد خطابه، موج آفريني و فضاسازي نيست.

دلايل ترديد موسوي در تشكيل جبهه سياسي

عضو اصلي ستاد ميرحسين موسوي در انتخابات، تشكيل جبهه سياسي به معناي رايج را رد كرد. خبرگزاري ايلنا در خبري يك سطري و آميخته با تحليل! از قول عليرضا بهشتي مدعي شده موسوي جبهه سياسي تشكيل مي دهد. اين خبر يك سطري بلافاصله به خبر اول رسانه هاي بيگانه فارسي زبان تبديل شد و پس از آن هم در صفحه اول مطبوعات زنجيره اي نشست.
اما قلم نيوز سايت رسمي ستاد موسوي در خبري كه با عنوان «توضيحات دكتر عليرضا حسيني بهشتي درباره مصاحبه با ايلنا» منتشر كرد، از قول بهشتي نوشت: در مصاحبه با ايلنا امكان تشكيل حزب سياسي توسط آقاي موسوي را منتفي اعلام كردم اما ضمن رد احتمال تشكيل جبهه سياسي به معناي رايج آن كه متشكل از احزاب سياسي متفاوت است، امكان شكل دهي جبهه سياسي به صورت متفاوت و به شكل شبكه اي را محتمل دانستم.»
ترديد در راه اندازي جبهه اي متشكل از احزاب متفاوت- كه در واقع براي فرار از قانون احزاب به موسوي پيشنهاد شده بود- پس از آن جدي شد كه برخي گروهك هاي ضدانقلاب در حالي كه نه به بار بود و نه به دار! بلافاصله با اعلام عضويت خود در جبهه تاسيس نشده، سرقفلي آن را نيز به نام خويش زدند و از جمله گروهك بدسابقه نهضت آزادي اعلام كرد پيشگام تاسيس اين جبهه از سال 84 (به هنگام نامزدي مصطفي معين) بوده و مايل است بدين ترتيب، جبهه فراگير اپوزيسيون براي تقابل با حاكميت راه اندازي شود.
مسئله ديگري كه منجر به ترديدهاي جدي شده سرنوشت جبهه موسوم به اصلاحات و رياست آن است چرا كه اگر جبهه پيشنهادي همان جبهه اصلاحات است، ديگر نمي توان نام جبهه جديد بر آن گذاشت و آن جبهه نيز اصولا بيش از آن كه به نام موسوي شناخته شود، به نام خاتمي شناخته مي شود. اما اگر قرار باشد جبهه پيشنهادي غير از جبهه اصلاحات باشد، قرار است كدام ظرفيت جديد را- غير از جبهه اصلاحات - به كارگيرد و تحت پوشش خود قرار دهد. به همين دليل هم بود كه احمد خرم وزير راه دولت خاتمي در گفت وگو با سايت اقليت مجلس، (پارلمان نيوز) تاكيد كرد: «بايد مشخص شود كه اين جبهه جداي از جبهه اصلاحات بوده يا دربرگيرنده همان جبهه اصلاحات است ولي در هر صورت بايد شأنيت آقاي خاتمي به عنوان رهبر اصلاحات در تشكيل چنين جبهه اي حفظ شود.»
وي با بيان اينكه تشكيل جبهه اي ديگر و مستقل از جبهه اصلاحات به صلاح نيست، اظهار داشت: «در صورت تشكيل جبهه سوم، تعارضاتي در اردوگاه اصلاح طلبان ايجاد خواهد شد و وحدت اصلاح طلبان را تحت الشعاع قرار خواهد داد.»
چالش سومي كه پيش روي موسوي است، موضوع تاسيس جبهه است به اين اعتبار كه پرونده انتخابات در روال قانوني خود بسته شده و تشكيل جبهه كذايي بر خاكستر آشوب و تشنج و بي قانوني، در واقع مفهومي جز اصرار بر بي قانوني و تقابل با قانون و نهادهاي حاكميتي نخواهد داشت اما اگر قرار باشد انتخابات بهانه اين جبهه قرار نگيرد، آنگاه طيف گوناگون احزاب به ميدان آمده با اين بهانه را نمي توان با بهانه ديگري متشكل و مجتمع كرد مگر بر همان مبناي تقابل با قانون اساسي و انقلاب.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 14:25 |

به رغم درخواست های مکرری که از این وبلاگ راجع به اینکه دیگر راجع به انتخابات ننویسید و دیگر بس است شده بود ولی اینجانب تا گفتن تمام ماجراها سکوت نخواهم کرد.

... و سرانجام روز انتخابات فرارسید به همراه هم اتاقی ام به مسجد روبه روی خوابگاه رفتیم و در صف ایستادیم یک هیجان خاصی داشت. یک عکاس از همین خبرگذاری های بیگانه در آنجا بود و از شور حضور عکس میگرفت اما فکر کنم ۳-۲ تا بیشتر نگرفت چون مدام از دختری که چند نفر از ما جلوتر بود و سرو وضع مناسبی نداشت عکاسی می کرد. بالاخره وارد مسجد شدیم یادمان آمد که در تهران همزمان با انتخابات ریاست جمهوری انتخابات مجلس خبرگان رهبری هم بود. در لیست اسامی نامزدها نگاهی انداختم آشنایی را نیافتم دوباره یک نگاه دیگر انداختم دیدم که یکی از نامزد ها نامش محمود است. به دوستم گفتم که خوب است به همین رای می دهیم.  جالب آنکه ایشان در انتخابات پیروز شدند. آقای سید محمود علوی.

تا شب ساعت ۹ـ۸  بچه ها با شوق می رفتند و رای خود را به صندوق ها می انداختند. شب از نیمه گذشته بود ساعت حوالی ۱-۱۲ بود و ماهم مدام در سایت های خبرگذاری بودیم بحمدالله که اینترنتWireless  مجانی هم در اختیار داشتیم. همان موقع بود که در تراس رفتم و دیدم که بچه های حامی آقای موسوی ۵-۴ نفری در گوشه گوشه حیات ایستاده بودند و باهم حرف می زدند و سکوت عجیبی خوابگاه را فراگرفته بود. امتحانات شنبه و یکشنبه هم به لطف اعتراضات معترضان لغو شده بود. البته من در این دوروز امتحان نداشتم که خدایی نکرده بخواهم مدیونشان باشم. همین موقع بود که یکی از دختران وارد خوابگاه شد و اعلام کرد که من همین الان از ستاد موسوی آمده ام و اعلام کرده اند که موسوی پیروز انتخابات است. حال ساعت ۱ بود و چه جوری همه آرا را شمرده بودند و موسوی اول بود خدا می داند. این مسئله خیلی برایم جالب بود همچنین از بچه های موسوی خبر رسید که صندوق ها در کشور های خارج شمرده شده و موسوی اول بوده است. حال مارا چه به کشورهای خارج ؟؟؟

ما در ایرانیم ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم ماند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 18:42 |

بیچاره ها

از این بابت خیلی خوشحالم که در کشوری زندگی می کنم که تئوری حکومت و نظام آن یک تئوری متقن و پایه های حکومتی آن بسیار قوی است به طوری که قریب به ۳۰ سال آمریکای جنایتکار و غربی ها علی رغم تلاش های زیاد و هزینه های هنگفت نتوانسته اند پایه های این حکومت را به لرزه درآورند. چراکه درخت جمهوری اسلامی مانند درختی است که در کویر روئیده باشد. این درخت ریشه ای عمیق دارد که با خون شهیدان آبیاری شده است. چقدر در خیال خامند آنهایی که فکر میکنند با ریختن چند مفسد و اراذل در خیابان و به آتش کشیدن ماشین ها می توانند این انقلاب را سرنگون کنند.

۱۸ تیر هم خس و خاشاکی به خیابان ریختند و جریان نیمه جان برانداز روز ۱۸ تیر آخرین نفس های خودش را کشید و همه چیز تمام شد. عجیب است که درس عبرتی نمی شود برایشان!

و چقدر زیباست این حوادث که باطن های گرگ صفت خیلی ها را نمایان می کند!

گویی همین دیروز بود که آن هایی که در کل عمرشان یک رکعت نماز درست ندارند به خیابان ها ریختند و در اقدامی هماهنگ با رادیوهای بیگانه الله اکبر گفتند. و گمان کردند میتوانند مردم را بفریبند.

دوران دبیرستان از طرف اداره پدر به اردوهای چند روزه طرح بصیرت می رفتیم. در یکی از این دوره ها در یکی از جلسات سخنرانی یکی از علما هروقت نام زیبای حضرت محمد (ص) می آمد یکی از گروه هایی که می گفتند این ها بچه های شهدا هستند برای شوخی با صدای بلند و در اقدامی هماهنگ همه با هم می گفتند:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

واهلک اعدائهم بالاخص منافقین در قفس

در قفسو ببندید به ریششون بخندید

بعد با صدای بلند همه سالن که قریب به ۵۰۰ نفر دبیرستانی بود .... کر ..کر .. می خندیدند

و حالا:

ما هم در قفسو بستیم و به ریششون خندیدیم   

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 13:14 |

خداوند سبحان در جواب سوال ملائک در علت آفرینش انسان می فرماید: من چیزی می دانم که شما نمی دانید..

خداوندا...!

در طول تاریخ انسان های پاک باخته و خدایی که سعادت را در وصل به تو می جستند تفسیر دلیل تو بودند و ره صد ساله را در یک شب و تنها با یک نظر تو پیمودند.

جوهر خدایی و روح والا و متعالی نهفته در انسان، آن توانایی را دارد که مصداق حیات ابدی و ارتزاق عند ربهم را به ساجدین عند ربک یعنی ملائک نشان داده وقتی از آنها در نزد خدا  بالاتر رود فقط باید زمان و مکان و امکان بروز و ظهور بوجود آید.

عاشورا و صحنه به نمایش گذاشتن معراج آن 72 تن در صحرای تفدیده و سوزان کربلا و در طول تاریخ تشیّع رنجهای مظلومانه و شهادت رهروان آن امام شهید توسط ظالمان تاریخ و در 1400 سال بعد از آن واقعه ، در 8 سال دفاع مقدس در صحرای سوزان جنوب با اتصال و پیوند این حرکت و جوشش به واقعه عاشورا و ظهور نمایش های جان فشانی پیروان خمینی کبیر (ره) تفسیر دوباره این دلیل خداوندی شدند. شهدا به ما فهماندند که اگر رهایی از قید و بند ظالم را میخواهید اول باید از خود برهید تا دنیا از قید ظلم برهد. شهدا خود را فدا کردند و جاودانه شدند تا من و شمای مسئول و غیر مسئول به جا مانده از شهدا بفهمانند که رشد و بالندگی در صحنه ها و بحرانها با شکستن حصارهای سنتی و بسته بر روح و تن آدمی و بوجود آمدن تجربیات جدید و توسعه عقلانیت و شعور و البته عشق به هدف بوجود می آید. در طول دفاع مقدس با این روحیه رزمندگان و شهدا مسیر خود را تشخیص و می پیمودند و یا اتخاذ مسیرهای جدید در مدیریت بحران سر منشا تحول و توسعه وضعیت می شدند. با این تفکر بسیجی توانستند با مقاومت و غلبه بر مشکلات نظامی و فرهنگی البته با اتکال به خداوند متعال بوجود آورند. به همین جهت بود که امام در پیام تاریخی خود در زمان پذیرش قطعنامه فرمودند: در طول جنگ حتی یک لحظه نادم و پشیمان نیستیم...!

بعد از حدود 20 سال از جنگ نشان داده شد که تفکر امام مبتنی بر مقاومت و از خودگذشتگی همراه با عقلانیت و عشق به اسلام و تفکر بسیجی ، بحرانها و حوادث را حل می کند و خون شهیدان به ناحق ریخته شده بر زمین به بار نشست و تفسیر خدایی مجددی به جهان و تشنگان راه نشان داد.

حال این ما و این راه و آیینه تمام نمای تاریخ یعنی دفاع مقدس...

قطعاً من و شمای مسئول و غیر مسئول این امنیت و توسعه را مدیون خون و عملکرد شهدا و امام شهدا هستیم و امانت دار این عزیزان که به دست ما رسیده است، نکند در روز قیامت اگر در معرض آیه شریفه "و یسئلونک عن النعیم" قرار گرفتیم شرمنده سائل باشیم...

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 15:52 |

چند روز پیش داشتم با دوستام از پل نادری اهواز رد می شدم. یه پیر مردی روی پل ایستاده بود از کنارش هنوز رد نشده بودیم که برگشت به طرفمون و یه تیکه کاغذ تا شده بمون داد. اولش ازش نگرفتیم ولی اون اصرار کرد ما هم به این قصد که بعدش بندازیم تو رودخونه گرفتیم. دو ثانیه نگذشت که پیر مرد گفت خداحافظ من رفتم. بعدم دمپایاشو درآورد و رفت اونور نرده که خودشو بندازه پائین تو آب. آره می خواست خودکشی کنه. ما هم که خیلی ترسیده بودیم رفتیم سراغش دستاشو گرفتیم که نذاریم خودشو بندازه پائین. هی دوستم بش می گفت بیا با هم حرف می زنیم. بیا ببینم اصلن چی شده. منم می خواستم حرفی زده باشم گفتم آره بیا حرف بزنیم بعدا خودتو بنداز پائین.

یلی بود واسه خودش. تمام موهاش سفید بود خیلی پیر بود ولی نمی دونم واسه چی می خواست خودشو بندازه تو آب.

برگشتم پشت سرم رو نگاه کردم که کمک بخوام دیدم همه ماشینا ایستادن و دارن نگاه می کنن. منم گفتم آقا کمک کنین این می خواد خودشو بندازه پائین. اونا هم با هم اومدن کمک کردن و آوردنش اینور نرده. تا اومد اینور نرده خطاب به دوستم که هنوز کاغذ تو دستش بود گفت اون کاغذ رو که بتون دادم برگردونید. دوستمم که شکه شده بود کاغذ رو نخونده تقدیمش کرد.

یعنی تو اون کاغذ چی نوشته بود؟

+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 18:18 |

بله آقا جون حتما باید بیاد تهران تا شبکه خبر با مدیریت بحران کشور تماس تلفنی برقرار کنه..

بله آقا جون حتما باید بیاد تهران تا رییس سازمان محیط زیست به عراق سفر کنه....

من به عنوان یه خوزستانی از طرف همه خوزستانی ها میگم که:آقایون صدا وسیما، مسئولین، عوامل مربوطه ،که آقا خیلی خرج تلفن خودتون زیاد نکنید بیماران ریوی و قلبی خودشون میدونن که تو این هوا نباید بیان بیرون یا اگه کسی هم کار واجب داره از ماسک استفاده کنه..!!!!

نگاهی گذرا به برخی عوامل گرد و خاک

1-بعضیا میگن بعد حمله آمریکا به عراق، عوامل آمریکایی با بعضی کارا مثل کندن درختا می خوان به این هدف برسن که ایران همیشه در معرض گرد و خاک باشه تا راحتر به ایران حمله کنن ...

جواب: اولا اگه آمریکا با اون همه علم و پولو فن آوری و نیروی هوایی و ناتو و اینها اینجوری بخواد به ایران حمله کنه که وااااااای بر آمریکن....

         دوما: اگه می خواد به ایران حمله کنه باید یه کاری کنه تا کل ایران گرد و خاک بشه نه فقط خوزستان بدبخت...   

2-بعضیا دیگه میگن یه حرکت سیاسیه و دولت می خواد زیر بار حرف زور نره و به عراق و عربستان باج نده که ایران به اونا پول بده  تا اونا تدابیر لازمو بیندیشن چون میگن گرد و خاک تو ایرانه و شما باید واسه حل این مشکل پول بدین...

جواب: با این وجود که خود عراق و عربستان دچار این مشکلن، ادعای این عزیزان با کمال احترام رد میشه....

3-بعضیای دیگه که هم اکثریت و هم خود من نظرم همینه، میگن :عامل اصلی این گرد و خاکا خشک سالیه که فکر کنم عاقلانه ترین و علمی ترین دلیله...

البته بر طبق باور ما که فقط مرگه که حل نمی شه و شعار زیبای ما می توانیم ،،،، آقا حالا علت هر چی که هست، حداقل حالا که به تهران رسیده بابا یه فکری بکنید.

ما چند ساله تو خوزستان تا 20 برابر حد استاندارد گردو خاک داشتیم و  چه مشکلاتی واسه ادارات ،مدارس ،بازار، کشاورزا ، دامدارا و همه وهمه

حالا به تهران نرسیده یا قراره برسه آقایون گفتگوی ویژه خبری شبکه 2مورخ 14/4/88 رو به اون اختصاص دادن.

خدا وکیلی خودتون قضاوت کنید تو این چند ساله:

اگه خوزستان پایتخت بود، این مشکل چند سال پیش حل شده بود یا چند ساعت از وقت رسانه رو به خودش اختصاص می داد یا چند تا مسئول بر کنار شده بود...

حالا به قول خودتون:

اگه تمام ایران تهران نیست، پس مشکل گرد و خاک خوزستان یه مشکل ملیه حتی اگه تهران هوای صافی داشته باشه...

اهواز                                                                                  تهران

         عکس از ما

             قضاوت با شما 

     

+ نوشته شده توسط عطار در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 2:49 |

... در شبی که فیلم احمدی نژاد را نشان می داد و بخشی از آن در حیاط باغچه بود بعد از فیلم بچه هایی که طبق معمول هر شب بیرون می آمدند و شعار می دادند یکی از شعارهای آن شب شان این بود که: ریاستو رها کن سبزی فروشی وا کن. گذشت و گذشت... چهارشنبه شب بود آن شب قرار بود که احمدی نژاد در تلوزیون از خود دفاع کند . به مدت 19 دقیقه به او فرصت داده بودند حال گذشته از آنکه به گفته ی کلهر وقت او 63 دقیقه بود. من در خبرگذاری ها خواندم که قرار است حامیان احمدی نژاد بعد از سخنان وی بانگ الله اکبر سر دهند. بلافاصله بعد از اتمام آن برنامه به همراه دوستم در تراس رفتیم و جزو اولین کسانی بودیم که الله اکبر گفتیم. بعد از 10 دقیقه بچه های حامی احمدی نژاد در حیاط جمع شدند ماهم به جمع آنها پیوستیم آن شب من به قدری داد زدم که صدایم گرفت. احمدی جونمی رئیس جمهورمی؛ محمود احمدی دوست داریم ما دوست داریم؛ ما الله اکبر الله اکبر و ...

بعد از 30 دقیقه دیدیم که موسویون جمع شدند و ما برای حفظ آرامش خوابگاه و جلوگیری از هیچ درگیری پراکنده شدیم. و این جماعت تا 2 نصف شب باز مزاحم ما بودند.

فردای آن روز پنج شنبه بود روز سکوت بدون تبلیغ

دوستم خبر خودکارهای پاک شونده را از سایت خواند. نگران شدیم قرار شد که به نیت اطلاع رسانی آن را در چند برگ چاپ کنیم و در سالن ها نصب کنیم. همین کار را هم انجام دادیم. در حال نصب برگه در طبقه خودمان بودیم که مارا دیدند. در اطاق نشسته بودیم که پی در پی می آمدند و تذکر می دادند که امروز چرا تبلیغ؟ ولی هدف ما فقط اطلاع رسانی بود.

یکی از طرفداران پروپاقرص موسوی آمد و دادو بی داد راه انداخت و می گفت که چرا این کار را انجام داده اید تهدید کرد و گفت: من میتونم از طرف ستاد موسوی اقدام کنم و شمارو دستگیر کنم.

اول ترسیدم ولی می دانستم کاره ای نیست و هیچ کاری نمی تواند انجام دهد.

بالاخره آن روز در سکوت به خیر و خوبی تمام شد.

 ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 15:56 |
روزنامه وطن امروز، روز پنجشنبه در گزارشی گفت‌وگوی فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی و شهرام جزایری را منتشر کرده که در آن به جزایری گفته می‌شود که اعترافاتش را تکذیب کند تا مورد حمایت قرار گیرد.

شبکه ایران: پس از آن‌که دهم تیر مهدی کروبی در بیانیه‌ای ادعا نمود که دولت دهم را دارای "مشروعیت" و "مقبولیت" نمی‌داند، روزنامه وطن امروز با تیتر بزرگ "آقای کروبی بخواند" در صفحه اول خود، داستان یکی از جلسات رسیدگی به مفاسد اقتصادی را منتشر نمود.

سایت‌های وابسته به حزب اعتماد ملی بدون هر گونه تکذیب مطالب منتشره، در مطالبی خواستار برخورد قوه قضائیه با روزنامه افشاکننده این گفت‌وگو شده‌اند. رسانه‌های وابسته به میرحسین موسوی نیز این افشاگری را بایکوت کرده‌اند.

این مطلب در حالی منتشر شده است که هنوز مهدی کروبی واکنشی به آن نشان نداده است؛ خلاصه‌ای از این گزارش به این شرح است:

" جناب رئیس که سیدی باابهت به نظر می‌رسد، با ذکر بسم‌الله و خواندن آیه‌ای از قرآن درباره قسط و داد، سخن خود را آغاز می‌کند: «از زمان دستور قاطع برای رسیدگی به مفاسد کلان اقتصادی تا کنون چندین جلسه توسط شما آقایان و بنده تشکیل شده است. چیزی که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده و معضل کلی برنامه‌های این ستاد برای مبارزه با مفاسد است، عدم باور مبارزه از جانب خود ماهاست.....»

رئیس جلسه همچنان در حال گفتن است که دیگر عضو سه‌گانه‌ جلسه که شیخ جاافتاده‌ای هم هست، بدون مقدمه با صدای خش‌دار به سخنان رئیس اعتراض کرده، و می‌گوید: «جناب آقای [...]! لطف کنین یه کم شفاف‌تر حرف بزنین. ما اینجا جمع شدیم مشکل کشور رو حل کنیم، نه اینکه به همدیگه تیکه بیایم. شفا‌ف‌تر آقا، شفاف‌تر» . رئیس جلسه می‌گوید: «حاج آقای [...]! من منظور خاصی ندارم. فقط در راستای دستور جلسه می‌خواستم عرض کنم که اگه قراره مردم رو به تقوا و پرهیزکاری سفارش کنیم، بهتره این‌رو اول از خودمون شروع کنیم».

شیخ مزبور ادامه‌ سخنان رئیس را قطع کرده و می‌گوید: «نه آقا! من که هالو نیستم. من از زمان امام مورد وثوق ایشون بودم، همه‌ مردم و مسؤولان هم شاهد هستند. یه آدم انقلابی و مبارز. حالا شما بدون در نظر گرفتن جایگاه بنده و اقبالی که نسبت به من وجود داره این خیمه‌شب‌بازی‌ها رو تو تلویزیون راه انداختید که چی بشه؟!

رئیس جلسه، با همان متانت قبلی و لبخندی که حالا دیگر کمی تصنعی به نظر می‌رسد، می‌گوید: «والله ما نمی‌خواستیم اشاره‌ مستقیمی به برخی موضوعات بشه. ولی حالا اگه شما اصرار به این مسأله دارید که موضوع بازتر بشه، بنده هم مانعی نمی‌بینم.». رئیس سری چرخانده و منشی خود را که در طرف دیگر سالن نشسته فرامی‌خواند. چند لحظه‌ای چند جمله رد و بدل می‌شود و سپس منشی با احترام از سالن بیرون می‌رود؛ چند لحظه بعد، منشی همراه با یک دستگاه ضبط‌صوت متوسط و نوار کاستی که در قابش قرار دارد وارد سالن می‌شود.

رئیس این‌بار با لحنی جدی‌تر که دیگر خنده‌ای هم با آن همراه نیست، می‌گوید: «بعضی اوقات این موضوعات به‌قدری پیچیده می‌شه که ما رو مجبور می‌کنه مستقیما به برخی حوادث اشاره کنیم. نمونه‌اش همین مکالمه‌ایه که حاج‌آقا [...] باید بیشتر از ما تو جریانش باشند.»

ولی متأسفانه تو هفته گذشته ایشون تمام توانشون رو گذاشتند و از تریبون مقدس مجلس هم علیه قوه‌ ما اقدام به سمپاشی کردند و حالا هم این حرفا رو می‌زنند». بعد رو می‌کند به منشی خود و ادامه می‌دهد: «این نوار رو بی‌زحمت روشن کن... صداش هم کمی زیاد بشه». مکالمه‌ای که جملات اولش رد شده و حالا صدای زنی نسبتا میانسال از آن شنیده می‌شود. «...ما همه مدارک رو از بین بردیم. حالا دیگه هیچ مدرکی وجود نداره. هم اون 300 میلیون تومن و هم اون 200 میلیون تومن. شما هم بهتره همه چی رو کتمان کنی. یعنی به نفع خودته که این کار رو بکنی».

از آن طرف تلفن صدای جوانی به گوش می‌رسد: «خب حاج خانوم! من که این چیزا رو تو دادگاه گفتم. یعنی چی که من همه چی رو کتمان کنم. من اعتراف کردم...».  باز زن ادامه می‌دهد: «آقای جزایری! این دیگه مشکل ما نیست، حاج‌آقا هم حواسش جمع جَمعه. ما با بانک هم هماهنگیم. اونجا هم دیگه مدرکی پیدا نمی‌شه. شما هم می‌تونی تو دادگاه بعدی بگی که همه‌ اون حرف‌ها رو تحت فشار زدی. حاج‌آقا هم البته از موضع شما حمایت می‌کنه. امروز هم تو مجلس حسابی این مسأله رو زیر سوال برد ولی حالا ادامه‌ این موضوع به خود شما بستگی داره». مرد جوان ادامه‌ مکالمه را دنبال می‌گیرد: «خانوم [...]! آخه من...».

در حینی که این صداها از ضبط صوت شنیده می‌شود، شیخ حالت تهاجمی به خود گرفته، از جای خود جهیده و سعی می‌کند با همان شتاب و عصبانیت به سمت رئیس جلسه حمله‌ور شود. حضار همگی سعی می‌کنند خود را به شیخ برسانند.

در حالی‌که همه سر پا ایستاده‌اند، سید میانسال در حالی که رنگ‌ سفید صورتش به سرخی و زردی گراییده می‌گوید: «این چه کاریه آقای [...]؟! این چه وضعیه؟! شما به چه حقی صدای مکالمه‌ خانوم ایشون رو شنود کردید؟» رئیس جلسه پاسخ می‌دهد: «هیچ‌کار ما هم مفسده نیست. قاضی پرونده قانوناً مجازه که تمام مکالمات متهمش رو شنود و ثبت و ضبط کنه. این مورد هم بنا بر اون اختیاری که قانون بهش داده انجام شده ».

در حالی‌که این دو در حال جر و بحث هستند یکی از حضار شتابان به سمت دوربین می‌دود و خطاب به تصویربردار می‌گوید: «خاموشه؟ دوربین خاموشه؟» و پیش از آنکه صدای تصویربردار شنیده شود، صفحه سیاه می‌شود...! "

+ نوشته شده توسط عطار در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 10:34 |

شاهد و متهم قتل ندا آقاسلطان دو روز پس از آغاز اغتشاشات به ايران آمده بود و فرداي قتل وي بلافاصله به انگلستان بازگشت.
فرمانده نيروي انتظامي ديروز در جمع خبرنگاران اعلام كرد: آرش حجازي توسط نيروهاي وزارت اطلاعات و پليس بين الملل (اينترپل) تحت تعقيب است.
حجازي پس از قتل خانم آقا سلطان از كشور خارج شد و با انجام مصاحبه هاي سناريوسازي شده كه ابتدا از سوي بي بي سي صورت گرفت، اقدام به «تحليل گذاري» روي اين قتل مشكوك (عليه روند انتخابات و نظام جمهوري اسلامي) كرد. نامبرده به طور مشكوك سر صحنه شليك به ندا آقاسلطان -از پشت سر و در منطقه خلوت و دور از اغتشاش ها - حضور داشت.
به نوشته جهان نيوز، آرش حجازي مدير انتشارات كاروان، چند سال پيش براي مدتي ماهنامه جشن كتاب را منتشر مي كرد. وي در سال هاي اخير در انگلستان به سر مي برد و 5 روز قبل از قتل مشكوك ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگيري و تشنج در تهران) وارد كشور شد. حجازي فرداي اين قتل به سرعت به انگليس برگشت. مراسم از پيش طراحي شده جنايت، توسط چند دوربين فيلمبرداري و بلافاصله به بي بي سي، صداي آمريكا و انبوه رسانه هاي غربي و ضد انقلابي ارسال شد تا ضمن مظلوم نمايي و تحريك عواطف، از قرباني بي خبر از همه جا، سمبل انقلاب مخملي ساخته و چنين القا شود كه آشوب هاي سازماندهي شده از خارج كشور يك مبارزه مردمي و خودجوش است!
پس از حضور حجازي در انگليس كه با شانتاژ بي سابقه خبري رسانه هاي خارجي درباره قتل آقا سلطان همراه بود، بي بي سي (رسانه خبري وابسته به دولت انگليس) گفت وگوي مفصلي را با وي تحت عنوان «پزشك ايراني از ماجراي مرگ ندا مي گويد» منتشر ساخت.
وي برخلاف واقعيات، تلاش كرد محل تيرخوردن ندا آقاسلطان را محل درگيري و تشنج نشان دهد و چنين القا كند كه مقتول در حال تظاهرات و اعتراض بوده است. برخلاف اين ادعا، استاد موسيقي خانم آقاسلطان كه همراه او بوده است مي گويد وي از ترافيك كلافه بود و از ماشين پياده شده بود كه آن حادثه مشكوك رخ داد. نامزد قرباني اين جنايت نيز ادعاهاي حجازي را تكذيب كرده است.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 12:41 |
به نقل از خبرگزاري فارس: نماينده مردم تهران در مجلس گفت: قوه قضائيه با در نظر گرفتن احكام شرعي و بدون هيچگونه دلسوزي به وظايف خود عمل كند و به نظر مي‌رسد برخي افراد دستگير شده در اغتشاشات اخير، حكم محارب و مفسد في‌الارض را دارند.
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 12:36 |
آقای میرحسین به همه ایرانیان ایمیل زده!!! به شرح زیر:

چتم هواس مؤسسه ایست پراعتبار که نتایج ارا ئه شده تحقیقات آن در مورد مسائل گوناگون بارها در آژانس های خبری جمهوری اسلامی ایران منعکس شده است. مطالعه خلاصه شده آن مسائلی را مطرح میکند که بطور واضحی نشان میدهد که حقوق ملت ایران چه لر وچه تهرانی ، خوزستانی ویا آذربایجانی زیر پا گذاشته شده بنده پنج سال در خرم آباد زندگی کردم، و میدانم ممکن نیست لر، دیگری را به آقای کروبی ترجیح دهد. آنها که به علائق قومی ترک ها آشنا هستند میدانند که چه گونه بمانند زنجیر به هم ارتباط دارند.

بالای صد در صد آراء در استانهای یزد و مازندران و 90 در صد به بالا در چندین استان دیگر  نه از نظر تاریخی ونه از نظر آماری ممکن است و باعث بر محالات شده بگونه ای که آقای احمدی نژاد حتی آرای اصلاح طلبان را هم بدست آورده اند. این در زمانی ایست که وزارت کشور و شورای نگهبان اعلام کردند که بیش از سه میلیون رأی اضافه وجود دارد ولی شورای نگهبان و رهبری با وجود چنین اهمالکاری هنگفتی ، از نظر قضائی اثر جرم ،که واضح است و  قطعاً نشانه به ساختن و و پرداختن بیشتر میدهد مثل همیشه دلیل میآورد که لزومی به ابطال نیست بمانند اینکه بگویند دزد را گرفته ایم میدانیم دزد است ، ولی دلیلی به محاکمه دزد نیست.
ملتی میگویند ما به عنوان اصلاح طلب و طرفداران اصلاح طلبان یا در مخالفت با آقای احمدی نژاد به ایشان رأی نداده ایم ، کارشناسان ایرانی و خارجی همه میگویند آرای ایشان ممکن نیست. زمانی که یک سازمانی و یا شورائی حقوقی به مانند شورای نگهبان نادرستی در یک حرکت و حقوق ملی میبیند آثار جرم را باید دلیل بداند و انحلال انتخابات را اعلام کند  و یا حداقل   تحقیقات حقوقی گسترده ای را شروع کند . آیا بیشتراز سه میلیون رأی اضافی کافی نیست . ولی از شورای نگهبان انتظار داشتن ،در شرایطی که خود را گذاشته اند، بمانند انتظار عدالت از شریک جرم است. آقایان که فقیه وحقوقدان هستند می دانند بی عدالتی چه نتایج وخیمی به بار خواهد داشت

حفظ حقوق اولیه یک ملت باعث برحفاظت در ثروت ملی و اموال عمومی و مملکتی میشودکه بر اساس قانون اداره میشود. چوب بی قانونی گریبان دولتی را میگرد که در ادعا با فساد، گسترده ترین فساد اداری را در تاریخ ایران نوین را باعث شده. ما نه بره هستیم نه مقلد از حضور حق منبع حقیقت مطلق، جانمان امکان به سرور وسروش یافته است. ممکن نیست به این حکومت اجازه بدهیم حقوق ما را اینچنین ضایع کند. جان از اوست حق از اوست از او آمده ایم وبه او رجوع خواهیم کرد .انا لله و انا اليه راجعون. بار دیگر مسئولین امر را به هوشمندی دعوت میکنم.ما نه خیال انقلاب داریم و نه خیال مبارزه مسلحانه. چرا میگذارید برای حفظ مدیر نالایقی مثل آقای احمد نژاد کار به اینجا بکشد. چرا در واقیعت فرزندان نزدیک به انقلاب و امتحان پس داده شک دارید . بر کدامین پایه خواهید ایستاد که مافیای قدرت و فرصت طلب آقای احمدی نژاد آنرا به لجن نکشاند .

. هم وطنان گرامی صدای ندا بمانند موجی الهی سراسر گیتی را در بر گرفته است. بگذارید حیات معصوم و فرشته وارش در ما ریشه های ایستادگی و اتحاد را جاودانه بگونه ای بدمد که حکومت حس کند ما هرگز ، لحظه ای از حق خود نخواهیم ،فرزانه و پرخرد بی باکیم  ، روحمان جاودانه راهمان عشاقانه و در کنار استقامت قهرمانانه سید موسوی با هوشمندی وحرکتی مسالمت آمیز فصل دیگری را در تاریخ آزادی طلبی کشورمان بازخواهیم کرد.

 

پاسخ مدیر وبلاگ:

۱- چتم حواس؟ با تایید شما که معتبر نمی شود!!! بعضی موسسات دیگر نظر سازی کردند و گفتند رای موسوی بالاست! ولی دیدیم که دروغ بود!

۲- چه کسی گفته هرکس که لر است به کروبی رای می دهد! بنده در خوزستان زندگی می کنم و دیدم که خیلی از لرها به احمدی نژاد رای دادند! بنده با خیلی ها صحبت کردم و دوستان زیادی دارم که لر هستند و به احمدی نژاد رای دادند! این یک توهین بزرگ به فهم و شعور لرهاست! آقای میرحسین لرهای غیور خوزستان و لرستان به راحتی از این توهین ها چشم نخواهند پوشید!!

۳-چرا دروغ می گویی! کی وزارت کشور اعلام کرده که سه میلیون رای اضافه وجود دارد؟ گوشتان را از دهان دشمنان دور نگه دارید! تا کی می خواهید به اخبار دروغ رادیو بی بی سی گوش دهید!

۴-این یکی از توانایی های آقای دکتر احمدی نژاد است که به طور بی سابقه مردم را به پای صندوق های رای کشاند! چرا کاری را که شما و دوستانتان (خاتمی و هاشمی) نتوانستید انجام دهید محال می دانید؟ این چه استدلال غلطی است!

۵- آنکس که خلاف قانون عمل کرد شما بودید! همه مردم همراه شدند و تائید کردند شورای نگهبان را. فقط شمائید که نمی خواهید قبول کنید! برخلاف قانون به خیابان ها ریختید! مردم را تهییج کردید! کشتید و به آتش کشیدید! این بی قانونی نیست؟! آقای موسوی! کافر همه را به کیش خود پندارد!!

۶- همه می دانند مشکل شما احمدی نژاد نیست! شما با اصل حکومت مشکل دارید! ما نخواهیم گذاشت! کسانی چون شما با زیرپا گذاشتن قانون آسایش را از مردم بگیرند! ما تا آخرین لحظه از کشورمان از مردممان از ولایتمان و از حکومتمان دفاع خواهیم کرد. شما به گور خواهید برد این آرزو را که ایران اسلامی نباشد!!

تذکر: یادتان می آید وقتی که پست نخست وزیری حذف شد با همه قهر کردید! درحالی که این مصوبه قانونی بود! شما این شمائید که غیر قانونی عمل می کنید! قهر؟! کدام خون دل خورده ای برای انقلاب با انقلاب قهر می کند؟! شرم نمی کنید؟!

۷- شما بی پروا نداها را می کشید و خونشان را بر زمین می ریزید و اصلا باکی ندارید! شما به خودتان هم رحم نمی کنید! در حالی که ندا به حمایت از تو به خیابان آمده بود! چگونه ادعای دلسوزی می کنید!

دیگر بس است! بی حیایی تا کجا!

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 12:43 |

... بعد از یک هفته که اهواز بودم (برای استراحت قبل از امتحانات) به تهران بازگشتم تا در یک هفته ی باقی مانده درس هایم را بخوانم و برای دو هفته سخت امتحانات خود را آماده کنم. شنبه بود، اول هفته. آن شب، شب مناظره آقای احمدی نژاد و آقای کروبی بود. یکی از هم اتاقی هایم که مدافع و حامی کروبی بود نیز در آنجا حضور داشت. چهار نفری به پای آن مناظره نشستیم. حال گذشته از آنکه در آن مناظره چه گذشت و اینکه آقای کروبی حرف ها و سوال هایی را می پرسید که آقای احمدی نژاد در مناظره خود با آقای موسوی به تمام سوالات پاسخ داده بود و تکرار مکررات بود؛ ولی اتفاقی دیگر در اتاق افتاد. الهه که مدافع کروبی بود دیگر با ما حرف نزد. چرا؟ به دلیل اینکه مارا مخالف خود می دید؟ آیا نمی توانست حرف خود را اثبات کند؟ یا دلایل خوب و توجیه کننده ای برای دفاع از کروبی نداشت؟ فقط هنگام مناظره وقتی همگی پای تلوزیون نشسته بودیم با یک دهن کجی خاصی این کلمات را برزبان می آورد: واقعا مسخره اس با یه ادبیات کولی گری عکس ناموس مردم رو آورده هی می گه بگم! بگم!

به نظر من دلیل خاصی برای حمایت از کروبی نداشت فقط مخالف احمدی نژاد بود. آن شب اتفاق جالبی در خوابگاه افتاد یا اینکه برای من جالب بود چون 1 هفته بود که در خوابگاه نبودم و از ماجراهای کوی بی خبر...

بچه های حامی ... نه شاید بهتر بگویم که مخالف احمدی نژاد هر شب بعد هر مناظره در محوطه ی خوابگاه جمع می شدند و تا پاسی از شب شعار می دادند. شعار هایی مثل: مناظره به پا شد احمدی کله پا شد، احمدی بای بای احمدی بای بای، دکتر برو دکتر، محمود برو گم شو و ... البته گاه گداری هم شعر یار دبستانی و به اشتباه یار دبستانی را می خواندند.

نمی دانم واقعا این ها دانشجو بودند؟؟؟ هم اتاقیمان هم به محض شروع تجمع ها در خوابگاه در صف اول شعاردهندگان قرار داشت. ما هم از تراس مشغول تماشای آنها بودیم. ما هر شب همین برنامه را داشتیم. دیگر عادی شده بود و حتی به مرز آزار دهنگی رسید و از آن گذشت. نمی دانم چرا از همه ی این مسائل دلم نمی لرزید خیالم راحت بود پشتم گرم بود احساس می کردم که

خدا با ماست و فردا مال ماست.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه هشتم تیر 1388 و ساعت 2:3 |

نگاهی به آشوب های روزهای گذشته نشان از تلاش سازمان یافته ای برای به ریختگی اوضاع اجتماعی و سیاسی کشور عزیزمان ایران دارد.

از احساسات وطن دوستانه مردم سوء استفاده می کنند و با شعارهای آزادیخواهانه و عدالت طلبی که همشان  شعاری بیش نیستند و هیچکدام در اعمالشان دیده نمی شوند تعداد معدودی از جوانان و دانشجویان (که البته آنها هم از سر ناآگاهی وارد معرکه شدند) را به خیابانها می کشانند و بعد به ضرب گلوله (که تحقیقات اخیر نشان می‌دهد گلوله پرتاب شده به سمت خانم ندا صالحی از صلاحهای نیروی انتظامی و امنیتی شلیک نشده است بلکه از سلاح هایی است که قاچاقی به کشور وارد شده‌اند) می کشند. بعد هم می گویند شما کشتید.

به نام حقوق بشر انسان‌های بی گناه را به خاک و خون می کشند به نام عدالت آرای اقلیت را به اکثریت ترجیح می دهند. به نام آزادی بیان حق سخن گفتن را از رقیب خود می گیرند. به نام صداقت دروغ محض می گویند. می خواهند با زور دیکتاتوری(؟؟؟!!!) را از سر ملت بردارند.  به نام دوستی و از سر دلسوزی با دشمنان مردم ایران هم صدا و هم سو می‌شوند و خون هزاران شهید این مرز و بوم را نادیده می گیرند.

آقای موسوی

شما که عرضه یه شکایت مستند نداری و تو جلسات شورای نگهبان حاضر نمی شی و به جز تهمت زدن و دروغ گویی چیز دیگه ای بلد نیستی می خواستی بیای رئیس جمهور این مردم بشی؟ آقای موسوی شما که شورای نگهبان را برای اظهار نظر عادل نمی دانی چرا اومدی کاندید شدی اصلا؟ چرا همون موقع که کاندید شدی نگفتی شورای نگهبان رو قبول نداری؟

آقای موسوی

شما بر علیه امنیت ملی اقدام کردی و در این مورد محکومی. شما زحمات چندین و چند ساله مسئولین قبلی رو تو همین یکی دو ماهه به باد دادی. خوب شد خطر ۴ ساله ریاست جمهوری تو از سر ملت رفع شد. هرچند تو همین یکی دو ماه به اندازه ۳۰ سال گند زدی.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 8:31 |

... از شب های خوابگاه بنویسم؟ از هم اتاقیم که مارا در امر سیاست مخالف نظر خود می دید و دیگر حاضر نبود حتی با ما حرف بزند؟ از دانشکده بگویم که تمام استادان دانشکده برای حمایت از موسوی امضا کرده بودند؟ چرا؟ آیا آنها هم چشم و گوش خود را بسته اند؟ چرا بعد از همه این اتفاق ها و برتری رای حداکثر به اقلیت باید این اتفاق ها بیفتد؟ آشوبگری چرا؟ چرا به اسم انصار و بسیجی باید به کوی پسران دانشگاه تهران هجوم بیاورند و ۳۰۰-۲۰۰ نفر را به جرم هیچ (البته نه همه) دستگیر کنند؟

مگر ما دانشجویان دانشگاه تهران چه گناهی کرده ایم که می خواهیم در آرامش مطلق امتحان بدهیم و بعد از آن برنامه های از قبل چیده شده را انجام دهیم؟ مگر چه گناهی کرده ایم که باید در نیمه دوم شهریور در ماه رمضان با زبان روزه در گرما امتحان بدهیم؟ به چه دلیل؟ آیا واقعا نباید به این نتیجه رسید که دیکتاتوری در دست کسانی است که پیروز این انتخابات نشدند؟؟؟

در پست بعدی تمام ماجراهایی که در کوی دانشگاه برایم اتفاق افتاده است را بازگو خواهم کرد.

ادامه دارد....

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 7:50 |

فعاليت برخي تحت عنوان بسيجي مشكوك است

استاندار تهران گفت: فعاليت كساني كه با عنوان بسيجي و حزب الهي به برخي مجتمع هاي مسكوني و كوي دانشگاه حمله كردند، بسيار مشكوك است.
مرتضي تمدن در حاشيه نماز جمعه تهران در پاسخ به سوالي مبني اقدام استانداري در خصوص حمله به مجتمع مسكوني نمايندگان با اشاره به اينكه فيلم حمله به مجتمع هاي مسكوني موجود است، گفت: حراست مجلس و نيروي انتظامي پيگير اين قضايا هستند. البته تاكنون نتيجه اي اعلام نشده است ولي به طور جدي پيگير اين قضايا خواهيم بود و قاطعانه با اين افراد مشكوك برخورد خواهيم كرد. وي در ادامه با تاكيد بر اينكه براي هيچ تجمعي مجوز صادر نشده است، افزود: اميدواريم كانديداها و هوادارن آنها به قانون توجه كنند و نظرات رهبري را فصل الخطاب بدانند. تمدن در پاسخ به اين سوال كه اگر تجمعي برگزار شود، با آن برخورد مي شود، گفت: نمي توانم بگويم برخورد خواهد شد، چون ما فرض را بر اين گرفته ايم كه تجمعي برگزار نخواهد شد و اميدواريم كه دوستان در اين زمينه تجديدنظر كنند.
وي با اشاره به اينكه رهبري در سخنانشان، وظايف همه گروه ها و مسئولان را تبيين كردند، گفت: بيانات رهبري مسير را روشن كرد و اميدواريم كساني گله و شكايت دارند از مجاري قانوني آن مسايل را پيگيري كنند و تا زماني كه راه و روش قانوني وجود دارد، نبايد از راهكارهاي غيرقانوني استفاده كرد و موجب شادي دشمنان و خوشحالي آنها را فراهم كرد.

خورشید عالمتاب:

هیچ بعید نیست که یک عده منافق در پوشش بسیجی بخواهند چهره بسیج را لکه دار کنند. مردم عزیز بدانند دشمن قسم خورده از هیچ نیرنگی فروگذار نخواهد بود. ما خطمان خط ولایت است. ما خطمان خط رهبری است. لذا اطاعت از فرامین ایشان بر همه واجب است!

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 14:52 |
اظهار نظر فائزه هاشمي درباره محمد خاتمي
فائزه هاشمي در گفتگويي در حاشيه مراسم روز دوشنبه در ميدان آزادي درباره عملكرد خاتمي در دوره اصلاحات گفت: خاتمي موجب شد در انتخابات بعدي رياست جمهوري اصلاح طلبان رأي نياورند. الان هم اين جوري شده است، سر بابام هم كه ديديد چه بلايي آمد، بنابراين معتقدم بايد اين اعتصابات ادامه يابد.

دانشجويان كوي دانشگاه تهران آزاد شدند

هيأتي كه از سوي رياست مجلس شوراي اسلامي از كوي دانشگاه تهران بازديد كردند و در ادامه آن الياس نادران از سوي رئيس مجلس ضمن استقرار در محل كوي دانشگاه تهران در جمع دانشجويان حضور داشت و در نتيجه با پيگيريهاي اين هيأت، همه دانشجويان بازداشت شده آزاد شدند.

تكذيب تعطيلي بازار تهران

رئيس شوراي اصناف كشور شايعه تعطيلي بازار تهران را تكذيب كرد. قاسم نوده فراهاني در پاسخ به اين سوال كه عده اي شايعه كرده اند كه بازار تهران تعطيل شده است، اظهار داشت: بازار تهران باز است و هرگونه شايعه در خصوص تعطيلي بازار را تكذيب مي كنيم.

سفير ايران ديدار با همتاي انگليسي اش را لغو كرد

يك منبع آگاه درسفارت ايران در افغانستان تأييد كرد كه فداحسين مالكي سفير كشورمان در اعتراض به دخالتهاي دولت انگليس و نيز اظهار نظر اخير وزير امور خارجه اين كشور در مورد انتخابات ايران ديدار خود را با همتاي انگليسي اش در كابل لغو كرد. اين منبع آگاه در گفتگو با ايرنا افزود: اين ديدار قرار بود اين هفته به درخواست مارك سيدويل سفير انگليس در افغانستان انجام شود.
+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 14:47 |
پاسخ دبيرخانه شوراي امنيت كشور به نامه مهندس موسوي
مسئوليت عواقب اجتماعات غيرقانوني متوجه شما است

دبيرخانه شوراي امنيت كشور خطاب به ميرحسين موسوي تاكيد كرد: وظيفه ملي جنابعالي اقتضاء مي كند كه از تحريك و تلاش براي تشكيل اجتماعات غيرقانوني پرهيز نماييد و در صورت دعوت و تحريك به اين اجتماعات، مسئوليت عواقب ناشي از آن بر عهده جنابعالي خواهد بود.به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور، متن كامل پاسخ دبيرخانه شوراي امنيت كشور به نامه مورخه 27/3/88 ميرحسين موسوي بدين شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي ميرحسين موسوي
با سلام
نامه مورخه 27/3/88 جنابعالي خطاب به شوراي امنيت كشور حاوي مسائلي است كه توجه شما را به آن جلب مي كنيم:
1- انتساب اعمال مجرمانه همانند تخريب اموال و وسايل نقليه مردم به نيروي انتظامي.
2- حمايت از اجتماعات غيرقانوني كه منجر به برهم زدن نظم و امنيت، تخريب اموال و اضرار به مردم و نقض حقوق شهروندان عزيز گرديده است كه جنابعالي از آن اجتماعات به عنوان اجتماعات خودجوش و مسالمت آميز نام برده ايد.
3- با تأكيد جنابعالي بر اينكه موارد مذكور را مشاهده كرده ايد، لازم است، مشاهدات خود را در اختيار دبيرخانه شوراي امنيت كشور بگذاريد.
البته به نظر ما اين يك شبكه سازمان يافته است كه به احتمال زياد توسط گروهك هاي وابسته به بيگانگان سازمان يافته اند و با اراده و تصميم قبلي نظم و آرامش و امنيت عمومي را بهم مي زند و به حقوق شهروندان تعرض مي نمايد كه البته قبلاً دستور رسيدگي لازم توسط فرماندهي نيروي انتظامي به موضوع صادر شده است.
متقابلاً وظيفه و مسئوليت ملي جنابعالي اقتضاء مي كند كه به جاي انتساب اتهام به نيروهاي انتظامي و يا نظامي كه فرزندان اين كشورند و شبانه روز جهت امنيت شهروندان تلاش مي كنند، از تحريك و تلاش براي تشكيل چنين اجتماعات غيرقانوني پرهيز نموده و از اين اجتماعات حمايت ننماييد. قطعاً به اين نكته مهم توجه داريد كه در صورت دعوت و تحريك به اين اجتماعات غيرقانوني مسئوليت عواقب ناشي از آن بر عهده جنابعالي خواهد بود.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 14:44 |

وزارت كشور: با جعل نامه مي خواهند شيريني را تلخ كنند
روابط عمومي وزارت كشور در اطلاعيه اي با تأكيد بر بهره گيري مردم از منابع رسمي خبر آورده است: برخي با جعل نامه ها و نشر اكاذيب مي خواهند شيريني پيروزي حضور را بر مردم تلخ كنند.

آمادگي حداد عادل و شريعتمداري براي مناظره با موسوي
غلامعلي حداد عادل رئيس كميسيون فرهنگي مجلس و حسين شريعتمداري مدير مسوول روزنامه كيهان آمادگي خود را براي مناظره با ميرحسين موسوي در خصوص مسائل مطرح شده در خصوص بحث انتخابات اعلام كردند.


افشاي آمار كمكهاي مالي صدام به منافقين
صدام در مدت زمان حيات خود و از زمان حضور منافقين در عراق ميليونها دلار به اين سازمان تروريستي كمك كرد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني هابيليان (خانواده شهداي ترور) صدام با اين بهانه كه «مجاهدين خلق دوستان واقعي ما هستند» از ابتداي حضور منافقين در عراق، از سال 1986 تا 1992 ماهيانه 15 ميليون دلار به اين سازمان تروريستي كمك مي كرد. اين مبلغ پس از سركوب ناجوانمردانه كردهاي شمال عراق و كشتار شيعيان در انتفاضه جنوب عراق، از سال 1993 تا 2002 به 30 ميليون دلار در ماه افزايش يافت ضمن اينكه ماهيانه 10 ميليون دينار نيز به دستور صدام به اين سازمان اختصاص يافت.

استعفاي رئيس دانشگاه شيراز تكذيب شد
مديركل روابط عمومي دانشگاه شيراز، ضمن تكذيب خبر استعفاي رييس دانشگاه شيراز، اين خبر را دروغ خواند. وي ادامه داد: دكتر محمدهادي صادقي رئيس دانشگاه شيراز در اعتراض به اتفاقهاي اخير در اين دانشگاه پيگيريهايي انجام داده ولي استعفا نداده است.

قاليباف تكذيب كرد
محمدباقر قاليباف ديروز در مراسم افتتاح تقاطع غيرهمسطح بزرگراه فتح با 45 متري زرند در جمع خبرنگاران در پاسخ به اين پرسش كه شنيده شده است شما بعد از انتخابات قصد داريد استعفا دهيد؟ گفت: شما جايي را مي شناسيد كه من بخواهم بروم، من مرد كار هستم و جايي بهتر از شهرداري براي خدمت نمي شناسم.

+ نوشته شده توسط مجید فضیلت پور در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 14:18 |

 

نمی دونم از چی بنویسم؟ از کجا بنویسم؟ از تبلیغات قبل از انتخابات؟ از مناظره ها؟ یا از آدم هایی که چشم و گوششونو رو به روی همه چیز و همه کس بسته اند؟ از کجا باید شروع کرد؟ از خودم که قبل از مناظره موسوی و احمدی نژاد می خواستم به موسوی رای بدم؟ همه ی دروغ ها و تهمت هایی که به رئیس جمهور می بستن رو قبول داشتم ولی چی شد که رآیم برگشت؟ چه شد که خواستم و تصمیم گرفتم که به احمدی نژاد رای بدم؟ و شروع ان خواستن از آن شب بود

شب ۱۳ خرداد

مناظره ی تاریخی احمدی نژاد و موسوی

ادامه دارد....

+ نوشته شده توسط زهرا فضیلت پور در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 11:16 |

كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است

"طراحی و تولید: "مخلوق