برای تفریح رفتم به یکی از پارک های ساحلی کارون. همینطوری که دنبال بهترین(تمیزترین و سالم ترین) صندلی می گشتم تا روی آن بنشینم، چشمم به آن صندلی روبه رویی خورد که گوییا یک عده آدم گرسنه تکه ای از تکیه گاه صندلی را خورده بودند.
سوال: چه کسی آن را خورده است؟ اگر هر هفته یک بار یک ادم خیلی گرسنه از آنجا عبور کند بعد از دو ماه چیزی از آن صندلی بتنی نمی ماند. بعد ما مجبور می شویم روی زمین بنشینیم.
سوال: چه عاملی باعث می شود که آن صندلی توسط یک آدم گرسنه خورده شود؟ فقر؟ بی فرهنگی؟ یکی از اساتید ما توجه من رو به یک موضوع جال جلب کرد: دقت کنید، اتوبوس های شمال شهر چقدر تمیز و مرتبند؟ اما اتوبوس های جنوب شهر ......؟؟؟ چقدر کثیف و خراب اند ....؟؟؟ علت آن فاصله طبقاتی نیست! علت آن عقده های روانی است که در آدم های جنوب شهر دیده می شود و در آدم های شمال شهر کم تر دیده می شود.
سوال: این عقده در آدم های جنوب شهر از چه چیزی ناشی می شود؟؟؟؟ فقر؟؟؟ تضاد طبقاتی؟؟؟؟ تبعیض قائل شدن مسئولین بین شمال و جنوب ؟؟؟؟ چپ و راست؟؟؟
سوال: چرا مسئولین به یک نقطه خاصی از شهر توجه بیشتری می کنند و از دیگر نقاط شهر غافل می شوند؟؟؟؟؟ آیا مردم شمال شهر رنگ خونشان سرخ تر است؟؟؟ یا اعتبار پولشان بیشتر است؟؟؟
جالب است بدانید که در تهران مناطق مرتفع و خوش آب و هوا را پولدارها می خرند. و گران ترین نقاط شهر مناطق خوش آب و هوا است.
اما در اهواز نه به لحاظ ارتفاع و نه به لحاظ آب و هوا هیچ نقطه ای بر نقطه دیگر برتری ندارد.
اما شما می بینید که بعضی جاهای آن خیلی باکلاس تر است....













